Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780219-44580S2

Date of Document: 1999-05-09

( ) 10 شنبه 26 ارديبهشت صبح زود خانم و دختر مرحوم غفوري رفسنجاني آمدند. از اينكه ترياك از فرزندشان و منزلشان در رفسنجان گرفته اند و يكي را بازداشت كرده اند، وحشت زده بودند و كمك مي خواستند. در رفسنجان اين گونه افراد زيادند و اين كار، اثر خوبي در ترك ترياك ديگران دارد. قبل از انقلاب بسياري از خانواده ها آلوده به ترياك بودند. ساعت هشت و نيم، به منزل امام رفتم. با آقايان خامنه اي، جنتي و ناطق نوري به زيارت امام رفتيم، مطالب زيادي مطرح شد. وقت خصوصي براي ملاقات نمايندگان گرفتم كه امام در خلوت، نظرشان را درباره مجلسيان بگويند. از جنجال ليبرالها درباره بودجه و صدور نفت صحبت شد كه امام هم كار مفيدي نمي دانستند و قرار شد نصيحتشان كنند. از جنگ صحبت شد. امام اجازه حمله به شهرهاي مسكوني عراق را ندادند. كار مشكلي است كه عراق شهرهاي ما را بكوبد و آواره جنگي درست كند، ولي خودش مشكل آوارگان را نداشته باشد. مشكل عمده ما آوارگانند. از لزوم اعلان موضع آقاي بني صدر، در مقابل گروهكهاي محارب صحبت شد. امام گفتند بايد بكند، ولي او حاضر نيست و اگر فشار بياوريم، ممكن است تشنج بوجود آيد. تعجب اين است كه مشاور فرهنگي رئيس جمهور، حاج حمزه، عضو مجاهدين است. ظهر آقاي (حسن ) صانعي تلفن كرد كه امام فرموده اند، آقاي بني صدر در ملاقاتش پذيرفته كه جنجال بودجه را بخواباند و شما هم لايحه حذف فرمان همايوني را مسكوت بگذاريد و من گفتم معامله به نفع بني صدر است و براي ما راه قانوني از نظر آئين نامه مجلس نيست اگر لازم باشد، خودم امام را مي بينم. براي بني صدر مساله بانك مركزي، حياتي است و براي دولت هم. احتمال اينكه امام، براي خواباندن تشنج دخالت كنند، وجود دارد. به آقاي رجايي هم اطلاع دادم. جواب آقاي بني صدر را در خصوص درخواست سخنان جلسه غيرعلني دادم، در روزنامه ها هم مي آيد... يكشنبه 27 ارديبهشت صبح براي اينكه عفت و فاطي را به دكتر ببرم، ديرتر از خانه بيرون رفتم. مجلس تعطيل بود. ساعت نه و نيم به مجلس رفتيم. منتظر ماندند تا سعيد آمد و آنها را به چشم پزشك برد. آقاي دكتر روحاني در دفتر منتظر من بود و در مورد اختلاف نظر بين كادر مديران صدا و سيما، مشورت آقاي كرد (حسين ) غفاري و آقاي (علي ) جنتي با هم نمي سازند و هر دو مسلمان خط امامي اند و اثر نامطلوبي در كيفيت صدا و سيما و در نتيجه در تمام انقلاب دارد. آقايان الويري و يارمحمدي هم آمدند و درباره شرايط صلاحيت محافظان نمايندگان مجلس صحبت قرار داشتند شد، تحقيقات سپاه هر يك را تاييد كرد، عضو سپاه و در خدمت مجلس باشد. مساله امنيت اين روزها مهم و حساس است... نامه جوابيه آقاي بني صدر رسيد و اصرار در گرفتن نوار سخنان آقاي ( بهزاد ) نبوي در جلسه غيرعلني دارند. جواب تهيه كردم. عصر در شوراي مركزي حزب (جمهوري اسلامي ) شركت كردم. آقاي منصوري خبر سرقت اسناد سري وزارت خارجه با همكاري مشاور آقاي بني صدر و مديركل امور كنسولي و بازداشت فضلي نژاد را داد. حتما هياهو و تشنج به دنبال دارد. دوشنبه 28 ارديبهشت امروز به مناسبت ميلاد حضرت علي ( ع ) تعطيل است و من در خانه ماندم. اول وقت حاج شعبان علي نقدي از تجار يزد - كه در بيست سال پيش كه براي منبر يزد بودم و در منزلشان برنامه داشتم - آمد و براي حل مشكل آقاي مظلومي كه 300 تن كنجاله وارد كرده و حالا مي گويند ممنوع الورود است، كمك خواست. به وزير كشاورزي محول كردم. مقداري در حياط منزل با مهدي و پاسدارها پينگ پنگ بازي كرديم. ظهر حسين آقاي مرعشي و بچه هايش مهمان ما بودند... سه شنبه 29 ارديبهشت جلسه علني داشتيم. دستور جلسه لايحه حذف عنوان فرمان همايوني پيش بود از شروع كار، آقاي (محمد جواد ) حجتي كرماني به من اطلاع داد كه امام در ملاقاتي با سه نفر از نمايندگان سمپات ليبرالها، از لايحه اظهار نارضايتي كرده اند و آن را تشنج زا خوانده اند. (البته دو سه روز پيش آقاي صانعي هم به من گفته بودند كه امام مايلند از اين طريق، تشنجي ايجاد نشود ).