Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780215-44537S1

Date of Document: 1999-05-05

پيوندي عميق و ديرينه اصطلاحات موسيقي در ديوان شعرا ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن خود مي گويد: آنچه كه قطعي مي باشد اين است كه انسان از زمانهاي بسيار دور شايد پيش از آنكه به فكر مجسمه سازي و مقبره باشد از نعمات لذت مي برده است و از بانگ حيوانات و چهچهه مرغان تقليد مي كرده و بدين وسيله به آواز پي برده است و شايد هم خود پيش از آنكه به سخن درآيد به آواز خواندن پرداخته است. در مملكت ما همواره پيوندي ناگسستني ميان ادب و هنر بخصوص ادب و موسيقي وجود داشته است، پيوندي عميق و ديرينه، به گونه اي كه به جرات مي توان گفت ديوان هيچ شاعري از نام آلات و اصطلاحات موسيقي خالي نيست. شعراي ما همواره از موسيقي سود جسته اند حتي اگر به طور مستقيم از آن الهام نگرفته باشند ولي تحت تاثير اين هنر والا بوده اند و حتي برخي از ايشان دستي در اين هنر داشته اند. زاري زير و اين مدار شگفت گر ز دشت اندر آورد نخجير رودكي رودكي خود شاعري است كه موسيقي را هنري ارزشمند و موءثر مي داند و آن را زباني گويا مي شمرد: آن زبان آور و زبانش نه سخن عاشقان كند تفسير گاه ديوانه را كند هوشيار گه به هشيار برنهد زنجير جاي جاي دواوين گرانقدر هنرمندانمان با نام سازها، پرده ها، الحان... و اصطلاحات موسيقيايي زينت يافته است، پس سزاوارتر آن است كه اگر از هر كدام از اين دو فن سخني به ميان آيد ديگري نيز ناديده گرفته نشود. در بررسي هاي تاريخي كه در مورد موسيقي انجام مي گيرد شايد يكي از بهترين و معتبرترين منابع آثار ادبي باشند زيرا مي توان گفت كمتر از كتب و آثار تاريخي دچار تحريف شده است. همچنين بايد اين نكته مهم را در نظر داشت كه ادبيات كم و بيش درباره تمام مسائل متعلق به هر دوره سخن گفته است. در تحقيقاتي كه در مورد شعرا صورت گرفته است همواره سعي بر آن بوده است كه نكات بيشتري از زندگاني آنها بخصوص زندگاني هنري و ادبي آنها روشن شود. رودكي شاعر بلندآوازه عهد سامانيان نيز از اين امر جدا نيست عهد سامانيان در تربيت تاريخي خاندانها بعد از صفاريان و قبل از غزنويان قرار گرفته است. پس از پايه گذاري توسط نوادگان سامان خدا مدت 110 سال در ايران فرمانروايي كردند. از موسيقي اين دوره مدارك زيادي در دست نيست ولي از نوشته ها و مطالب باقي مانده چنين برمي آيد كه موسيقي در دربارهاي اين عصر رواج داشته است و شايد بتوان گفت يكي از واجبات ايشان بوده است. معمولا مداحان و شعراي درباري اشعار خود را با موسيقي همراه مي كرده اند. خالقي در كتاب موسيقي ايران خود مي نويسد: رودكي شاعر بزرگ پارسي گوي و پدر شعر پارسي خود نه تنها يكي از شعراي بزرگ دربار ساماني بوده است بلكه وي نيز يكي از رامشگران معروف آن عصر بوده است كه چنگ و عود مي نواخت. همچنين در مجله موزيك ايران در مقاله اي تحت عنوان موسيقي دانان مشهور ايراني چنين آمده است: شايد يكي از مهمترين و معتبرترين مدارك موسيقي اين دوره وجود رودكي باشد. وي در خوانندگي (علاوه بر نوازندگي ) چنان مهارتي داشت كه شعر و نواي او امير نصربن احمد ساماني را به گونه اي