Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780218-44569S4

Date of Document: 1999-05-08

فن آوري اطلاعات; گذرگاه شهرها به سمت توسعه نقش انقلاب اطلاعاتي در آينده شهرنشيني * شهرهايي كه از سيستم مبادلات جهاني دور بمانند، به تدريج منزوي شده و در نهايت دچار فقر مي شوند * از ويژگيهاي اصلي فن آوري اطلاعات، توانايي آن در انتقال حجم زيادي از اطلاعات به صورت فوري است فن آوري اطلاعات براي دانش همان اهميتي را دارد كه جاده ها و رودخانه ها براي انقلاب صنعتي به مثابه كانال توزيع سريع داشت. فن آوري اطلاعات شامل همه فن آوري هايي است كه باعث انتقال كارآمد و سريع اطلاعات مي شود و شامل كامپيوتر و ارتباط از دور مي گردد كه در برگيرنده ماهواره، كابل هاي فيبر نوري و خطوط تلفن سيم دار و بي سيم معمولي است. از ويژگيهاي اصلي فن آوري جديد اطلاعات، توانايي آن در انتقال حجم هاي زيادي از اطلاعات به صورت فوري و بدون توجه به محل فيزيكي فرستنده و دريافت كننده آن است. اين امر نشانگر تاكيد بيشتر روي جريان افكار است تا نقش افرادي كه آنها را به وجود مي آورند. محرك اصلي انقلاب اطلاعاتي عبارت از توليد اطلاعات آماده براي فروش و توانايي فني براي توزيع آنهاست. فن آوري از نظر تعريف و اندازه گيري ساده تر است، زيرا به صورت خطوط تلفن، پايانه هاي كامپيوتري و غيره جلوه مي كند. با اين وصف از نظر كيفيت و توانايي مختلف است. براي مثال سيم تلفن معمولي مي تواند 240 مكالمه همزمان را انتقال دهد، در حالي كه با كابل فيبر نوري بيش از مكالمه 100000 انجام مي شود. قابليت تطبيق سيستمهاي مختلف كامپيوتري، ميزان امكان توزيع اطلاعات را معين انطباق مي كند كامپيوتري چيزي بيش از در اختيار داشتن يك سخت افزار بوده و عبارت از توانايي ايجاد ارتباط با سيستمهاي ديگر است. از همه مشكل تر اندازه گيري اطلاعات قابل فروش است; اطلاعاتي كه خريدار مي تواند آن را به صورت آماده خريداري كند. چنين اطلاعاتي ممكن است درباره قيمت گندم در اكراين يا آينده توليد اتومبيل در ژاپن باشد. تمام اين اطلاعات براي خود داراي ارزش بوده و در عين حال مي توانند ارزش محصولات ديگر را نيز بالا ببرند. * دگرگوني فعاليتها براثر انقلاب اطلاعاتي از دو دهه آخر قرن بيستم به عنوان دوره اي ياد خواهد شد كه در آن نمونه جديدي از فن آوري اجتماعي بر اساس فن آوري اطلاعات شكل گرفت. همانند انقلاب صنعتي اين نمونه جديد اساس مادي سازمان اجتماعي و فعاليتهاي بشر را دگرگون كرده است; بدين معني كه اثر مضاعف تحولات بي سابقه فن آورانه و اقتصاد جهاني ساختار شهرها و مناطق سراسر جهان را تغيير داده است. به هر حال اثر فن آوري اطلاعاتي بر شهرها كمتر از آن چيزي است كه جمعيت شناسان پيش بيني به مي كردند طور مثال، تحقيقاتي چند از شهر نيويورك تصور از ميان رفتن مناطق تجاري مركزي در اثر ارتباطات بالقوه را مردود مطالعات مي داند خانم ساسكياساسن پيرامون شهرهاي بزرگ جهان به ويژه نيويورك، توكيو، و لندن، نشان مي دهد گسترش جهاني سيستم اطلاعات و ارتباطات نشان دهنده مراكز هدايت شهرهاي مواصلاتي مي باشد كه در مقياس جهاني عمل مي كنند. مراكز مزبور قادرند شبكه ميكروارتباطي شخص با شخص را برقرار نمايند. در واقع آنچه كه در سطح جهاني شاهدش هستيم شهري شدن سريع و تراكم فضايي در مقياس بي سابقه است. عليرغم بعضي موارد استثنايي، آنچه كه چهره اكثر نقاط جهان را در پايان اين هزاره مشخص مي سازد تسريع فرايند شهري شدن شهري است شدن در تسلط واحدهاي فضايي عظيم شهرهاي بسيار بزرگ است كه موتورهاي رشد، توسعه و نوسازي كشورها و قاره ها محسوب اطلاعات مي شوند فني اجازه مي دهد چنين شهرهاي بزرگ مواصلاتي در مقياس جهاني با هم مرتبط شده و به طور روز افزون در سيستم اقتصادي وابسته به يكديگر و شبكه اطلاعاتي به هم نزديك اين شوند شهرهاي بزرگ در مقياس جهاني با هم مرتبط اند و ضمن انجام