Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780220-44588S1

Date of Document: 1999-05-10

رسانه اي عمومي يا صدا و سيما; خصوصي! يكي از مهمترين و تاثيرگذارترين رسانه ها صدا و سيما است. خصوصا در زمان حاضر و حضور ماهواره با كانالهاي مختلف و برنامه هاي رنگارنگ - كه كنترل و تعيين آن از دست ما خارج است - حضور صدا و سيما پررنگ تر و با اهميت تر در مي شود حال حاضر درصد قابل توجهي از مردم ما داراي سيستم دريافت برنامه هاي ماهواره اي هستند. بدون آنكه بتوانيم جلوي اين برنامه ها را بگيرييم هر شب در خانه هاي مختلف شهر و كشورمان، آدمهاي مختلف و رنگارنگ از گوشه و كنار دنيا برصفحه تلويزيونهايمان ظاهر مي شوند و چند روز بعد، اثر، شكل و شمايل آنها را در طرز لباس پوشيدن، شكل، ظاهر و رفتار جوانانمان مي بينيم. از طرف ديگر تلويزيون به صورت يكي از اساسي ترين و همينطور ابتدايي ترين وسايل زندگي ما درآمده است، كه در نودونه درصد از منازل مردم كشورمان مي توانيم آن را بيابيم و همينطور بعنوان مهمترين وسيله سرگرمي و تفريح مردم مي توان آن را در نظر گرفت. يك سوءال كه هميشه مطرح بوده اينست: چگونه مي توان جلوي برنامه هاي ماهواره را؟ گرفت چه عواملي باعث مي شود كه مردم، خصوصا نسل جوان به سمت برنامه هاي ماهواره اي كشانده؟ شوند آنچه مسلم است اگر ما شخصي را از كاري يا چيزي نهي كنيم بايد به جاي آن يك جايگزين بهتر به او ارائه كنيم. با زور و قدرت نمي توان جلوي كاري را گرفت، بلكه تنها آن را از حالت آشكار و ظاهر به پنهان و خفا سوق مي دهيم. نتيجه آن را در قوانين سختي كه براي جمع آوري تجهيزات ماهواره وضع شده است، مي توانيم ببينيم. در اين چند ساله قوانين و مجازاتهايي كه بر عليه دارندگان آنتن هاي ماهواره وضع شده نه تنها نتيجه مطلوب را به همراه نداشته بلكه روز به روز شاهد ظهور سيستم هاي پيشرفته تر و كوچكتر براي مخفي كردن آن هستيم. جلوي تكنولوژي را با زور نمي توان گرفت ولي مي توان از راه صحيح با اثرات سوء آن مقابله كرد. نقطه مقابل برنامه هاي ماهواره اي، صدا و سيما و برنامه هاي تلويزيون است و اين دو مثل كفه هاي ترازو عمل مي كنند. هرچقدر برنامه هاي تلويزيون بهتر و جالبتر باشند، تماشاگران برنامه هاي ماهواره اي كمتر مي شوند. با توجه به اينكه اكثريت مردم ما قادر به استفاده از آن برنامه ها كه به زبان اصلي پخش مي شوند، نيستند و همينطور قسمت زيادي از آنها با فرهنگ و بافت جامعه و خانواده هاي ما سازگاري ندارند، ولي از طرف ديگر هر چقدر برنامه هاي تلويزيون بي محتواتر و غيرسرگرم كننده باشند، كفه ترازو به نفع ماهواره و برنامه هاي آن پائين مي رود. بايد توجه كردكه ما نمي توانيم كنترلي بر تهيه و تنظيم برنامه هاي ماهواره اي داشته باشيم ولي كفه ديگر ترازو يعني صدا و سيما در اختيار ماست و با تقويت آن مي توانيم اثر طرف ديگر را كم رنگتر و حتي خنثي كنيم. متاسفانه در اين چندساله صدا و سيما به اين امر توجه اي نكرده و برنامه هاي آن نيز اغلبروبه سوي قهقرا رفته است. در خارج از كشور با توجه به وجود كانالهاي خصوصي متعدد و اشتراك استفاده كنندگان از آنها، رقابت فشرده اي بين اين شبكه ها وجود دارد و هركدام سعي در ساخت و پخش برنامه هاي بهتر دارند تا بينندگان بيشتري را جذب كنند، كه اين امر در نهايت به سود بينندگان تلويزيون است كه برنامه هاي جالبتر و جذابتري از مي بينند سوي ديگر تلاش در