Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780216-44557S1

Date of Document: 1999-05-06

تحليل نظري يافته ها بررسي نقش مطبوعات در هفتمين انتخابات رياست جمهوري (بخش پاياني ) مطبوعات از اجزاء و عناصر اصلي نظام ارتباطات سياسي محسوب در مي شوند نتيجه، امر مراقبت از جامعه را به عهده دارند، بنابر اين در مبارزات انتخاباتي نيز بايد چنين هدفي را دنبال كنند، زيرا در صورت هرگونه خدشه اي در نظام ارتباطي، آسيب جدي به جامعه وارد خواهد شد. روزنامه هاي سلام و كيهان در بيان مطالب مورد نظر خود بيشتر از ساير روزنامه ها از سبك تلفن و نامه هاي مردم استفاده كرده اند و بيشتر مطالبي نيز كه داراي جهت گيري منفي و يا برخوردهاي كلامي بوده است، از طريق اين سبك از مطالب انتخاباتي منتشر شده است. اهميت استفاده از اين سبك در تاثير روانشناختي آن بر مخاطبان است. همچنانكه پروفسور نوئل نئومن ( ) 1974 با ارائه مدل مارپيچ سكوت عنوان مي كند كه اكثر افراد كوشش مي كنند كه از داشتن يك نگرش و باور به صورت منزوي و تنها اجتناب كنند. بنابراين هنگامي كه نظرات طيف خاصي از مخاطبان در ستون تلفن و نامه هاي روزنامه چاپ شد، به صورت جناحي مسلط و غالب جلوه خواهد كرد و اين امر سبب مي شود گروهي كه احساس مي كنند اعضاي آنها كاهش يافته است متمايل به سكوت شوند و اين سكوت سبب سرايت متقابل در ديگران مي شود و به اين ترتيب مارپيچ سكوت تكوين خود را آغاز مي كند. دنيس مك كويل در تشريح انگيزه هاي استفاده از رسانه ها توسط افراد شناخت ارزش هاي ديگران را از ضروريات يافتن هويت شخصي هر فرد ذكر مي كند و معتقد است دستيابي به احساس هم هويتي با ديگران، اساس كنش متقابل اجتماعي افراد جامعه مي باشد. از طرفي، افرادي كه پايگاه اجتماعي و تحصيلات پايين تري دارند به ساده ترين شكل ترغيب مي شوند چون يادگيري آنان غيرفعال است و مستعد تغيير در اطلاعات بنيادي خود مي باشند. تبليغاتي كه از نوع مطالب تلفني روزنامه ها مي باشد، سبب برانگيختن هيجان در مخاطب شده و در نتيجه مانع تعمق و انديشيدن مي شود و به اين ترتيب راه انتخاب مستقل را برخواننده مي بندد و در تضاد با وظيفه اصلي مطبوعات كه همان ارشاد و هدايت مردم و پرورش هرچه بيشتر نيروي عقل و منطق و ارتقاء قدرت در تميز مسايل است، قرار مي گيرد. ميزان استفاده از سبك تحليل و تفسير در روزنامه ها نسبت به دو كانديداي اصلي انتخابات، يكسان بود. تحليل و تفسيرنسبت به ساير سبك ها از روش هاي استدلالي بيشتري استفاده مي كند كه مفيدترين روش در تبليغات سياسي است، زيرا اساس آن را تعقل و تفكر تشكيل مي دهد و در نتيجه سبب رشد جامعه و ارتقاء سطح فرهنگ مي شود. البته پيش شرط آن حقانيت پيام است. تحليل و تفسير سبب افزايش آگاهي عميق راي دهندگان نسبت به كانديد مي شود و در صورت انتخاب كانديد مورد نظر از سوي مخاطب، اطمينان او را نسبت به نامزد انتخاباتي تقويت مي كند، زيرا برخلاف سبك تلفن و نامه هاي تصوير مردمي، واضحي از كانديد ترسيم مي كند و ديدگاه مخاطبان را نسبت به وي گسترش مي دهد. روزنامه هاي ابرار و اطلاعات از تفسير و تحليل بيشتري استفاده كرده اند. از نكات ارزشمند مطالب روزنامه ها، فزوني تعداد و سطح زير چاپ مصاحبه هايي است كه موضوع آنها، صحبت با مردم، پيرامون ويژگي ها