Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780223-44634S3

Date of Document: 1999-05-13

( ) 14 شنبه 23 خرداد براي اينكه در رابطه با آقاي بني صدر، در مساله رياست جمهوري و طرح عدم كفايت سياسي، نظر امام را بدانم، اول وقت به منزل ايشان رفتم. اعضاي ستاد انقلاب فرهنگي و آقايان قدوسي و رباني و خيليها بودند. امام هم مثل من نظرشان اين بود كه ترجيح دارد، آقاي بني صدر تابع قانون شود و رئيس جمهور بماند، اما به ظن قوي، ايشان تسليم قانون نخواهد شد; لذا ما بايد اتمام حجت كنيم، حتي ايشان را دعوت به مذاكره كنيم، اگر تسليم نشد، چاره اي نيست بايد به قانون عمل كرد. ايشان از عواقب كار هم، نگران نبودند. آقاي بني صدر را قدرتي نمي دانند. به آقاي قدوسي هم گفتند: اخطار كنند، اگر نتيجه اي نگرفتيم، نوبت برخورد مي رسد و قرار شد، مجلس روي همين روال حركت كند. مصاحبه اي كردم و خلاصه اي سپس گفتم به مجلس رفتم.... ظهر به خواست آقاي قدوسي، با ايشان و آقاي خامنه اي در اتاق من جلسه اي داشتيم. آقاي قدوسي مي گفتند: دوستان اجرائي در سپاه و جاهاي ديگر از اينكه تصميمات توسط حزب يا شخص آقاي بهشتي، گرفته مي شود و آنها در جريان نيستند، گله دارند; ولي واقعا اين نيست. اشتباه كرده اند. اصل مساله، همين توقيف روزنامه هاست كه شوراي عالي قضائي، بدون مشورت و بلكه برخلاف نظر ديگران، [اقدام ] كرده است.... يكشنبه 24 خرداد روزهاي پرحادثه اي است. كتاب تاريخ ايران به سرعت ورق مي خورد و حوادث مهم تاريخي روي مي دهد و تاريخ به سرعت حركت مي كند. جلسه علني داشتيم. پيش از دستور آقاي غضنفرپور نماينده لنجان و يار متعصب بني صدر به جاي نطق پيش از دستور، اطلاعيه آقاي بني صدر را خواند. اطلاعيه خيلي بدي است كه صداوسيما نخوانده و جرايد ننوشته اند و اثر بسيار شديدي روي امام و نمايندگان مردم در طرد سريعتر رئيس جمهور دارد. نمايندگان صبورانه تحمل كردند. غضنفرپور و سلامتيان از مجلس بيرون رفتند و در درب مجلس با يك فرد سپاهي برخوردي داشتند كه به اسلحه كشي رسيد. امام كه از راديو شنيده بودند، از خوانده شدن اطلاعيه از تريبون مجلس، انتقاد كرده بودند. آقاي خامنه اي - كه خدمت امام بوده اند - گفته اند كه آئين نامه مجلس را نمي شود نقض كرد و امام قانع شده اند، به شرط اينكه جواب داده شود. فرماندهان لشكرها و پايگاههاي هوايي خدمت امام رسيدند، همراه آقاي خامنه اي; و امام مطالب مهمي، در جهت تقويت خط امام و تضعيف ليبرالها و به خصوص بني صدر، فرمودند.... در مجلس، امروز يكصد و هفت نفر از نمايندگان، كتبا تقاضاي رسيدگي به صلاحيت سياسي آقاي بني صدر را كردند و خواستار طرح آن با قيد دو فوريت من هستند صلاح نديدم كه فورا مطرح شود: اولا بايد پخته تر شود و زمينه مردمي آن درست شود; ثانيا آئين نامه در كيفيت عملكرد مجلس نداريم; ثالثا امام هم گفته اند عجله نشود و فرصتي به آقاي بني صدر، براي اصلاح خودش بدهيم. دوشنبه 25 خرداد چهار دقيقه، دير به مجلس رسيدم. براي اولين بار، تاخير داشتم. پيش از دستور آقاي [محمدعلي ] حيدري نهاوندي، مختصري جواب اطلاعيه بني صدر را داد و يكي از نمايندگان در مخالفت، صحبت