به وجد مي آورد كه موزه در پاي ناكرده از هرات برمي نشيند و به جانب بخارا روان مي شود. با مطالعه ديوان اين شاعر به ابيات بسياري برمي خوريم كه اصطلاحات موسيقيايي را در خود جاي داده است به عنوان شاهد، بيتهايي را از ديوان اين هنرمند بزرگ نقل مي كنيم: گزين و باده مي خور به بانگ زير كز دشت سار ناله و از باغ عندليب چون لطيف آيد به گاه نوبهار بانگ رود و بانگ كبك و بانگ تر در اغلب موارد بانگ به معناي نغمه، سرود، آهنگ و ترانه به كار رفته است اين اصطلاح در معناي فوق امروز كمتر به كار گرفته مي شود دوستان آن خروش بربط تو خوشتر آيد به گوشم از تكبير بربط عيسي ولونهاي فوادي چنگ مدك نير و ناي چابك جانان بربط ( ب، ب ) سازي است از خانواده آلات موسيقي رشته اي كه در اصطلاح به اين نوع سازها (ذوات الاوتار ) گفته مي شود. بربط داراي كاسه اي گلابي شكل و دسته اي كوتاه است اين ساز را تازيان عود و پارسيان رود گفته اند رودكي در بعضي ابيات از نام بربط و در بعضي ديگر از نام رود استفاده كرده است كه چند نمونه از اين اشعار را ذكر مي كنيم: گوش تو سال و مه به رود و سرود نشنوي نيوه خروشان را ساقي تو بده باده و مطرب تو بزن رود تا مي خورم امروز كه وقت طرب ماست باز توبي رنج باش و جان تو خرم با ني و با رود و بيند فنا روز رود (ر ) همانطور كه قبلا ذكر شد همان بربط يا عود است ولي گاه دو معناي ديگر را نيز دربرمي گيرد اول اينكه رشته سيمي است كه با زه يا فلز ساخته مي شود دوم مطلق به معناي ساز يا هر گونه آلت موسيقي است. رودكي در بيت آخر شاهد حرف از ني به ميان مي آورد، سازي كه همواره مورد توجه شاعران بوده است و هر يك تعبيري زيبا و جداگانه ارائه داده اند. يكي ني را براي طرب يكي براي همدلي و ديگري براي احوالات ملكوتي خواسته است. گاه شاعر در يك قسمت نام چندين ساز را گنجانده است كه بيانگر هنرمندي اوست به چند نمونه از آنها اشاره شد، در ذيل نمونه ديگري را ذكر مي كنيم. آن خرپدرت به دشت خاشاك زدي مامات دف و دورويه چالاك زدي آن بر سر گورها تبارك خواندي وين بر در خانها تبوراك زدي در كتب مربوط به سازها در تعريف تبوراك (ت ب ) چنين آمده است كه تبوراك طبلي كوچك است كه توسط دو چوب نواخته مي شود و گاه آن را با دست نيز مي نوازند. دف (د ) از خانواده آلات ضربي (سازهاي كوبه اي ) يا آلات ايقاعي است كه به آن دايره نيز مي گويند اين ساز از متداولترين آلات ضربي روزگار قديم بوده است كه به دو كف برمي گرفتند و با سر انگشتان و كف دست راست بر پوست آن مي كوفتند! امروز نيز در روستاها و گروه نوازندگان موسيقي هاي سنتي بخصوص در موسيقي آذربايجاني و جشنهاي ملي ايشان متداول است. البته بايد گفت كه تفاوت اندكي ميان دف و دايره وجود دارد و آن اين است كه دف محيطي بزرگتر از دايره دارد و همچنين حلقه هاي فلزي آويز اطراف دف بيشتر از دايره است. دورويه (ر ) كه همان دايره، داريه يا دوروي مي باشد سازي است كه در بالا اندكي در مورد آن توضيح داده شده است. از سياق كلام چنين مي توان استنباط كرد كه اين سازها يعني تبوراك، دورويه و دف سازهايي بوده اند بيشتر نزد عوام مردم استفاده مي شد تا در دربارها و كاخها، زيرا رودكي از آنها با نوعي