Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780222-44620S2

Date of Document: 1999-05-12

( ) 13 شنبه 16 خرداد صبح اول وقت، براي اولين بار پس از پيروزي انقلاب، براي ديدن وضع كتابخانه به مجلس شوراي قديم رفتم. يك ساعت تمام قسمتها را بازديد كتابخانه كردم مجهزي است و كتابخوان كم روزي دارد به طور متوسط، ده نفر مراجعه مي كنند، پانصدهزار كتاب دارد و بيش از بيست نفر، كار سپس مي كنند از كتابخانه شماره 2 در محل مجلس بازديد كرديم. اينجا فعال تر و باانضباطتر است و با امكانات كمتر، ولي اينجا هم، مراجعه كننده كم دارد. آقاي [عبدالحميد ] ديالمه آمد و مطالبي گفت كه خود را از اتهام انجمني [حجتيه ] بودن تبرئه نمايد، قبول كرديم. آقاي دكتر [حسن ] حبيبي آمدند، مذاكره كرديم، در خط امام است و پيشنهاد مراودت بيشتر با آقاي بني صدر مي كرد. از عواقب اختلافات خائف بود. مي خواست ترتيبي براي مشروعيت غيبت ايشان، از مجلس براي شركت در ستاد انقلاب فرهنگي داده شود. عصر، ملاقاتي با سفير شوروي داشتم. مي خواست از كليه اختلافات داخلي ما باخبر شود كه چيزي به دست نياورد. تشبيه به اختلاف شوروي با چين و يوگسلاوي و.. كردم و از اينكه مسئولان ايراني، شوروي را دشمن انقلاب ايران، مي گويند، ناراحت بود. شب در جلسه دوستان هوادار حزب در منزل آقاي ميرشكاري، شركت كردم. آقايان خامنه اي و باهنر هم بودند و فيلم روز پاسدار را ديديم كه جالب و حزباللهي و ضدليبرالي بود. يكشنبه 17 خرداد روزه گرفتم; آخرين روزه از شش روز، روزه قرضي كه دو سال پيش به علت نقاهت بعد از تيرخوردن و عمل جراحي نگرفته بودم. ظهر، خبر تعطيل موقت روزنامه هاي انقلاب اسلامي، ميزان، آرمان ملت، مردم و جبهه ملي از طرف دادستان انقلاب اسلامي تهران، پخش شد. اقدام جسورانه اي است. قرار نبود تعطيل شوند، مخصوصا در آستانه انتخابات. تحقيق كردم معلوم شد شوراي عالي قضايي هم تصويب كرده است. عصر در جلسه شوراي مركزي حزب شركت كردم. بحث در مورد تعطيل روزنامه ها اكثريت بود موافق بودند و چند نفري هم مخالف; منجمله من. خبر صدور اعلاميه آقاي بني صدر رسيد. معلوم شد. تصميم گرفته اند از راديو تلويزيون پخش نشود، چون تحريك كننده است، درباره همين روزنامه هاست. شب، در جلسه مشترك نمايندگان و مجريان هوادار حزب، شركت كردم. مقداري درباره علل گراني بحث شد. سپس درباره تعطيل روزنامه ها; آقاي بهشتي عمل را توجيه كردند و سه نفر آقايان الويري، انصاري، زرندي و دكتر روحاني مخالفت كردند، آقاي لاجوردي دادستان انقلاب دفاع كرد و اكثريت حضار، ايشان را تاييد كردند و قرار شد عقبنشيني نشود. دوشنبه 18 خرداد امروز به خاطر تعطيل روزنامه، احتمال حوادثي حتي در مجلس مي دادم. جلسه علني اتفاق داشتيم مهمي نيفتاد. در همدان هم، كه رئيس جمهور به شهر خودش پناه برده بود، حمايت درستي از ايشان نكردند، در شيراز، دكتر [ابراهيم ] يزدي از حزباللهي ها كتك خورده و من در مجلس اين