Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780225-44643S1

Date of Document: 1999-05-15

پاسخ صداوسيما به مقاله... اشاره: صدا و سيما در دو سال اخير بيش از سالهاي گذشته مورد نقد قرار گرفته و شخصيت هاي حقيقي و حقوقي نسبت به عملكرد آن اظهارنظرهاي گوناگون و گاه متضاد داشته اند. تغيير و تحولاتي نيز كه طي همين مدت در اين سازمان به وقوع پيوسته نظير; جابجايي و تغيير مديران شبكه هاي مختلف صدا و سيما، تغيير معاونت سياسي، شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما و.. موءيد اين مدعاست. از اين روي گروه اجتماعي همشهري بر آن شد تا نقطه نظرهاي گوناگون درباره اين رسانه را منعكس كند. عليرغم اينكه در طي شش ماه اخير چندين مقاله و گزارش تحليلي در نقد اين رسانه به چاپ رسيد كه در آن بر كاهش مخاطبان صدا و سيما تاكيد داشت، متاسفانه پاسخي به دستمان نرسيد. اما خوشبختانه مدتي پس از درج مقاله كم اعتمادي به صدا و سيما؟ چرا از سوي روابط عمومي اين سازمان پاسخي ارسال شد كه مركز تحقيقات مطالعات و سنجش برنامه هاي صدا و سيما آن را تهيه كرده است. ضمن درج اين پاسخ، بار ديگر از همه آگاهان به مقوله رسانه و نيز محققان، كارشناسان و برنامه سازان دعوت مي نمائيم تا ديدگاههاي تحليلي خود در اين خصوص را جهت گزارش به افكار عمومي براي ما ارسال نمايند. نقدي بر مقاله كم اعتمادي به صدا و سيما؟ چرا مقاله كم اعتمادي به صدا و سيما؟ چرا مندرج در شماره 8/2/78 1814 مورخ صفحه 12 شامل دو بخش جدا از يكديگر است: در بخش نخست، بطور بسيار موجز اشاراتي نظري به رابطه توسعه و رسانه هاي جمعي شده است و از لزوم فعاليت رسانه هاي جمعي در جهت ساختن انسان توسعه مدار كه بستري براي توسعه پايدار و فراگير فراهم خواهد ساخت سخن گفته شده است. طرح اين موضوع به خودي خود ارزشمند و حاكي از نگرش علمي مقدمه مقاله به موضوع آن اما است يكباره نويسنده محترم از اين جهت گيري عام، نظري و علمي دست كشيده و سريعا به سراغ اصل مطلب مي رود و به استناد يكي از جملات يكي از سخنراني هاي رئيس سازمان صدا و سيما (كه متاسفانه تاريخ و مشخصات دقيق آن در پي نوشت مقاله ذكر نشده است ) و نيز به استناد نتيجه حاصل آمده از پايان نامه تحصيلي شان، پيام هاي ارسالي از برنامه هاي راديويي و تلويزيوني را به دليل نداشتن چارچوب نظري قابل دفاع، فاقد تاثير لازم در مخاطبان خود به منظور پرورش انساني موافق، پذيرا و ساعي براي توسعه و يا به قولي انسان نو دانسته است. در همان جا اين مسئله را ناشي از دو عامل مهم - 1 پرهيز از بهره گيري مناسب از نيروهاي كارآمد در حوزه برنامه سازي و- 2 اعمال نظارت خودسانسوري ذكر كرده و آنگاه اين پرسش را مطرح كرده اند كه چرا يك رسانه فراپوش و تنها شبكه صوتي و تصويري موجود در يك جامعه بايد بيگانه از مخاطب و ديگر اجزاي دست اندركار توسعه باشد و در فقر تئوريك به سر؟ برد قطعا نويسنده محترم به نتايج ناشي از سخن شان و تفاوت احكام كلي و انتزاعي و شعارهاي سياسي و تبليغي با آراء و نظرات علمي و تجربي واقفند و نيازي نيست كه اين موضوع را به ايشان يادآور شويم. اما سئوال اينجاست كه ارائه اين سخنان درباره صدا و سيماي كشور و قلمداد كردن آن به عنوان رسانه اي ضدتوسعه، آن هم صرفا و عموما در نتيجه ضعف مديريت و نقص ساختار تشكيلاتي دروني از چه پشتوانه علمي و دلايل و شواهد تجربي و تبيين نظري و مستدلي برخوردار ؟ است آيا صرف استناد به نتايج يك پايان نامه تحصيلي (كه از قضا رساله فوق ليسانس نويسنده محترم مقاله است ) بدون آنكه حتي رئوس آن نتايج ذكر شود، بياني علمي محسوب شده و به سياق داوري كارشناسي، منبعث از پژوهش هاي علمي بي طرفانه و آن گونه كه خود نويسنده آورده است با واسوس علمي به دور از تنگ نظري هاي سياسي و نگرش هاي غرض ورزانه غيرعلمي، ادا شده است يا غير از؟ آن شايد به همين خاطر باشد كه نويسنده مقاله استناد به پاره اي از نتايج يك نظرسنجي را - كه گويا به عنوان يك تكليف درسي از سوي يكي از دانشجويانشان به انجام رسيده - در پايان گزارش لازم ديده است. موضوع اين نظرسنجي ظاهرا بررسي عملكرد صدا و سيما است و نويسنده صرفا بخشي از آن را كه مربوط به ميزان اعتماد پاسخگويان به پيام هاي ارسالي و ساختار مديريتي (يا به زبان ساده تر مديران ) فعلي سازمان صدا و سيماست، آورده شايد است ذكر اين بخش، از سوي نويسنده بدين خاطر است كه نشان دهد شرط اوليه تاثيرپذيري مخاطب از رسانه كه به ميزان اعتماد او به رسانه مربوط است و در نتيجه انعكاس درست واقعيات و روند صحيح ارسال پيام از منبع پيام رسان و بالاخره ساختار تشكيلاتي و پيش فرض هاي سازماني رسانه بدست مي آيد، در خصوص سازمان صدا و سيما مصداق ندارد. در همين جا يك بار ديگر بايد از نويسنده محترم مقاله پرسيده شود آيا اصولا به استناد يك نظرسنجي آموزشي و تكليف درسي مي توان چنين نتيجه مهمي گرفت و بدين اعتبار حكم كرد، آيا صرف چند سئوال و پاسخ عده اي به آن، مي تواند ما را از چنان جسارت و پشتوانه علمي و تجربي متقن و استواري برخوردار سازد كه در مقام يك محقق و عالم درباره صدا و سيماي كشورمان چنين حكمي صادر كنيم و آن را در يكي از روزنامه هاي پرتيراژ كشور به عموم مردم عرضه؟ بداريم حال اگر روزنامه اي به هر دليلي دست به چنين كاري زد و آماده چاپ مقاله باشدآيا ما در مقام يك عالم و پژوهشگر مجاز به چنين القائاتي؟ هستيم ارائه اين نوع نظرات صريح شخصي افراد در قالب ستون آزاد، هرگز مسئوليتي را كه ارائه نظر كارشناسانه و داوري تجربي در قالب يك مقاله علمي براي نويسنده اش به همراه مي آورد، براي آنان در پي نخواهد قطعا داشت خسارت و آسيبي كه در اين رهگذر به ساحت علوم انساني و اجتماعي و پژوهش هاي آن در كشورمان مي رسد به مراتب بيش از دستاوردي است كه ممكن است در صحنه رقابت سياسي و مناقشات صنفي و گروهي به دست آيد. نويسنده محترم مقاله، خود نيك مي دانند كه اجراي طرح هاي نظرسنجي به همان اندازه كه آسان مي نمايد و براي محققان كم طاقت سهل ترين راه فراهم آوردن مقداري اطلاعات براي شمردن و درصد گرفتن است نوعا از سنخ پژوهش هايي به شمار مي آيند كه سه نوع عمده تورش (تورش مشاهده، تورش انتخاب و تورش برآورد ) سخت نتايج آنها را تهديد مي كنند و حتي معدود مراكز و سازمان هاي نظرسنجي در كشورمان با صرف منابع مالي كلان و اختصاص