Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780216-44550S5

Date of Document: 1999-05-06

سرنوشت كتابخواني: يك قدم تا مرگ مرگ نوعي ازكتابخواني فرارسيده است وضعيت تيراژ كتاب در كشور ما به هيچ وجه وضعيتي ايده آل و قابل قبول نيست و معدل تيراژ كتاب در كشور 60 ميليون نفري ما به ندرت از مرز 5 هزار نسخه در هر چاپ فراتر مي رود و اين مقدار با هيچ يك از استانداردها و معيارهاي جهاني مطابقت ندارد. اين پديده تنها منحصر به ايران نيست و اصولا دنياي ما در آستانه ورود به هزاره سوم و قرن بيست ويكم ميلادي با پديده گريز از كتاب و كتابخواني روبه رو شده است. به راستي چه برسر ما آمده؟ است آيا عمر كتاب و كتابخواني در جهان به سر آمده؟ است سالها پيش ديدن يك مرد و يا يك زن كه درواگن مترو از بقيه بريده و به تنهايي نشسته اند و سرگرم خواندن يك كتاب هستند، صحنه اي معمول و طبيعي در مراودات روزمره بود. ولي امروزه خواندن كتاب در واگن مترو يك عمل اجتماعي غير منطقي و بدون ثمر ارزيابي مي شود. ديگر كتاب خواندن يك حماقت عجيب و غريب خوانده شده و بسياري از طالع بينان مطبوعاتي و ناشران بزرگ پيش بيني مي كنند كه اين حماقت روزهاي آخر خود راطي مي كند. ركود در نمايشگاه ها و فروشگاه هاي كتاب را طالع بينان بدبين به سرنوشت كتاب و كتابخواني درجهان به نوعي يك قدم تا مرگ نهايي پديده كتابخواني درجهان مي پندارند. به اعتقاد بسياري ازاين طالع بينان همان طور كه امروزه چرخ سفالگري را تنها و تنها درموزه ها مي توان به تماشا نشست، شايد در قرن آينده هم براي تماشاي كتابها بايد به موزه ها مراجعه كنيم. ولي به راستي چه برسر ما آمده آيا؟ است كتاب و كتابخواني به انتهاي راه خود نزديك شده؟ است البته درهيچ زماني ديگر در تاريخ جهان به اندازه امروز كتابهايي جديد با عناويني نو در جهان به چاپ نمي رسيد ولي اگر جنبه ديگر قضيه را مورد توجه قرار دهيم و به تيراژ كتابهاي منتشر شده و رشد روزافزون جمعيت جهان توجه كنيم به اين نكته تلخ پي مي بريم كه امروزه ميانگين خوانندگان كتاب به نحو بارزي سقوط كرده است. ولي افت تيراژ كتابها را نبايد خيلي زود به حساب اين موضوع بگذاريم كه از تعداد كتابخوانان جهان كاسته شده چون امروزه واقعا كتابهاي زيادي با عناوين متنوع درجهان به چاپ مي رسد و دست خواننده را براي انتخاب كتاب مورد علاقه خود به نحو بارزي بازكرده اند. ولي در اين ميان بايد بين دو موضوع اساسي فاصله گذاشت و آنها را از هم متمايز كرد كه آيا به راستي عمر خواندن به معني عام آن به انتها رسيده است يا؟ نه شايد عمر آنچه تا به امروز ما آن را خواندن كتاب مي ناميديم به انتها رسيده؟ است در سالهاي ابتدايي قرن بيستم ميلادي و در دهه هاي نخستين اين قرن رو به پايان خواندن كتاب در زندگي ادبي انسان ركن اساسي و به قولي همه چيز زندگي ادبي او بود. حتي در آن سالها نوشتن را خواندن كتابهاي ديگران تعريف مي كردند. ولي امروزه و در آخرين روزهاي قرن بيستم ميلادي اين رابطه مستقيم و پيوند اساسي مابين خواندن و نوشتن به كلي از بين رفته است. خيلي ها امروزه كتابها را نمي نويسند بلكه كتابها رامي سازند يا برعكس سفارش مي دهند تا برايشان بسازند تا عده اي خود را به غلط نويسنده بپندارند واصلا براي اين عده مهم نيست كه ديگران اين كتابها را بخوانند يا اين كتابها اصولا خواننده اي دربازارداشته باشد. اين روزها خيلي ها هستند كه كتاب مي نويسند بي آنكه كتابي خوانده باشند و اين موضوع را افتخاري هم براي خود به حساب مي آورند. ناقدان كتاب و منتقدين ريز و درشت كتاب هم در سراسر جهان خواندن كتاب را فراموش كرده اند و بيش از خواندن ترجيح مي دهند از خودشان بگويند و بگويند... ديگر دوران طلايي ادبيات و كتابخواني و دوران پروست، استاندال و بالزاك رو به افول گذاشته است. براساس نتايج يك تحقيق ويژه روي كتابخواني در دنياي غرب مشخص شده خواندن كتاب موضوعي مربوط به زندگي يكي، دو قرن اخير مردم غرب بوده ودر سالهاي اخير بوده است كه خواندن به يكي از دغدغه هاي انسان مبدل شده است. به عبارت ديگر نمي توان كتاب خواندن را به عهد باستان و قرون وسطي احاله كرد و ردپاي اين پديده را بايد حداكثر دردو قرن اخيرزندگي بشر جستجو كرد. البته بايد درباره انسان و كتاب با پارامترهايي مشخص به ارزيابي پرداخت. به عنوان نمونه هرگز نمي توان رابطه افراد بي دين با كتاب و كتابخواني را با رابطه كاتوليك ها يا پروتستان ها با كتاب مقايسه كرد. هرگز هيتلر با چرچيل همچون گوته و ديكنز به كتابخواني گرايش مشابه نداشته اند. البته كتابنخواندن انسان پديده اي امروزي نبوده و سابقه اي ديرين دارد، همان طور كه ولتر فيلسوف مشهور فرانسوي چند قرن پيش گفته بود: انسان خيلي كم كتاب مي خواند و در بيشتر مواقع خيلي هم بد كتاب مي خواند. در نهايت اگر بخواهيم به مسئله كتاب و كتابخواني در جهان امروز نگاهي واقع بينانه داشته باشيم بايد اعتراف كنيم نوع خاصي ازكتابخواندن به روزهاي واپسين عمر خود نزديك شده و نه كتاب و كتابخواني و آنچه به تباهي و نيستي نزديك گشته است كتاب خواندن براي برقراري ارتباط با ديگران بوده است. خواندن براي آگاهي، خواندن براي يادگيري و خواندن براي گذراندن اوقات فراغت همه و همه رو به فراموشي گذاشته اند و حالا پست الكترونيكي و كامپيوترها و شبكه هاي كامپيوتري جاي همه اين ها راگرفته اند. به اعتقاد يكي از منتقدان بزرگ ادبي معاصر ديگر خواندن بدون هدف و خواندن براي هيچ چيز در زندگي امروزه انسان جايي ندارد و از بين رفته است. امروزه شما روي صفحه كامپيوترها كارهاي پژوهشگرانه اي را با همان قيدها و صفت هاي زمان تولستوي و تورگنيف مشاهده مي كنيد ولي ديگر كسي علاقه مند به خواندن رمان مشهور آناكارنينا روي اينترنت نيست. اين تصويري از وضع كتاب و كتابخواني درجهان امروز بود بايد ديد بازار كتاب و كتابخواني در جامعه امروز ما چه شباهت ها و تفاوت هايي با استانداردهاي حاكم بر بازار جهاني كتاب دارد و چه مسيري راطي؟ مي كند سهيل ارادتمند