Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780215-44542S1

Date of Document: 1999-05-05

خطرات ناشي از هيجان و نيروهاي مثبت آن هيجان و اضطراب در ورزش هيجان ها يك نوع پديده دروني، پيچيده و نامحسوس است كه بررسي آنها به طور علمي و بيان آن به صورت الفاظ مشكل مي باشد حالت رواني به اندازه آمادگي بدني در موفقيت يك ورزشكار نقش دارد حالت هيجاني، عاملي است كه درچگونگي روند كار ما تاثير مي گذارد. تنها وقتي كه آن را شناختيم و پذيرفتيم مي توانيم در حالتي قرار بگيريم كه بتوانيم با حالت هيجاني زندگي خود مقابله كنيم. متاسفانه بيشتر مردم يا به اهميت احساسات خود واقف نيستند يا نمي خواهند خود را در اين مطلب وارد كنند. هيجان ها به تجزيه و تحليل نياز دارند: مطالعه و بررسي هيجان ها به وسيله مسائل و مشكلات مختلفي احاطه شده و هنوز يك تعريف درست و قابل قبولي از آن ارائه نشده و اگر تعريفي هم باشد به منظور تحقيق و بررسي ارائه شده است. هيجان ها، يك نوع پديده دروني، پيچيده و نامحسوس مي باشند كه بررسي آنها به طور علمي و بيان آنها به صورت الفاظ مشكل مي باشد. هيجان مقوله ايست كه درجه و شدت آنها در افراد مختلف متفاوت و بستگي به تفاوتهاي فردي دارد. تعريف هيجان: هيجان به مثابه عدم تعادل يا توازن بين حالت فيزيولوژيكي وحالت رواني مورد بحث قرار گرفته است. در اين حالت ارگانيزم انسان در جستجوي برگشت به حالت تعادل يا تعامل حياتي مي باشد. دستگاههاي عصبي، غدد بسته دروني، گردش خون و همه دستگاههاي ديگر در بازگشت بدن به حالت تعادل نقش دارند. از اين رو وقوع يك تحريك هيجاني، پاسخي است فيزيولوژيكي كه با احساس يا حس همراه بوده آغاز مي كند و همزمان مكانيزمهايي انجام مي گيرد كه يا بدن را براي انجام كنش نهايي (جنگيدن يا فرار كردن ) آماده مي كند يا باعث بازگشت بدن به حالت تعادل مي شود. اهميت نقش هيجانها: با اينكه هيجانها درتربيت بدني و ورزش فوق العاده مهم مي باشد ولي برانگيختگي هيجاني براي رسيدن به نقطه اوج اجراي مهارت مهم مي باشند. همانطوري كه مسائلي چون اضطراب و فشار، شادي و خوشي قسمتي از تجارب ورزشي را به خود اختصاص مي دهد تهييج هيجاني معمولي هم هر موقعيت ورزشي را احاطه كرده و تقريبا قسمتي از آن مي باشد. حتي فرياد تماشاچي، بودن والدين در سالن، صداي دورگردو همه اينها به تهييج افزوده شده و باعث يك پاسخ هيجاني مي شود. ليال توسينگ درمورد هيجان مي گويد: هيجانها به زندگي سرشاري وكمال مي دهد (در تكامل ارزشها و زندگي سالم درگير هستند ) اما اگر بيش از حد باشد باعث بروز رفتار غير منطقي مي شود. جنبه هاي فيزيولوژيكي هيجان: وقتي يك عمل غيرعادي از قسمتي از ارگانيزم انسان تقاضا مي شود، وقتي خطر ما را تهديد مي كند، وقتي امر فوق العاده و غيرمنتظره اي سر مي رسد، غده آدرنال تحريك شده و مقدار قابل توجهي آدرنالين و نورآدرنالين ترشح اين مي شود تراوش عمل دستگاه عصبي خودكار را تقويت نموده و تعدادي پاسخ فيزيولوژيكي كه ارگانيزم را آماده مي كند كه فعاليتي مهم كه مي تواند حمله يا دفاع يا تعقيب و فرار باشد آماده مي كند. آدرنالين در پاسخ هاي شبيه افسردگي و اضطراب عمل مي كند و نورآدرنالين پاسخ هايي شبيه خشم را در طرف ايجاد مي كند. درك پديده هيجان بدون داشتن دانش كافي در مورد مكانيزم هايي كه رفتار مربوطه را فراهم مي كند امكان پذير نيست. - هيجانهاي مختلط: احساسات بسيار كمي هستند كه از يك هيجان خالص شكل گرفته در باشد حقيقت شايد يك چنين مسئله اي در زندگي انسان وجود نداشته باشد. مثلا نااميدي از +ترس غصه بوجود مي آيد يا غرور از +خشم شادي