Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780216-44558S11

Date of Document: 1999-05-06

چشم انداز سخني با برگزيدگان شوراها .. و نيز با شهروندان و سر انجام سه هزار و پانصد سال پس از آغاز شهرنشيني در ايران، و پس از تدوين نخستين هنجارهاي نظام شهرنشيني در كشور ما (كه برخي از مورخان آن را سنگ بناي شكل گيري نهادهاي مدني در جهان نيز مي دانند ) و نيز چهارصدسال پس از شكل گيري نهادهاي شهري جديد در اروپا و دويست سال پس از ورود اين نهادها به ايران از هفته جاري شوراهاي شهر و روستا در سراسر كشور آغاز به كار كردند. از شنبه هفته اي كه امروز آخرين روز كاري آن را پشت سرمي گذاريم برگزيدگان شوراها از پس چند ماه مناقشه و گير و گرفت سياسي سرانجام اين فرصت را يافتند كه انجام آنچه را كه قانون به آنها سپرده و نيز در هنگامه انتخابات با مردم وعده كرده بودند، آغاز اما كنند به نظر مي رسد، صرف نظر از تمامي دشواري ها و تنگناهاي كار اجرايي در كشور، به ويژه فعاليت هاي مرتبط با شهرهايي كه روز به روز با چالش هاي پيچيده تري رودررو مي شوند، شوراهاي كنوني ناچارند بخش مهمي از توان خود را، در مسائل سياسي هزينه كنند. سياسي شدن شوراها، البته از آن جهت كه موجب جلب توجه گسترده افكار عمومي و رسانه هاي گروهي به آنها شد، مغتنم است، اما گرفتاريهاي جناحي آنها به صلاح شهروندان نيست. در اين ميان گذشته از آنكه نهادهاي قانوني مي بايست به تثبيت جايگاه شوراها كمك كنند، بر عهده منتخبان شوراها نيز هست كه فارغ از دغدغه هاي گروهي خود، دلمشغول آن با شند كه با عضويت در شورا چه وظيفه سنگين، دشوار، پيچيده و پرمسئوليتي را بر عهده گرفته اند و انجام اين وظيفه تا چه حد مستلزم تكاپو و تلاش مستمر و بي وقفه است. مروري بر دشواري هايي كه پيش روي شهرنشيني در كشور ما است، نيك بر مي تابد، تلاش براي كاستن اين دشواري ها چه كارستان بزرگي است، كارستاني كه البته به سرافرازي از آن بيرون آمدن نيازمند مهياساختن زمينه ها و ابزارهاي متعددي است كه در شرايط كنوني اغلب آنها دور از دسترس هستند. امروزه در تحليل اجتماعات شهري دو نكته بديهي فرض شده و پيش فرض بسياري تحليل هاي ديگر هستند. الف ) رشد مناطق شهري، بيلان مثبت جمعيت شهرنشين و گسترش كلان شهرها قطعي و اجتنابناپذير است. ب ) بين معنويت گريزي و رشد كمي اجتماعات انساني رابطه مستقيم وجود دارد. به عبارت ساده تر هرچه شهرها بزرگتر مي شوند، نگراني نسبت به گسترش معضلات شهري در آنها نيز افزايش مي يابد. اين قاعده، اگرچه شايد از چندان دلايل شفافي برخوردار نباشد، اما تاكنون بي استثناء در تمامي مناطق شهري جهان مشاهده شده است. با اين حساب شرايط ناگريز ما را وامي دارد كه بپذيريم; -در 1 ايران هم همچنانكه در دهه هاي پيشين شاهد بوده ايم همچنان روند مهاجرت از روستاها به شهرهاي كوچك و از شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ تداوم خواهد يافت. - 2 پس اجتناب ناپذير است كه در آينده اي نه چندان دور بخش اعظم جمعيت ايران در كلان شهرهايي زندگي كنند كه در آنها زمينه گسترش معضلات شهري جدي خواهد بود. براي اجتناب از اين تصوير تيره و تار پيش رو، اعضاي شوراهاي شهر چه مي خواهند؟ بكنند آيا حتي دلهره ناتواني در مقابله با اين روند بس نگران كننده، كافي نيست كه اين برگزيدگان مردم، از بيم بر خود؟ بلرزند جز آن، نماي دور شهرنشيني در ايران از منظر زيست محيطي نيز رعبآور است: اغلب شهرها نه بر اساس امكان سنجي منطقي و بلكه صرفا بر مبناي مقتضيات ناگزير گسترش يافته اند، هم از اين رو اغلب بين شهرهاي ايران و محيط پيرامون آنها جدالي دائمي در جريان است: شهرها همه منابع آب را، از رودخانه ها گرفته تا حتي آبهاي زيرزميني دور دست در خود بلعيده و با تبديل آنها به فاضلاب، به طبيعت بازمي گردانند. اينگونه، نقاط بالادست تفتيده و لبتشنه مي شوند ونقاط پايين دست آلوده و بيمار. گسترش شهرها گذشته از آنكه عامل نابودي جنگلها بوده، به تخريب بسياري از دامنه ها و چشم اندازهاي طبيعي نيز انجاميده و موجب تغيير كاربري مساحت گسترده اي از مراتع و اراضي كشاورزي نيز شده است. همچنين هيچكدام از شهرهاي بزرگ كشور سامانه مناسب دفع فاضلاب ندارند، ناوگان حمل و نقل درون شهري اغلب شهرها فقيرانه و ناكافي است، خدمات شهري با كيفيتي بس نازل عرضه مي شود. ساخت و ساز شهري اغلب پرهزينه و كم بازده بوده و گذشته از آنكه منطبق با شرايط اقليمي و اجتماعي ما نيست، از نظرگاه معماري، در جدال با هويت تاريخي ماست. آلودگي هوا كه پيش از اين فقط مشكل تهران بود، اكنون دامان تبريز، مشهد، شيراز، اصفهان، اراك، اهواز و حتي رشت را گرفته است. در اغلب شهرها زباله هاي شهري ناقص جمع آوري شده و در همه آنها زيانبار و خطرناك دفع مي شود. توزيع مزيت هاي نسبي نيز در نظام شهرنشيني ايران كاملا مغاير با هنجارهاي عدالت اجتماعي است. تامين مسكن روزبه روز دشوارتر مي شود و براي بسياري از خيل نسل جوان ناممكن و آرزويي دست نيافتني است. اگرچه نظام رشد نايافته شهرسازي و شهرنشيني بر مي تابد كه شهرهاي ايران در پايين فهرست ارزيابي سامانه هاي شهري جهان قرار داشته باشند، اما حتي اگر وضعيت آنها را متوسط فرض كنيم خواندن بخشي از گزارش كنفرانس اسكان 2 سازمان ملل درباره آينده شهرنشيني در جهان جالب توجه است: شهرنشيني انبوه براي حيات تهديد كننده است. مسكن سازي پايين تر از استاندارد، آب ناسالم و بهداشت ضعيف در شهرهاي پرجمعيت مسئول مرگ ده ميليون نفر در سال در سراسر جهان هستند و همين طور از عوامل اصلي مخاطرات زيست محيطي قابل پيشگيري به شمار مي آيند كه درصد 25خود مرگ هاي زودرس جهان را سبب مي شوند. قطعا مهمترين مسائل اقتصادي و اجتماعي فراروي بشر در قرن آتي، در شهرها خواهد بود... مسئله دارد حادتر مي شود چون ساخت مسكن و ارائه خدمات شهري نمي تواند با انفجار جمعيت شهري همپا شود كه /2 4از ميليارد سال 1995 به 5 ميليارد تا سال 2025 خواهد رسيد. به راستي اگر تصويري را كه برنامه اسكان از شهرهاي آينده جهان ارائه مي كند (محيطهايي پرتنش، بيمار، ناسالم با شهرونداني افسرده، مضطرب و رنجور از دشواري هاي متعدد اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي ) بپذيريم، براي نجات شهرنشيني در ايران به كدام عزم ملي متوسل خواهيم شد و شوراها چه نقشي در برانگيختن اين عزم ملي خواهند؟ داشت به خاطر بسپاريم اينكه ما چه باشيم بسته به آن است كه چگونه زندگي كنيم و برگزيدگان شوراها متعهد آن شده اند كه براي زيستن مطلوب و آرماني شهروندان ارائه طريق كرده و زمينه مناسب فراهم كنند. مسئوليتي بس بزرگ و خطير است. انجام اين مسئوليت را از اعضاي شوراها بخواهيم و در اين راه با آنها همگام باشيم. ناصر كرمي