Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780225-44644S2

Date of Document: 1999-05-15

تعامل يادگيري هاي رسمي و غير رسمي، چگونه بحثي پيرامون جهت گيري هاي جديد سوادآموزي علمي و فن آوري در ميان كشورهاي جهان يادگيري علوم و در نهايت سواد علمي يك ملت، به مدارس وابسته است، اما بدان منحصر نمي شود. درك و پذيرش رسانه ها، مراكز علمي و موزه ها، برنامه هاي آموزش صنعت، رقابت ها و برنامه هاي خارج از مدرسه دانش آموزان و برنامه هاي آموزش قومي و ساير ابزارهاي يادگيري غيررسمي علوم، به عنوان اجزاي ارزشمند مباني آموزش علمي يك ملت مطرحند. يك سيستم را مي توان با همپوشاني اجزاء به مباني و زيرسازه هاي آن تبديل به كرد عنوان مثال در يك هواپيما، پرچ هاي زياد وجود دارد كه اجزاء را به هم متصل نگه مي دارد و تعداد آن بسيار بيش از حد مورد نياز است. حتي اگر برخي از پرچ ها در طول پرواز از هم باز شوند، بازهم ايمني مسافران به خطر نمي افتد. زيرا مهندسان، هواپيماها را با قطعات اضافي طراحي كرده اند. اين اضافات، به معناي آن است كه ما مي توانيم اعتماد بيشتري در به مقصد رسيدن هواپيما داشته باشيم، اما تا چه حد مي توان به مباني آموزش علوم اعتماد؟ داشت در اكثر كشورها، شكاف هاي جدي در مباني آموزشي وجود دارد كه سطح سواد علمي را محدود مي سازد، اما از طريق مشاركت راهبردي ميان مدارس و موءسسات يادگيري غير رسمي علوم، مي توان براين شكاف ها فائق آمد. منابع آموزش غير رسمي علوم، علاوه بر تامين تجربيات لازم كه تحصيل را كارآمدتر مي سازد، همپوشاني حساسي را براي افزايش فرصت هاي يادگيري علوم به وجود مي آورد. ما بايد منابع غير رسمي يادگيري را به عنوان بخش كليدي مجموعه بنگريم و به طور قانونمند، آنان را در مباني آموزش علوم بگنجانيم. از شروع فعاليت جهاني يونسكو و چندين سازمان بين المللي دولتي و سازمان هاي غير دولتي نظير ICASE در زمينه پروژه + (1993 2000 سال ) اين موضوع در راهبردهاي پروژه همچنان مورد تاكيد قرار گرفته است. نوع و ماهيت نهادهاي يادگيري غير رسمي كه در تحولات و پيشرفت سوادآموزي تكنولوژيكي و علمي دخالت دارند، متفاوت است. اين مقاله به بررسي نقش مراكز علمي و چگونگي فعاليت آنان با مدارس در توسعه اصلاح برنامه ريزي درس علوم مي پردازد. وقتي كه فرانك اوپن هايمر فيزيكدان، مركز علوم Exploratorium سانفرانسيسكو را بنيان نهاد، از اين واقعيت كه مردم از نظر اطلاعاتي غني و از نظر تجربه ضعيف مي شدند، احساس نگراني مي كرد. وي چنين مي نويسد: در مجموع مردم فرصت بسيار اندكي براي كسب هرگونه تجربه مستقيم با اجزاء تك تك طبيعت يا تكنولوژي دارند. آنها به امواج اقيانوس مي نگرند، اما هرگز به آنها نشان نداده اند كه چگونه گذر امواج از يكديگر، خم شدن كناره موج ها يا پرتاب شدن به صخره ها و از هم فروپاشيدن آنها را نظاره كنند. در موزه هاي علوم، انسان مي تواند اين تجربيات مستقيم را با استفاده از، صدا و حركت به دست آورد و اين تجربيات را به نحوي به وجود آورد كه نه تنها خود آفريننده باشند، بلكه بتوانند تا حدودي كنجكاوي ديگران را اقناع كنند. در مدارس، تمايل معلمان بيشتر به تدريس موضوعات نظري، مفاهيم و شرح پديده هايي است كه اكثر دانش آموزان هرگز فرصت كشف آن را نداشته