كار را تقبيح كردم. امام، امروز سخنراني تند و جالبي فرمودند و سنگ تمام گذاشتند; از اقدام دادستان حمايت كردند، مخالفان را تهديد كردند. تاكيد روي اعتبار قوانين و تعبيرات ديكتاتور و محمدرضا پهلوي در مورد مخالفان قانون. فكر مي كنم زمينه اظهار و اقدام را از مخالفان كاملا گرفتند و آنها را مات كردند. احمدآقا، با موافقت امام، مقدمات تغييرات اساسي را در فرماندهي ارتش فراهم مي كند و آقاي خامنه اي را كه در جبهه جنوباند، براي اين [منظور ] به تهران خواسته اند. عصر، در شوراي قضائي جلسه مشورتي با حضور اعضاي شورا و نخست وزيري داشتيم. وضع جاري را بررسي كرديم و خط حركت آينده را ترسيم نموديم و به نيروهاي سپاه و كميته ها براي احتياط، آماده باش داديم. بنا بود مناظره بني صدر و... درباره بودجه پخش شود. با پيشنهاد خودش و استقبال ما به تاخير افتاد. سه شنبه 19 خرداد آقاي خامنه اي، با اصرار احمدآقا از جبهه برگشته بودند، براي تدبير در امر ارتش، در شرايط موجود. عصر، در جلسه دفتر سياسي در محل كار آقاي بهشتي، شركت كرديم. همه بحثها در اطراف كيفيت برخورد با وضع موجود - كه از ناحيه آقاي بني صدر پيش آمده بود - مقدار زيادي از وقتهاي گرانبها را صرف اختلافات مي كنيم. خدا رحم كند. شب، در جلسه مشورتي قواي سه گانه در نخست وزيري، شركت كردم. آقاي دكتر عارفي وزير علوم هم بود و درباره ستاد انقلاب فرهنگي و افتتاح دانشگاهها بحث كرديم. آقاي عارفي، معتقد بود، ستاد كاري اساسي نكرده و آقاي باهنر هم جواب درستي نداشت. قرار شد، هفته آينده با شركت همه طرفها، تصميم روشني درباره دانشگاهها بگيريم. خبري از آماده شدن بني صدر، براي خروج از كشور رسيد و گويا در همين رابطه، دو نفر از دفتر ايشان بازداشت شده اند. امروز، آقاي بني صدر در كرمانشاه مانده و با عشاير سنجابي، جلسه محرمانه داشته، معلوم نيست مي خواهند چه بكنند. چهارشنبه 20 خرداد جواب نامه هايي كه به منزل از طرف ارباب رجوع رسيده بود، ساعت دادم هفت صبح به مجلس رسيدم. جلسه علني داشتيم. مهدي هم كه مدرسه اش تعطيل بود، با من به مجلس آمد. طرح مهلت محدود براي امضاي مصوبات مجلس از طرف رئيس جمهور، مطرح بود. ليبرالها با تاخير در حضور در تالار و سپس با غيبتهاي حساب شده، كارشكني مي كردند و من با اينكه عصباني بودم خودم را كنترل كردم. ظهر، احمدآقا خميني به مجلس آمدند كه با آقاي خامنه اي، درباره آينده ارتش مشورت كنند و تصميماتي اتخاذ كردند. مصاحبه اي هم با مجله عروتالوثقي، درباره اوضاع جاري اول داشتم شب به منزل آمدم ولي براي مشورت در امري فوري، به منزل آقاي بهشتي دعوت شدم. احمدآقا هم حضور داشت. امام از ما خواسته بودند كه درباره فرماندهي كل قوا، نظر بدهيم. امام تصميم به عزل آقاي بني صدر از اين سمت را نظر گرفته اند اين شد كه فعلا خود امام، فرماندهي را به عهده داشته باشند، تا در آينده با فرصت، فكري بشود و عزل ايشان با عبارتي موهن اعلام شد. آقاي