Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780214-44530S2

Date of Document: 1999-05-04

عبور از بحران ( ) 6 به قلم: آيت الله هاشمي رفسنجاني شنبه 29 فروردين .. ساعت شش بعد از ظهر آقاي مهندس [مهدي ] بازرگان آمد. درباره اختلافات جاري و مشكلات موجود و جنگ و صلح و خيلي چيزهاي ديگر، يك ساعت مذاكره كرديم. به ايشان گفتم تا ما قدرت تصميم گيري و انتصاب داشتيم، سعي كرديم، آقايان را در صحنه داشته باشيم، حتي بعد از استعفاي ايشان و تجديد شوراي انقلاب ولي بعد از تشكيل مجلس، ما ديگر تصميم گير نبوديم و نيروهاي تندتر خط امام، حاضر نبودند كه محافظه كاري كنند و ليبرالها را در پستهاي كليدي بپذيرند و فعلا تنها دوره دولت انقلابي خط امامي هاست. نهادهاي انقلابي و مجلس و شوراي قضايي و حزبالله حكومت ليبرالها را تحمل نمي كنند. بهتر است آقايان اگر حسن نيت دارند، دست از تضعيف بردارند و همكاري كنند. ايشان گفتند كه نهضت آزادي در صدد اسقاط دولت و تشكيل دولت نيست، ولي من گفتم آقاي بني صدر در صدد است و شما از ايشان حمايت مي كنيد و ايشان جوابي نداشتند كه بدهند. يكشنبه 30 فروردين ساعت هفت صبح در جلسه هيات رئيسه شركت هشت كردم دقيقه دير رسيدم و هشتاد تومان جريمه شدم. علت تاخير اين است كه بچه ها را همراه مي برم و به مدرسه و به محل كارشان مي رسانم و چاره اي هم نيست. نمي شود با ماشين مستقل بروند و امنيت هم ندارند كه هميشه با وسائل نقليه عمومي بروند. بچه ها هم گرفتار مشكلات من شده اند... سپس، در شوراي [مركزي ] حزب جمهوري اسلامي شركت بحث كردم، درباره دولتي كردن تجارت خارجي بود كه فقط مهندس طاهري موافق نبود. شب، در جلسه مشترك مسئولان اجرايي و نمايندگان حزب شركت كردم. دستور جلسه، انتقاد از حزب و روزنامه بود كه تقريبا تمام انتقادات وارد بود و همه حاكي از ضعف تشكيلات و عدم انسجام و انضباط حزبي بود. آقاي بهشتي قدري دفاع كردند و من هم انتقادها را پذيرفتم، ولي گفتم اكثريت حضار، به وظايف حزبي عمل نمي كنند و فقط توقعات از ما چند نفر موءسسان حزب است. شب، مهمان آقاي لاهوتي بوديم; از امام و ماها شكايت داشتند كه چرا در جريان حادثه كوچصفهان از ايشان حمايت نشده است. بايد با ايشان صحبت و احساساتش را آرام و تنظيم بچه ها كرد در بحث شركت داشتند. دوشنبه 31 فروردين اول وقت به دفتر حزب جمهوري اسلامي رفتم و از كار گروه كليد قرآن (فيش هايي، كه در تنظيم موضوعات قرآن در زندان تهيه كرده ام ) بازديد كردم. آقاي دعاگو نبود. به بعد موكول شد. حدود صد هزار فيش در زندان در مدت دو سال و نيم نوشته ام كه زمينه كار بزرگ و مادريست براي كساني كه بخواهند درباره قرآن تحقيق كنند، ولي هنوز كار زيادي بايد بشود. پيش از ظهر، كميسيون آئين نامه داشتيم. اعزام دو نفر به بين المجالس در مانيل به مشكل برخورد كرده بود. آقاي [محمد ] خاتمي مايل به رفتن نبود. نفر بعدي هم انتخابش مشكل بود. بعضي ها آقاي محمد منتظري را مي خواستند و بعضي آقاي امامي كاشاني را. جلسه سيزده نفره دوباره تشكيل شد و از آقاي خاتمي خواستم بپذيرند كه مشكل حل شود. خوشبختانه پذيرفتند و مشكل حل شد... آقاي رجايي نخست وزير تلفن كردند و خبر آوردند لايحه بودجه به مجلس را دادند. قرار شد هفته بعد روز سه شنبه وزرا ناهار را در مجلس صرف كنند كه با نمايندگان براي كارهاي شهرستانها تماس داشته باشند. سه شنبه 1 ارديبهشت جلسه علني داشتيم، آقاي رجائي لايحه بودجه را آوردند و مطالب نسبتا خوبي گفتند. حركت هيات مجلس به بين المجالس مانيل به اشكالاتي برخورد كرده بود كه با پيگيري حل شد، با هواپيماي كوچك به دوبي رفتند كه از آنجا به مانيل بروند. بعد از جلسه به دفترم آمدم. خانواده آنجا بودند. خوشحال شدم، با آنها ناهار خوردم و براي لحظاتي حالت دفتر كار، به محيط خانوادگي شبيه شده بود; مراجعه زياد داشتم. آنها هم منتظر سعيد بودند كه آمد و آنها را برد... در جلسه دفتر سياسي حزب شركت كردم. من و آقاي بهشتي تحليلي از وضع موجود و اينكه چه بايد كرد، گفتيم كه ضبط شد... شب در نخست وزيري جلسه داشتيم; آقاي [محمد ] يزدي، گزارشي از كار هيات بررسي اختلاف دادند