اند. مدارس، معمولا قبل از امكان كسب تجربه دست اول پديده هاي طبيعي، توضيحات خود را ارائه مي كنند در حالي كه در مراكز علوم، عكس اين مطلب انجام مي شود. مراكز علمي، پديده ها را در قالب نمايش فعال و قابل كنترل ارائه مي كنند و هدف از اين نمايش ها توانمند ساختن بازديدكنندگان به كشف و تجربه پديده ها است، از نظر معنايي، يادگيري شامل معنا سازي از طريق ايجاد روابط ميان دانش موجود و شرايط جديد است. اين الگوي يادگيري، مورد علاقه دست اندركاران آموزش رسمي و همچنين مدرسين مراكز علوم است و هدف از آن، ارائه تجربيات مناسب براي يادگيرندگان است تا ميزان درك خود را بيازمايند. هر چقدر اين تجربيات جالبتر باشد، به احتمال بيشتري ميزان درك و فهم افراد يادگيرنده افزايش مي يابد. بازديدكنندگان مراكز علمي، از نظر تجربه و دانش پيش زمينه خود، فرضيه ها و انتظارات و همچنين روش هاي انديشيدن و يادگيري متنوع تري را با خود به مراكز علمي مي آورند. مراكز علمي انتظار اين تنوع را دارند و نمايشگاه ها و برنامه هاي خود را مطابق با آن و در قالب فرصت هاي پايان نيافتني طراحي مي كنند كه در حالت و سطح تحقيقات و پژوهش هايي كه افراد و گروه ها مي توانند به عهده بگيرند نقش انعطاف پذيرند ويژه مراكز علمي چندان به تدريس علوم به افراد مربوط نمي شود. هر چند يادگيري علوم در اين مراكز انجام نمي پذيرد، اما نقش آنان را مي توان به عبارت دقيق تر تامين فرصت هاي لازم براي توسعه و پيشرفت سطح روابط مثبت ( افراد ) با علوم دانست. بسياري اذعان دارند كه مدارس تا حدودي در تدريس علوم به دانش آموزان موفق بوده اند. اما، مدارس در كمك به دانش آموزان در توسعه ارتباط مستمر با علوم به موفقيت كمتري دست يافته اند. درخواست هاي بسيار براي گنجاندن اصول و مباني نظري در برنامه درسي، غالبا معلمان علوم را عاجز ساخته است. در نتيجه بدون در نظر گرفتن آنچه كه در اسناد برنامه ريزي درسي درباره نياز به برقراري ارتباط ميان علوم با زندگي روزمره گفته شده است دانش آموزان به ندرت فرصت يادگيري علوم در شرايط مناسب را دارند. منابع يادگيري غير رسمي نظير مراكز علمي مي توانند به جبران اين شرايط كمك كنند. مراكز علمي جامعه غالبا به عنوان واسطه هاي خنثي مي مانند كه براي گردآوردن گروه هاي متعدد جامعه و تمركز بر مسئله تعليم و تربيت در شرايط خوبي قرار دارند. اين موضوع، مراكز علمي را از نظر ايفاي نقش عامل تغيير در شرايط پرقدرتي قرارداده است. به عنوان مثال موزه علوم موءسسه فرانكلين آمريكا نقش مهمي در آغاز پروژه ابتكاري سيستماتيك شهري فيلادلفيا ايفا كرد. اين ابتكار تقويت روابط ميان جامعه موزه ها و مدارس، توسعه مراكز تحقيقي و اكتشافي تكنولوژي، علوم و رياضي، تامين فرصت هاي پيشرفت شغلي براي معلمان و آموزش تخصصي در جهت كاربرد تكنولوژي هاي آموزشي جديد را شامل مي شود. برخي از مراكز علوم، برنامه هاي ضمن خدمت معلمان را بر توسعه راهبردهاي يادگيري فعال در كلاس درس متمركز كرده اند. به عنوان مثال كستاكن، مركز علوم و تكنولوژي ملي استراليا در ايالت كانبرا، يك برنامه كارگاهي را براي معلمان ابتدايي به مرحله اجرا درآورده است. شركت كنندگان، راهبردهاي مورد نظر را در كلاس هاي درس آزموده و در نتايج به دست آمده با ساير شركت كنندگان