ولي مجلس راهي براي صرف نظركردن از لايحه نداشت، جز پس گرفتن دولت. امام گفته بودند كه من نمي خواهم عملي بر خلاف قانون انجام شود. هنگام تنفس، مطلب را با آقاي رجايي درميان گذاشتم. ايشان با آقايان خزعلي، جنتي و نبوي براي كسب تكليف خدمت امام رفتند. امام گفته بودند كه اين مطلب فرع بر اين بوده كه آقاي بني صدر با توافق آقاي رجايي، رئيسي براي بانك مركزي تعيين كنند كه با دولت هماهنگ باشد; چون توجه كرده بودند كه اين سبك برخورد، تضعيف مجلس است و از ناراحتي شديد مجلسيان (اكثريت ) مطلع شده بودند، ادامه كار را بي اشكال دانسته بودند. ولي ديگر مجلس تشكيل نشد و به فردا موكول شد. لابد ليبرالها ناراحت خواهند شد و بي عكس العمل نخواهند ماند. خيلي روي اين توصيه امام، اميد بسته بودند.... شب جلسه مشورتي سه قوه داشتيم. آقايان (سيد محمود ) دعايي و (سيد محمد ) خاتمي، مسئولان اطلاعات و كيهان آمدند و از كمبود امكانات مالي موءسسه ها، ضررهايي در حدود دو ميليون و نيم تومان صحبت داشتند و كمك مي خواستند... چهارشنبه 30 ارديبهشت جلسه علني داشتيم و لايحه جنجالي حذف فرمان همايوني كه بي جهت ليبرالها به حذف رئيس جمهور معني كرده اند، كلياتش تصويب شد. در جزئياتش مانديم... شب در منزل آقاي هادي غفاري، جلسه نمايندگان مجلس تهران را داشتيم; با حضور شهردار تهران: درباره محدودكردن توسعه تهران و ايجاد گورستان و انتقال صاحبان اراضي سياهدشتك كه شوراي انقلاب به آنها داده، بحث شد. پنجشنبه 31 ارديبهشت در جلسه علني، ادامه بحث لايحه حذف فرمان همايوني را داشتيم. قسمت اساسي پيشنهادهاي مورد نظر دولت تصويب شد. بعضي ها با بيرون رفتن از جلسه، مخالفت جدي خودشان را آشكار كردند. ظهر فاطمه و دوستش در مجلس بودند و عفت خانم و دختر مرحوم شهيد مطهري هم آمدند، براي رفتن به كلاس تعليم مواضع حزب. عصر طبق قرار قبلي، جلسه هيات رئيسه در دماوند در منزل آقاي الويري بود. بعد از تنظيم برنامه هفته، درباره مسائل روز بحث كرديم. توطئه ايجاد تشنج توسط ليبرالها و ضدانقلاب با استفاده از جو مربوط به لايحه حذف فرمان همايوني كه آن را لايحه حذف بني صدر ناميده اند، براي مواجه شدن با اين توطئه بحثهائي شد و تصميمهايي اتخاذ گرديد. شب را همان جا خوابيديم و نزديك نيمه شب، كمي در تپه هاي اطراف باغ قدم زديم، به انتظار شنيدن خبر پيروزي امروز نيروهاي اسلام بر عراقيها در جبهه دزفول، خبر فتح تپه الله اكبر كه مي تواند در جنگ سرنوشت ساز باشد و اسارت صدها عراقي، اميد بخش بود و من تا نزديك ساعت يك بامداد بيدار ماندم تا جزئيات اخبار ساعت 12 شب را بشنوم. جمعه 1 خرداد صبح زود از دماوند به خانه آمديم. كارهاي جاري را انجام دادم. احمدآقا خميني تلفني پيشنهاد كرد كه نهادها تبريك پيروزي را به خدمت امام بدهند كه فرمانده اصلي كل قواست. اگر اين پيشنهاد با اشاره امام باشد، حاكي از تصميم امام در مورد فرماندهي نيروهاي مسلح است و اين به علت موضوع تشنج آفرين آقاي بني صدر در اين چند روز اخير است، مخصوصا در رابطه با طرح رفراندم و مصدق بازي اوست كه اگر بر فرض محال چنين پيش بيايد، بي شك رياست جمهوري را هم از دست خواهد آقاي داد بني صدر سخت در اشتباه است. همراه عفت، ياسر، مهدي و بچه هاي محمد همشيره زاده، ظهر در باغ اردوي كرج دعوت داشتيم. آقاي بهشتي هم بودند. نمايشنامه اي به نام فرمان امام به رهبري آقاي فرخ اجرا شد... اين باغ را در زمان اختناق رژيم شاه، همفكران و دوستان تهيه كرده بودند كه وسيله اي براي تجمع و كارهاي مبارزه باشد. امروز هم مورد استفاده است. من هم سهم ناچيزي در آن دارم هفتاد و پنج هزار تومان... شب احمدآقا خميني، بدون اطلاع قبلي به منزل ضمن آمد حرفهاي زياد، صحبت از استعفاي رئيس جمهوري موضوع داشت حذف لقب آيت الله در صدا و سيما از بسياري از بزرگان علمي، مشكلي براي دفتر امام شده كه به فكر چاره جوئي بود. از سياست حذف نيروهاي مسلمان ولي غيرمكتبي، مخصوصا بعضي از افراد نهضت آزادي انتقاد داشت; تا حدي هم درست مي گويد، بايد بعضي از اينها را جذب كرد.