Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780227-44662S4

Date of Document: 1999-05-17

در حاشيه احضار يك فرهنگي منتقد; پاسگاه نمي گذرد مسير توسعه فرهنگي از در حالي كه ديروز يكي از مقامات ارشد وزارت آموزش و پرورش طي مصاحبه اي (با يك روزنامه صبح ) مسئله توسعه فرهنگي، سياسي و اجتماعي را مهم ترين دغدغه اين نهاد انسان ساز ذكر كرده و توسعه در ابعاد مذكور را كارآمدترين راه براي حفظ و تقويت هويت ديني و ملي يك جامعه دانسته ا با ست، اين وجودما شاهد عقبافتادگي اين سازمان عريض و طويل در بسياري از عرصه هاي فوق الذكر هستيم و ابزار مهم تحقق اهداف والاي توسعه سياسي يعني تقويت روحيه نقد و پرسشگري در ميان معلمان و متعلمان در شرف نابودي است، و در اين ميان امروز يكي از دبيران پرسابقه تهران، به جرم به نقد كشيدن عملكرد يكي از مديران آموزش و پرورش به كلانتري احضار مي شود. شيرزاد عبداللهي دبير يكي از مدارس منطقه 9 آموزش و پرورش تهران و نويسنده مطلب روز معلم را همچون مجالس عزاداري برگزار كنيد در روزنامه صبح امروز ( ارديبهشت 11 )به 78 دنبال شكايت به عمل آمده از طرف رئيس منطقه 9 آموزش و پرورش شهر تهران به اتهام تهمت و افترا بازداشت مي شود. هر چند رياست محترم اين بخش از آموزش و پرورش تهران، چندي پيش از گرفتن حكم جلب همكار فرهنگي خود، بيانيه بلندبالايي عليه وي تنظيم و آن را در سطح شهر تهران توزيع كرده و خطاب به مدير مسئول صبح امروز امراض جسمي و روحي مختلفي را به آقاي عبداللهي نسبت داده است، بر كسي معلوم نيست كه از چه رو برخلاف عرف موجود عمل كرده و شكايت خود را از شخص نويسنده مقاله طرح كرده است. اين مقام مسئول در آموزش و پرورش شهر تهران، در بخشي از بيانيه خود مي نويسد: آقاي حجاريان! من از شما مطمئن هستم ولي از مسئول صفحه 8 آن روزنامه خير. آنچه در آن صفحه نگاشته شده، براي مسئولين محترم وزارت آموزش و پرورش اعم از وزير محترم و دانشمند و بعضي از معاونين و مديران ارجمند و ديگر فرهنگيان آشنا و مطلع به ساختار شخصيتي و بيمارهاي جسمي ايشان (شيرزاد عبداللهي ) امري شناخته شده و عادي است و من در اينجا از محضر وزير محترم و ساير عزيزان فرهنگي به خاطر نگارشهاي مطبوعاتي اين چنيني و مزاحمت هاي حضوري و تلفني ايشان پوزش مي طلبم و از درگاه حق، شفاي عاجل همه مرضاي اسلام را استدعا دارم! وي در بخش ديگري مي افزايد: ما مفتخريم كه در برهه اي از زمان مسئوليت اجرايي را عهده دار شديم كه رئيس جمهور محبوبمان درس عملي گذشت و اغماض را در مقابل افترا و تهمت هاي سياسي و اجتماعي به عنوان پرداخت حداقل بهاي آزادي (يعني نرخ دولتي و كوپني آن ) به ما مي دهد. در پاسخ به اين نوع برخورد از سوي رياست محترم منطقه 9 آموزش و پرورش با يك مطلب انتقادي، كه خود از محتويات آن به عنوان تهمت و افترا ياد كرده است، نكاتي به ذهن متبادر مي شود كه عبارتند از: با وجود اتهامات گوناگوني كه آقاي رئيس منطقه در بيانيه خود به آقاي عبداللهي نسبت داده اند، چطور مي توان ادعاي ايشان را مبني بر انتساب تهمت و افترادر مطلب نگاشته شده توسط عبداللهي؟ پذيرفت آيا پاسخ تهمت را با تهمت بايد؟ داد - 2 به فرض صحت ادعاهاي آقاي رئيس منطقه ايشان بنا به چه دليلي از مدير مسئول روزنامه، كه مسئول مستقيم چاپ مطالب است، شكايت نكرده و از خود نويسنده شكايت؟ كرده اند - 3 آيا وزارت آموزش و پرورش با وجود داشتن چنين مديراني هرگز در راه توسعه سياسي و فرهنگي گام خواهد؟ برداشت - 4 شايد در طول تاريخ چند ساله ( اخير ) حيات وزارت آموزش و پرورش به تعداد، انگشتان يك دست هم افرادي منتقد و داراي روحيه پرسشگري ظهور نكرده اند كه شيرزاد عبداللهي با چاپ بيش از 30 يادداشت انتقادي ارزشمند طي 6 ماه گذشته يكي از آنان به حساب مي آيد. حال كه اين دستگاه و نهاد انسان ساز تاكنون تمامي مطالب اين فرهنگي نويسنده را بي پاسخ رها كرده است، آيا مي بايست وي تنها به اين يك مطلب، آن هم در پاسگاه نيروي انتظامي پاسخگو؟ باشد آيا مسير توسعه فرهنگي در نظام آموزش و پرورش كشور، بايد ازپاسگاه عبور؟ كند فريبا صحرايي