Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780227-44667S1

Date of Document: 1999-05-17

ناهمگوني ساختاري - كاركردي كشورهاي جنوب * فرايند تصميم گيري در جوامع توسعه نيافته براساس ايستارهاي ارزشي و احساسي مي باشد در حاليكه در جوامع توسعه يافته نظام بوروكراسي با تمام وسايل آن عقلاني گرديده است * در جوامع جنوب اهداف و منافع ملي جامعه روشن نيست و به همين لحاظ اجماع نظري پيرامون اهداف كلان جامعه وجود ندارد اشاره: تاكنون مسائل كشورهاي جنوب از ديدگاههاي متعددي توسط صاحبنظران اين رشته ارائه گرديده اين است پژوهش برآن است تا با عنايت به تئوري سيستمها علت برخي از ناموزونيهاي كشورهاي جنوب را مفروضه دريابد اين پژوهش وجود ساختارهاي ناهمگون دراغلب كشورهاي جنوب مي باشد. براساس چنين مفروضه اي، بنظر مي رسد كه چنين ناموزوني هايي در اغلب كشورهاي جنوب بعلت عدم انطباق كاركردي - ساختاري خرده نظامهاي مختلف اين كشورهاباشد. اين پاسخ احتمالي در مقاله زير بعنوان فرضيه اصلي اين بحث در دو سطح تحليل خرد و كلان مورد بررسي واقع شده است. گروه مقالات * ناموزوني هاي نظام اجتماعي كشورهاي جنوب: با نگرش كلان بر كشورهاي جنوب به وضوح مي توان تعارضات و ناهمگونيهاي متعددي را در اين كشورها تشخيص داد. در نظام اجتماعي اين جوامع، خرده نظامهاي سياسي، اقتصادي و ايدئولوژيكي ملي يا قومي كه سنتز آنها در واقع جامعه را تشكيل مي دهد با يكديگر بسي بيگانه هستند. عدم شخصيت اين خرده نظامها بدان سبب است كه سرمايه داري در دوران گذار، جنبه هاي متنوع شالوده اجتماعي يك دولت را به يكسان دربر نگرفته است. ( ) 1 به عبارتي ديگر در اين كشورها انقلاب اجتماعي بورژوازي به گونه اي ناقص روي داده است و خرده نظامها در تركيب ساختار اجتماعي ناهمگونند. هر چند كه بحرانهاي اجتماعي كشورهاي جنوب از بحرانهاي سراسري نظام سرمايه داري (بحران انرژي - مالي - اكولوژيكي... ) متمايز مي باشد. ليكن نظام سرمايه داري در طول مراحل رشد خود تاثيرات گوناگوني را در ساختار اجتماعي كشورهاي جنوب بجا گذارده است. نظام سرمايه داري در كل سه مرحله رشد را طي كرده است: الف ) مرحله اول: اين مرحله اصولا ايجاد پيش شرطهاي سياسي استعمار را دربرمي گيرد كه بطور عمده با گسترش دادوستد و سرمايه بازرگاني - از طريق ويراني مستعمرات - مشخص مي شود. در اين فاز شيوه هاي محلي توليد با اندك استثناهايي دست نخورده باقي مي ماند. ب ) مرحله دوم: اين مرحله با آغاز دوران سرمايه داري صنعتي در كشورهاي اروپايي گشوده مي شود. عرضه مواد خام مورد نياز كشورهاي متروپل نوع جديد و نمونه اي از تقسيم استعماري كار را بوجود آورد كه جهان سوم فقط به توليد مواد خام اشتغال داشت. پ ) مرحله سوم: در اين مرحله اروپا به مرحله امپرياليسم گام نهاد، سرمايه داري انحصاري، با صدور سرمايه مشخص مي شود، اين امر جابه جايي هاي عيني را در ساختار جوامع استعماري ايجاب مي كند. با فرارويي نظام سرمايه داري از يك مرحله به مرحله به مرحله خصلت جنبش هاي رهايي بخش و مبارزه مسلحانه برضد استعمارگران نيز دگرگوني مي يافت. ( ) 2 بعنوان مثال: مرحله اول: مبارزه اي فئودالي و بيگانه ستيز بود. اين جنبش منجر به درك قوم گرايي در جهان پيرامون هدف شد اين جنبش ها كه از جانب نيروهاي اصلي سنت گرا رهبري مي شد حفظ و تقويت سنت هاي اساسي اجتماعي بود، بيگانه ستيزي معمولا از دو جريان تركيب مي شد: - 1 جنبش آگاهانه لايه هاي بالايي عناصري كه نگران فشار فزاينده نيروي امپرياليستي بودند. - 2 جنبش خودانگيز توده اي پيرامون شعارهاي سنت گرا مرحله دوم: همين كه سنتز استعماري تبلور يافت در موقعيت اجتماعي دروني نوعي ثبات و در جنبش رهايي نيز آرامش بوجود آمد. مرحله سوم: رشد استعماري موقعيتي را پديدآورد كه در آن انواع گوناگون نيروهاي سنت گرا، همراه با نيروهاي ملي همچنان به عمل خود در عصر امپرياليسم ادامه دادند، در اين رابطه آشكارا مي توان تضادهاي اساسي زير كه تشكيل دهنده جوهر مبارزه در راه مدرن سازي ساختارهاي اجتماعي در كشورهاي رشد يابنده است را تشخيص داد. ( ) 3 - 1 تضاد ميان نيروي پشتيبان مدرن سازي از يكسو و نيروهاي سنتي از سوي ديگر - 2 ميان هواداران غربي كردن مدرن سازي و آنهايي كه طرفدار حالت اصيل - ملي بورژوايي - هستند - 3 ميان طرفداران سرمايه داري و آنهايي كه هوادار سمت گيري سوسياليستي هستند به جهت چنين تضادهايي است كه كشورهاي جنوب به قول سميرامين داراي سه مشكل اساسي مي باشند. اين جوامع از ريخت افتاده، از هم گسيخته و نابرابرند و اين ناموزونيها در دو سطح قابل مداقه مي باشد. يكي در سطح خرده نظامهاي اين جوامع - سياسي، اقتصادي، فرهنگي و.. - و ديگري در تلفيق و تركيب اين خرده نظامهاي ناموزون با يكديگر. مثلا ساختار سياسي اين كشورها در درون خود دچار آفاتي مي باشد. يا مثلا زير ساختارهاي اقتصادي اين جوامع با يك شكل رشد نيافته اند بدين معنا كه عمدتا بخش (زير ساخت ) توزيعي رشد بي رويه اي را داشته است در حالي كه (زير ساخت ) بخش توليدي اين جوامع بسيار كم رمق و بي رونق مي باشد و يا اگر صنعتي پررونق باشد آن صنعتي طفيلي و وابسته به كشور مادر است و در تركيب و تلفيق اين دو ساختار نامتعادل، ناموزونيهاي ديگري رخ مي نماياند. بنا به اعتقاد دانشمندان، نظامي متعادل است كه از ساختار و كاركردي همگون برخوردار باشد. پس لازم است تا قدري از ساختارها و كاركردهاي خرده نظامات جهان سوم اطلاع يابيم. در اين راستا دو خرده نظام سياسي و اقتصادي مورد مداقه قرار خواهد گرفت. * ساختار نظام سياسي: يك نظام سياسي مي تواند شامل نهادهاي مختلفي بشرح ذيل باشد: ( ) 4 - راي دهندگان - سازمانهاي اداري - گروههاي ذي نفوذ - مجالس مقننه - احزاب گوناگون - قوه اجرايي - قوه قضائيه با توجه به وجود زيرساختها در خرده نظام سياسي، بايستي كاركردهاي زير را شاهد باشيم: ) 1 احزاب به خوبي سازمان گرفته باشد. ( ) 5 ) 2 درجه بالايي از اشتراك مردم در امور همگاني وجود داشته باشد. ( ) 6 ) 3 روش خردمندانه و موءثري براي حل مشكل جانشيني و مهاركردن كشمكش هاي سياسي وجود داشته باشد. ( ) 7 ) 4 به هم پيوستگي نهادها بايد نهادي شده باشد. ( ) 8 ) 5 نهادهاي سياسي كه مستلزم و منعكس كننده توافق و مصلحت متقابل مي باشد وجود