حداقل رساندن فاصله بين سليقه بينندگان و كانالهاي تلويزيوني است و در اين زمينه حتي كار بدانجا كشيده شده كه در برخي كشورها شما مي توانيد در تلويزيون از ميان دهها يا صدها فيلم، فيلم مورد علاقه خود را انتخاب و به تماشاي آن بنشينيد، در حاليكه همسايه شما در حال تماشا كردن فيلم ديگري اين است امر نه تنها حق انتخاب به تك تك افراد جامعه مي دهد، بلكه نشان از احترام گذاشتن و دادن شخصيت به تك تك مردم مي باشد، زيرا اين رسانه ها بنيان گذارده شده اند تا در خدمت مردم باشند و در كل به عنوان رسانه هاي جمعي شناخته مي شوند. در ايران كار بدينگونه نيست و ما نه تنها با علم و تكنولوژي پيشرفت نكرده ايم بلكه گاهي هم راه به قهقرا پيموده ايم و اين نكته آنجا حائز اهميت مي شود كه سينماي ايران يكي از معتبرترين سينماهاي جهان را دارد و هرساله در معتبرترين جشنواره هاي جهاني شركت و بزرگترين جايزه هاي جهاني را نصيب خود مي كند. ما در حال حاضر پنج كانال تلويزيوني داريم كه هيچ رقابتي براي بهتر كردن برنامه ها، بين آنها وجود ندارد. تهيه كنندگان و برنامه ريزان آنها با توجه به ذوق و سليقه شخصي خود هر برنامه اي را بخواهند مي سازند و پخش مي كنند، تا هركسي دلش خواست آنها را ببيند و هركس نخواست برود و بخوابد! به هرحال تنها امكان انتخابي كه ما به عنوان بيننده در تلويزيون داريم همان اختيار خاموش و روشن كردن آنست. از يك طرف برنامه ريزي صحيحي بين شبكه هاي مختلف وجود ندارد. بطور نمونه در يك زمان چند فيلم و سريال از شبكه هاي مختلف پخش مي شود و انسان متحير مي ماند كه كدام يك را نگاه كند. مسئله آنگاه بغرنجتر مي شود كه اعضاي مختلف خانواده با سليقه هاي گوناگون هركدام مي خواهند يكي از اين فيلمها و يا سريالها را ببينند. از طرف ديگر در ساعت و يا روزي هيچ كدام از شبكه هاي مختلف هيچ برنامه جالب و سرگرم كننده اي نشان نمي دهند گويي از طرفي هماهنگي در اين زمينه كرده اند. صدا و سيما نه تنها بودجه زيادي از مملكت را به خود اختصاص داده، بلكه به وسيله پخش آگهي هاي تجارتي مختلف بردرآمد خود مي افزايد و همينطور تك تك خانواده ها در هنگام پرداخت قبض برق مبلغي را به عنوان سهم صدا و سيما مي پردازند. با توجه به اين بودجه نه تنها اقدام به خريد و يا تهيه فيلم هاي جديد معتبر خارجي و داخلي نمي كند، بلكه اين بودجه اغلب در امر ساخت و خريد فيلمها و برنامه هايي اختصاص مي يابد كه انسان دريغ و افسوس مي خورد. فيلمهاي مطرح و جديد خارجي زيادي هستند كه با حذف قسمتهاي اندكي از آنها مي توانند در تلويزيون به نمايش درآيند. به طور نمونه در عيد فيلمهاي فراري و تنها در خانه دو نمونه از اينگونه فيلمها بودند. ماچه بخواهيم، چه نخواهيم اين فيلمها به صورت نوارهاي ويدئو و يا در ماهواره سر از خانه هاي ما درمي آورند. در ميان آنها فيلمهاي مطرح و قابل قبولي مي توان يافت و همينطور كه گفته شد با كوچكترين حذفها قابل پخش مي شوند. ولي به جاي آن ما شاهد فيلمها و سريالهاي بي سروته اروپايي و ايراني دركيفيت پائين هستيم. سريالهاي مختلفي كه پشت سرهم ظاهر و بعد ناگهان قطع مي شوند و نه تنها جذابيتي ندارند بلكه بصورت رفع تكليف عمل مي كنند. در حال حاضر فيلمهاي مطرح ايراني كه حتي بيشتر از ده سال پيش ساخته و در سينما و جشنواره هاي معتبر داخلي و خارجي پخش شده اند در حال خاك خوردن هستند و به جاي آن صدا و سيما فيلمهايي را پخش مي كند