كرد و آقاي [علي اكبر ] معين فر، نامه آقايان مهندس [مهدي ] بازرگان، دكتر [يدالله ] سحابي و دكتر [كاظم ] سامي را خواند كه اعتراضا به مجلس، نخواهند آمد و من جواب آنها را خوب دادم; اگر جواب نمي دادم مجلس متشنج مي شد.... آخر وقت، جمعيت عظيمي مقابل مجلس آمدند و خواستار ملاقات با من شده بودند، به ملاقاتشان رفتم، خيلي پرشور برخورد كردند و شعارهاي جالبي داشتند و خواستار سلب كفايت سياسي بني صدر در مجلس بودند.... نزديك غروب، صداي انفجار مهيبي آمد. بعدا معلوم شد، در حياط كاخ مسكن بني صدر، انفجار رخ داده، ممكن است كار خودشان باشد و ممكن است از مخالفانشان، بعدا روشن خواهد شد.... جلسه هيات رئيسه داشتيم; در مورد كيفيت طرح سلب كفايت سياسي بني صدر. شب، در دادگستري، جلسه مشورتي قواي سه گانه با سپاه و... بود كه در كيفيت حركت سياسي و تبليغات و دستگيري سران مخالفان محارب و مسائل روز تصميم گيريهايي شد. احمدآقا تلفن كرد و گفت: امام مي فرمايند، زودتر مجلس در مورد آقاي بني صدر، تصميم بگيرد. امروز بني صدر، جواب مغرورانه اي به اظهارات امام داده، معلوم است، نمي خواهد به راه بيايد. مهندس بازرگان با اعلاميه اي خود را نجات داده [است ]. خانم امام و دختران و عروسشان، مهمان عفت بودند. سه شنبه 26 خرداد عفت تب داشت. از خانه بيرون رفتم. مجلس جلسه علني داشت. دو فوريت طرح، در عدم كفايت سياسي رئيس جمهور و آئين نامه آن و ادامه بحث الحاق دادگاه انقلاب به دادگستري مطرح بود و جلسه، حساس و سياسي بود، به حمدالله موفق شدم، خوب كنترل كنم.... عصر، خبر رسيد كه آقاي بني صدر، قصد فرار يا رفتن به غرب يا جنوب - احتمالا براي توطئه - دارد. سپاه از طرف امام، مامور شد كه جلوي سفر ايشان را بگيرد. ولي آقاي بني صدر از محلي كه بود به جاي ديگري منتقل شده و ديگر از زيرنظر بيرون رفته، گفته مي شود در اطراف ساوه آخر است شب، با آقايان رجائي و بهشتي، جلسه مشورتي داشتيم و مقداري در اطراف انتخابات رياست جمهوري، بعد از آقاي بني صدر بحث كرديم. شام را همان جا صرف كرديم. ديروقت به خانه آمدم. متاسفانه عفت هنوز تب دارد و آمپول نوالژين تزريق كرده بود. خبر پيروزي سپاه و ارتش دردهلاويه خوشحال كننده است; ولي گويا خيلي مهم نيست. چهارشنبه 27 خرداد ساعت شش، از خانه بيرون رفتم; براي اينكه قبل از جلسه - كه بسيار حساس بود - مشورتهايي بشود. دستور جلسه بحث در آئين نامه رسيدگي به صلاحيت سياسي رئيس جمهور بود. با اينكه مرخصيها را لغو كرده بودم، در اثر غيبت جمعي از ليبرالها، اكثريت ضعيفي داشتيم. تا عصر ساعت پنج و نيم، جلسه ادامه داشت. آئين نامه تصويب شد. ماده اي در آئين نامه با پيشنهاد آقاي [محمد ] مجتهد شبستري و موافقت من اضافه شد كه مشكلي بار به آورد موجب اين ماده راي دو سوم نمايندگان، براي سلب كفايت سياسي لازم مي شود. عده اي از نمايندگان مجلس، با اينكه اكثريتشان راي به اين پيشنهاد دادند، ناراحت شدند; چون احتمال ضعيفي وجود دارد كه عده اي راي ممتنع بدهند و با اينكه بيش از يكصدوچهل نفر، پيشنهاد عدم كفايت سياسي را امضاء كرده اند، احتمال اينكه راي لازم را نياوريم، بوجود آمده; مي خواستند