Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780218-44568S2

Date of Document: 1999-05-08

( ) 9 شنبه 19 ارديبهشت به مجلس رفتيم... نمايندگان انجمن كارگردانان سينما آمدند و از اينكه پس از انقلاب كار درستي در جهت رشد توليد داخلي فيلم انجام نشده و هنوز فيلمهاي مبتذل خارجي مرسوم است و توليدكنندگان در مضيقه اند، از فرهنگ و هنر و بنياد مستضعفان شكايت داشتند. قرار شد پيشنهاداتشان را بدهند و من هم كمك كنم. سفير ژاپن براي خداحافظي آمد، ضبط صوتي هديه آورده بود. خوشم نيامد و نخواستم هم رد محبت كنم... آقاي محسن رضايي و محمد زاده آمدند و پيشنهادي براي محافظت روحيه سپاه پاسداران در خط امام و ولايت فقيه داشتند و تصميمي اتخاذ شد كه در اساسنامه عمل شود. شب مهمان آقاي شهيدي، داماد آقاي رسولي بوديم و در باره تنظيم امور روحانيت و اصلاح شاخه روحانيت حزب و روحانيت مبارز بحث شد. يكشنبه 20 ارديبهشت ... ظهر آقاي شيخ ] [فضل الله محلاتي به دفتر آمد. از عدم سازش بين شوراي فرماندهي و فرمانده سپاه پاسداران صحبت كرد و تقصير را متوجه شورا مي دانند. امام جمعه گنبد آقاي عمادي آمد و از مسئولان عمده مازندران شكايت داشت. قرار شد كمكش كنم. عفت تلفن كرد و پيشنهاد فروش ماشين پژوي اتوماتيك خودش را داشت كه من هم موافقم. قرار شد آقا جلال اقدام كند. از پيش از انقلاب تعميرش داشته ايم مشكل است. آقاي امامي كاشاني براي گرفتن قطعه زميني از اراضي مجلس براي شوراي تبليغات و دفتر مدرسه مطهري آمد و مذاكراتي كرديم. شب، آقاي رضايي و محمدزاده آمدند و درباره تصميمات اخير دولت و شوراي قضائي درخصوص برخورد با گروه هاي ضد انقلاب بحثي داشتند. سپاه معتقد است كه نبايد به آنها مشروعيت سياسي بدهيم و با توجه به وجود جنگ و كارشكني ها، با آنها برخورد قاطع بشود و سركوب شوند. حركت وزارت كشور را ضعيف مي دانند. آنها را قانع كردم كه اول بايد اتمام حجت شود و راه فعاليت آزاد و سياسي باز باشد و اگر آنها نخواستند به قانون احترام بگذارند و طغيان كردند - كه ظاهرا قانون ما را نخواهند پذيرفت - در اين صورت خشونت جايز مي شود و بهانه ها و مظلوم نمائيها را از دستشان مي گيريم و مردم مي فهمند كه آنها توطئه گرند; ولي مشكل عمده رابطه رئيس جمهور با آنها است. دوشنبه 21 ارديبهشت اول وقت به دفتر بخش ايدئولوژي حزب رفتم و مقداري از كارهاي گروهي را كه به سرپرستي آقاي دعاگو، روي كليد قرآن كار مي كنند، بررسي كردم. كار بزرگي است با اين نيروهاي كم و كم تجربه پيشرفت ندارد، بايد افراد قوي تري با آنها همكاري كنند... ظهر، افسري از پناهندگان عراقي آمد كه در جبهه جنوب مي جنگند. مي گفت نزديك چهارصد عراقي در جبهه مي جنگند و راضي بود... با آقاي رجائي درباره پيشنهادات هيات صلح غيرمتعهدها صحبت كرديم، پيشنهاد ايجاد منطقه غيرنظامي در خاك ايران همراه با خروج نيروهاي عراقي داده اند. بعضي از نظامي ها و آقاي بني صدر مايلند با تعديلي بپذيرند. عصر در جلسه شاخه دانشجويان حزب، درباره سير تحول مديريت بعد از انقلاب، سخنراني داشتم و جواب سئوالاتشان را دادم. چون روزه بودم، زودتر به طرف منزل حركت كردم، ولي كمي دير عفت رسيدم هم روزه بود و افطار خوبي درست كرده و منتظر من بود. در راه چند دانه انجير كه آقا جلال خريده بود، خوردم. عفت كه فكر مي كرد سير شده ام و از غذاي خوب او كم مي خورم از افطار كردن در راه، خوشش نيامد و حق هم با اوست، چون خودش هم افطاري را به تاخير انداخته بود. سه شنبه 22 ارديبهشت مجلس جلسه رسمي غيرعلني داشت. آقاي بهزاد نبوي درباره بيانيه الجزاير و كيفيت حل مساله گروگانها و جريان كلاه گزاري در معامله 56 ميليون دلاري خريد اسلحه توضيحاتي داد. توضيحات جالب و افشاگر بود و ليبرالها را خشمگين كرد. تمام وقت مجلس را گرفت... ناهار را به مناسبت حضور آقاي آيت الله ] سيد [اسدالله مدني امام جمعه تبريز، مهمان آقاي سيد ] [سجاد حججي بوديم. آقايان [بهزاد ] نبوي، [حسن ] صانعي، توسلي و [سيدحسين ] موسوي تبريزي هم بودند. عصر براي كارهاي زيادي كه داشتم در جلسه دفتر سياسي حزب شركت نكردم. گزارشها را خواندم. شب در نخست وزيري با آقايان رجائي، بهشتي، باهنر، خامنه اي و نبوي جلسه داشتيم. از سپاه آمدند و راجع به برخورد با گروه هاي محارب مذاكراتي شد. سپس مسئولان