Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780227-44668S4

Date of Document: 1999-05-17

نخستين ويژگي يك شهر پايدار است تعادل زبان طراحي شهرخودي (واپسين بخش ) در نخستين بخش از مطلب زبان طراحي شهر خودي به چگونگي استفاده از زبان و زبان شناسي و كاربردهاي متنوع واژه زبان به عنوان يك وسيله موءثر ارتباطي، نمادي و بياني اشاره شد. اينك در واپسين بخش به مواردي از قواعد و اصول قابل استفاده در طراحي شهري خودي اشاره مي شود. حريم * تعريف كننده فضا و زمان و بر اين اساس به وجود آورنده هويت، ايمني و امنيت، تنوع، انتخاب و آزادي است. -الگو 1 تكرار منظم يك شكل يا حالت را الگو اين مي نامند تعريف وسيع و كلي انواع گوناگون الگوها را كه همگي از اهميت اساسي در فعاليتهاي انساني و بنابر اين طراحي شهري بر خوردارند شامل مي شود. خصوصيات الگوهاي خودي را مي توان چنين بيان كرد: * تقارن در بناها * ارگانيك بودن بافتها * سادگي در عين پيچيدگي * ارتباط متعادل بين اجزاء و عناصر * موزون بودن تركيبها * نظم در عين بي نظمي * سيستمي از محلات منسجم * محلات حتي المقدور خودكفا * اندازه معقول در محلات * تداوم تاريخي * انعكاس ارزشهاي خودي * وحدت در عين كثرت - 2 مركزيت يك شكل عمومي از الگوهاست كه در كليه زمينه ها ازجمله طراحي شهري مصداق پيدا مي كند. بنابر دلايل فرهنگي - اقتصادي مفهوم مركزيت مي تواند در كليه ابعاد و زمينه هاي طراحي شهري كاربرد داشته باشد: * مشخص كردن مركز شهر با مسجد به عنوان عامل هويت دهنده شهر. * مشخص كردن مركز محلات با مساجد محلي به عنوان عامل هويت دهنده محلات. * تلفيق فعاليتهاي فرهنگي با مساجد در مركز شهر. * برقراري ارتباط فضايي - بصري بين مراكز شهر. * تبعيت كليه اجزاء شهر از مركز -حريم 3 در حالي كه عرصه هاي نامحدود مبين تداوم هستند، عرصه هاي نامحدود نشانگر عدم تداوم مي باشند. حريم تعريف كننده فضا و زمان و بر اين اساس به وجود آورنده هويت، ايمني و امنيت، تنوع، انتخاب و آزادي است. * تامين محروميت در سطوح مختلف (حريم بصري ) * رعايت درونگرايي در سطوح مختلف. * در نظر گرفتن محروميت در ترتيب قرارگيري واحدهاي مسكوني (همجواري ). * ايجاد محروميت از طريق تفكيك فعاليتهاي عمومي از خصوصي. - 4 تضاد و دوگانگي اين خاصيت در حد افراطي خود به قضاوت و انتخاب اين يا آن مي انجامد كه جهان وهمه اجزاءآن را به دو حالت تقسيم مي كند، نظير: /داخل خارج، /خوب بد، /ساده پيچيده، /عمومي خصوصي و غيره. گرچه در بسياري از زمينه هاي جامعه ما خاصيت مذكور مردود شناخته مي شود، ليكن در حد معمول آن دوگانگي پايه تفاوت و تغيير بوده و لازمه بقاء و پايداري مراكز زيست است. پيچيدگي و تنوع موجود در مراكز زيستي خودي ناشي از تفاوت متعادل و موزون عوامل و خصوصيات، به جاي تغيير شديد و ناگهاني در آنها است. * فضاهاي انسان ساخت در مقابل فضاهاي طبيعي * قرارگيري موزون و سازگار فعاليتها در كنار هم. * تغيير موزون فرمها. - 5 سلسله مراتب اساس سلسله مراتب حال هم اين و هم آن است كه به صور متنوعي در كليه زمينه هاي پيچيده و پوياي طبيعي به كار رفته است. * سلسله مراتب در ساختار فضايي: شهر، محله. * سلسله مراتب دسترسي. * سلسله مراتب فضا از نظر عمومي، خصوصي (محرميت ). * سلسله مراتب توزيع خدمات شهري. * سلسله مراتب عناصر نمادي: مسجد. - 6 تعادل اين