Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780214-44525S3

Date of Document: 1999-05-04

نشانگرهاي رفتار و شخصيت متعادل فرد متعادل به راحتي مي تواند خود را مسخره و نيشخند كند زيرا به اشتباهات و ناشي گري هاي خويش واقف است شايد بتوان گفت كه تعادل پسنديده يا رفتار متعادل، رفتاري است كه تمايلات صاحب خود را كاملا برآورده سازد. اين تعريف از نظر تعديل نيازهاي جسمي صادق است و مثلا حالات گرسنگي، تشنگي وخفگي را تنها با خوراك و نوشابه و تنفس مي توان برطرف نمود. ولي از طرف ديگر تعديل حالات وانگيزه هاي ظريف رواني را نمي توان به آساني بيان نمود. نمونه بارز اين وضعيت رفتارهاي چاپلوسانه و نوازشگرانه اي است كه سزارهاي روم از طرف درباريان و معشوقه هاي خود دريافت مي داشتند تا تمايلات و اميال خود را ارضاء نمايند، غافل از اين كه اين افراد را تنها سركوب دشمنان و رقيبان است كه خوشنود و قانع مي سازد. تاريخ بر اين مدعا گواهي مي دهدكه ارضاء كامل تمايلات سزارهاي روم، آنها را مردماني دلمرده و بي شخصيت بارآورده بود. همان طور كه گفته شد چنانچه رفتار متعادل را در ارضاء كامل تمايلات بدانيم به مواردي برمي خوريم كه ارضاء نامحدود يك خواسته با از دست دادن خواسته هاي ديگر همراه مي شود. مثلا شخصي كه از لذت گرماي مطبوع حمام برخوردار است از لذت بازي گلف محروم است وآن كس كه در استخر به شنا مشغول است فرصت كسب درآمدهاي مادي را از دست مي دهد. به طور خلاصه كسي كه برآوردن يكي از اميال خود را به بهاي از دست دادن ساير تمايلات خود مي داند كسي است كه بيش از همه احتياج به كمك دارد. از اين رو بايد گفت: رفتار متعادل رفتاري است كه امكان برآوردن تمامي انگيزه هاي فرد را به صورت يكپارچه فراهم مي سازد. از طرف ديگر نبايد محيط اجتماعي فرد را از نظر دور داشت. اجتماعي كه افراد آن داراي شخصيت ها، انگيزه ها ومكانيزم هاي مختلف تعادل شخصيت مي باشد. درچنين اجتماعي هرگاه انگيزه هاي دروني فرد بتواند بدون ناچيز شمردن يا مبالغه كردن هر يك از انگيزه هاي فرد يا ديگران برآورده شود مي توان گفت كه تعادل پسنديده وجود دارد. به عبارت ديگر مي توان گفت تعادل پسنديده يا رفتار متعادل آن است كه بتواند تمامي انگيزه هاي اجتماعي، مادي و عواطف عالي انساني را از طريق رفتاري پسنديده در جهان واقعيات برآورده سازد. ساز وكار يك شخصيت متعادل ومطلوب افراد بالغ در برخورد با مسائل شخصي خود همان روش واقعگرانه اي را كه در حل مشكلات غيرشخصي خوددارند به كار مي برند، اعمال مي نمايند. ابتدا مساله را به صورت واقع بينانه اي در نظر گرفته و تمامي جوانب آن را مطالعه مي كنند. سپس به ارزيابي اهميت هر يك از جزئيات موضوع و روابط دروني آن ها مي پردازند، آن گاه براي اطمينان، مساله را از ديدگاه شخص ثالثي مورد توجه قرار مي دهند. بالاخره راه هاي مختلفي را كه به آن هدف منتهي مي شود در نظر گرفته و به بررسي نتايج آني و دراز مدتي كه هريك از آن طرق به دست مي دهند مي پردازند. در نهايت بهترين روش انجام كار را با در نظر گرفتن مشكلات پيش بيني نشده اي كه ممكن است در عمل پيش آيد، انتخاب مي كنند و با تمام قوا به انجام آن مي پردازند. چنانچه عليرغم تمام اين پيش بيني ها موفقيتي به دست نيامد و با شكست مواجه شدند خود را سرزنش نمي كنند چون مي توانند صادقانه بگويند كه در اين راه تمام كوشش خود را به عمل آورده اند. تحليل چنين حالتي با معيارهايي كه قبلا در مورد رفتار كودكانه وناپخته گروه مورد آزمايش به كار گرفته شد نشان مي دهدكه عكس العمل گروه اخير (افراد بالغ ) واقع گرايانه بوده است. فردي كه داراي شخصيت متعادل است از آن جا كه بيشتر فعاليت مي كند ممكن است حتي بيشتر از آن كس كه شخصيت ناپايدار دارد دچارناكامي شود، ولي در هر شكستي به تصحيح اشتباهات خود و نتيجه گيري مثبت از آن مي پردازد. سپس با قبول اين شكست به ارزيابي مجدد اهداف خود و روش هاي خود پرداخته يا موقتا از آن دست مي كشد و يا شيوه جديدتري را براي مقابله با مشكل خود برمي گزيند. به طور كلي چنين شخصي همواره از آن چه بر او مي گذرد آگاه است و در فكر گول زدن خود نيست. امنيت و اعتماد به نفس چرا شخص به فكر گول زدن خود يا ديگران؟ است چرا بعضي ها از شكست احساس شرمساري مي كنند در حالي كه ديگران در عين متاسف بودن از آن، از شكست خود پند گرفته و آن را به فراموشي؟ مي سپارند چرا بعضي ها با اصرار تمام در صدد مخفي كردن ترس خود هستند در حالي كه ديگران دربحراني ترين شرايط به راحتي از آن مي گذرند و با تمام قوا با آن مردانه مقابله؟ مي كنند جواب اين چراها در اختلافي است كه بين رفتارهاي عاطفي يك فرد متعادل و يك فرد نامتعادل در برخورد با محيط و شخص خود وجود دارد. افراد نامتعادل با آن كه ممكن است در رفاه بوده و از استعداد كافي نيز برخوردار باشند همواره احساس ناامني و حقارت مي نمايند. چگونه به تعادل شخصيت خود؟ بيفزائيم روان شناسان صرفنظر از آن چه براي بيماران خود تجويز مي كنند، همگي معتقدند كه اصول زير مي تواند راهنماي يك زندگي خوب باشد: - 1 سلامت جسم از آن جا كه تعادل شخصيت بستگي به سلامت جسم دارد، فرد بايد همواره با پزشك خود در تماس باشد زيرا بسياري از ناراحتي هاي فكري رابطه مستقيمي با نارسائي هاي بدني و اختلالات غدد داخلي دارند. - 2 كارايي فردي يكي از عوامل مهم در تامين تعادل شخصيت احساس و رضايت خاطر و تكامل فرد است كه بر اثر انجام كارهاي بزرگ وموفقيت آميز حاصل همواره مي گردد سعي كنيد كاري را كه از نظر اجتماعي مفيد و از نظر شخصي مورد علاقه شماست انتخاب و با برنامه ريزي آن را انجام دهيد. - 3 استراحت و سرگرمي اين دو عامل به دلايل گوناگون از اهميت ويژه اي برخوردار هستند كه نه تنها سلامت جسم را تامين مي كنند بلكه فرصت رشدافكار مزاحم را هم از بين مي برند. سرگرمي ها باعث رضايت خاطر و فراموش كردن خستگي هاي كار روزانه مي شوند. - 4 اجتماعي بودن فعاليت هاي اجتماعي نيز اهميتي مانند فعاليت هاي فردي دارند. فرد در اجتماع نگراني هاي خويش را فراموش مي كندو از شادي جمع احساس لذت مي نمايد. - 5 انتخاب هم راز و هم صحبت يكي از موءثرترين شيوه هاي تسكين آلام فرد صحبت كردن راجع به آن با كسي است كه محرم راز فرد باشد. وقتي مشكلي با دوستي مطرح مي شود نهايت سعي به عمل مي آيد كه واقعيت مساله گفته شود. نقشي كه اين محرمان راز دارند منحصر به پزشك، روانپزشك و روانشناس نمي شود بلكه والدين، همسران، روحانيون، معلمان ودوستان نيز مي توانند نقشي مشابه داشته باشند. - 6 برنامه ريزي و حل مشكلات اكثرا تلاش هاي طاقت فرسا و اقدامات عجولانه دست يابي به راه حل مشكلات را پيچيده تر مي كند. تنها انتخاب يك راه حل تصادفي دردي را دوا نمي كند بلكه بايد از عقل سليم نيز كمك و ياري جست. - 7 واقع گرايي فرد واقع بين به جاي پيروي از اميال خود، با چشم باز به واقعيات مي نگرد و با شناخت محيط خود، از زندگي بهره مند مي شود. چنين فردي با توجهي كه به انگيزه ها و احساسات ديگران نشان مي دهد به راحتي مسائل جزئي را برطرف نموده و همكاري افراد را براي مقابله با مشكلات بزرگتر جلب مي نمايد. - 8 پيروي از عقل افراد متعادل سعي مي كنند نسبت به خود و محيط خود واقعگرا چنين باشند افرادي با ارزيابي صحيح استعدادهاي خود مشاغلي را انتخاب مي كنند كه واقعا توان انجام موفقيت آميز آن را داشته باشند. انتخاب آن ها نه آن قدر بالا و دست نيافتني است كه مايوس شوند و نه آن قدر پست و حقير است كه لذت پويايي و تلاش را از آن ها سلب كند. به معني كامل كلمه واقعگرا بوده و سعي در پنهان كردن كمبودها و ناكامي هاي خود نمي نمايند. - 9 سهل گيري فرد متعادل به راحتي مي تواند خود را مسخره و نيشخند كند زيرا به اشتباهات و ناشي گري هاي خويش واقف است. هراندازه كه بلوغ فكري والاتر باشد فرد كمتر ديگران را تحقير مي كند زيرا به خوبي آگاه است كه خود نيز دست كمي از ديگران ندارد. - 10 حال نگري فرد متعادل مسايل را آن چنان كه هستند در نظر مي گيرد. با هر پيش آمدي خود را تطبيق داده و با تمام قوا به مقابله با آن نگران برمي خيزد آينده بودن و تاسف گذشته را خوردن نه تنها مشكلي را حل نمي كند بلكه بر ناملايمات نيز مي افزايد. بايد از گذشته عبرت گرفت و براساس مشكلات موجود براي آينده برنامه ريزي كرد. ترجمه از سيدحسين رفيعي پور علوي