Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780223-44635S1

Date of Document: 1999-05-13

نوگرايي ديني و مفاهيم اصلاح و انحطاط گفت و شنودي با استاد دكتر سيدمحمد ثقفي * در طرح رئيس جمهوري محترم كه در برابر تئوري جنگ تمدنها تئوري گفتگوي تمدنها مطرح شد و خود مبارزه اي بود كه در عرصه طرح تئوريها و تقابل شرق و غرب مطرح گرديد، سخن از اصالت تمدنهاي نيرومند است كه يكي از آنها تمدن اسلامي و در مجموعه آن تمدن اسلامي ايراني است جستارگشايي: مدتي پيش، در ايام دهه فجر، گفت و شنودي با حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد ثقفي داشتيم كه در آن به مسائل جاري و فرهنگ رفتارهاي سياسي جريانهاي موجود پرداخته شده بود. با توجه به مطالعات و تحصيلات عاليه استاد ثقفي، بنا داشتيم كه گفتگويي در موضوعات مورد علاقه وي و در سطح مسائل عالي و جدي فكري انجام دهيم. فرصت كوتاهي دست داد تا با ايشان در موضوع اصلاح، انحطاط و نوگرايي فكر ديني و ريشه ها و مسائل وارد بر آن سوءالاتي را مطرح نماييم. دكتر ثقفي، در دانشگاههاي امريكا جامعه شناسي خوانده و درحوزه هاي علميه با مباني علوم اسلامي آشنايي حاصل كرده است. وي متفكري صاحبنظر در مسائل اجتماعي و فكري تاريخ معاصر - خاصه در ارتباط با فكر ديني - است كه ديدگاههاي خود را در درسهاي دانشگاه با دانشجويان و در نشريات فكري با خوانندگانش طرح مي كند. كمتر سخن مي گويد و سعي در ايجاد تامل و تعادل در ساختار و محتواي مسائل دارد. اين گفتگو را با هم مي خوانيم. گروه معارف گفتگو از: سيد مسعود رضوي * مسئله اصلاح فكر ديني، از جمله مفاهيم نوگرايي ديني است و در زيرمجموعه اين ديدگاه و مبحث مطرح مي شود. اگر ممكن است بحث خود را با اشاره به مفهوم نوگرايي ديني وتاريخچه آن آغاز بفرماييد. - نوگرايي ديني، پديده اي است كه مي توان گفت در طريق تكاملي سير انديشه ديني ظهور يافته است و به نوعي تجديد نظر در انديشه ديني و بازسازي مفاهيم و انطباق با زندگي نو را ميسر مي سازد. در تاريخ ما، اين پديده به صورت جديد آن، از دوران سيدجمال الدين آغاز مي شود كه بانگ بيدارباشي بر جامعه خواب آلود مسلمانان زيرا مي زد در ايران، آغاز بيدارگري، به طور عمده پس از شكست ايران از روسيه و عقد قرارداد خفت بار تركمانچاي و گلستان شروع شده است. در آن هنگام جامعه ايراني به ضعف و ناتواني و انحطاط خود، پي برده بود و با اين انگيزه و از همين نقطه آغاز بيداري ايرانيان، شروع مي شود و تا به حال ادامه دارد. مسئله اي كه از نظر اجتماعي، روند اين حركت نوين را به هم پيوند مي زند، خلا فرهنگي و انحطاط مسلمانان بوده است. اين سوءالي اساسي است كه هر مصلح بيدارگري، بنا به دريافت علمي و شرايط زماني خود، به آن پاسخ مي دهد و راه حل ارائه مي كند. سيدجمال الدين با شاگرد خود محمد عبده، مهمترين مقالات خود را در جريده العروتالوثقي بر اين مسئله متمركز ساخته است. ماضي الامه و حاضرها و علل علاجها! ( ) 1 (گذشته و حال مسلمين و راههاي علاج نارساييها ) انحطاط، المسلمين و سكونهم و سبب ذلك ( ) 2 (انحطاط و بي تحركي مسلمين و علل آن ) ثبات من له حق و حراك من لا حق له.. ( ) 3 (آرامش صاحب حق و حركت غير حق دار ).