كه پر از سوژه هاي تكراري و خسته كننده هستند وبرخي از آنها آنقدر قديمي مي باشند كه نه رنگي دارند و نه كيفيتي و در سالهاي گذشته هم چندين بار پخش شده اند. در مقابل فيلمهاي مطرحي همچون هامون ساخته داريوش مهرجويي، خانه دوست كجاست، مشق شب، كلوزآپ، زندگي و ديگر هيچ، زير درختان زيتون ساخته عباس كيارستمي، بايسيكل ران، ناصرالدين شاه اكتور سينما، هنرپيشه، سلام سينما، گبه، نون و گلدون ساخته محسن مخملباف، بچه هاي آسمان ساخته مجيد مجيدي و فيلمهاي ديگري از كارگردانهاي بزرگ كه هركدام در بزرگترين جشنواره هاي جهاني مورد تحسين واقع شده اند، در حال خاك خوردن و پوسيدن هستند. مشخص نيست صدا و سيما چرا از خريد و پخش اينگونه فيلمها كه متعلق به كشور خود ماست و با توجه به قوانين و فرهنگ ما ساخته شده اند، پرهيز مي كندبدين ترتيب مي توانيم بگوئيم صدا و سيما به يك رسانه شخصي و خودمختار تبديل شده است، كه خودش انتخاب مي كند، خودش نشان مي دهد و خودش قطع مي كند. به عنوان نمونه قبل از عيد قرار بود يكي از حساس ترين مسابقه هاي فوتبال در سطح باشگاه هاي اروپا كه تمام جهان نظاره گر آن بودند از تلويزيون پخش بشود. با توجه به علاقه اي كه مردم ما به فوتبال دارند و با تبليغاتي كه روزنامه هاي ورزشي از مدتها قبل از اين مسابقه انجام داده بودند همگي منتظر ديدن آن بوديم. دو مسابقه اي كه بطور همزمان انجام مي شد و قرار بود يكي از آنها پخش شود. ولي نكته جالب اين بود كه اولا تا ساعت شروع مسابقه خود صدا و سيما هم نمي دانست كدام مسابقه قادر به دريافت ماهواره اي امري است كه براي صدا و سيماي يك كشور توهين سپس است بعد از چندين بار آمدن و رفتن گوينده گزارش ورزشي و وعده وعيد كه همكاران در حال تلاش براي دريافت مسابقه هستند و هزاران منت بر سر بينندگان، بالاخره يكي از مسابقه ها از تلويزيون پخش شد. پس از آن هرازگاهي تصوير مي آمد و مي رفت و گوينده گزارش ورزشي كه مثل اينكه دوست داشت آن يكي مسابقه را ببيند مرتب از قول چندين ميليون نفر از مردم مي گفت اي كاش آن مسابقه ديگر دريافت شود. مثل اينكه همه بايد طبق سليقه آن آقا فوتبال ببينند! بالاخره پس از ديدن بيش از نيمي از مسابقه بدون هيچ مقدمه و توضيحي ناگهان تصوير در عرض يك ثانيه نيمي از اروپا را پيمود و از استاديوم ديگري سردرآورد و اين موضوع آنچنان سريع بود كه تنها تغيير اسامي بازيكنان از ايتاليايي به آلماني ما را بعد از چند دقيقه بهت و حيرت متوجه تغيير بازي كرد و گوينده هم بدون هيچ توضيح و تعجبي به گزارش اين بازي پرداخت! بعد در دقايق پايان بازي دوباره به استاديوم قبلي برگشتيم. انگار مردم نصف شب بيكار بودند به تماشاي فوتبال بنشينند و فقط بيدار مانده بودند تا به ساز صدا و سيما برقصند و در آخر افسوس بخورندكه چرا ماهواره ندارند تا بازي را بطوركامل ببينند!! يا بازي روز چهارشنبه بين تيمهاي استقلال و داليان از چين در استاديوم آزادي بازي تهران كه در كشور خودمان انجام شد و ميليونها نفر در سراسر كشور خواهان ديدن اين رقابت حساس بودند و علي رغم وعده وعيدهاي صدا و سيما در خصوص پخش آن هرچه منتظر مانديم پخش نشد و شب بعد شاهد پخش آن بوديم كه نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود. بايد ديد كدام مرجعي در صدا و سيما حق تصميم گيري در اين مورد كه مخالف با خواست ميليونها نفر بوده است را داشته و چه توضيح قابل قبولي در اين زمينه