Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780216-44553S11

Date of Document: 1999-05-06

كتاب بخوانيد، اما ياد نگيريد! دوازدهمين نمايشگاه كتاب تهران كار خود را آغاز كرده است به عبارت ديگر دوازده سال است كه رسما و علنا كتاب، كتابخواني، چاپ و نشر مورد تجليل قرار مي گيرد. ميليون 20 نفر دانش آموز داريم و با احتساب دانشجويان دانشگاه آزاد، قريب دو ميليون دانشجو در مقاطع تحصيلي مختلف مشغول هستند. هر روز در انواع رشته هاي دانشگاهي دوره هاي كارشناسي ارشد و دكترا افتتاح مي شود و هر روز شوراي عالي انقلاب فرهنگي مقدماتي را براي گسترش علم و دانش تمهيد مي كند. با همه اينها، چرا شمارگان كتابهاي منتشر شده هنوز بطور متوسط 3000 نسخه؟ است درباره قلت شمار كتابخوانان تاكنون دلايل گوناگوني مانند گراني كتاب، فقدان تنوع در آثار منتشره و نظاير آن مطرح شده است. سخن بر سر اين نيست كه اين دلايل چقدر مانع اقبال نسبت به كتاب است، اما در اين نكته ترديدي نيست كه كتابخواني در ايران امروز شاني در عمل ندارد، در حاليكه در فرهنگ ما به قلم سوگند ياد شده است، پيامبر عظيم الشان اسلام دانش اندوزي را از گهواره تا گور واجب شمرده اند، فردوسي دانايي را با توانايي يكي مي داند و امام خميني ( ره ) كه امسال به نام اوست تعليم و تعلم را عبادت خوانده اند. بنابراين كتاب نخواندن را بايد يك نقص و عيب اجتماعي عارضي همچون بدانيم يك بيماري كه اگر علل و اسباب رفع آن فراهم شود، قطعا ماندگار نخواهد بود. فلاسفه مي گويند: الشي مالم يجب لن يوجد يك، چيز تا وجودش لازم نباشد، بوجود نمي آيد. از اينرو كتاب نخواندن دلايل مادي و معنوي مهمي دارد كه تاكيد بر دلايل متكي بر ديدگاهها و شرايط اجتماعي مهمتر است. از زاويه شرايط اجتماعي اگر پرسيده شود، چرا كتابخواني رشد ندارد، پاسخ ساده آنست كه بي سواد و كم سواد در جامعه ما كمبودي حس نمي كند. به همان دليل كه به رغم فعاليت 20 ساله نهضت سوادآموزي و آموزش و پرورش هنوز نرخ بي سوادي با داعيه هاي فرهنگي بسيار فاصله دارد. از سوي ديگر نه تنها بي سوادها و كم سوادها كمبودي احساس نمي كنند بلكه با سوادها نيز بهره اي از سواد خود نمي برند; مضافا اينكه رنج دروني آنها قطعا شديدتر است. اينان عمر، جواني و سلامت خود را بخصوص در رشته هاي علوم انساني براي كسب دانش و علم صرف كرده اند، اما در نظام اداري و حكومتي بايد آنچه را مي دانند پنهان كنند. تا مبادا به تضعيف چيزي متهم شوند و يا دين ستيز و مبلغ فرهنگ غرب خوانده شوند. طبيعي است در اين شرايط نسبت افراد تحصيل كرده در نظام اداري به شدت نقصان مي يابد و تحصيل كردگان فقط به بهره مندي از مزاياي مدرك تحصيل خود به لحاظ ارزش استخدامي اكتفا مي كنند. به عبارت ديگر به لحاظ مادي و معنوي هرگز ارضا نمي شوند. وقتي اكثريت قريب به اتفاق سمت هاي سياسي و تخصصي كشور در دست مهندسان و پزشكان است و اين گروه حتي به سمت هاي معاونت هاي حقوقي و پارلماني و معاونت هاي فرهنگي سيطره دارند و فقط پس از فترت دوره مديريتي خود به رشته هاي علوم انساني توجه نشان مي دهند، چگونه مي توان به رشد علوم انساني كه اساسا مطالعه پيوسته و جامع را طلب مي كند اميدوار بود و از اين طريق كتاب و كتابخواني ارتقا يابد. از اين بدتر آنست كه عده اي از مديران بر آنند كه كتاب بخوانيد به شرط آنكه چيزي ياد كتاب نگيريد بخوانيد اما سئوال نكنيد، كتاب بخوانيد اما تعجب نكنيد، مقايسه نكنيد، ارزيابي نكنيد، انتقاد نكنيد و طرحهايي پيشنهاد نكنيد كه ما هنوز به آن نرسيده ايم. اين همان تعريف موسيقي غنايي و غير غنايي است كه گفته شده است آن موسيقي حلال است كه در شما بي اثر باشد! بنابراين اگر كتابخواني را ترويج مي كنيم صادقانه بايد آثار سياسي، حقوقي و اجتماعي آن را بپذيريم. ارتقاي كيفيت افراد را كه به توسعه انساني تعبير مي شود را در پناه خواندن كتابهاي خوب به رسميت بشناسيم و قبول كنيم به جز براي معصومين عليهم السلام شايستگي، امري اكتسابي است. از اينرو اگر افراد كتابخوان را ارج نهيم شرايط و اسباب كتاب خواندن فراهم شده است والا نمايشگاه كتاب ما، فقط گاه نمايش خواهد بود. اميرحسين شاه محمدي