در اين مقاله ها، سيدجمال و عبده، علل اين ضعف و ناتواني و انحطاط را نشان مي دهند و جامعه خواب آلود اسلامي و ايران را بانگ بيدارباش مي زند. آنها راههاي علاج را در عامل تعيين سرنوشت به دست خود مسلمين ارائه مي دهند كه ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم يك نسل بعد، ديگر احياءگران مسلمان، در نهضت مشروطه خواهي عامل انحطاط مسلمانان را در حاكميت استبداد سياسي و ديني ( عمدتا در نظر مرحوم نائيني ) ارزيابي كرده اند و پاسخ خود را به اين مسئله اساسي، در مبارزه با استبداد، يافته اند. * نهضت مشروطيت در اين زمينه چقدر توفيق داشت و اساسا شما انقلاب مشروطه را چگونه ارزيابي مي كنيد. - قطعا نهضت مشروطيت در ايران موفق نشد و پا نگرفت. عامل شكست آن چه؟ بود نكته مهمي است كه قابل ملاحظه است. جلال آل احمد، علت شكست را تسلط دوباره خانها و فئودالها بر سرنوشت مشروطه مي داند. اگر مشروطه ما نيم بند است، به همين علت است كه ها خان به پشتيباني از نهضتي برخاستند كه در اصل خان خاني را نفي مي كنند. ( ) 4 اما به نظر نگارنده، مشكل اساسي مشروطيت در عدم تطبيق مفاهيم عمده آن، با فرهنگ بومي است. مفقود شدن بوم شناسي Ecology در ذهنيت روشنفكران لائيك، در انتقال صنعت، علم و فرهنگ مشكل اساسي جامعه ما است. آيا خيابانها و كوچه هاي تنگ و باريك ما، با انبوه صنعت ماشين انطباق ؟ دارد آيا ترجمه هاي كتابهاي غربي در زمينه علوم انساني با ويژگي ها و اصطلاحات خاص آن جامعه، با فرهنگ و جامعه ما انطباق؟ داشت آيا انتقال فرهنگ در انطباق يا فرهنگ ملي و مردمي ما، خوانا؟ مي باشد اين نقطه فراموش شده اي است كه هنوز جامعه ما با همه اخذ و اقتباس ها، هنوز هم در هيئت و صورت جامعه جهان سومي و توسعه نيافتگي باقي مانده است. اما هند و ژاپن؟ چطور بومي كردن علم و فرهنگ اقتباسي رسالت Ecolozation روشنفكري علمي است كه در عرصه فرهنگ ودانش بايد آن را انجام بدهد. * پس ماحصل ديدگاه شما در اين باب، شكست مشروطيت و عدم توسعه يافتگي و توفيق فرهنگي و علمي نزد ماست. يعني ما قادر به بازسازي فرهنگ اسلامي، متناسب با نيازهاي معاصر آيا نبوده ايم اين مسئله را مي توان به انحطاط تعبير ؟ كرد هدف اصلي نوگرايان نيز ظاهرا بازسازي و اصلاح ديني بر مبناي آموزه هاي متاثر از تمدن جديد غرب بوده است. - اقبال لاهوري، مسئله انحطاط مسلمانان را در روشهاي فرهنگي ارائه مي دهد و به نظر خود، يوناني زده بودن فرهنگ اسلامي راعامل انحطاط مي دانست او روش تجربه و استقراء را به جاي روش برهان، جايگزين مي كرد. چنانچه در روش علمي ابوريحان بيروني و ابن خلدون نيز ديده مي شود. او اگرچه از نهضت آزاديگري در اسلام سخن گفت، اما از خصلت نيروي متلاشي كننده آن حذر مي كرد: وظيفه اصلي رهبران جهان اسلام آن است كه معني آنچه را از اروپا پيش آمده، خوب بفهمند و پس از آن با احتياط تمام و بينايي كامل نسبت به اسلام، به عنوان يك سياست اجتماعي به جانب پيش گام بردارند. ( ) 5 بازگشت به قرآن، بازسازي فرهنگ ديني، تجديد كرامت مسلمين، احياء هويت اسلامي و... همگي مقولاتي هستند كه موءلفه هاي اصلي گفتمان نوگرايي ديني را تشكيل مي دهد كه هر كدام از مصلحان اجتماعي و عالمان ديني بمانند طالقاني، مطهري، بازرگان، دكتر شريعتي و امام خميني (ره ) در، اين موارد سخن گفته و بسيج كرده اند. * به اين ترتيب، مسئله اصلي در نهضت اصلاح و نوگرايي ديني چيست و شما آن را چگونه صورتبندي؟ مي كنيد - آنچه مهم است، بازشناسي مسئله اصلي جهان اسلام است و مسئله اصلي جهان اسلام; ضعف و انحطاط مسلمانان و مسائل مربوط به آن و راههاي علاج آن است. طرح هر گونه سوءال و پاسخي، ضرورت دارد كه بر محور چنين مسئله اي - انحطاط مسلمانان - دور بزند وگرنه خارج از دغدغه اصلي جهان اسلام و در جا زدن و صرف وقت انديشمندان اسلامي خواهد بود. طرح مسائلي اين چنين، در تاريخ انديشه مسلمين، سابقه زيادي دارد كه نتيجه آن جز اتلاف و وقت كشي و طرح مسائل غيرضروري، چيز ديگري نبود. مسئله حدوث و قدم قرآن و فتنه سازي آن در دوران اوج نهضت معتزله و عقلانيگري در اسلام، در عهد مامون، با آن تلفات بي حساب و محافل تفتيش عقايدش! طرح مسئله ولايت تكويني امام در نهضت اسلامي ايران در دهه 5040 جبهه گيريهاي بي حاصل و بي ثمر آن در جبهه دينداران، نمونه بارز غلط اندازي سوءال يا The Misplacing question است. يكي از انديشمندان معاصر; آلفرد نورث وايتهد در كتاب world the and Science جمله اي دارد بسيار جالب توجه. او مي گويد: مغالطه واقعيت از جاي خود به در شده Ness Concret misplaced of Failacy يعني اينكه آدمي در مطالعه يك شي ء آن را در وجهي يا وجوهي از آن خلاصه كند و واقعيت شي ء را از جاي اصلي آن به در برد و در جاي ديگري بنشاند. ( ) 6 تقليل دادن يك شي ء از واقعيت خود Reduction آفتي است كه در انديشه علمي، بخصوص در زمينه دين شناسي در جهان غرب رخ داد. در عرصه جامعه شناسي دين، وقتي دوركيم دين را به امر اجتماعي Fact Social يا جامعه تقليل مي دهد، خود پرده اي و حجابي است كه در جامعه شناسي دين، در شناخت آن رخ مي دهد. بالاخره اينكه يك چيز معنوي را شي ء تلقي كنيم و آنرا Objective نمائيم، همان آفتي است كه دامنگير شناخت مذهب در غرب گرديد.؟ چرا آنهم به علت مبارزه سياسي دامنه داري كه روشنفكران در غرب، روياروي رجال دين داشتند. * پرسشها و پرسمانهاي امروزي كه از سوي روشنفكران ديني و ساير انديشمندان مذهبي مطرح مي شود، آيا از همين مقوله ؟ است - من همواره درباره مسائل حاد و حساسيت برانگيز كنوني تامل كرده ام و با توجه به شناخت تاريخي از چنين آفتها و گزندهايي به آن توجه كرده ام، اين مسئله اي جدي و بسيار مهم است كه بدانيم آيا امروزه، در حوزه روشنفكري ديني در ايران، چنين مسئله اي رخ؟ نمي دهد و به بهاي طرح مسائل اصلي در رابطه با انحطاط مسلمانان كه هنوز ما جزو جهان سوم، هستيم، مسائلي كه چندان نتيجه اي در حل مشكلات جامعه ما و عقب ماندگي اجتماعي ندارند، جز در جازدن و صرف وقت در مسائل غيرضروري، چيز ديگري؟ هست! اگر در غرب درباره نقد كتاب مقدس Bible مسئله deconstruction (شرحه شرحه كردن ) آن مطرح گرديده، به دليل تناقضات و تفاوت سبك نگارشهايي بود كه در كتاب مقدس وجود داشت و انگيزه نقد آن گرديد، چنانكه سرانجام به اين نقطه منتهي شد كه تورات كتاب تمدن قوم اسرائيل و انجيل نوشته هاي شاگردان شخصيت ايماني (و نه تاريخي ) مسيح است. اما، آيا اين سوءال در مورد قرآن مطرح؟ است كتابي كه داراي تاريخ و سرنوشت معين است و استحكام خاص خود را دارد. ( ) 7 آيا سوءال جامعه ما اين؟ است! آيا آنچه در غرب گذشته است بايد در جامعه ما پياده؟ شود! آيا به راستي شرايط جهان اسلام و تاريخ اسلام با دنياي غرب و سرگذشت آن، يكي؟ است آيا اين همان نقطه مقفول بوم شناسي Ecology صدر مشروطيت نيست كه تكرار؟ مي شود! منتهي اين مرتبه از سوي روشنفكران ديني كه چنين انتظاري از آنها ؟ نمي رود امروزه تقليل مذهب Reduction به وجه مبارزه و آن هم مبارزه از نوع خشن آن، در بخشي از جامعه ما، (جناحهاي خشونت گراي حاكم ) و به وجه محبت و مدارا و عرفان در بخش مقابل (جناح روشنفكري ) همان، آفت دوركيمي؟ نيست مگر مهاتما گاندي در هند، سمبل مدارا، خود نوعي مبارزه (مقاومت منفي ) را مطرح؟ نمي كرد در دنيايي كه هنوز حق وتو حاكم است، مگر مي توان مقاومت را به مثابه ابزار مبارزه ناديده؟ گرفت آيا صلح كلي بودن عرفان، تعريفي دارد و قابل تمجيد؟ است البته هرگز اين جمله به آن معني نيست كه عرفان جنبه هاي مثبت ندارد. آيا اسلام به تعبير مرحوم سيد قطب در كتاب اسلام و صلح جهاني خود، صلح و سلام و صفا؟ نيست چرا صلح و صفا و سلام اسلام، در ديده جريانهاي خشونت طلب محو شده؟ است اين گروه، چه گروهي از مسلمانان جامعه ما را - كه بار رنجهاي فراواني را به دوش دارند - غيرخودي، فرض كرده؟ است اگر در قرآن، آيه اشداء علي الكفار ورحماء بينهم (سوره فتح آيه ) 29 آمده است شديد نه به معني خشن و بي رحم است. شديد، در مقابل لينت (و رخوت ) به معني مقاوم است. يعني مسلمانان نبايد به بيگانگان امتياز دهند: لن يجعل الله للكافرين علي الموءمنين سبيلا امروزه هيچ مسلماني با اين معني سر مخالفت ندارد و جمله ورحماء بينهم نيز پيوند اصلي جامعه مسلمان را تشكيل مي دهد. موضع گيري تند و غيرمنصفانه و بي حساب برخي از عالمان حوزه اي چنان آدمي را به تاسف وامي دارد كه انگار آيه دعوت به حكمت، موعظه حسن و جدال با احسن فراموش شده است. اما براستي جاي شهيد مطهري خالي است. او آخرين جمله اي كه درباره مرحوم دكتر محمدمعين آنجا كه به نوعي از فرهنگ ايران باستان و زردتشتي گري دفاع مي كرد گفت سخت عبرت آموز است: عفي الله عنه و عافاه خداوند، از تقصيرش بگذرد و او را عافيت عنايت كند. ( ) 8 اين دو جريان، قطعا جريان افراط و تفريطي است كه امروز در جامعه ما، متاسفانه وجود دارد! شايد اين موضعگيري از آن جهت رخ مي دهد كه رهبران جامعه از وجود سرمايه هاي فكري، علمي، فرهنگي بخوبي استفاده نكرد كه آزرده نيز ساختند. * چرا فضاي حائلي كه جريانهاي مختلف در درون جامعه اسلامي ما بتوانند با هم سخن بگويند وجود؟ ندارد بحث گفت و شنود چرا تا اين حد ضعيف است و افراط و تفريط به راه ميانه اي كه بر عقل جمعي و تجربه تاريخي ما بناشده باشد ؟ نمي رسد آيا شما فكر نمي كنيد نظريه خاتمي در زمينه گفتگوي تمدنها صورت، خارجي همان امري است كه مقدمتا مي بايد تحقق داخلي آن را شاهد؟ باشيم - در طرح رئيس جمهور محترم كه در برابر تئوري جنگ تمدنها تئوري گفتگوي تمدنها مطرح شد و خود مبارزه اي بود كه در عرصه طرح تئوريها و تقابل شرق و غرب مطرح گرديد، سخن از اصالت تمدنهاي نيرومند است كه يكي از آنها تمدن اسلامي و در مجموعه آن تمدن اسلامي ايران است. امروز اين سخن هم در دنيا و هم در داخل كشور خودمان، نظر و ديدگاه تمامي دلسوزان و متفكران ما را جلب كرده است، خيلي از تئوريسين ها و متفكران ما، خود ليدر چنين انديشه اي مي باشند. من نكاتي را كه شما گفتيد تاييد مي كنم و اين نكته را هم به آن مي افزايم كه براستي اين تناقض نيست كه ما در جايي سخن از گفتگوي تمدنها كنيم و در جاي ديگر از حذف و ناديده گرفتن بخش بزرگي از ميراث فرهنگي و حقوقي تمدن اسلامي فقه؟ بنمائيم! چرا به جاي بازسازي و توانا كردن فقه با دخالت دادن عامل مقتضيات زمان و مكان در، اجتهاد، سخن از حذف آن به ميان؟ مي آوريم! آيا اين سخن، همچون تغيير خط فارسي به خط لاتين در انديشه افراطگران نژادگراي دوره رضاخان؟ نيست اگر در ايران خط فارسي به لاتين تغيير مي يافت، گسستي فرهنگي پديد؟ نمي آمد اگر در بازشناسي دين فقه حذف شود، چنين آفتي پديد؟ نمي آيد اگر بر انديشمنداني، از طرف خشونت جويان، بي مهري و ستم روا شد، قطعا هم خطا بود و هم جفا. ولي چرا به جاي تجديدنظر در روش، چنانچه در سخن مرحوم طالقاني و مرحوم دكتر مصدق در بازسازي مشروطه بود، بازگشت به آرمانهاي اوليه انقلاب را تجديد؟ نكنيم! * روشنفكران و دولتمردان، اگر واقف به رسالتهاي تاريخي و خواستاران اصلاح فكر ديني و اصلاحات اجتماعي باشند، در مقطع كنوني چگونه مي بايد با مسائل و معضلات موجود در جامعه ايران برخورد؟ كنند - يك ديپلمات و سياستمدار مردمي، آن شخصيتي است كه ملت را به وحدت فرا مي خواند و ضرورت وحدت ملي را پديد مي آورد. در عرصه انديشه نيز، مطالعه و جستجو در احياي تمدن اسلامي كه بتواند با ديگر تمدنها سخن بگويد، موضوع واحدي است كه مي تواند همه متفكران و دلسوزان را در حوزه و دانشگاه به وحدت بكشاند. استفاده كردن از ذخيره ها و سرمايه هاي فكري يك ملت شرط اساسي هر دولت مردم گرا است. اگر سخن از اصالت ملي و فرهنگي مطرح است، بايد عناصر قويم آنرا را مستحكمتر بنمائيم قطعا گفتگو با ملل اسلامي و متفكران مسلمان و تسامح با فرهنگهاي ديگر، عنصر قويم تمدن اسلامي است. بلاذري در فتوح البلدان مي نويسد: وقتي محمدبن قاسم، شهرهاي سند پاكستان ] [فعلي را به صلح فتح كرد، مشاهده كرد كه مجسمه هاي بودا در آن شهرها وجود با دارد آنان صلح كرد و گفت: بودا يا معبد بوداها، بمانند كنيسه هاي مسيحيان و يهوديان و معابد زردتشتيان است. آنها را به حال خود گذاشت و تنها از آنها خراج گرفت. ( ) 9 لازمه چنين جامعه اي كه همراه با حفظ عزت و كرامت مسلمانان باشد، وجود يك دولت اسلامي است كه در آن اسلام شناسان فهيم و فقيه و زمان آگاه، مديريت سياسي جامعه را با روشهاي مردمي، در دست داشته باشند و طبيعي است كه اين موضوع، در انحصار گروه خاصي نيست و خداوند، امامت عبادالرحمن را بر جامعه پرهيزكاران در شان همه مسلمانان قرار داده است. والذين يقولون و بناهب لنامن ازواجنا و ذرياتناقره عين و اجعلنا للمتقين اماما. سوره فرقان - آيه. 73 اميد مي رود كه در آغاز سال نو - زمينه هاي تفاهم و تعاطي انديشه ها با تبادل سلام و محبت و همدلي، قرين باشد. والسلام * از حضور شما در اين گفتگو سپاسگزارم پانوشتها و ارجاعات: 2 1 و و- 3 سيدجمال الدين العروه الوثقي صص 9870 وزارت ارشاد اسلامي تهران 1417 ه - - 4 جلال آل احمد غربزدگي صفحه 84 چاپ اول 1341 - 5 اقبال لاهوري احياي فكرديني اسلام صفحه 186 ترجمه احمد آرام، نشر كتاب پايا، بي تا - 6 به تعبير دكتر عبدالكريم سروش تفرج صنع صفحه 14 سروش 1366 - 7 به تاريخ قرآن كريم از نويسندگان مسلمان و مستشرقان بمانند بلاشر، نولدكه، دكتر سيدمحمد باقر حجتي، دكتر سيدجلال الدين نائيني و دكتر محمود راميار مراجعه شود. - 8 مطهري - مرتضي خدمات متقابل ايران و اسلام مطالعه شود - 9 بلاذري - احمدبن يحيي فتوح البلدان ج 3 صفحه 538 مكتبتالنهضه المصريه، القاهره، بي تا