خاصيت متعلق به كليه نظامهاي پويا و ارگانيك محيط است كه مي خواهند پايدار بمانند. تعادل به مفهوم قرار گرفتن هر چيزي در جاي خود، به اندازه لازم و در زمان لازم است و اگر اين حدود رعايت نشود، به ناپايداري محيط، از هم گسستگي و نابودي منجر خواهد شد. * تعادل در طبيعت * تعادل بين محيط مصنوع و محيط انسان ساخت * تعادل ارگانيك در شهر * پويايي و قابليت انعطاف * خودنظم دهي * كنترل و دخالت حداقل * رشد و توسعه خودجوش - 7 وحدت - كثرت اين دو خاصيت از مايه دوگانگي هستند كه به جاي تقابل، مكمل يكديگرند. وحدت به مفهوم تنوع، انتخاب، آزادي و انعطاف است. نظم نشان دهنده وحدت و بي نظمي مبين كثرت است. * مسجد: عامل وحدت بخش * آثار فيزيكي - فضائي اعتقاد است: وحدت بخش (قبله ) * تبلور فرهنگ در فرم: وحدت بخش * آثار اقليمي شكل گيري محيط * تنوع وتغيير در زندگي خصوصي: مسكن تداوم * و ثبات در زندگي عمومي - 8 رابطه انسان و محيط انسان دائما در رابطه متقابل با محيط پيرامون خود مي باشد. اين چنين رابطه اي است كه به انسان امكان مي دهد به فعاليت خود در محيط ادامه دهد. اين رابطه از طريق حواس مختلف انسان برقرار رابطه مي شود معقول و سازنده، به جاي رابطه مخرب مي تواند بين انسان ومحيط پيرامونش وجود داشته باشد. * رابطه اكولوژيكي * رابطه احساس * رابطه نمادين * رابطه معنوي -معاني 9 بيان واستعاره اساس اين خاصيت بر اين اصل استوار است كه محيط زندگي انسان، اعم از طبيعي يا مصنوعي مي تواند علاوه بر جنبه عملكردي معمول، به بيان و انتقال معاني ومفاهيم، كه گاهي از جنبه عملكردي آن نيز بااهميت تر است بپردازد. نمادگرائي يكي از خصوصيات بارز و برجسته شهرهاي مشرق زمين و خصوصا سرزمين ما بوده است كه متاسفانه با غلبه مدرنيزم به تدريج از چهره شهرها حذف شده است. * استفاده از فرمهاي سنتي اسلامي - ايراني * استفاده از باغ وباغچه هاي سنتي * استفاده از علائم و نمادهاي سنتي * محصور كردن و بسته بودن فضاها * توجه به مصاديق الهي * توجه به خصوصيات طبيعي - 10 رفتار انساني رفتار انسانها در چارچوب اجتماعي (فضاي شهري ) يعني رابطه بين انسان و انسان در محيطهاي كالبدي، اجتماعي، اقتصادي و معنوي از مباحث مهم و تعيين كننده در طراحي شهري است. جنبه هاي معنوي زندگي مردم، علايق و آرزوها، ارزشها، خواسته ها و نيازها، اولويتها، اميدها و انتظارات آنها هنگامي كه در ارتباط با يكديگر و در رابطه با فضاهاي شهري مطرح شوند رفتارهاي جمعي را به وجود مي آورند كه هم تاثيرگذارنده بر محيط شهري است و هم از آنها تاثير مي پذيرد. فرهنگ به مفهوم كلي آن عامل اساسي و تعيين كننده چنين رفتاري است. * ساختار محله اي شهر اساس رفتار اجتماعي * جنبه هاي معنوي - ارزشي ركن رفتارهاي شهري * رفتارهاي غالب براساس سنتهاي معقول: تفريح، خريد...، * همبستگي اجتماعي * احساس تعلق به فضا * قابل دفاع بودن فضاها * مشاركت مردمي * حداقل دخالت از بيرون بديهي است موارد ذكر شده تنها بخش محدودي از قواعد و اصول طراحي شهري را تشكيل مي دهندو بنابراين ضرورت فعاليت بيشتر در اين زمينه احساس مي شود. اگر موارد فوق را به عنوان قواعد و اصول طراحي شهري قلمداد كنيم در اين صورت لازم است تلاش مشابهي نيز در جهت تعريف وتكميل لغات و يا محتواي طراحي شهري با استفاده از مفاهيم سنتي و توجه به نيازهاي كنوني جامعه به عمل آيد.