Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780225-44648S2

Date of Document: 1999-05-15

( ) 15 شنبه 30 خرداد اول وقت، عفت براي يك عمل جراحي كوچك به بيمارستان ايرانمهر رفت و بستري شد و من به مجلس طرح رفتم عدم كفايت سياسي آقاي بني صدر در دستور بود. آقاي مهندس سحابي به عنوان اولين مخالف، مي خواست ايراد آئين نامه اي به دستور كار بگيرد كه موفق نشد، سپس مخالفان و موافقان صحبت كردند. مخالفان حرفي براي گفتن نداشتند. خودشان را هم مخالف بني صدر قلمداد مي كردند و هم مخالف عزل او. موافقان هم با اينكه حرف حسابي زياد داشتند، خوب صحبت نكردند. جمعيت عظيمي از حزباللهي ها در بيرون مجلس جمع شده بودند و خواستار سرعت كار بودند. هنگام تنفس و بعدازظهر با آنها صحبت كردم. گروهكهاي مجاهدين خلق و پيكار و رنجبران و اقليت فدايي و .. تدارك وسيعي براي ايجاد آشوب و جلوگيري از كار مجلس ديده بودند و به نحوي اعلان مبارزه مسلحانه كرده اند. از ساعت چهار بعدازظهر به خيابانها ريختند و تخريب و قتل و غارت و آشوب را در تهران و بسياري از شهرستانها آغاز كردند. كم كم نيروهاي سپاه و كميته ها و حزباللهي ها به مقابله برخاستند. من در مجلس بودم. صداي تيراندازي از چندين نقطه شهر به گوش مي رسيد. خبر از جراحت و شهادت عده اي نيز مي رسيد. جمعي از نمايندگان در دفتر من جمع شده بودند.... شب را در مجلس ماندم. اولين جلسه شوراي رياست جمهوري به خاطر عدم دسترسي به رئيس جمهور (متواري است ) با حضور آقايان بهشتي و رجائي و من - در دفتر من - تشكيل شد. براي امضاي آئين نامه مصوب مجلس و ضمنا درباره مسائل جاري و آينده رياست جمهوري هم، تبادل نظر كرديم. از عفت در بيمارستان، تلفني احوالپرسي حالش كردم خوب بود. خبر رسيد، خانم بني صدر را هم بازداشت كرده اند. نظر داديم ايشان را آزاد كنند و در خانه تحت نظر داشته باشند. يكشنبه 31 خرداد چون شب در مجلس خوابيده بودم، اول وقت مشغول مطالعه گزارشات شدم. در خيلي از شهرها هم، آشوب مختصري توسط گروهكها ايجاد شده بود كه با دخالت مردم سركوب گرديد. در تهران شانزده نفر كشته و يكصد و پنجاه وشش نفر مجروح، از حوادث ديروز گزارش شده است. جلسه علني در ساعت هفت و نيم صبح شروع شد و بحث عدم كفايت سياسي رئيس جمهور ادامه يافت. امروز موافقان طرح خيلي خوب صحبت كردند، مخصوصا آقايان موسوي خوئيني ها، سيدعلي خامنه اي و مخالفها بعضي منصرف شدند و بعضي غيبت داشتند و بعضي در موافقت صحبت كردند و رئيس جمهور هم كه مخفي است، براي دفاع نيامد. بعدازظهر راي گرفتيم عده حاضر 190 نفر راي در موافقت با عدم كفايت سياسي 177 و مخالف يك راي متعلق به آقاي [صلاح الدين ] بياني نماينده خاف و ممتنع 12 راي. عده اي از مخالفان هم نيامده بودند. با اعلان راي مجلس، تظاهرات پرشوري از طرف تماشاچيان و حزباللهي هاي اطراف مجلس انجام شد و با اصرار آنها، من چند كلمه اي با آنها از بالكن مجلس صحبت كردم. متاسفانه خبر شهادت آقاي دكتر چمران در جبهه دهلاويه، حلاوت راي موافق مجلس را از كاممان بيرون برد و اعلان خبر شهادت را تا آخر شب براي اينكه خبر مجلس، تحت الشعاع قرار نگيرد، به عقب انداختيم... با آقاي اولاف پالمه معاون دبيركل سازمان ملل و فرستاده ويژه ملاقاتي داشتم. پيشنهادي براي خاتمه دادن به جنگ داشت. امتيازي نمي خواست. بيرون رفتن بي قيد و شرط نيروهاي عراق را نپذيرفت، ولي از ما قبول مذاكره مي خواست، من از موضع قدرت با ايشان صحبت كردم. نامه اعلان راي مجلس براي امام تهيه شد. آن را اول شب به دفتر امام بردم و تحويل آقاي صانعي عده اي دادم هم آنجا جمع بودند و اظهار خوشحالي مي كردند... دوشنبه 1 تير اعتبارنامه نماينده هاي كليبر و گلپايگان در دستور بود. خبر شهادت دكتر چمران را اعلان كردم. خبر اعدام هشت نفر از گروهكهاي ضدانقلاب، وحشتي در قلب مخالفان انداخته [است ]. ظهر آقاي [عباس ] واعظ طبسي از مشهد آمده بود و با آقاي خامنه اي به دفتر من آمدند. ايشان براي معالجه در اروپا و كارهاي ديگر، قصد مسافرت به خارج را داشت. قرار شد كه به وقت ديگر موكول شود. راجع به اراضي آستان قدس مطالبي داشتند... امام، سريعا به نامه مجلس جواب دادند و آقاي بني صدر را عزل كردند و سخنراني موعظه گونه كوبنده اي