و صفات رئيس جمهور اصلح آينده است. اين سبك مطلب مشوق حضور مردم در صحنه انتخابات و مروج مشاركت سياسي آنان است. روزنامه ابرار، بيش از ساير روزنامه ها، مصاحبه هايي با مردم، درباره ويژگي هاي كلي نامزد رياست جمهوري انجام داده است و روزنامه كيهان بيشتر از ساير روزنامه ها به چاپ مطالبي در باره ويژگي هاي خاص رئيس جمهور مبادرت ورزيده است. چاپ چنين مصاحبه هايي سبب خارج شدن بسياري از مخاطبان غيرسياسي از بي تفاوتي خواهد شد. بيشترين سطح زيرچاپ سخنراني ها به آقاي خاتمي اختصاص دارد كه در روزنامه سلام بيش از ساير روزنامه هاچاپ شده است. شيوه سخنراني از بانفوذترين و دقيق ترين روش هاي ارتباطي در انتخابات است، زيرا مخاطبان ويژه اي را هدف قرار مي دهد و كانديد براساس پوشش تبليغي متناسب با ساكنين هر منطقه جغرافيايي از سطح شهر و يا متناسب با زمينه فكري آنها، سخنراني خود را از قبل برنامه ريزي مي نمايد و در نتيجه به خواستها و مشكلات مخاطبان توجه بيشتري معطوف مي شود و مخاطبان راضي تر خواهند بود. يافته هاي تحقيق حكايت از آن دارد كه آقاي خاتمي به موضوعات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جامعه بيشتر توجه كرده اند، در حاليكه آقاي ناطق نوري بيشتر به بيان سوابق مبارزاتي و مسئوليتهاي اجرايي پرداخته اند و معضلات اقتصادي را كمتر مورد توجه قرار براساس داده اند نظريه مازلو پس از نيازهاي اقتصادي ( فيزيولوژيك، ايمني ) نيازهاي، اجتماعي و سياسي و امنيت شغلي قرار دارد و انسانها مايلند، فشارهايي آنها را از ناحيه محيط پيراموني، تهديد نكند. نظريات روزن گرن نيز مبتني بر اين ديدگاه است، او معتقد است: ارتباط متقابل ميان افراد و رسانه ها براساس تامين نيازها و رضامندي مخاطبان وي مي باشد پس از نيازهاي بيولوژيك و روانشناختي انسان، مشكلات اجتماعي را قرار مي دهد و معتقد است در گام بعدي، افراد به دنبال يافتن راه حل هايي براي مشكلاتشان هستند. چنانچه مك كويل اعتقاد دارد: اساس مشاركت رسانه ها در اجتماع، پاسخ دادن به نيازهاي افراد جامعه است. روانشناسان معتقدند، افرادي كه نيازهاي زيستي - رواني آنها برآورده شده است درباره آن نياز، تلقين پذير هستند و هر فردي كه آن نيازها را برآورده سازد و يا از ميزان آن بكاهد، با پاسخ مثبت روبه رو مي شود. والتر ويس عقيده دارد: موضوعاتي كه در انتخابات رياست جمهوري براي راي دهنده داراي منافع مادي و معنوي باشد، به ميزان بيشتري آگاهي و شناخت را افزايش مي دهد. اليهوكاتز معتقد است: حتي نيرومندترين وسايل ارتباطي، نمي توانند اثري بر فرد داشته باشند كه با زمينه هاي رواني و اجتماعي او قابل انطباق نباشد. تفاوت در ميزان سطح زيرچاپ مطالب، حاكي از آن است كه روزنامه ها به جاي اخبار انتخاباتي، بر مطالب مبارزاتي متمركز بوده اند و برخي روزنامه ها براي مطالبي كه صرفا مسئله مبارزات انتخاباتي را دنبال مي كند ارزش بيشتري قايل شده اند و براي وقايع خبري انتخابات به طور كلي، سهم كمتري را در نظر گرفته اند. به اين ترتيب روزنامه ها به جاي ميانجي و واسطه بودن نقش حامي را به عهده گرفته اند كه هدف آنها برجسته سازي و ايجاد فضاي بيشتر براي مطالب مورد نظر خود در روزنامه بوده است تا به اين ترتيب با دادن اطلاعات خاص به مخاطبان بر نگرش ها و در نتيجه