داشته باشد. ) 6 اين نهادها به نوبه خودشان معناي تازه اي به مقصود همگاني مي بخشند و پيوند جديدي را ميان مصالح خاص افراد و گروهها برقرار مي سازند. ) 7 در نظامهاي كارآمد عمدتا غير نظاميان برامور نظامي نظارت دارند. در نظامهاي سياسي كشورهاي جنوب كاركردهاي ناموزوني را شاهد علت هستيم چنين امري در ساختارهاي ناموزون است. در اين كشورها معمولا ساختار قدرت غير منعطف و يكطرفه مي باشد. از سوي ديگر اگر هم در اين جوامع عمدتا ساختارها موزون باشند، كاركردهاي ناموزوني را ارائه اين مي دهند كاركردها را مي توانيم به صورت زير طبقه بندي نماييم: الف ) در اين جوامع اغلب نهادهاي سياسي دولتي مي باشند. ب ) گروهها به مشاركت طلبيده اما مي شوند به عنوان سياهي لشكر، در حاليكه در كشورهاي توسعه يافته گروه ها جهت تحقق منافعشان در تصميم گيريهاي سياسي، مشاركت مي كنند، بعبارتي ديگر در اين جوامع بازتاب منافع گروههاي اجتماعي در تصميم گيريهاي سياسي نمود دارد. پ ) فرايند تصميم گيري در جوامع توسعه نيافته براساس ايستارهاي ارزشي و احساسي مي باشد در حاليكه در جوامع توسعه يافته نظام بوروكراسي با تمام وسايل آن عقلاني گرديده است و تصميم گيريها بر بنيان محاسبه و نظم و چگونگي كارآيي و برنامه ريزي صورت مي گيرد. ت ) در كشورهاي جنوب دولت از دستگاههاي ايدئولوژيك كارآمد و گسترده مانند، رسانه هاي گروهي و آموزش و پرورش و... برخوردار نمي باشد و به جهت نبود چنين امري توسل به اجبار و قهر بشدت به چشم مي خورد. ث ) در جوامع جهان سوم گروههاي صاحب قدرت اجازه قدرت يابي به ساير گروهها را نمي دهند و ميل به تمركزگرايي بيشتر از تمركز زدايي مي باشد. ج ) در جهان سوم قدرت چيزي دست نيافتني عنوان مي شود، در حقيقت قدرت يك موهبت الهي تلقي مي گردد و دستيابي به قدرت سياسي حالت افسانه اي دارد. ( ) 10 ح ) در جوامع جنوب اهداف و منافع ملي جامعه روشن نيست و به همين لحاظ اجماع نظري پيرامون اهداف كلان جامعه وجود ندارد. ( ) 11 ساختار ناموزون سياسي كشورهاي جنوب در سطح كلي تر با ساختار اقتصادي تركيب مي گردد، ساختار اقتصادي كشورهاي جنوب نيز دچار آفاتي است. * احمد فرهادي * فهرست منابع: ) 1 سيمونيا سرمايه داري در خاور ترجمه برزگر تهران: نشر اراني ( ) 1367 ص. 132 ) 2 همان جا ص. 131 ) 3 همان جا ص. 135 ) 4 سيدحسين سيف زاده نوسازي و دگرگوني سياسي تهران: نثر سفير ( ) 1368 ص. 80 ) 5 ساموئل هانتينگتون سامان سياسي ترجمه محسن ثلاثي تهران نشر علم ( ) 1368 ص. 6 ) 6 همان جا ص. 6 ) 7 همان جا ص. 6 ) 8 بنظر هانتينگتون سطح نهادمندي هر نظام سياسي را مي توان با عوامل زير تعيين كرد: الف ) تطبيق پذيري - انعطاف ناپذيري، هرچه يك سازمان يا شيوه عمل تطبيق پذير باشد سطح نهادمندي آن نيز بالاتر است، انعطاف پذيري مخصوص سازمانهاي نوپاست. ) 9 اقتباس از: سي داد. ايچ رشد سياسي ترجمه عزت الله فولادوند تهران: نشر نو 1370 ص. 17 ) 10 محمود توسعه سريع القلم جهان سوم و نظام بين الملل تهران: نشر سفيد ( ) 1373 ص. 28 ) 11 اقتباس و تلخيص از: - باقر قديري اصل. كليات علم اقتصاد تهران: نشر سپهر ( ). 1366