وظائف داخلي خود، آينده بشر قرن بيست ويكم را نيز مي سازند. مناطق مزبور يا مناطق متروپوليتن مورد بحث، تدريجا نقش آفرينان كليدي روابط سياسي اقتصادي جديد جهاني خواهند شد. مقاومت * دولتها براي حفظ اصالت دولتهاي ملي تحت فشارند تا اصالت خود را در سيستم فن آوري اقتصادي جديد حفظ كنند. آنها به تدريج قدرت خود را در كنترل گردش جهاني سرمايه، كالا واطلاعات كه اساس اقتصاد و جامعه را تشكيل مي دهد از دست با مي دهند وجود اين، بيش از حد انعطاف ناپذير و وابسته به تشكيلات حكومتي متفاوت هستند كه بتوانند در سيستم بيرحم جهاني وارد مذاكره شده و اقدام نمايند. دولتهاي متروپوليتن منطقه اي ضمن اينكه قدرت و منابع كمتري از دولتهاي ملي دارند، از قابليت انعطاف و تحرك بالقوه بيشتري براي تطبيق خود با نيازهاي بازار جهاني برخوردارند. هنگامي كه اقتصاد جهاني شكل بگيرد، دولتهاي متروپوليتن بهتر از رده هاي بالاي كشورها مي توانند تعادل گردش سرمايه و قدرت را بين مردم محلي و جهاني برقرار سازند. در سيستم جديد جهاني، استراتژي شهرها براي توسعه بايد روي سه موضوع عمده: ارتباطات، ظرفيت اطلاعاتي و توان ايجاد يكپارچگي اجتماعي استوار گردد. از آنجايي كه عمده وظائف سيستم اقتصادي، به طور فزاينده اي در مقياس جهاني عمل مي كند (حتي اگر اكثر فعاليتهاي اقتصادي اين طور عمل نكند ) شهرهايي، كه از سيستم مبادلات جهاني دور بمانند به تدريج منزوي شده و در نهايت دچار فقر مي شوند. بنابر اين براي اينكه شهرها در سيستم باقي مانده و بتوانند به عنوان مولدان ثروت در داخل مرزهايشان همكاري و رقابت نمايند، داشتن وسايل ارتباطي داخلي كافي، حمل و نقل و سيستم اطلاعاتي، يك ضرورت است. شهرها هم چنين نياز دارند ظرفيت اطلاعاتي يعني توانايي عمل در تنوع فن آورانه جديد خود را افزايش دهند. آنها بايد قادر باشند در سيستم جديد توليد، اداره و تجارت زندگي كنند. * آموزش فراگير، سرمايه گذاري استراتژيك نقش فن آوري در سيستم جديد بي شباهت به الكتريسيته در اقتصاد صنعتي نيست. با وجود اين توانايي كار در تنوع اطلاعاتي فراتر از نصب و استفاده كامپيوترهاست و قبل از هر چيز بستگي به كيفيت كار دارد. آموزش به مفهوم فراگير آن، نوعي سرمايه گذاري استراتژيك در مناطق متروپوليتن است. البته نه سرمايه گذاري روي مهندسين و دانشمندان كامپيوتر بلكه روي ساده سازي ماشين آلات اطلاعات. آنچه كه واقعا اهميت دارد توانايي توليد دانش و تفسير اطلاعات است كه به مفهوم دانش كار با كامپيوتر نيست بلكه آموزش آن به طور فراگير است. سرانجام آن كه، مناطق متروپوليتن بايد از عهده فشارهاي اجتماعي روزافزون حاصله از سيستم جديد برآيند. در واقع فرايند جهاني شدن انتخابي و فوق العاده انحصاري است. بخشهاي عظيمي از جمعيت محلي، كه توليدكنندگان و مصرف كنندگان را تشكيل مي دهند - ممكن است از سيستم جديد محروم شوند. اكثر مناطق عمده متروپوليتن جهان از فرصتهاي توسعه محروم نخواهند بود. كشورهاي آسيايي - اقيانوسيه و اكثر كشورهاي آمريكاي لاتين در مرحله سريع توسعه و صنعتي شدن گام برمي دارند و به طور فزاينده در بازارها و گردش اطلاعات جهاني وابسته مي شوند. در سالهاي آينده ساير مناطق نيز ممكن است همين راه را دنبال كنند. ولي ما شاهد ريشه كن شدن جمعيت روستايي و ظهور حاشيه نشيني شهري هستيم. تحرك توسعه كه در نتيجه تكنولوژي اطلاعات و جهاني شدن آن حاصل گرديده، آينده بشر را نابود كرده و او را به ورطه تاريك شهرنشيني سوق خواهد داد، مگر آنكه دولتها و جوامع مناطق متروپوليتن برنامه هايي تنظيم كرده و موءسساتي ايجاد نمايند تا به توزيع مجدد ثروت بپردازند و ساختار اجتماعي جامعه را تضمين نمايند. توزيع مجدد ثروت بايستي به عدالت اجتماعي در گستره جهاني و ملي بينجامد، چرا كه عدالت و اعتدال آرزوي ديرين بشر در طول تاريخ بوده و هست. منبع: مجله عصر شهرنشيني فوريه 1995 نويسنده: مانوئل كاستلز