بني صدر، در كرمانشاه است و گويا به دستور امام تحت نظرند كه از كشور فرار نكنند. ستاد ارتش هم قبل از عزل، ضمن اعلاميه 530 تقريبا ايشان را بي سمت اعلام كرده بود. بيشتر اعتماد آقاي بني صدر به ستاد ارتش بود. گويا ايشان اين اعلان را غيرقانوني اعلام داشته اند; لابد عزل امام را هم قانوني نمي دانند! پنجشنبه 21 خرداد پس از جواب نامه هاي ارباب رجوع منزل، به مجلس رفتم. در بين راه اخبار ساعت هفت صبح را گوش موضوع دادم مهم، عزل آقاي بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح بود. شور و هيجان زيادي در حزبالله به وجود آورده. سخنرانان پيش از دستور مجلس هم، لبه تيز حملات خود را متوجه آقاي بني صدر كرده بودند. مخصوصا آقاي [مهدي ] نصيري لاري، عدم كفايت سياسي ايشان را مطرح كرد وخيلي خوب صحبت كرد; آقاي دكتر [كاظم ] سامي، اعتراض كرد كه اهانت به رئيس جمهور شده است.... تظاهرات پراكنده اي در تهران و شهرستانها به نفع بني صدر انجام مي شود كه عمدتا توسط مجاهدين خلق است. بني صدريها خيلي ترسيده اند و احتمال فرارشان قوي است. يك نظر اين است كه مانع فرارشان نشويم، زيرا به كلي از اعتبار ساقط مي شوند و چيزي بر مدني و بختيار و پهلويها نمي افزايند. نظر امام، اين بوده كه نگذاريم بگريزند; ولي ديشب از احمدآقا نقل شد كه امام هم، ديگر مخالفتي ندارند. عصر، جلسه هيات رئيسه داشتيم. برنامه هفته آينده را تنظيم كرديم. تقاضاي جلسه غيرعلني براي بحث در سرنوشت رئيس جمهور، مطرح نظر شد اين شد كه چند روزي تاخير بيندازيم تا با اعمال خودشان زمينه را مساعدتر كنند.... آخر شب، آقاي رضائي تلفني اطلاع داد كه خبري مي گويد، آقاي بني صدر هواپيماي بزرگي را خواسته، آماده داشته باشند و مي گفت احمدآقا هم از امام كسب تكليف كرده و امام هم مخالفتي ندارند. خودم از احمدآقا پرسيدم، ايشان تاييد كرد.... جمعه 22 خرداد .. آقاي مصطفي ميرخاني آمد و از طرف دكتر پيمان، تقاضاي ملاقات و تفاهم داشت و خودش هم از اينكه در ميان همفكران قديمي اش نيست، ناراحت بود و چاره جويي مي كرد. آقاي بهشتي، تلفن كردند و درباره مسائل جاري تبادل نظر كرديم. احمدآقا خميني، تلفن كردند و پيشنهاد مراقبت بيشتر در شهرستانها كردند و از احتمال تظاهرات مخالفان در قزوين و استقبال عظيم مردم كاشان مي گفتند. ياسر بهانه گيري دارد و مي خواهد به باغي يا كوه يا جاي ديگري، براي سرگرمي برود. عفت و فاطي به خانه اقدس خانم مرعشي، براي ديدار با بستگان رفسنجاني مي روند. من مي خواهم در خانه استراحت كنم; اگر بگذارند. فاطي و سعيد، عصري برگشتند و از كثرت جمعيت نماز جمعه امروز مي گويند; مردم شعار عليه آقاي بني صدر مي دادند و مسئولان آنها را نهي مي كردند.... شب، آقاي لاهوتي آمد و بحث زيادي درباره موضع ايشان داشتيم. ايشان از موضع امام، ما، مردم، صداوسيما و مجلس انتقاد داشت. آخر شب آقاي محسن رضائي خبر داد كه سي نفر مي خواهند دولت را استيضاح كنند.