Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780221-44607S2

Date of Document: 1999-05-11

( ) 12 شنبه 9 خرداد جلسه علني داشتيم و بحث بودجه بود. سخنرانيها طولاني بود و اداره آسان و كمتر نياز به دخالت داشتم. تا آخر جلسه ماندم. خبر رسيد كه باند تروريست بندرعباس كه اخيرا چند ترور انجام داده بودند، به دام افتاده اند; جالب است و خبر رسيد كه چند تن از اشرار بلوچستان كه در ترور روحاني متعهد اهل سنت زابل حسين بر و كشتن ژاندارمها دست داشتند، دستگير شده اند. يكشنبه 10 خرداد چون در مجلس خوابيده بودم، پيش از شروع جلسه علني، كارهايي انجام از دادم ساعت هفت صبح، جلسه علني داشتيم. بعدازظهر، نماينده اخوان المسلمين - ابراهيم صالح - با آقاي ابراهيمي از دفتر آقاي منتظري آمدند. پيشنهاد مذاكره سري با شخصيتهاي عربستان سعودي، براي تفاهم با آنها و جدا كردن آنها از صدام داشت. شب در جلسه مشترك نمايندگان مجلس و مسئولان اجرايي هواداران حزب، شركت كردم و تحليلي از بيانات اخير امام در خصوص تقويت مجلس و محكوم كردن ليبرالها ارائه دادم. وزير بازرگاني، لايحه ملي كردن تجارت خارجي را تشريح كرد. در خانه آقاي توسلي با جمعي از دوستان دفتر امام، مهمان بوديم. دوشنبه 11 خرداد عيد مبعث بود و كاري دو نداشتم روز خاطره نويسي عقب بودم. با استفاده از حافظه نوشتم. شب را به علت مهمان بودن بچه ها در منزل شهيد مطهري، براي جشن عروسي پسرشان و غفلت شان از شام، من شام نخورده خوابيده بودم، راحت تر از شبهاي ديگر; بهتر اين است كه شبها شام نخورم. نزديك ظهر، براي عرض تبريك به ديدن امام رفتم. فوق العاده ازدحام بود. در خيابان، پياده شدم. در محاصره و فشار مردم كه ابراز احساسات مي كردند، قرار گرفتم. تا نجات از دستشان، خيلي خسته شدم. مردم چقدر مهربانند و وفادار. آنجا، خبر شدم كه منوچهر مسعودي، مشاور رئيس جمهوري را به اتهام فساد، بازداشت كرده اند. احمد آقا مي گفت، آقاي بني صدر مي گويد به عنوان مشاور من اعلام نشود. با آقاي رجائي، تماس گرفتم و ايشان به آقاي لاجوردي گفت. قرار شد كه موقتا اعلام نشود. تلكس آمد كه آقاي [احمد ] سلامتيان نماينده اصفهان را كه براي افتتاح دفتر هماهنگي مردم با رئيس جمهور، مي خواسته سخنراني كند، حزباللهي ها مجروح كرده اند و مراسم را به هم زده اند. عصر، با بچه ها به پادگان سعدآباد، براي تمرين تيراندازي رفتيم و براي سپاهيان سخنراني كردم. شب از سپاه براي مشاوره به خانه آمدند. سه شنبه 12 خرداد جلسه علني درباره چهاردوازدهم بودجه داشتيم. حركت آقاي سلامتيان در اول جلسه عصبانيم كرد. عصر هم، جلسه ادامه داشت. عصر، در جلسه دفتر سياسي شركت كردم. درباره حركت بعد از بيانات امام، عليه ليبرالها بحث شد. روزه بودم و براي افطار به مجلس رفتم. پس از افطار با آقايان موسوي خوئيني ها، دكتر ولايتي و الويري، براي اجراي برنامه ارتباط مستقيم با مسئولان به تلويزيون رفتيم. از ساعت ده تا دوازده در برنامه شركت كرديم. چهارشنبه 13 خرداد در جلسه علني، با آقايان فوءاد كريمي، [حسن ] آيت و [عبدالحميد ] ديالمه كه اعتراض آئين نامه اي داشتند، تند برخورد كردم و