عليه مخالفان، من جمله بني صدريان و نهضت آزادي نمودند و حمايت لطيفي از عصر مجلس براي اصلاح سر زودتر به خانه آمدم. شب با حضور آقايان بهشتي، خامنه اي، احمدآقا و [واعظ ] طبسي در منزل من جلسه مشورتي داشتيم. درباره رئيس جمهور آينده، سرپرست صدا و سيما، نخست وزير، اعضاي شوراي عالي دفاع، شوراي فرماندهي كل قوا و درباره مراقبت بيشتر پزشكي از حال امام، مشورتهايي شد; مفيد بود. اطلاع دادند كه ضد هوايي هاي نخست وزيري را جمع مي كنند. اقدام مشكوكي به نظر رسيد. آقاي خامنه اي تماس گرفتند، تاييد شد. ايشان ممانعت كردند. خبر فتح ما در آبادان و باز شدن جاده آبادان - ماهشهر، بعد از بيست ماه از اخبار خوب بود... سه شنبه 2 تير اول وقت. جنازه شهيد چمران را به مجلس آورده بودند، براي تشييع. به خانواده اش تسليتي گفتم... خبرنگار لوموند - اريك ولو - آمد و مصاحبه اي درباره عزل آقاي بني صدر و انتخابات رياست جمهوري و... انجام داد. عصر در جلسه فاتحه شهيد دكتر چمران كه از طرف مجلس برگزار مي شد، در مسجد شهيد مطهري، شركت كردم. آقاي خامنه اي سخنراني داشتند. اول شب، در شوراي [عالي ] دفاع به عنوان نماينده در شوراي موقت رياست جمهوري، شركت كردم. آقاي فلاحي، وضع جبهه ها و طرحهاي آينده را گفت; رضايت بخش است و تصميماتي گرفتيم. آخر شب، در جلسه مشورتي هفتگي با آقايان خامنه اي، بهشتي، باهنر، رجائي و بهزاد نبوي شركت كرديم و تصميماتي گرفتيم و جلسه شوراي رياست جمهوري را هم تشكيل داديم. درباره كار آينده، انتخابات رياست جمهوري و... تصميماتي اتخاذ شد. شب را در نخست وزيري خوابيدم. چهارشنبه 3 تير صبح زود به دفترم آمدم. جلسه علني داشتيم... رئيس صليب سرخ جهاني آمد و درباره اسراي ايراني و عراقي، گزارشي داشت. از رفتار ما با اسراي عراقي راضي بود و از رفتار عراقيها با اسراي ما ناراضي; از وضع زندانهاي داخلي گفت و ايرادهاي جزئي و كوچكي داشت، ولي به طور كلي، راضي بود. از عفت - كه عمل جراحي كرده - احوالپرسي كردم. شب زودتر به خانه آمد. به علت خستگي در جلسه ستاد امنيت شركت نكردم... پنجشنبه 4 تير اول وقت، دو روز نوشتن خاطرات را كه تاخير انداخته بودم، جبران كردم. سپس به فرودگاه رفتم و با هواپيماي كوچك فالكن، همراه پاسداران، فاطي، مهدي و ياسر، به طرف كرمان به منظور رسيدگي به وضع زلزله زدگان گلباف كرمان، حركت كرديم. ساعت ده در فرودگاه كرمان بوديم. جمع زيادي از عناصر انقلابي شهر به استقبال آمده بودند. سخنراني كوتاهي پس از خيرمقدم گفتن آنان انجام دادم... عصر، در استانداري با مسئولان جلسه اي داشتيم ود رباره وضع استان و نيازها و برنامه سازندگي گلباف، بحثهاي مفيدي شد و من هم كلياتي درباره مسائل مطروحه گفتم. سپس، از انبار ستاد كمك رساني، ديدن كردم. اجناس زيادي جمع شده بود و انبارها مملو بود. مردم خيلي خوب عمل مي كنند. مصاحبه اي با تلويزيون كرمان كردم... شب، به رفسنجان آمديم، در خانه آقاي شيخ محمد هاشميان مهمان بوديم. والده و جمعي از اقوام و بستگان هم از نوق آمدند. جمعه 5 تير از صبح تا ظهر در منزل آقاي شيخ محمد هاشميان در رفسنجان نشستم و جمعي از بستگان و آشنايان به ملاقات آمدند و مطالبشان را مطرح ظهر كردند در نمازجمعه شركت كردم. احساسات مردم خيلي خوب بود و به طور اغراق آميز از من ستايش شد. از اين ستايشها خوشم نمي آيد. سخنراني مفصلي در ماهيت اختلافاتمان با آقاي بني صدر كردم و افشاگريهايي نمودم. فكر مي كنم روشنگر و مفيد باشد. عصر به طرف بهرمان نوق، روستاي مسقط الراس خودم، حركت كردم. در بين راه اهالي اسماعيل آباد و فردوسيه اجتماع كرده بودند، براي استقبال ناچار براي تشكر صحبت كردم. غروب به سه قريه ( بهرمان، نعمت آباد و قاسم آباد ) رسيديم. اين سه روستا را كه به هم متصل است، سه قريه نام نهاده اند. استقبال پرشوري نمودند و شعارها عليه بني صدر بود. نماز جماعت خوانده شد و من سخنراني كردم. ابتدا به منزل والده كه منزل پدري ماست، رفتم. شام را در منزل آقاي قاسم صفريان مهمان بوديم. جمع زيادي را شام دادند و شام مفصلي بود. آخر شب به كرمان رفتيم. قرار بود در منزل آقاي سيدحسين مرعشي - عضو شوراي جهاد - بخوابيم. آدرس دقيق نداشتيم، به منزل آقاي فهيم رفتيم و حدود ساعت يك بامداد، خوابيديم.