رفتار انتخاباتي آنها سطح تاثيرگذارند زيرچاپ مطالب مربوط به آقاي ناطق نوري بيش از ساير نامزدهاي انتخاباتي است. بيش ازنيمي از سطح زير چاپ خبرها نيز به ايشان اختصاص دارد. بيشترين سطح زيرچاپ آگهي ها، گزارش ها، تصاوير و تيترها نيزمتعلق به آقاي ناطق نوري است كه بيشتر در روزنامه رسالت چاپ شده است. تيترها در تبليغات مي توانند تاثيري در حد سرمقاله داشته باشند، تصاوير نيز با هدف جلب توجه مخاطبان چاپ مي شوند، با اين تصور كه هرچه بزرگتر باشند، درگيرايي و جذب مخاطبان تاثير بيشتري دارند، ولي براساس قواعد علمي متقاعدسازي، تكرار سودمند است ولي اگر از مرز معيني تجاوز كند، سبب دلزدگي مخاطب شده و ميزان تاثيرگذاري و امتناع آنها روبه كاهش مي گذارد. محتواي حزبي روزنامه رسالت، بيشتر از ساير روزنامه ها است، اين روزنامه با استفاده ازافراد نخبه و سرشناس قصد دارد باور مردم را به كانديداي مورد نظر خود افزايش دهد و با استفاده از عامل اعتبار پيام دهنده، ضريب توجه خواننده را افزايش دهد. نتيجه گيري هنگام تحليل تاثير مطبوعات برانتخاب كنندگان مي توان انتظار داشت كه باورهاي قلبي افراد در بردارنده نگرش هايي است كه به نوبه خود باعث بوجود آمدن رفتارهاي خاص انتخاباتي و جهت گيري آنان در راي دادن به نامزد خاصي شده است. چنانچه ملوين دفلور عقيده دارد: اثرات ارائه شده يك پيام به خصوصيات روحي و تفاوت هاي فردي، طبقه بندي اجتماعي و خرده فرهنگهاي ناشي از آن و نيز ارتباط بين گروهي پيامگيران بستگي دارد. وي عوامل روانشناختي مخاطبان را متغيرهاي بالقوه مداخله گري مي داند كه بين محتواي پيام ارائه شده و تغيير احساس، تفكر و كنش مخاطبان عمل مي كند. برهمين اساس آزمايشات اليوت ارونسون و ليندزي نشان داده است كه تاثير رسانه ها در ايجاد گرايش از يك حزب به حزب ديگر ناچيز و غيرقابل اغماض است و تعداد راي دهندگاني كه تحت تاثير تبليغات سياسي، به فردي گرايش يافته اند كه در گذشته علاقه اي به اونداشته اند، بسيار اندك برنارد است برلسون اعتقاد دارد كه رسانه ها مردم را به تصميم گيري تشويق مي كنند ولي تمايلات مخاطبان نقش تعيين كننده بيشتري دارد. رابرت پارك اظهار مي دارد كه تاثيرات ارتباطي روزنامه ها به چگونگي استنباطهايي بستگي دارد كه گروه هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي از آن دارند. والتر ويس، ويژگي هاي شخصيتي مخاطبان را سبب پيش شرطي شدن آنها مي داند، كه اين امر سبب ايجاد طرح هاي جديدي از شناخت مي شود. به نحوي كه حتي مخاطبان اعلام نظر سنجي هاي ارائه شده گروه مقابل را تحريف مي كنند و نمي پذيرند، زيرا آن را گمراه كننده مي دانند. بنابر اين مطالب ارائه شده اي كه با تجارب شخص راي دهنده هماهنگي ندارد و آن را تقويت نمي كند، در مرحله ادراك توسط او شكست مي خورد و تغييري در ارزش ها كه حاصل شناخت و ادراك مي باشد، حاصل نخواهد شد. براين اساس شايد بتوان، كيفيت تبليغات و ارزشهاي اطلاعاتي ارائه شده را در تاثير برآراء مردم، بيش از كميت آن حائز اهميت دانست. در واقع پيام هاي تبليغي كه محور آن شناخت عادات، برداشتها، خواستها و سرخوردگيهاي مخاطبان بوده و با آگاهي از تجارب گذشته آنها و اطلاع از تحليل مخاطبان درباره تجاربشان انجام پذيرفته، موءثر واقع شده است. سهيلا چگيني