جلسه را به هم بزنند، من مقاومت كردم; شايد موافقت من با اين ماده از اشتباهات سياسي من خداوند است به خير گرداند، اعوذبالله.... شب آقاي محسن رضايي آمد و خبر داد، كساني از مخالفان كه در گذشته، قصد كودتا داشته اند، اين روزها فعال شده اند و با آقاي بني صدر هم تماس گرفته اند و زمان را مناسب مي دانند. سپاه در تعقيب آنان است. آقاي بني صدر يك روز است كه مفقودالاثر است. احتمالا در رابطه با همين توطئه باشد. توطئه گران از سلطنت طلبان و ملي گرايانند و بعضي از اطرافيان آقاي بني صدر با اين همه زحمت و خستگي، آخر شب به خانه آمدم. پنجشنبه 28 خرداد ... درباره شوراي فرماندهي نيروهاي مسلح، با امام صحبت شد. نظرشان اين است كه فعلا به همين وضع بماند، تا شخص يا اشخاص مناسبي پيدا پيشنهاد شوند احمدآقا را دادم. ايشان گفتند احمد در هيچ كاري، نبايد وارد شود. آقايان فلاحي و فكوري را آنجا ملاقات كردم. نگران بودند ولي مي گفتند، اگر ارتش در جريانات سياسي دخالتي نكند، بهتر است و از اين جهت عزل بني صدر را خوب مي دانستند. بعداز مدتي حسين آقا خميني را ملاقات كردم. بي روحيه بود. آقاي محسن رضائي تلفن كرد و گفت در آذربايجان غربي، دموكراتها شرارت را توسعه داده اند و بعضي جاها را گرفته اند و حمايت از بني صدر مي كنند. بني صدر، همچنان مفقودالاثر است و امام نظرشان اين است كه نبايد از مملكت خارج شود و گفتند، كسي را خدمت ايشان فرستاده و وحشت از اعدام خودش داشته و امام او را دلداري داده اند. اول شب، همراه آقاي بهشتي، به ديدن سپاهيان خوزستاني كه از خوزستان آمده بودند، به پارك خرم رفتيم. آخر شب، احمدآقا خميني تلفن كرد و از اينكه پيام مهم امام از تلويزيون پخش نشده، شكايت كرد و گفت پيام را در اجتماع مردم در امجديه خوانده و مردم شعارهاي پرشوري عليه بني صدر و ليبرالها از داده اند آقاي لاريجاني توضيح خواستم. گفت براي پاك كردن شعارهاي تند، وقت زيادي صرف شد و به برنامه نرسيد; بعدا پخش مي شود. جمعه 29 خرداد ... آقاي رضايي از اطلاعات سپاه آمد و اطلاعاتي در مورد فعاليت ضدانقلاب و اسنادي كه از لانه جاسوسي، عليه آقاي بني صدر به دست آمده، گزارشي داد. فعاليتهاي [شاپور ] بختيار، اشرف، رضا [پهلوي ]فرح، پهلوي، [حسن ] نزيه، اويسي و [محسن ] پزشكپور و فعاليتهاي عوامل داخلي آنها را در جزوه اي تنظيم كرده بودند كه با هدايت امريكا مي خواسته اند، هماهنگ كنند، ولي ظهر نتوانسته اند به نماز جمعه دانشگاه رفتم، آقاي خامنه اي در توضيح جرايم و اشتباهات آقاي بني صدر بيانات خوبي داشتند. ظهر عفت و بچه ها در خانه نبودند، تنهايي، غذايي كه خودم پختم، صرف كردم و خوابيدم.... عصر، مقداري با پاسدارها پينگ پنگ بازي كردم. اول شب، مسئولان مدرسه نيكان آمدند و گزارشي از وضع مدرسه دادند و كارنامه مهدي را آوردند. با معدل هفده و نيم قبول شده; خوب است. سپس، آقاي فخرالدين حجازي آمد و گزارشي از سفر هند داشت و گلايه از عدم پخش گزارش ايشان از راديو. مسئولان سپاه آمدند و گزارشي از موفقيت سپاه در بندرعباس در قلع و قمع تروريستها داشتند و براي طرح كردن اسناد لانه جاسوسي، درباره بني صدر در مجلس، مشورت كردند.