مي تواند ارائه شود، اگر چه بعيد به نظر مي آيد با توجه به سابقه صدا و سيما چنين امري صورت گيرد و حتي به اين اندازه براي مردم احترام و ارزش قائل شود. فيلمهاي سينمايي قديمي و تكراري عصر جمعه كه روز تعطيل و استراحت مردم است با اعلام گوينده اي كه بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شود و از ما اجازه مي گيرد و ما را به ديدن فيلم دعوت مي كند. انگار اگر ما اجازه ندهيم فرقي در قضيه مي كند و بدين ترتيب مردم به ديدن ويدئو و ماهواره سوق داده مي شوند. آنهم براي قشري كه قادر به تهيه امكانات آن هستند و براي مردمي كه توانايي تهيه آنرا ندارند مي ماند ديدن آسمان آبي يا بهتر بگويم پر از دود! به هرحال صدا و سيما بايد تغييرات اساسي و كلي در بافت برنامه ها و سازمان خود بدهد. تغييرات ريشه اي حتي اگر در ابتدا كوچك و جزئي باشند. استفاده از نيروهاي جوان و خلاق. ارائه برنامه هاي متنوع و جديد و استفاده از پيشنهادهاي مختلف و عمل كردن به دخالت آنها و مشاركت دادن مردم، نزديك شدن به مردم و سليقه هاي آنها. براي مردم احترام و شخصيت قائل شويم و واقعا مردم را در برنامه هاي تلويزيون مشاركت دهيم. به طور نمونه - 1 ليست سريالهاي تلويزيون كه قبلا از تلويزيون پخش شده و درصدد پخش مجدد آن هستيد در تلويزيون اعلام شود و شماره هايي براي نظرسنجي از مردم اختصاص دهيد و از آنها بخواهيد تا با توجه به مثلا پنج سريال قابل پخش مجدد در ماه آينده يكي را انتخاب كنند و پس از جمع آوري نظر بينندگان پر طرفدارترين آن را پخش كنيد و همينطور اين امر را در مورد مسابقه هاي ورزشي روز جهان كه بصورت مستقيم درصدد پخش آن هستيد انجام دهيد. چند روز قبل از مسابقه چند خط تلفن را به اين كار اختصاص دهيد تا علاقه مندان به ديدن بازي نظر خود را اعلام كنند كه خواهان ديدن كدام يك از اين مسابقه ها هستند. سپس با امكانات گسترده اي كه صدا و سيماي ايران دارد آن بازي را دريافت و پخش كنيد. چطور تمام كشورهاي جهان، حتي كشورهاي كوچك عربي اطراف قادر به دريافت اين بازيها هستند ولي كشور ما عاجز از دريافت يك مسابقه فوتبال است. دوم: در ساخت سريالها و يا مسابقه هاي تفريحي جديد قبلا به وسيله گروههاي مختلف صدا و سيما از اقشار مردم با ذوق و سليقه هاي مختلف نظرسنجي شود و بر طبق آن حركت و موضوعها انتخاب شود. سليقه و ذوق مردم را در ساخت برنامه ها دخيل كند. سوم: تغيير و تحول، نوآوري و ابتكار مخصوصا در تهيه سريالها مدنظر قرار داده شود. سوژه هاي قديمي و تكراري كنار گذاشته و به جاي آن كارهاي جديد با كيفيت بالا ارائه شود. چهارم: فيلمهاي روز جهان را تهيه و با توجه به سابقه درخشان ما در دوبله، آنها را دوبله و پخش كنيد. پنجم: فيلمهاي معتبر و با ارزش ايراني كه سالهاست در حال خاك خوردن هستند را پخش كنيد. ششم: به وسيله تلفن يا پست مردم را ترغيب به دادن پيشنهادهاي جديد، نظرات و ايده هاي جديد كنيد. مطمئنا از ميان تعداد بيشماري پيشنهاد، نظرات بسيار سازنده مثبتي پيدا مي شوند. اين كار را مديريت ژاپني سالهاست به انجام رسانده است و صدها طرح و پيشنهاد ديگر كه به سادگي قادر به انجام آن هستيد. به هرحال مردم را نه در ظاهر بلكه بطور واقعي در اين امر وارد كنيد، اگر مي خواهيم جلوي ماهواره و اثرات آن را بگيريم، و اين امر تنها با ارزش گذاردن به مردم و دخالت دادن آنها امكانپذير است، نه با ناديده گرفتن آنها. مهرداد افشار