Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780223-44626S3

Date of Document: 1999-05-13

گراني كتاب بي علت نيست از وقتي يادمان مي آيد، خيلي ها بهانه كتاب نخواندن خود را گراني قيمت كتاب عنوان كرده اند، در حالي كه ديده ايم همان عده مبالغي بسيار بيشتر را براي امور غيرضروري تر از كتاب پرداخته و خم هم به ابرو نياورده اند. با اين حال، منكر نمي توان شد كه قيمت كتاب هميشه در ايران مسئله اي بغرنج بوده و به همين جهت نيز، برگزاري نمايشگاههاي كتاب كه دربردارنده تخفيف هايي ويژه براي خريداران است، بااستقبال خوبي روبرو مي شود. اما وقتي صحبت از گراني قيمت كتاب به ميان مي آيد، بايد به اين نكته ظريف نيز توجه داشت كه بر خلاف تصور عامه، ناشران عامل گراني قيمت كتاب نيستند و نبايد سودجويي آنان را دليل اصلي اين امر دانست. بلكه عوامل متعدد ديگري در اين زمينه دخيل است كه اهم آن ها عبارتند از: * قيمت كاغذ به گفته اغلب ناشران، نرخ كاغذ بيشترين تاثير را بر قيمت كتاب دارد و متاسفانه با وجودي كه حدود 100 سال از شكل گيري صنعت چاپ و انتشارات در ايران مي گذرد، هيچ گاه كاغذ به عنوان اصلي ترين ماده براي توليد كتاب، وضعيتي مشخص نداشته و از آنجا كه پيوسته واردات كمتر از ميزان نياز بوده، ناشران نه تنها به طور دايم از نوسان قيمت كاغذ آسيب ديده اند، بلكه حتي در مقطع هايي به علت نايابي كاغذ، كسب و كارشان دچار بحران نيز شده است. به همين لحاظ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با همكاري وزارت بازرگاني، همه ساله مقداري كاغذ با نرخ متعادل بين ناشران توزيع مي كند كه اگرچه اين كار تا حدودي مي تواند نقش حمايتي در زمينه صنعت طبع و نشر داشته باشد، اما اشكال كار اينجاست كه همين مقدار كاغذ نيز، عليرغم محدوديت، به يك نسبت به همه ناشران تعلق نمي گيرد، هيچ نظم منطقي بر توزيع آن مترتب نيست و افزون بر اين، تجربه ثابت كرده كه هميشه، همزمان با توزيع كاغذ توسط وزارت بازرگاني، تجار كاغذ و دلالان، سطح قيمت را به حدي پايين مي آورند كه تفاوت چنداني بين نرخ بازار آزاد و نرخ دولتي احساس نمي شود و برخي ناشران كه نقدينگي كافي ندارند، از دريافت آن صرفنظر مي كنند و آن عده اي هم كه كاغذ دولتي را دريافت مي كنند، به دليل نامرغوبيت كاغذها، ناچارند آن را با قيمت تمام شده به واسطه ها بفروشند و با پرداخت اضافه قيمتي نسبتا زياد، كاغذ مرغوب و مناسب براي چاپ كتاب را از همان دلالان خريداري كنند. * ليتوگرافي و چاپ بخش ديگري از هزينه هاي عمده توليد كتاب را مخارج ليتوگرافي و چاپ تشكيل مي دهد، كه اگرچه هرسال از سوي وزارت ارشاد و اتحاديه صنف چاپ تعرفه هايي براي نرخ خدمات چاپي و هزينه هاي ليتوگرافي اعلام مي شود، اما كمتر ليتوگراف يا چاپخانه داري حاضر به رعايت قيمت هاي مصوب است و خصوصا در شرايطي كه تحويل فيلم و زينك يارانه اي به ناشران متوقف شده، مديران چاپخانه ها و ليتوگرافي ها، هر نرخي را كه صلاح بدانند مطالبه مي كنند و چاره اي جز قبول قيمت هاي پيشنهادي آنان چون نيست همه به اندازه كافي سرشان شلوغ است و به دليل بالا بودن حجم سفارشات، فرصت سرخاراندن ندارند. * هزينه هاي نامحسوس ... و البته بر اين هزينه ها، مخارج نامحسوسي نظير ويرايش، حروف چيني، تصحيح، طرح روي جلد، پورسانت فروش، ضايعات و.. را نيز بايد افزود و اينهمه، در حالي است كه كتاب فروشي كند دارد و مدتي طولاني وقت لازم است تا تدريجا برگشت سرمايه، آنهم با سودي اندك انجام شود. * مشكل ماليات عمده ترين مشكلي كه بر سرراه طبع و نشر كتاب وجود دارد و معمولا از ديد خوانندگان پنهان مي ماند، ماليات است كه نه به فروش، بلكه به قيمت پشت جلد كتاب، تعلق مي گيرد و طبعا ميزان آن تابع تيراژ است. ناشران عقيده دارند ماليات جزو ديون طبيعي تمامي افراد و موءسساتي است كه در كشور درآمدي دارند، اما ماليات گرفتن وقتي منطقي به نظر مي رسد كه از درآمد اخذ شود. وگرنه، همه مي دانند كتاب كالايي نيست كه فروش آن تضمين شده باشد و گاه اتفاق مي افتد كه كتابي مورد استقبال قرار نمي گيرد و حتي يك چهارم تيراژ آن نيز به فروش نمي رسد و تحت اين شرايط، اخذ ماليات از درآمد فرضي ناشران، موضوعي است كه خواسته يا ناخواسته بر قيمت كتاب تاثير مي گذارد. با اين حال، ناشران كه دل مشغولي بزرگشان انجام كاري فرهنگي است، و تاكنون با همه تنگناها به نحوي كنار آمده اند، برگزاري نمايشگاه هاي كتاب را عاملي موءثر در جهت كاستن از ضرر و زيان هاي حاصل از كار خود مي دانند و انتظارشان اين است كه با استفاده از فرصتي كه رويارويي با خوانندگان كتاب در اختيارشان قرار مي دهد، مشكلات حرفه خود را با آن ها در ميان بگذارند و اينكه گراني قيمت كتاب بي علت نيست. هرچند بسياري از آن ها معتقدند قيمت كتاب، در مقايسه با قيمت بسياري از كالاهاي ديگر چندان گران نيست و مشكل اصلي اينجاست كه هنوز بسياري از مردم، كتاب را جزو ملزومات زندگي خود به حساب نمي آورند.