تحقير ياد مي كند. از جمله سازهاي مورد علاقه درباريان و سلاطين مي توان از چنگ نام برد كه از قراين چنين پيداست كه اين ساز، سازي اشرافي و گرانقيمت بوده است رودكي نيز علاقه و توجهي خاص به اين ساز داشته است. چنگ ( چ ) سازي است از خانواده آلات موسيقي رشته اي كه ستوني دارد كه سيمها به دو طرف آن بسته مي شود كه معمولا اين ستون سيم گير داراي اشكال متفاوتي مي باشد كه اين ستون به خاطر انحناء و شكل خاصي كه دارد همواره مورد توجه شاعران بوده است. سيمها توسط انگشتان دو دست نواخته مي شود. گويا رودكي علاوه بر عود در نواختن چنگ نيز مهارت داشته است. رودكي چنگ برگرفت نواخت باده انداز كو سرود انداخت بگرفت به چنگ، چنگ و بنشست بنواخت به نشست چنگ را مشت مي لعل پيش آر و پيش من آي به يكدست جام و به يكدست چنگ در ديوان رودكي با ساز ديگري آشنا مي شويم به نام شاهرود. فاخته بر سرو شاهرود برآورد زخمه فروهشت زندواف به طنبور اين ساز را شهرود نيز گويند عده اي آن را شبيه به ني دانسته اند كه روميان دارند و در بزم و رزم بنوازند. ليكن فرهنگ جهانگيري، برهان قاطع و انجمن آرا در وصف اين تار چنين نوشته اند: تاري است كه بر سازها بندند و در مقابل تار زير قرار گيرد به آن تار بم نيز گفته مي شود. قابل ذكر است كه عده اي آن را رود بزرگ در نظر گرفته اند. در بيت بالا از كلمات زخمه و طنبور استفاده شده است كه توضيح مختصري در مورد اين دو كلمه داده مي شود. زخمه، آلتي است كه از چوب، فلز، كائوچو ويا دم پر پرندگان بزرگ ساخته مي شود و آن مضراب نيز گويند كه براي نواختن سازهاي زهي استفاده مي شود. طنبور (ط ب ) يا (ط ب ) يكي از ذوات الاوتاراست كه به آن دنبره، طنبوره، و يا دو تا گفته اند. سازي است شبيه به كمانچه امروزي كه داراي دو تار بوده است كه امروز تعداد اين تارها تا شش عدد رسيده است. از اشعار و اصطلاحات ديگر اين ديوان كه مربوط به اين بحث مي باشد به صورت مختصر ياد مي شود. خنياگر (نوازنده ) به خنيا گري نغز آورد روي كه چيزي كه دل خوش كند آن بگوي رامشگر (نوازنده ) يكي بزم خرم بياراستند مي و رود و رامشگران خواستند ماورالنهر (از انواع موسيقي كهن كه امروز اثري از آن نمانده است ) وگر پهلواني نداني زبان ور ز رود ماورالنهردان سماع ( آواز، صوت دل انگيز و شادي آور ) سماع و باده گلگون و لعبتان چو ماه اگر فرشته ببيند درافتد در چاه كوس (طبل بزرگ، دهل كلان ) علم ابرو تندر بود كوس او كمان آينده شود ژاله قير تبر از بس كه زد بر دشمن كوس سرخ شد همچو لالكان خروس لحن (اجتماع اصواتي مطبوع كه با زير و بمي خاص و ترتيبي معين در پي يكديگر قرار گرفته اند، ملودي ) صلصل به سرومن بر، با نغمه كهن بلبل به شاخ گل بر، بالحنك غريب خلاصه بحث آنكه رودكي شاعري بوده است آشنا و همدم با موسيقي كه اصطلاحات موسيقيايي فراوان ديوانش شاهد اين مدعاست. كليه اصطلاحات موسيقيايي ديوان رودكي به صورت فهرست: - 1 آوا- 2 بانگ - 3 بربط- 4 تبوراك - 5 چنگ - 6 خنياگر- 7 دف - 8 دورويه - 9 رامشگر- 10 رود- 11 زخمه - 12 زير- 13 سرود- 14 سماع - 15 شاهرود- 16 طنبور- 17 كوس - 18 لحن - 19 ماورالنهر- 20 مطرب- 21 ناي - 22 نغمه - 23 نوا. سهيلا حقيقي آذر