ومعلوم كمي شد، در جهت محكوم كردن متخلفان كه همان ليبرالهايند، پيشرفت كرده اند; ولي ضعيف. شوراي سرپرستي صدا و سيما براي رفع اختلافات خود، آمده روح بودند اختلاف اين است كه آقاي لاريجاني مدير عامل، مي خواهد با تيم خودش كار كند و كمتر توجه به خواست اكثريت شورا مي كند. تا ساعت دوازده شب، مذاكره داشتيم. به نقطه حل روشني نرسيديم، ولي جو كمي تلطيف شد. آقاي بهشتي از حيله حقوقدانان و يك قاضي براي آزاد كردن روزنامه ميزان ارگان ] نهضت [آزادي از توقيف و شكست توطئه و تعقيب قاضي، صحبت كردند. چهارشنبه 2 ارديبهشت [ساعت ] هشت ونيم صبح ازمنزل بيرون فائزه رفتم را به كلاسش رساندم و به مجلس رفتم. گزارش ها را مطالعه كردم. تيمسار افضلي فرمانده نيروي دريايي تلفن كرد كه كار فوري دارد. آمد ولي كار مهمي نداشت. اطلاع دادكه موءسسه فيات ايتاليا مايل است كه ايران ناسيونال را - كه از انگلستان تغذيه مي شود - از نظر بعضي نيازهاي فني و قطعات، با فيات تغذيه كند وهمچنين كارخانه تراكتورسازي تبريز را; قرار شد با مسئولان صنايع صحبت كند. از قصد تمايل فرماندهان به حذف اداره سياسي ايدئولوژيك ارتش صحبت مي كرد و اينكه حكم اخير امام، مبني بر انتصاب آقاي صفائي به رياست اين اين اداره، توطئه را خنثي كرده، و صحبت از تجديد سازمان ارتش مي كرد و اهداف انحرافي فرماندهان موجود، منجمله آقاي بني صدر در تضعيف عامل ايمان. مدعي بود كه بايد سپاه را مبناي ارتش قرارداد و ارتش را رفته رفته در سپاه منحل كرد. شايد مي خواست مرا گفتم بيازمايد كه در خود ارتش، نيروهاي سالم و مجرب و مسلمان و قابل تربيت فراوان است... عصر، سفيركره شمالي آمد، دعوت نامه رئيس مجلس كره را آورد وخيلي اصرار داشت كه در [ماه ] آوريل يا مي به كره بروم. قول قطعي ندادم... خانم آقاي مطهري به خانه آمد. درباره مصاحبه اي كه بنا است با جرايد درباره سالگرد مرحوم شهيد مطهري داشته باشد، مشورت خانواده كرد مسلمان و جالبي اند. آخر شب نادر، فرزند شهيد [مهدي ] عراقي آمد و درباره توطئه گروهكها و برنامه مقاومت سپاه جوانان محل مطالبي داشت. پاسداري آمد وبراي تهيه فيلمي مستند از جنگ سپاه كمك مي خواست. پنجشنبه 3 ارديبهشت امروز در جلسه، برخورد تندي با آقاي عمادالدين كريمي نماينده نوشهر و آقاي [علي ] گلزاده غفوري داشتم. تقصير از آنها بود ولي من نمي بايست از جا در مي رفتم. خداوند به من كمك كند كه برخودم مسلط باشم و بتوانم از آنها هم عذر خواهي رسمي كنم. آقاي كريمي اخطار قانوني بي موردي دادو مي خواست پنجشنبه را تعطيل كند كه در اين صورت از كاربرد مجلس خيلي كاسته مي شود. آقاي غفوري شعاري صحبت كرد كه من را ناراحت كرد... آقاي [مرتضي ] الويري خبرگير افتادن بقاياي گروه فرقان و ضارب [عبدالرحيم ]آقاي رباني شيراز و اعتراف آنها را داد... عفت وجمعي از خانمهاي دوستش، امروز براي ملاقات خانم امام رفته بودند ولي به خاطر ازدحام زياد مردم در كوچه و خيابانهاي اطراف خانه امام نتوانسته بودند، خودرا به خانه برسانند و در منزل آقاي دعاگو اتراق كرده و برگشته بودند. جمعه 4 ارديبهشت ساعت هشت صبح آقايان دكتر وحيد، الشريف و مهندس حاتمي به منزل آمدند و از هر دري سخني داشتند. از اشتباه در عدم تجويز رياست جمهوري براي روحانيت گفتند كه منجر به رياست جمهوري بني صدر گرديده و فتوكپي نامه اي را ارائه دادند كه قبل از انتخابات رياست جمهوري به امام نوشته بودند و درموردمنع انتخاب روحانيت، اعلام خطر كرده اسم بودند من و آقاي خامنه اي و آقاي رباني شيرازي را براي رياست جمهوري برده بودند. نامه جالبي است. امروز اعلام خطرشان معني و مصداق پيدا كرده مهندس است حاتمي پيشنهادكانديد كردن الشريف براي انتخاب ميان دوره اي اصفهان را داد ولي الشريف و دكتر وحيد موافق نبودند. آقاي دكتر وحيد، متاسفانه مريض و افسرده است. گويا هنگام شروع جنگ عراق و ايران در عربستان سعودي بوده و رگبار تبليغات آنجا ايشان را دچار مرض افسردگي كرده است. درباره جذب آقاي رباني شيرازي اصرار داشتند و مي گفتند دكتر [مظفر ] بقائي بازنشسته سياسي شده و به درد نسل امروز نمي خورد. الشريف و حاتمي از حزب زحمتكشان هستند...