Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780220-44594S2

Date of Document: 1999-05-10

( ) 11 شنبه 2 خرداد خبر پيروزي و فتح تپه هاي گاميشان، خبر خوشحال كننده صبح بود كه راديو گفت. نادر عراقي با دوستش آمد و براي بعضي از مسئولان سازمان تربيت بدني وقت گرفتند و آنها هم آمدند. حسين آقا مرعشي با آقاي محموديان - پدر يكي از متهمان توطئه جعل سند در بانك مركزي در خصوص دويست ميليون تومان براي خريد اسلحه - آمدند او دستگير شده و نادم است و از من رضايت مي خواستند. گفتم اگر در مصاحبه اي حقيقت را به مردم بگويد، من مايل به انتقام گيري شخصي نيستم. چهار نفر در اين رابطه بازداشت شده اند. او مي گفت معاون حسابداري سند را جعل كرده و با دست چپ امضاء كرده و 19 عدد فتوكپي گرفته و به كمك ديگران، پخش كرده است. شب، در جلسه دوستان روحاني در منزل آقاي مقدسيان، مهمان بوديم. خبر افشاي گروه خرابكار پارس در آنجا از تلويزيون و مصاحبه آقاي ري شهري را شنيديم، جالب بود. دوستاني، از مسامحه شوراي قضائي در اصلاح قضا، گله داشتند. يكشنبه 3 خرداد به مجلس رفتم. روزه هم بودم. لايحه حذف فرمان همايوني به خوبي تمام و تصويب شد. ولي من به خاطر وضع روحيم، دو سه بارعصباني شدم. روزهائي كه عصباني هستم، كار اداره مجلس مشكل است... [علي ]آقاي لاريجاني، مديرعامل صدا و سيما، آمد و درباره اجراي قراردادهاي خريد وسائل فني - كه از گذشته با آمريكا داشته ايم و نياز داريم - مشورت كرد و گفتم: مانعي ندارد، مذاكره شود، قسمت عمده پول آن را پرداخته ايم و اگر ما منصرف شويم، خسارت زيادي متحمل مي شويم. دستگاههاي جالب و مفيدي هم هستند، كه بهتر است بگيريم. عصر، در جلسه شوراي مركزي حزب شركت كردم و شب، در جلسه مشترك نمايندگان و مجريان هوادار حزب; مسئولان قضائي به انتقادات پاسخ دادند. دوشنبه 4 خرداد ظهر، امام جمعه و نمايندگان مردم پاوه آمدند گفتند، كتابي در مذمت ائمه اهل سنت در منطقه منتشر شده و اسم نويسنده، آقاي هاشمي [است ] و ضدانقلاب شايع كرده كه منظور رئيس مجلس است; كه من رسما تكذيب كردم. از چه شيوه هاي زشتي، براي تضعيف جمهوري اسلامي استفاده مي كنند! شب، در جلسه وعاظ تهران، در مسجد شهيد مطهري، شركت كردم. حدود پنجاه نفر بودند. جلسه خوبي بود. شام در همان مجلس صرف شد و دير وقت به خانه آمدم. تلويزيون مناظره آقايان بهشتي، پيمان و كيانوري و فرخ ] نگهدار، عبدالكريم سروش و آيت الله [مصباح را پخش مي كرد. تا ساعت يك و ربع بامداد بيدار ماندم. سه شنبه 5 خرداد به خاطر كم خوابي شب، بعد از نماز تا ساعت هشت ونيم خوابيدم... ظهر، هيات دولت، مهمان مجلس بودند، وسيله خوبي است براي رفع مشكل نمايندگان در كارهاي ارجاعي مردم. عده اي از علماي اهل سنت تركمن دشت هم بودند و خواستار اجازه تدريس طلاب سني در مدارس خودشان بودند. مي خواستند آنها را با عنوان ديپلم استخدام شب كنيم با آقاي باهنر و آقاي رجائي صحبت كرديم و راهي در نظر گرفتيم; آزمايشي و سپس مدتي كارآموزي وسپس ديپلم و استخدام... شب در نخست وزيري، با آقايان رجائي، خامنه اي، باهنر، [بهزاد ] نبوي و اخوي محمد، جلسه مشاوره داشتيم. درباره خيلي از مسائل تصميم گرفتيم. قرار شد با ليبي، سياست دوستانه ولي منظم و منضبط داشته باشيم. چهارشنبه 6 خرداد ساعت نه صبح براي ملاقات