بالاخره امروز كار چهاردوازدهم بودجه تمام شد. بعدازظهر، جلسه هيات رئيسه داشتيم. برنامه هفته بعد را تنظيم كرديم. كار زياد است و وقت آخر كم وقت، آقايان رضائي و محمدزاده از سپاه آمدند و درباره خط حركت سياسي، با مخالفان بحثهايي كرديم. شب، هم در جامعه روحانيت مبارز دعوت داشتم و هم در منزل آقاي دكتر [يدالله ] سحابي براي جلسه نمايندگان تهران و هم در منزل آقاي خامنه اي براي تهيه پول براي مخارج حزب و روزنامه. اول وقت به خانه آقاي خامنه اي رفتم; چون خودشان نبودند، نماندم. آقاي بهشتي نيامده بودند، خود آقاي خامنه اي با مدعوين مذاكره كرده اند و حدود ده ميليون تومان، تعهد يا نقد گرفته اند. شصت ميليون تومان نياز داريم. در جلسه روحانيت، هدفشان اين بود كه اعتبار مخدوش شده جامعه روحانيت ] مبارز [تهران را با ائتلاف مجدد با نيروهاي انقلابي روحاني كه به خاطر روابط جامعه و آقاي بني صدر از جامعه كنار گرفته بودند، به دست آورند. انصافا خيلي كوتاه آمدند. آقاي [عبدالمجيد ] معاديخواه و دكتر [حسن ] روحاني، سخت گيري مي كردند، براي تجديد اعتبار جامعه، بالاخره نسبتا موفق شدند. قرار شد از نو جامعه را تجديد سازمان كنند. آقاي بهشتي هم رسيدند. شام را همان جا خورديم و به منزل آقاي سحابي نرسيديم، لابد سخت گله مند مي شوند و حمل بر علل سياسي مي كنند، ولي من مايل بودم بروم، آقاي شيخ ] فضل [الله محلاتي مانع شد، به خاطر اهميتي كه براي جلسه جامعه قائل بودند، خودشان قرار شد، عذر من را بگويند. اول شب، در نخست وزيري با احمدآقا خميني و آقاي رجايي جلسه اي احمدآقا داشتيم مطالب مهمي داشت. حسابي همراهي مي كنند: مساله گروه مسلح مستقل چمران، مساله بني صدر و راه حلهايي داشت. از وضع رفاهي بد شهر قم مي گفت و eتوصيه امام را در خصوص رسيدن به وضع قم و جنگ زدگان. معتقد است كه امام بايد صريحا با بني صدر برخورد كنند. شب، به دعوت خانم اعظم طالقاني در منزل برادرش كه eجلسه خانوادگي طالقاني ها بود، شركت كردم; بحثهاي زيادي شد. جمعه 15 خرداد تقريبا تمام وقت، در منزل ماندم و فقط براي نمازجمعه بيرون رفتم. اول وقت آقاي ري شهري تلفن كرد و گفت آقاي بني صدر به آقاي غفوري، استاندار مشهد گفته است كه من مثل همين eقله دماوند به راي العين مي بينم كه eعمامه آقاي ري شهري را به گردنش انداخته اند و در خيابانها مي گردانند. مشورت مي كرد، eدرباره كيفيت جواب و اين حرف مال كسي است كه مطمئن است، كودتايي در پيش است كه ليبرالها و تصفيه شده هاي ارتش حاكم مي شوند. در غير اين صورت، eدرباره قاضي شرع دادگاههاي ارتش، چه كسي چنين رفتاري خواهد داشت. ظهر، همراه عفت به نمازجمعه رفتيم. براي پانزده خرداد، جمعيت عظيم و غيرقابل انتظاري جمع شده بودند. ضدانقلاب از اين جمعيتها ناراحت و مايوس مي شود. عصر مقداري از eمناظره ايدئولوژيك را تماشا كردم. توده اي ها و فدائي ها، خيلي بي منطق و ضعيف حرف مي زدند; حتي نتوانستند تضاد را تعريف وقتي كنند كه تضاد را كه جوهر ديالكتيك است، نتوانند تعريف كنند، چگونه اثبات ؟ مي كنند! مقداري هم با بچه ها و پاسدارها پينگ پنگ بازي كردم و جواب چند مراجعه را نوشتم.