Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780227-44667S2

Date of Document: 1999-05-17

( ) 17 شنبه 13 تير جلسه علني نداشتيم. حدود ساعت نه و نيم به مجلس رفتم... بعدازظهر مهندس ] [مهدي بازرگان، دكتر ] [يدالله سحابي و دكتر [كاظم ] سامي آمدند، براي چاره جويي در همين زمينه و كم كردن فشار اجتماعي. توقع داشتند امام چيزي بگويد و يا من از آنها تعريف كنم. من گفتم امام راه را باز گذاشته اند و پيشنهاد كردم موضعشان را در مقابل ضدانقلاب، صريحا اعلان نمايند. قرار شد چيزي بنويسند. جنايت هولناك انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و شهادت اين همه نيروهاي انقلاب كه مورد علاقه آنها هم بوده اند، وجدانشان را تحت فشار قرار داده... در جلسه فاتحه اي كه امام براي هفتاد و دو شهيد، در مسجد شهيد مطهري گرفته بودند، شركت كردم. جمعيت عظيم و پرشوري جمع شده بودند. افطار در منزل همسايه خودمان آقاي فقيهي مهمان بوديم. از همراهان قبل از انقلاب است. يكشنبه 14 تير اول صبح آقاي محسن رضايي به منزل آمد و گزارشي از وضع مبارزه با گروهكها داد. معلوم شد كه عامل انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي، (منافق فراري [محمدرضا ] كلاهي ) از نيروهاي ] [سازمان مجاهدين خلق است. از پرونده اي كه قبلا انجمن اسلامي دانشگاهش برايش تشكيل داده اند، چنين مشخص مي شود. جلسه علني داشتيم. معرفي وزير خارجه مطرح بود كه تصويب شد. آقاي مهندس ميرحسين موسوي، سردبير روزنامه جمهوري اسلامي، وزير خارجه از شد اول كار، آقاي رجايي ايشان را معرفي كرده بود. بني صدر قبول نمي كرد. آقايان [دكترحسن ] آيت و احمد كاشاني مخالفت كردند و عكس العمل بدي داشت; مخصوصا از آقاي آيت كه عضو شوراي مركزي حزب است... افطار را به خانه آمدم. احمد آقا خميني تلفن كرد و گزارشي از آقاي فلاحي مبني بر تصميم حركت وسيع مجاهدين خلق در خيابانهاي تهران با همكاري عراق و كردهاي محارب نقل مي كرد و خبر [ارسال ] نامه اي از نهضت آزادي به امام را كه مجاهدين را محكوم كرده اند ] [رساند و پيشنهاد پخش آن را داد. دوشنبه 15 تير دو روز از خاطرات عقب مانده را نوشتم. جلسه علني داشتيم و لايحه احزاب مطرح بود. چند ماده تصويب شد... بعدازظهر، شوراي عالي دفاع داشتيم. تيمسار ظهيرنژاد احضار شده بود. براي بررسي اختلاف نظرهاي ايشان و آقاي [ولي الله ] فلاحي بحث زيادي شد. در رفع اختلاف پيشرفتي نكرديم... نزديك غروب به عيادت آقاي خامنه اي به بيمارستان رفتم. حالشان بهتر است. خبر انفجار دفتر حزب را با شهادت جمعي به ايشان گفتم، ولي گفته شد كه آقاي بهشتي مجروحند. قرار شد بعدا همه چيز را به ايشان امروز بگويند سرهنگ نامجو را احضار كرده بودند و راهنماييهايي در مورد سمت جديدش نموده بودند. كم كم مشغول به امور جاري خواهند شد. احمدآقا خميني هم آمدند. با هم افطار را به منزل ما آمديم فرصتي شد كه بحثهاي زيادي كنيم. آقاي [علي ] لاريجاني مدير عامل صدا و سيما هم آمد و گله از ناسازگاري آقايان [علي ] جنتي و [حسن ] روحاني دو عضو شوراي سرپرستي داشت. سه شنبه 16 تير دير از خواب بيدار شدم. بعد از سحري خوردن، ساعت سه و نيم صبح خوابيده بودم، نزديك ساعت هشت صبح از خواب پريدم. ساعت هشت بايستي جلسه علني شروع شود. با نيم ساعت تاخير به مجلس رسيدم. طرح احزاب در دستور بود... آقاي محمدي گرگاني، نماينده گرگان آمد. از اهانت مردم خط امام گرگان نسبت به خويش گله مند بود و چاره جويي مي كرد. از فشاري كه روي مجاهدين خلق وارد مي شود، نگران بود و اظهار مي داشت، تروريسم را وسيعتر مي كند و نابود نمي شوند، ولي راه و چاره اي ارائه قرار نداد شد بعدا صحبت كنيم. از افراد سطح بالاي مجاهدين