نمايندگان مجلس با امام، به منزل امام رفتم. به مناسبت سالگرد افتتاح مجلس، اين ملاقات انجام مي گرفت. قرار بود ملاقات خصوصي و در بسته باشد، ولي امام ترجيح دادند كه باز باشد و مطالب پخش شود و چه خوب شد. اول، من مقداري صحبت كردم. گزارش از كار و وضع مجلس دادم و از امام براي راهنمايي و تقويت مجلس استمداد كردم. امام، سخنراني تاريخي مهمي كردند. آن چنان مهم كه اهل نظر گفتند، انقلاب جديدي است. نسبت به مخالفان خط امام آن چنان كوبنده [بود ] كه عده اي باور نمي كردند، پخش مي شود. ليبرالها و مخصوصا بني صدر و نهضت آزادي را خوار و ضعيف كردند. به آنها فضول و غلط كردي گفتند و تصميمات مجلس را غيرقابل خدشه معرفي كردند. روحانيت و خط امام و پاسداران را خيلي صريح تقويت كردند. خدا حفظشان كند. قبل از شروع ملاقات ما، اعضاي شوراي عالي قضائي، خدمت امام بودند به جز آقاي رباني [شيرازي ]احمد، آقا هم بود. من هم. امام گفتند: مجلس محكم روي موضع قانونيش بماند و گفتند بني صدر به خاطر اطرافيان نابكارش، خودش را حذف مي كند، احمد آقا هم خوب كمك مي كرد. ظهر به خانه آمدم. عفت، ياسر و مهدي هم ناهار بودند خيلي خوب و باصفا بود و ياسر حضور من را در ناهار خانه، جبران نبودن دو شب شام خواند. عصر جلسه علني پنج داشتيم ساعت بحث بودجه بود. پنجشنبه 7 خرداد جلسه علني داشتيم. ادامه بحث بودجه، آقايان دكتر ] [حسن آيت، علي ] [اكبر ناطق نوري، [احمد ] سلامتيان و [عباس ] مظفر، صحبت كردند. بيشتر صحبتها سياسي بود و هر كس در خط خود و عليه مخالف خود، صحبت مي كرد، بودجه بهانه اي شده است، براي تصفيه حسابهاي آئين نامه سياسي ناقص است، بايد اصلاح شود. هيات رئيسه تشكيل شد و برنامه هفته آينده را تنظيم كرديم. بعد از استراحت، به سوي قم حركت كرديم. در مدرسه فيضيه در جلسه باشكوهي از طلاب به مناسبت پايان سال تحصيلي، شركت كردم و سخنراني نمودم و به سئوالات [آنان ] پاسخ دادم. چند طلبه كرماني، زميني براي مسكن مي خواستند، قرار شد تهيه كنم. تعدادي قطعه زمين از پيش از انقلاب داشته ام كه معمولا به طلاب نيازمند، مي بخشم. سرشب، به ديدن آيت الله [العظمي ] گلپايگاني رفتم. مهربان برخورد كردند. شب را در منزل آقاي منتظري خوابيدم. ايشان قرص مسكن خورده بودند و خوابآلود بودند و از ضعف كار قوه قضائيه گله و انتقاد داشتند و اطرافيانشان از حذف گروه [عبدالله ] نوري از صداوسيما، خوشحال بودند و از بيانات اخير امام. چون هوا گرم بود و كولر هم نداشتند، شب را كنار پنكه خوابيدم و خيلي دير به خواب رفتم. جمعه 8 خرداد صبحانه را در خدمت آقاي منتظري، در منزل ايشان صرف كرديم. آقايان محسن رضائي و [رضا ] سيف اللهي آمدند و درباره كيفيت عملكرد پس از بيانات امام، بحث كرديم. به طرف تهران حركت در كرديم بين راه، خطبه هاي نماز جمعه را گوش دادم و مستقيما به دانشگاه تهران رفتم و در نماز جمعه شركت كردم. به خانه آمدم. عفت با بچه ها و حسين آقامرعشي به پارك ارم (خرم سابق ) رفته بودند. آنجا به خاطر سوءرفتار مسئولان با مردم، درگيري پيش آمده بود. تلفني از خانه خواسته بودند كه كسي برود و وضع را ببيند. آقاي رحماني پاسدار رفت و آمد و عفت خيلي ناراحت بود و هنوز ناراحت است. اگر اين گونه كه مي گويد باشد، حق با اوست، بايد آنها ادب شوند. ان شاءالله رسيدگي خواهم كرد.