Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780225-44641S2

Date of Document: 1999-05-15

نمايش آثاري فيگوراتيو با نگرش هاي متفاوت به مناسبت برپايي نمايشگاه نقاشي گروهي از هنرمندان در نگارخانه برگ انزوا - اثر فريد مرشدزاده نمايشگاهي از آثار نقاشي گروهي از هنرمندان چندي پيش در نگارخانه برگ برگزار شد. در اين نمايشگاه آثاري از كاوه كاوسيان، بتي حدادي، بابك خدابنده، حميدرضا فاتح و فربد مرشدزاده در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفت. عنصر مشترك موجود در تمام آثار اين هنرمندان، انسان و محيط فيگوراتيو اوست بودن تمامي اين آثار - البته با نگرش هايي متفاوت - به نمايشگاه نوعي يكپارچگي داده كه مي تواند از نقاط قوت آن باشد. آثار بتي حدادي دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد رشته نقاشي، نسبت به ديگر آثار اين نمايشگاه از فضايي انتزاعي تر برخوردار است. در كارهاي او كه اكثرا از قطع كوچكي برخوردارند، سطوحي وسيع و خاكستري در برابر فرم هاي خرد شده از فيگور انساني كه به شدت فرم حقيقي خود را از دست داده اند و در فضايي تخت و دو بعدي شناورند، ديده مي شود. او سعي مي كند با استفاده از اين عناصر بصري به بيان حالات و احساسات انسان در مقابل نيروي عظيم محيط بپردازد و به نوعي اكسپرسيونيسم انتزاعي نزديك مي شود. آثار حميدرضا فاتح با فضا و مضمون متفاوت، تحت تاثير زياد از نقاشي كودكان همراه با فضاهايي مينياتورگونه و تزئيني است. حضور فعال رنگهاي نارنجي در تمامي آثار و تقسيم بندي هاي زياد و كوچك و همچنين استفاده از پاستل روغني و تكنيكهاي خراشيدني از ويژگي هاي آثار اوست. اين نقاش در مورد آثارش مي گويد: كارهايم تلفيقي است از نقاشي هاي كودكان و همچنين نقش هاي گليم ها و نيز نمادهاي معماري زادگاهم يزد. در آثار بابك خدابنده، يكي ديگر از شركت كنندگان در اين نمايشگاه، نگاه واقع گرايانه تري به فيگور شده است. نقاشي هاي وي بويي از مرگ و نيستي به همراه دارند و به گونه اي واقعياتي تلخ را در فضاهايي ماليخوليايي با كمپوزيسيون هاي ساكن و اكثرا قرينه به نمايش مي گذارند. حضور بعضي رنگهاي تند و نحوه قلم گذاري سريع و پرانرژي به كارها، فضايي اكسپرسيونيستي يا بياني داده است. كاوه كاوسيان، دانشجوي سال آخر كارشناسي ارشد رشته نقاشي كه پيش از اين در چندين نمايشگاه انفرادي و جمعي آثارش را شركت داده است، آثارش از خصوصيت طراحي گونه برخوردارند كه با استفاده از خاكستري هاي رنگي محدود و همچنين تكيه بر كنتراست تيره و روشن به چنين فضايي رسيده است. وي مي گويد: چه در نقاشي و چه در گرافيك به دنبال يك هدف يعني تركيببندي و رنگ خاص بيش هستم از همه به فرم وفضا و پلان بندي و طراحي اهميت داده ام. با اينكه ساختار آثار انتزاعي است ولي به فيگور بهاي خاصي داده شده در است نقاشي بيشتر دوست دارم فضامدرن و داراي موضوع باشد. به هيچ وجه آبستره محض كار نمي كنم چون معتقدم ما ايراني هستيم و با پيشينه خودمان تا حال با تصوير كار كرده ايم. انسان، طبيعت، گاو، شيطان و پري همه در كارهاي من وجوددارد و داستان آثارم را تشكيل مي دهد. با اينكه آثارم داستان دارد ولي هميشه سعي كرده ام كه ابهامي براي بيننده باقي بماند. كاوسيان همچنين مي گويد: در تاريخ هنر طراحان و نقاشان خارجي، معمولا كساني نقاشان خوبي هستند كه طراحان خوبي بودند، طراحي بيان آني تر را نشان به مي دهد نظر من يكي از مهمترين نكات در مورد نقاشي اين است كه بيننده با ديدن كار به ياد اثر مشخص ديگري نيفتد. ارائه يك كار به نمايشگاه به معناي قبول مسئوليت در مورد تمام جنبه هاي آن يك است اثر نشان مي دهد كه نقاش آن چگونه فكر مي كند. رسيدن به اين اصالت مهمترين چيزهاست و تقليددر نقاشي بسيار تاثرانگيز است. از طرفي، يك اثر نقاشي بايد از فرم گرايي دوري نكند و پيام گريز نباشد آن هم در شرايطي كه خيلي از نقاشان از گفتن هر پيامي مي گريزند و به تحقيق و تفحص در مباني هنرهاي تجسمي و كشيدن دايره و مربع مي پردازند. فربد مرشدزاده نيز ديگر نقاش اين گروه است كه دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نقاشي است. در نقاشي هاي او انسان، طراحي گونه و سايه مانند در ميان تقسيم بندي هاي خشك هندسي به شكلي به محاصره درآمده و استفاده از خط به عنوان يك عنصر گرافيكي و كاملا اطلاع دهنده و همچنين پيكان ها كه به نقاطي از كار اشاره مي كنند، به فضايي كه انسان تنها و منزوي را در ميان جامعه شهري با تمام روابطش نشان مي دهد. مرشدزاده درباره دنيايش مي گويد: من در تابلوهايم تلاش كرده ام نمايشگر رابطه هاي انسانها باشم. رابطه هايي كه اساسا منجر به كنار گذاشته شدن انسانها از اجتماع مي شوند. انسان در آثار من از جامعه و انسانهاي ديگر مي گريزد تا مجبور نباشد نفرتش را در روي آنان فرياد بزند و اين گريز از چشم يكديگر و پنهان شدن، شكلي از رابطه را ايجاد مي كند كه زيربناي تمام روابط اجتماعي آنهاست.