بود، در زندان با هم بوديم ولي اخيرا مي گويد، ديگر عضويت ندارد... آقاي مصطفي ميرخاني آمد و قراري براي ملاقات با دكتر [حبيبالله ] پيمان گذاشت و براي آزاد كردن عزت الله خليلي كه در رابطه با مجاهد بودن فرزندانش بازداشت شده، كمك خواست... عصر به ديدن آقاي خامنه اي مقداري رفتم درباره وضع موجود و امور خارجي صحبت كرديم. حالشان بهتر است. دست راستشان را گچ گرفته اند. دو ماه بايد در گچ بماند. افطار را با نخست وزير و روحانيت مبارز، مهمان آقاي ناطق نوري بوديم. درباره رياست جمهوري و كابينه بعدي بحث بود. شب دير به خانه آمدم. بستگان عفت و خودم بودند. مقداري صحبت كرديم و خوابيديم. آقاي امينيان و قدسي خانم كه از بلژيك آمده بودند، از فعاليت خصومت آميز ضدانقلاب ايراني و كمكهاي انقلابيون در خارج گفتند. چهارشنبه 17 تير شب خيلي دير خوابيدم و بعد از سحر هم، خواب عميقي نرفتم. جلسه علني داشتيم و طرح احزاب مطرح بود. بعدازظهر جلسه هيات رئيسه داشتيم. برنامه هفته آينده بودجه است. درباره وضع خانواده هاي شهداي مجلس بحث شد و تصميم گرفتيم، دويست خانه مسكوني از طرف مجلس براي نمايندگان در زميني كه قبلا خريده شده بود، ساخته شود. آخر وقت، در جلسه شوراي مركزي حزب جمهوري، در دفتر آقاي دكتر باهنر شركت كردم. درباره تكميل كادر بعد از شهادت دوستان و انتخابات رياست جمهوري و ميان دوره اي مجلس بحث كرديم... خانم شهيد دكتر بهشتي آمد و درباره كمبودهاي زندگي بعد از ايشان، درد دل داشت. چيزي براي خانواده اش به ارث نگذاشته; جز خانه و حقوق بازنشستگي. خانم شهيد عراقي و امير فرزندش آمدند و درباره كار امير و چيزهاي ديگر، حرفهايي سحر داشتند به تنهايي سحري خوردم. عفت ضعيف است و نمي تواند روزه بگيرد، به خاطر من بيدار شد و سحري تهيه كرد و با من بيدار ماند، كه تنها نباشم. بچه ها همگي به مسافرت رفته اند. پنجشنبه 18 تير ... ظهر با نخست وزير درباره وضع نامطلوب سالن ورود مسافران خارجي كه مردم را معطل مي كنند، مذاكره كردم. از آقاي [اسدالله ] لاجوردي درباره چند بازداشتي توضيح خواستم. آقاي [محمدصادق ] حائري شيرازي پيشنهاد داشت، به جاي ايشان آقاي موسوي [محمد ] خوئيني ها سخنراني قبل از خطبه هاي نماز جمعه را ايراد كند، با آقاي موسوي [خوئيني ها ] صحبت كردم، آمادگي نداشت. با آقاي موسوي [خوئيني ها ] درباره نخست وزير آينده صحبت كرديم. بيشتر به آقاي باهنر رسيديم. بعدازظهر با مسئولان شركت ايزيران كه شركت دولتي كامپيوتري، متعلق به وزارت دفاع است، صحبت كردم. از اينكه شوراي انفورماتيك، مانع فعاليتهاي خودكفايانه آنها است، شكايت داشتند. اطلاعات مفيدي دادند... افطار به خانه آمدم. تنها بودم. فرصتي شد كه مقداري روي فيشهاي قرآنيم، راجع به آزمايش و نفاق براي خطبه هاي فردا، مطالعه كنم. جمعه 19 تير بعد از صرف سحري نخوابيدم و دو ساعت براي خطبه هاي نماز جمعه مطالعه كردم. علي، اخوي زاده كه دو ماه در جبهه غرب با سپاه پاسداران بوده، آمد و خوشحال شدم. قبل از شركت در نماز جمعه، در بيمارستان قلب از آقاي خامنه اي عيادت حالشان كردم بد نيست ولي تا سلامت كامل، خيلي فاصله دارند. بعدازظهر، در جلسه شوراي عالي دفاع در ستاد مشترك شركت تيمسار كردم فلاحي مي گويد: آقاي ظهيرنژاد فرمانده نيروي زميني، معتقد به حركت ارتش نيست و بهتر مي داند، وضع كنوني محفوظ بماند و نامه اي از سرهنگ يعقوب حبشي از افسران ستاد نيروي زميني خواند كه ارتش را در وضع كنوني، قادر به اخراج ارتش عراق نمي داند و محتاج به دو سه لشكر جديدالتاسيس مي باشد كه به اين زوديها، امكان ايجاد آن نيست... با آقاي رجايي درباره نخست وزير بحث كرديم كه من آقاي باهنر را پيشنهاد كردم. شب را در خانه بودم.