وقت بسيار هنوز داعيه برطرف كردن كامل آنها را در نتايج طرح هاي نظرسنجي خود ندارند، حال چگونه نويسنده محترم، اين چنين مطمئن از صحت و اعتبار علمي نتايج يك تكليف درسي و يك پايان نامه تحصيلي چنين احكامي به ضرس قاطع درباره صدا و سيماي كشور ارائه داده اند، تا آنجا كه در پايان مقاله نيز پيشنهادهايي به منظور حل بحران كم اعتمادي قشر دانشجو به رسانه ملي عمدتا با تاكيد بر بازنگري به تشكيلات و اصلاح ساختار مديريت آن عرضه؟ دارند! مجددا تاكيد مي شود هر شخصي آزاد است كه نظرات شخصي خود را درباره سازمان صدا و سيما و حتي مديريت آن با لحني منتقدانه در مطبوعات و رسانه هاي جمعي كشور منتشر سازد و ايرادي بر اين موضوع نيست و اين حق همگان است، اما مايه تاسف است كه اين نظرات شخصي كه افتتاح آن با گريزي به پاره اي از نظريه هاي توسعه و اختتام آن با نگاهي به نتايج آماري يك نظرسنجي آموزشي و تمريني همراه شده است صورت يك مقاله علمي بخود بگيرد و اين تصور را در خواننده عادي و غيرمتخصص ايجاد كند كه يك مقاله علمي را پيش رو دارد آيا طرح و ذكر مقداري رقم و درصد ماخوذ از يك تكليف درسي مي تواند به ما چنين مجوزي بدهد كه اظهار كنيم در ميان قشر دانشجو نسبت به صدا و سيما كم اعتمادي وجود ؟ دارد آيا از اين بيان چنين مستفاد نمي شود كه عموم دانشجويان كشور نسبت به صدا و سيما و برنامه هاي آنها كم اعتماد؟ هستند آيا به لحاظ علمي و براساس اصول آمار و احتمالات مي توان از نتايج تحقيق مورد استناد چنين نتيجه اي را تعميم داد و در مقام تبيين آن؟ برآمد و آنگاه در اين مقام زيرساخت مشكلات را منحصرا متوجه ساختار مديريتي سازمان كرد و خواستار اصلاح آن؟ شد آيا اين يك روش علمي است يا يك بيان؟ ژورناليستي براستي كدام ؟ يك به واقع اين جمله چه معنايي دارد درصد 34 دانشجويان معتقدند، برنامه هاي راديويي و تلويزيوني با واقعيت هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجود ناهمگون و غريب است و درصد اندكي به همخواني كامل اشاره كرده اند چگونه يك تحقيق درسي و يك تكليف آموزشي توانسته است به چنين مهمي دست يازد و با چه روشي توانسته است از يك سو برنامه هاي راديويي و تلويزيوني و از سوي ديگر واقعيات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجود را بسنجد و آنگاه حكم كند كه 34 درصد از دانشجويان رشته هاي علوم انساني و علوم پايه دانشگاه هاي دولتي ساكن تهران بين اين دو قائل به ناهمگوني كامل؟ هستند آيا صرفا با طرح يك پرسش، مي توان اسم اين كار را تحقيق علمي كردن و مقاله علمي نوشتن؟ گذاشت آن وقت انتظار داريد كه علوم انساني و اجتماعي در جامعه مان لطمه و آسيب؟ نبيند مصرح كلام آنكه اين اقدامات نه تنها به اصلاح ساختار راديو و تلويزيون و انطباق برنامه هاي آن با روند توسعه و آنچه كه به طور كلي نويسنده محترم در پايان مقاله شان در مقام توصيه به سازمان صدا و سيما آورده اند نمي انجامد بلكه شديدا به روند رو به رشد تحقيقات علمي عموما و اجراي طرح هاي نظرسنجي خصوصا لطمه و آسيب وارد مي سازد و همگان را نسبت به آنها و خطر ملعبه دست شدن و به خدمت بازي هاي سياسي درآمدنشان بدگمان مي سازد.