Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780220-44598S1

Date of Document: 1999-05-10

زنگ ورزش مدارس گمشده ناپيدا... برداشت عمومي از زنگ ورزش سطحي است يكي از فوايد ثمربخش ورزش افزايش اعتماد به نفس در دانش آموزان است اين روزهازندگي شهري چنان در كالبد ما انسانها، پنجه افكنده كه گاهي خود نيزنمي دانيم كه چگونه ميان خود و آداب و رسوم آن فاصله بياندازيم و گاه درگير ودار اين آداب و رسوم آنچنان غرق مي شويم كه اصلا فراموش مي كنيم زنده ايم و زندگي مي كنيم. هر روز صبح مثل يك ماشين كوك شده از جا برمي خيزيم و عزم كار و تلاش مي نمائيم، كار و كار تا آنكه شب فرا برسد و دوباره كنار خانواده حلقه زنيم، اما همينكه شب فرا مي رسد، گريزي جز استراحت نمي يابيم چرا كه در غير اينصورت، آمادگي لازم براي آمدن فردا را نخواهيم داشت. اين ترسيمي از زندگي هر روزه ماست، بي آنكه بتوانيم و يا آنكه بخواهيم يا فرصت آنرا داشته باشيم كه سوپاپي در آن گشوده و نفسي تازه كنيم. اما در همهمه اين غوغا، اين غوغا كه به قول كودكان، مخصوص آدم بزرگهاست، فرزندانمان را نيز وارد كرده ايم. كودكاني كه معناي واژه زندگي، تلاش و تكاپو را ما - با همين شيوه زندگي ماشيني كه خود براي خود ساخته ايم - به آنها هر آموخته ايم روز آنها را با خود به اين سو و آنسو، اين آمادگي و آن مدرسه مي بريم، بي آنكه به او فرصت كافي براي استراحت داده باشيم. چرا كه جاي استراحت، بازي و تفريح او را تكاليف چندين صفحه اي و محفوظات كتابها پر مي كند. او همواره بدنبال گشودن پرانتزي در ميان اين هياهو، براي ارضاي نيازهاي عاطفي و كودكانه اش مي باشد، درحاليكه ما هرگز اين فرصت را در اختيارش قرار نمي دهيم چرا كه درالگوي ناصحيح زندگي خود ما نيز چنين جاي خالي وجود ندارد. براي رفت و آمد هر روزه به مدرسه، او را به سرويس مدارس مي سپريم غافل از اينكه با اينكار علاوه بر آنكه نه تنها دقايق بودن در كنار فرزند خود را از دست مي دهيم، او را از حداقل تحرك و راه رفتن منع علاوه مي كنيم بر آن، با اين عمل، او را از تجربيات مثبتي كه خود مي تواند در راه خانه تا مدرسه، كسب كند محروم مي سازيم. به محض آنكه از مدرسه مي آيد، او را تشويق به نوشتن تكاليف و خواندن دروس مي كنيم و شايد در اين ميان بزرگترين تفريح او ديدن چند برنامه تلويزيون باشد. اما اگر بخواهد به اقتضاي كودكي اش از اين سو به آن سو بدود و جهش و پرشي انجام دهد، فورا او را موءاخذه كرده و اجبار به سكوت در مي كنيم واقع الگويي كه از آن به يك فرزند خوب و نيكو ياد مي كنيم يك مترسك پوشالي است كه نه حركتي داشته باشد و نه صدايي كند. از او مي خواهيم كه مثل بزرگترها، سنگين و موقر باشد، حركات اضافي نداشته باشد، ساكت باشد، و خلاصه بيش از يك نقطه معين را به خود اختصاص ندهد و خود نيز كه نقش واقعي خود را به عنوان پدر و مادر گم كرده ايم، چهره يك مبصر در خانه را به خود گرفته ايم. ازبازيها و تفريحهاي آخر هفته كه ديگر نمي شود گفت. خودمان را مي گويم; از چندبار كه به فرزندان قول رفتن به پارك را مي دهيم، شايد، آنهم يكبار شايد، را عمل كنيم. براستي چگونه مي توان اين حس غريب و كودكانه كه ناشي از تجمع نيرويي در انتظار آزاد شدن براي انفجار به سوي تاختن، دويدن، پريدن و.. مي باشد را ناديده؟ گرفت! زنگ ورزش مدارس، آخرين اميد براي آزاد كردن اين نيروي عظيم و بهترين راه براي تحرك بخشيدن به دانش آموزان است كه بعضا در مدارس به فراموشي سپرده مي شود. گاهي برف مي بارد، گاهي باران گاهي آفتاب، است و گاهي درس رياضي دانش آموزان نياز به تقويت دارد و براي تمامي اينها بهترين بهانه، زنگ مدارس است كه البته عدم امكانات كافي در مدارس نيز مزيد بر علتهاست. متاسفانه، آنچه از زنگ ورزش در اذهان عمومي وجود دارد، برخي پريدنها و دويدنهاي نه چندان ضروري و شايد تنها براي گذران وقت و يا حداكثر براي ارضاي حس كودكانه دانش آموزان مي باشد. پريدنهايي كه شايد بتوان آنها را در تفريحات آخر هفته، جبران كرد و اگر نشد، اصلا مهم نيست!!! اين پاسخي است كه متاسفانه اغلب والدين در مقابل ساعت ورزش در ذهن دارند و اغلب آنرا بهانه اي براي افزايش معدل نمرات دانش آموز خود مي پندارند و اگر چنين نشود، شكوه و شكايت رادرچهره و كلام آنان مي توان يافت. اما بايد گفت آنچه زنگ ورزش مدارس تحت پوشش خود قرار مي دهد، چيزي وراي اينهاست. ما هم اكنون با دانش آموزاني مواجه هستيم كه علاوه بر ضعف عضلاني كه به سبب فقر حركتي گريبانگير آن هستند، دچار عوارضي همچون برخي ناراحتيهاي ستون فقرات، كمر و پاها مي باشند كه پشت نيمكت نشيني و بعضا عدم وجود ميز تحرير مناسب براي آنها در منزل، از جمله عوامل موءثر آنهاست. براستي و كجا بايد نحوه صحيح نشستن را به فرزندانمان بياموزيم، در خانه يا؟ درمدرسه و اگر پاسخ مدرسه باشد، درچه زمان و فرصتي و توسط چه؟ كسي كي، كجا و توسط چه كسي بايد راه رفتن صحيح او كنترل؟ شود انحرافاتي كه شايد از چشم گذراي پدران و مادران پر مشغله امروزي به دور مانده باشد و تنها با وجود يك نيروي متخصص شناسايي شود. بايد گفت كه بسياري از عوارض فوق، در سنين پائين، توسط برخي تمرينات ورزشي به راحتي درمان مي شوند اما اگر اين فرصتهاي گرانبها از دست رود شايد فرزند شما هميشه، اين عارضه را بردوش كشد. اما شايد با اطمينان بگوئيد كه فرزندتان هيچ عارضه جسماني نداشته و اين را نه تنها خود بلكه پزشك متخصص نيز به تاييد رسانده است اما براستي با عوارض روحي چگونه كنار خواهيد؟ آمد كودكي كه نمي تواند كاري به سادگي خريدن يك بيسكويت براي زنگ تفريح مدرسه خودانجام دهد و يا نمي تواند با دوستان خود گرم گرفته، خود را وارد محفل آنان سازد، كودكي كه نمي داند براي خريد يك عدد نان مي بايست نوبت رارعايت كند و يا در اتوبوس حتما بليت خود را ارائه دهد، چگونه و در كجا خواهد توانست با اين معضلات كنار آيد و آنها را حل؟ كند آيا مي بايست وارد سنين بالاتر شود تا قضايا را بهتر تجزيه و تحليل كند و به قول ما بزرگترها، بزرگ شود و ياد بگيرد و يا اينكه بزرگتر شود و با معضلاتي بزرگتر روبرو شود، چرا كه در كودكي با معضلات كوچكتر كه همانا اجتماعي نبودن است به شكل صحيحي برخورد نكرده است و يا كسي نبوده كه او را در مسير صحيح قرار دهد. براستي فرزندان ما كي و كجا آموزش مي بينند و يا بايد ؟ ببينند و آيا اين آموزش صحيح است يا؟ غلط و مهمتر اينكه آيا براي ما مهم است كه آموزش او صحيح باشد و شايد خود ما الگوي غلطي از رفتارهاي اجتماعي او باشيم! زنگ ورزش مامن مطمئني براي فراگيري بسياري از روابط اجتماعي است. براي انجام يك حركت ساده ورزشي همچون بازيهاي امدادي، پيش از هر چيز او ياد مي گيرد كه نوبت را رعايت كند وگرنه با اعتراض بقيه و معلم خود كه در آن محفل كوچك مجري قانون به شمار مي رود، مواجه خواهد شد و ياد مي گيرد كه براي دست يافتن به فرصت مناسب آرام باشد و صبر پيشه كند. در بازيهاي گروهي او معني مصلحت جمع را فرا مي گيرد و ياد مي گيرد كه چگونه در حد توان براي برد گروه خود تلاش كند و چگونه از چنين موفقيت جمعي احساس رضايت كند. همچنين او ياد مي گيرد كه معناي رقابت و تلاش؟ چيست و هر كس تلاش بيشتري كند، موفقتر است. موفقيت بيشتر اعتماد به نفس را در او تقويت كرده وبه او جرات بيشتري در انجام كارهاي روزمره چرا مي بخشد كه يكي از فوائد ثمربخش ورزش و بازيهاي ورزشي افزايش اعتماد به نفس در دانش آموزان است. در اين زمان است كه فرزند شما براي انجام يك خريد ساده د رمانده نمي شود و براي شركت در جمع همنوعان به خود ترديد راه نمي دهد. در مجالس بزرگترها، رشته كلام كودكانه اش را بدست مي گيرد و با زبان بي زباني مي گويد كه من ازاعتماد به نفس كافي برخوردار هستم ديگر هيچگاه، بدون صف وارد اتوبوس نمي شود و يا توقع بي جاي گرفتن نان را ندارد. اما زنگ ورزش به اينجا نيز ختم نمي شود. همه ما مي خواهيم از كودكان خود يك قهرمان بسازيم و پس از طي 8 9 سنين سالگي او را در كلاسهاي ورزشي ويژه ثبت نام مي كنيم، اما پس از مدتي درمي يابيم كه او فاقد مهارت لازم براي ادامه اين رشته مي باشد، دائم او را سركوفت مي زنيم كه چرا مثل فلاني ها پيشرفت نداشته است و خلاصه چرا آنطور كه ما مي خواستيم قهرمان از آب در نيامده؟ است شايد پاسخ به اين سئوال چندان مشكل نباشد; چرا كه لازمه موفقيت در فراگيري مهارتهاي ورزشي در سنين بالاتر، فراگيري مهارتهاي بنيادي همچون دويدن، جهيدن، پريدن و... مي باشد و بدون فراگيري اين مباني كه هماهنگي دست و چشم، دست و پا و... و يا هماهنگي عصبي - عضلاني را به دنبال خواهد داشت، فرزند شما قادر به كسب مهارتهاي پيچيده تر نخواهد بود چرا كه از لحاظ ساختار بدني، اين هماهنگي در او ايجاد نشده و در سنين بالاتر نيز مشكل ساز خواهد شد و تمامي اينها ميسر نمي شود مگر آنكه ما زنگ ورزش مدارس را قدر بشناسيم و اين تنها فرصت را براي فرزندانمان غنيمت شمريم. ساحل معماري كارشناس تربيت بدني