به وجود مي آيد. پيچيدگي هيجانها خيلي بيشتر از اين است كه صرفا با چنين تركيبهاي احتمالي نشان داده شوند. بنابراين ما مي توانيم بگوييم كه احساسات در انسان نتيجه جمع بندي درجات مختلف و تعداد مختلف از هيجانهاي بي شمار مي باشد. فعاليتهاي تربيت بدني و ورزشي به خاطر طبيعتشان مملو از موقعيت هاي هيجاني هستند. پس براي تكامل غائي ورزشكاران در ميدان ورزشي نه تنها درك بعضي از جنبه هاي هيجاني مطلوب است بلكه ضروري مي باشد. هيجانها منبع نيرو هستند: همه ما در مورد زنان و مرداني كه تحت تاثير هيجانهاي زياد كارهاي فوق العاده اي كه در شرايط عادي نمي توانستند انجام دهند مثلا شنيده ايم در خلال جنگ مرداني وجود داشته اند كه مسافتهاي زيادي را براي پيروزي و نجات رفقاي خود دويده اند و غيره. بنابراين، منابع نيرو در درون هر انسان موجود است و مي تواند تحت شرايط تحريك هيجاني و موقعيت هاي غيرمنتظره و فوري آزاد گردد. سياستمداران، افسران نظامي، موسيقي دانان، مربيان ورزشي و سرمايه داران بزرگ صنعتي به اين خاطر به صورت چنين افراد بزرگي درآمده اند كه شديدا به علت هيجانها توجه نموده اند. در ميدانهاي ورزشي بارها ديده شده است كه وقتي يك چيز مثلا يك حالت هيجاني روي مي دهد و باعث مي شود كه تمام مهارت، سرعت و استقامت شركت كنندگان بكار گرفته همه چيز دگرگون شده بطوري كه تيم ها به بالاي جدول صعود مي كنند، دوندگان ركوردهاي جهاني را مي شكنند، كشتي گيران بر حريفان قوي تر از خود فائق مي آيند، قايقرانان به پيروزيهاي باورنكردني مي رسند و بطور كلي ورزشكاران بر انتظاراتشان پيشي مي گيرند. خطرات ذاتي در درگيري هيجاني: خطراتي نيز وجود دارند كه از درگيري هيجاني بيش از حد يا از نوع نامتناسب درگيري هيجاني ناشي مي شود. هيجانهايي مانند ترس و نفرت و اضطراب اگر براي مدت زيادي در كسي باشدسلامت ذهني او را به خطرمي اندازد. حالت هاي مزمن هيجاني مثل احساس گناه مداوم كه بعضي از روانشناسان آن را تركيبي از ترس و لذت ناميده اند مي توانندباعث حالاتي چون كناره گيري و بازگشت منتهي شود. بيشتر اوقات اتفاق افتاده كه يك ورزشكار به خاطر اعمال و گفتاري كه باخشمي غيرقابل كنترل انجام يا ادا شده متاسف شود. تحريك هيجاني بيش از حد اثر فرايندهاي ذهني را كاهش داده باعث نقصان تمركز بر روي يك وظيفه آني مي گردد. اضطراب يا خشم مداوم معمولا باعث افزايش تنش عضلاني شده و اجراي مهارت و عملكرد را پايين مي آورد. نگهداري حالت عالي هيجاني براي هر مدت زماني كسل كننده بوده و سرانجام به اجراي بي روح و يكنواخت مهارتهاي ورزشي منتهي مي شود. ورزشكاراني كه خود را در برابر هر چيز گناهكار مي دانند ممكن است به خاطر شكست هاي ورزشي تا جايي خود را سرزنش نمايند كه منجر به كناره گيري كامل آنها بشود. ورزشكاراني كه توانايي حركتي كافي ندارند ولي رفتن در يك تيم را تنها هدف ارضا كننده خود مي دانند ممكن است به اندازه اي با ناكامي مواجه شوند كه يك حالت تثبيت و عدم پيشرفت و بي علاقگي در آن ها توسعه يابد. آرنالد بي زر با توجه به تجربياتش در زمينه پزشكي و ورزش و روانپزشكي مطالبي را ارائه مي دهد و بيان مي كند كه من به طور فزاينده اي از اينكه چگونه يك ورزشكار به خوبي رقابت مي كند يا اينكه زير فشار به طور ناموءثري عمل مي نمايد، آگاه شدم. به اين مسئله پي بردم كه چگونه يك مربي يا توده تماشاچيان ممكن است بر اجراي مهارت و عملكرد ورزشكار اثر گذاشته و مفهوم و معاني هر كدام دال برچيست. تشخيص دادم كه حالت رواني ورزشكار به اندازه آمادگي بدني او در تعيين عملكردش اهميت دارد. بر اساس نظريه پويايي - رواني