كارگاه سهيم مي شوند. برنامه انعطاف پذير و مناسب فرد فرد معلمان، كليه مدارس شهرها و يا مناطق دور افتاده استراليا است. معلمان با راهبردهاي متنوع يادگيري كه براساس الگوي يادگيري معنايي است، آشنا مي شوند، همگام با درك اصول علمي و تدريس انواع موضوعات اعتماد به نفس مي يابند، و مهارت هاي لازم در طراحي فعاليت هاي تكنولوژيكي و علمي را براساس نيازهاي برنامه درسي خود پرورش مي دهند. چنين برنامه هاي كارگاهي معلمان، فراتر از ارائه صرف يك ايده براي كلاس درس مي رود. آنها توسعه و اجراي راهبردهاي جديد ياددهي را ترغيب مي نمايند. همياري و مساعدت مراكز علوم به توسعه حرفه اي معلمان از اهميت شاياني برخوردار يك است بررسي جديد نشان مي دهد كه تنها در ايالات متحده بيش از 400 موءسسه غيررسمي علوم هر سال كارگاه هايي را با شركت 80 هزار نفر معلم برگزار بيش مي كنند از 200 واحد از اين مراكز ساليانه پذيراي بالغ بر/20 000معلم براي موءسسات تربيت معلم هستند و تقريبا 200 مركز نيز دوره هاي كارورزي معلمان را ارائه مي كنند كه سالانه پذيراي حدودا 1000 معلم است. بنابراين مطالعات و بررسي هاي متعدد، برخي از معلمان، مراكز علوم را به عنوان خانه فلسفي (home Philosophical) خود اين مي دانند معلمان در تماس با مراكز علوم به ابداع روش هاي آموزشي جديد و شيوه هاي نوين ارتباط آفريني ميان دانش آموزان و علوم فراخوانده مي شوند. تدريس آنان بيشتر عملي، دانش آموز محور و نياز مدار است. چالشي كه بسياري از ملت ها در برنامه هاي اصلاحات آموزشي خود با آن روبرو هستند، تغيير ارزشمند فلسفي و تربيتي شيوه آموزش افراد براي ادامه تحصيل در آموزش عالي به شيوه آموزش براي همه يك است برنامه نوآوري براي بررسي اين چالش در كشورهاي جنوب اقيانوسيه توسط كستاكن و با همكاري صنايع آموزشي كشور 9 منطقه اجرا شد. برنامه علم در حركت (Move the on Sciene) كستاكن كه بودجه آن توسط دولت استراليا و يونسكو تامين شده، اين تغيير را با راه اندازي نمايش عملي علوم در شرايط روزمره منطقه تسهيل كرده مردم است محلي براي ايفاي نقش خود به عنوان توضيح دهندگان برنامه و براي مساعدت به گروه هاي مدارس و اعضاي جامعه در رويارويي با نمايش هاي عملي آموزش لازم را مي گذرانند تا بتوانند در صورت لزوم نمايش را به زبان هاي محلي ترجمه كنند. مطالعه تاثير تجربيات يادگيري غير رسمي، نشان دهنده آن است كه مردم نكات بسياري از اين تجربيات مي آموزند. اما با وجود آن كه ارزيابي هاي موءثر در اين مطالعات نتايج با ارزشي به وجود آورده، اما تعميم اين نتايج دشوار است. پژوهش اصولي در زمينه يادگيري غير رسمي و همگامي علوم به تبيين نقش چنين برنامه هايي كمك مي كند و در نتيجه بخش آموزش رسمي را بر سرمايه گذاري در زمينه فراهم ساختن فرصت هاي مشاركتي با موءسسات آموزش غير رسمي ترغيب خواهد كرد. برقراري روابط موءثر با مدارس، مراكز علوم و ساير دفاتر يادگيري غير رسمي لازم و ضروري است. تا زماني كه روش هاي تلفيق آنها را در مباني آموزشي خود نيابيم، ممكن است چنين بيانديشيم كه پرچ هاي كافي در هواپيماي ما براي حمل دانش آموزان و در نهايت رساندن ملت به مقصد سوادآموزي علمي و تكنولوژيكي براي همه وجود ندارد. منبع: خبرنامه شماره كانكت اول 1998 ترجمه: مرجان مرندي