صــدا و سي -ما آمدند و در باره اختلافاتشان بحثهاي زيادي شد، ولي كم نتيجه. اختلافات عميق نيست ولي سليقه ها و تمايلات و روابط مايه آن است. نيم ساعت پس از نيمه شب به خانه آمدم. چهارشنبه 23 ارديبهشت ساعت هشت و نيم صبح به مجلس رفتم. پس از انجام كارهاي اداري و مطالعه گزارشات در جلسه كميسيون آئين نامه شركت كردم. ساعت 11 صبح احمد آقا خميني تلفن كرد كه امروز بناست دستوري از امام، در اخبار ظهر پخش شود كه هرگونه آهنگ موسيقي را گرچه همراه سرود، ممنوع مي كند; از من مي خواست به همراه آقاي بهشتي به خدمت امام برويم و از امام تقاضا كنم كه مانع پخش اين دستور شوند. من به دليل لزوم حضور در كميسيون و به دليل شبهه شرعي در جلوگيري از اجراي نظري كه امام و مرجع تقليد داده اند -و شبهه شرعي از اين جهت كه اگر فتواست، چرا اطاعت نكنيم - و به دليل عدم مساعدت استخاره و به خاطر احتمال ضعيف تاثير ما در اراده امام، در صورت راي قطعي امام، از رفتن خودداري كردم; ولي آقاي بهشتي رفتند و نتيجه هم گرفتند و منتشر نشد. صحيح هم اين است كه اگر نظر امام است، بدون اعلام رفته رفته اجرا گردد... قرار بود در نخست وزيري با آقاي ضياءالرحمان رئيس جمهور بنگلادش و حبيب شطي ملاقات كنيم كه نرفتم. بعدا معلوم شد، آنها هم نيامده اند، زيرا توقع داشته اند، اين ملاقات در هتل يا خانه سفيرشان انجام شود و آقاي رجائي موافقت نكرده اند و از طرف ما نسبت به آنها بي اعتنائي شد و اين خوب نيست، زيرا آنها تقاضا كرده بودند كه با من، آقاي رجائي و آقاي بهشتي ملاقات كنند. آقايان كيانوري و عموئي از رهبران حزب توده آمدند و اطلاعاتي آوردند. معمولا با دادن اطلاعات با مسئولان رابطه برقرار مي كنند و از اينكه به آنها اعتماد نمي كنيم، اجازه سفر به خارج به آنها نمي دهيم و دفترشان را آزاد نمي كنيم، گله و شكايت داشتند. معتقد بودند فعلا زمان براي پذيرفتن صلح و خاتمه دادن به جنگ مناسب است. من گفتم آمريكا هم كه موافق صلح است. توجيه مي كردند كه آمريكا براي نجات صدام موافق است. ولي آنها مخالفند كه جمهوري اسلامي در اثر جنگ، زياد ضعيف شود. از احتمال ايجاد فتنه آمريكايي ها در سيستان صحبت مي كردند... پنجشنبه 24 ارديبهشت جلسه علني داشتم. لايحه لغو عبارت فرمان همايوني و جانشين كردن حكم ديگري به جاي آن مطرح بود. ليبرالها از اينكه مي ديدند قدرت آقاي بني صدر در بانك مركزي از دست مي رود، ناراحت بودند. سعي داشتند مجلس پا نگيرد كه گرفت، ولي كار ناتمام ماند. آقاي بني صدر طي نامه اي، از من نوار سخنان آقاي (بهزاد ) نبوي در جلسه غيرعلني گذشته را خواست كه اگر لازم ديد به مجلس بيايد و مطالبي بگويد، ولي من مجوزي براي تحويل اسناد سري مجلس نمي بينم و هنوز جواب نامه را نفرستاده ام. ظهر فائزه و دوستش مهمان ما بودند و در دفتر من ماندند. سپس عفت، اقدس خانم، مهدي و ياسر آمدند. دفتر كار محيط خانوادگي شد و باصفا آمدند بود كه در مراسم عقد دوست فائزه شركت كنند و پس از عقد به مدرسه رفاه رفتند. پاسداري هم آمد و عقد ازدواجش را خواندم. شب در مدرسه شهيد مطهري، براي تنظيم برنامه كلاسهاي اسلام شناسي جلسه داشتيم. آقايان باهنر، خامنه اي، جوادي آملي، (عبدالمجيد ) معاديخواه، امامي كاشاني و حقاني بودند. ساعت يازده شب به طرف خانه آمدم. جمعه 25 ارديبهشت تمام امروز در خانه ماندم و تقريبا استراحت نمودم. صبح زود همشيره زاده رضا - كه در هندوستان تحصيل مي كند - سپس آمد آقاي غيوران آمد. ايشان بازرس ويژه آقاي بني صدر بوده و كار بازرسي براي دفتر رياست جمهوري مي كرده. اخيرا استعفا داده ولي پذيرفته نشده است. اطلاعات ناراحت كننده اي از داخل ارتش داد; در رابطه با فرماندهي بني صدر گفتم (مطالب خود را ) در، اختيار آقاي رجايي بگذارد كه در شوراي عالي دفاع مطرح كند. از آقاي بني صدر سخت ناراحت بود. طرح تقسيم عادلانه آبهاي كشور را - كه وزارت نيرو تهيه كرده است - مطالعه كردم. مهدي و ياسر همراه پاسداري به كوهنوردي رفتند و عصر برگشتند و راضي و خوشحال بودند. فائزه و حميد هم آمدند، در صدد تهيه مسكن و تشكيل زندگي مستقلند. با اينكه بالاخره بايد بروند، كمي سخت و مشكل است كه بچه ها از ما جدا شوند، ولي چاره اي عفت نيست هم مايل است كه آنها زودتر مستقل شوند و حق هم از نظر منطق و حساب با اوست.