Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780218-44565S2

Date of Document: 1999-05-08

ابرجنگ هاي آينده چگونه صورت ؟ مي گيرد * در جنگها و فجايع دنياي امروز، ديگر بين نظامي و غيرنظامي تفاوتي وجود ندارد و خطرات ناشي از آنها همه را در بر مي گيرد سرآغاز; پس از پايان جنگ دوم جهاني در سال 1945 و پيشرفت سريع فن آوري، زندگي روزمره مردم به صورتهاي مختلفي مورد تهديد و تجاوز قرار گرفته است. در اين ميان، نگاه تنگ نظرانه كشورهاي صنعتي، ثروتمند و پيشرفته باعث شده تا با ايجاد جنگهاي گوناگون از بازار، منابع طبيعي و نيروي انساني كشورهاي جهان سوم حداكثر استفاده را به عمل آورده و آنها را تحت نفوذ همه جانبه و سلطه مداوم سياسي - اقتصادي و اجتماعي خويش درآورند. جستار زيرنگرشي به اين موضوع دارد كه از ديدگاه جديدي مطرح شده است. از جنگ دوم جهاني تاكنون در حدود 16 هزار ميليارد دلار براي مقاصد نظامي هزينه شده است. از سال 1960 مخارج نظامي كشورهاي صنعتي و پيشرفته 2 برابر ولي در كشورهاي در حال توسعه 6 برابر شده است. اين تفاوت فاحش در هزينه هاي نظامي، ناشي از آن است كه پژوهشگران اين كشورها در جستجوي راههايي بوده اند كه با صرف هزينه هاي كمتر به نتايجي دست يابند كه همان اثرات تخريبي سلاحهاي نظامي را داشته از باشد اين رو، توجه خود را معطوف جنگهاي سرد كردند. در جنگها و فجايع دنياي امروز، ديگر بين نظامي و غيرنظامي تفاوتي وجود ندارد و خطرات ناشي از آنها همه را در بر مي گيرد. براي مثال تشعشات حاصل از انفجار راكتور اتمي چرنوبيل در 26 آوريل 1986 طوري به اعماق جو زمين پرتاب شد كه منطقه وسيعي از نيمكره شمالي به وسعت 2500 كيلومتر مربع را غيرقابل سكونت كرد و هزاران نفر را مجبور به مهاجرت گردانيد. فضولات و آلودگي هاي زيست محيطي نيز از همين قبيل است، به طوري كه با استفاده از ضعف قوانين محيط زيست در بعضي كشورهاي در حال توسعه آفريقا، سالانه مقدار زيادي فضولات راديواكتيو به اين كشورها منتقل مي شود. در همين سالهاي اخير به دلايل مختلف حدود 10 به توان 6 تن نفت به اقيانوسها و آبهاي آزاد جهان ريخته شده است. با اين وجود، امروزه كشورهاي استعمارگر در كنار سلاحهاي مرگباري همچون كلاهكهاي اتمي، موشكهاي قاره پيما كروز و بالستيك، ناوشكن هاي هواپيمابر و... به روش مرگ بارتر ديگري دست يافته اند كه همچون يك سلاح سرد كاربرد نظامي داشته و مي تواند باعث ضعيف كردن سياست هاي اقتصاد كشاورزي، تصاحب ذخاير و منابع آبي و خاكي كشورهاي جهان سوم شود. با وجود 700 ميليون گرسنه و 200 ميليون كودك بيمار و مفلوك در كشورهاي توسعه نيافته، كشورهاي پيشرفته مي توانند با انتقال مواد گياهي و دانه هاي غذايي آلوده محصولات كشاورزي و استراتژيك آنها را آلوده ساخته و از بين در ببرند صورتي كه كشورها، مقررات قرنطينه قوي براي حفظ منابع گياهي خود نداشته باشند، بايد انتظار بروز و گسترش آفات و بيماريهاي نوظهور را نيز داشته باشند. به همين دليل است كه سالانه حدود 600 ميليون تن محصولات كشاورزي از بين مي رود. در دهه هاي اخير كشور ما نيز از اين امر مستثني نبوده و آفاتي همچون مگس ميوه يا مديترانه اي و كرم ساقه خوار برنج و بيماريهايي مانند غم مركبات يا تريستزا و سرطان سيبزميني نمونه هايي بوده اند كه مطمئنا از خارج به كشور وارد شده و در حال حاضر از مهمترين آفات و بيماريهاي گياهي ايران بشمار مي روند. مدعاي قضيه اينجاست كه در دهه اول سالهاي 1950 سازمان تسليحات شيميايي ايالات متحده استفاده از عوامل بيماري زا ( پاتوژن ) را به عنوان يك سلاح جنگي مورد بررسي و تاييد قرار داد. پيرو اين اقدامات، امروزه بمبها و سلاحهاي ميكروبي گوناگوني در سطح جهان ساخته شده است ولي در كنار همين عوامل بيماري زاي انساني، آفات، عوامل بيماري زا و علف هاي هرز گياهي نيز وجود دارند كه سالانه حدود 30 درصد محصولات كشاورزي را مورد تهديد و نابودي قرار مي دهند. شايد تصوير اين امر كمي مشكل باشد، ولي در آينده ممكن است به جاي يك بمب چند تني حاوي مواد منفجره، يك بسته چند كيلوگرمي حاوي عوامل بيماري زا و آفات گياهي برسر يك كشور ريخته شود كه فاجعه هاي بسيار ناگوارتر در پي خواهد داشت. در بعضي بيماريهاي گياهي كه قدرت تكثير عامل بيماري زا در آنها زياد است (همچون زنگ سياه گندم ) ورود و تكثير مقدار كمي از عامل بيماري زا، مي تواند موجب آلودگي و ايجاد يك اپيدمي ( همه گيري ) در منطقه وسيعي شود. براي مثال عامل بيماري زاي زنگ سياه گندم، بسيار سبك و قابليت پخش آن فوق العاده زياد است. هر پوند ( گرم ) 450 از اين توده داراي 150 ميليارد عامل بيماري زا به نام يوريدسپوراست كه مي تواند در صورت شرايط مساعد اقليمي، باعث نابودي و فاجعه در يك مزرعه شود. همين عامل در سال يك 1945 اپيدمي زنگ گندم در امريكا ايجاد كرد; بطوري كه فقط در طول سه ماه 10 ميليون تن گندم را در 10 ميليون هكتار از اراضي از بين برد. حال اين نكته باقي مي ماند كه آيا ممكن است امريكا و كشورهاي قدرتمند ديگر در جنگ هاي كره، كوبا، ويتنام، خاورميانه و... از همين سلاح خطرناك و نظاير آن استفاده كرده؟ باشند و يا اينكه مردم كشورهاي در حال توسعه بايد منتظر آينده اي مبهم تر و سلاحهاي خطرناكتر ديگري؟ باشند سياوش يونسي مهندس كشاورزي - گياهپزشك