از تاثير والدين و برادران و خواهران بر انتخاب ورزش ها و استيل و توانايي ورزشكار در خلال سالهاي تكاملش آگاه شدم. او مي گويد: مشكلات هيجاني در نتيجه عواملي مانند فارغ التحصيل شدن از دانشكده بازنشسته شدن يا مسئوليت هاي جديد شروع شده و مانع ادامه فعاليت مرسوم آنها در ورزش مي شود. چون شركت در ورزش به مثابه نيرويي جهت تكامل شخصيت محسوب مي شود. بنابر اين وقتي ورزشكاران را از آن محروم مي كنند علائم بيماري رواني در آنان ظاهر مي شود. بديهي است كه خطرات رواني در ورزش ممكن است به اندازه خطرات صدمه بدني مهم باشند همه كساني كه نقش رهبري و مسئوليت آموزش و تربيت ورزشكاران را به عهده دارند نمي توانند ظاهرا روانپزشك نيز باشند ولي با وجود اين، چنين افرادي بايد با امكانهاي صدمه هيجاني شركت كنندگان و راههاي پيشنهاد شده جهت پيشگيري و درمان آنها كاملا آشنا باشند. ناكامي و پرخاشگري: ناكامي عبارت است از ايجاد سدهاي ناشكستني و ناگذشتني ميان اميال شديد و هدفهاي مان. ناكامي شدت هاي گوناگون دارد. ناكامي عموما به حالت احساسي اطلاق مي گردد كه به وسيله محروميت، دلسردي و ممانعت دائمي مشخص مي گردد. خشم و پرخاشگري پاسخ هاي شاخص ناكامي هستند و شدت آنها متناسب با شدت ناكامي مي باشد. هر چه اميال و هدف والاتر باشد ناكامي شديدتر و پرخاشگري شديدتر مي شود. ناكامي جزيي الزاما مضر نيست زيرا اگر ناكامي به طور جزيي و با شدت مناسب باشد سبب مبارزه جويي در شخص مي شود. (يعني دوباره كار را تكرار مي كنند تا به هدف برسند ) امكان دارد كه ناكامي از تجربيات حاصله از تربيت بدني حاصل شود و از اين رو توجه تعليم دهنده به اين مسئله معطوف گردد. آنها ممكن است به خاطر نداشتن قدرت كافي در انجام مهارت هاي ورزشي يا برخوردهاي نادرست بوجود آيند و پاسخ به ناكامي ها ممكن است به شكل يك سري رفتار نامعقول اجتماعي تا توسل فرد به عمل برگشت بروز كند. آنها ممكن است به سبب سركوفت و انضباط خشك خانه و مدرسه بوجود آيند. در حالت دوم، افراد ممكن است راه گريزي براي اميال پرخاشگر در بازيهايي مانند فوتبال، هندبال و امثال آنها پيدا كنند. عمل پرخاشگري ممكن است در بعضي محافل ناپسند باشد در صورتي كه امكان دارد عملا به موفقيت در ورزش منتهي شود. بسياري از پسراني كه در دوران جواني مشكلات و مسائل انضباطي داشته اند با فراهم نمودن فرصت هايي براي اظهار پرخاشگري از طريق ورزش، كمك شده اند. خصومت هايي كه به خاطر فقر و فلاكت، مشكلات زبان و سركوفت تمايلات جنسي بوجود مي آيند بايد به طريقي كه تكاملي و هدفدار هستند و مغاير با اجتماع و هدف خود فرد نيست ابراز گردند. برنامه هاي ورزشي و تفريحي مناسب و سالم تحت يك رهبري خوب ممكن است يك نگرش ذهني سالمتر و فكري تقريبا عاري از دشمني و عداوت را فراهم كند. اگر يك مربي بارها با شكست تيمش مواجه شده باشد و به ناكامي رسيده باشد و او بسيار خرده گير و متوقع گردد و خطاها و عيوب بازيكنان را به رخ آنها بكشد سبب مي شود كه بازيكنان يك حالت دفاعي و خصومت آميز در قبال مربي بگيرند و اين عمل ممكن است كه باعث عكس العمل مشابه مربي شود و در نتيجه تنش بالا مي رود و اين باعث خرابي و انهدام همه كارها و روابط مي شود. در اين ميان به جز در مواردي كه مربي از بازيكنان خوبي برخوردار است، تكيه بر برتري و پيشرفت مداوم و تدريجي بهتر و موءثرتر از توقع و اصرار بيخودي در انجام كارهاي خارق العاده و غيرممكن خواهد بود. گردآوري: معصومه ضراعي برگرفته از كتاب: روانشناسي ورزش، كاربرد مفاهيم رواني در تربيت بدني ومربيگري تاليف: فراست، روبن. ب ترجمه: عليجاني، عيدي