Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780213-44522S2

Date of Document: 1999-05-03

به كجا چنين؟ شتابان تيراندازي بانوان دچار سير نزولي شده؟ است گروه ورزشي: كمتر از دو سال با المپيك سيدني فاصله داريم. هزاران ورزشكار از صدها كشور براي تثبيت حضورشان در سيدني و رسيدن به صدها مدال رنگارنگ در تلاشند. در ميان اين تلاش جهاني، سهم بانوان ورزشكار ايراني در المپيك، تا اين زمان فقط احتمال حضور يك يا دو تيرانداز است. بدست آوردن رتبه هاي اول تا سوم در مسابقات آسيايي (شهريور) 78 مي تواند سه تيرانداز (يك تيم كامل ) را مستقيما راهي سيدني كند ولي تعطيلي پنج ماهه تمرينات تيم ملي و مشكلات گفته و ناگفته اين تيم، به اين خواسته رنگ روءيا داده است. وقتي كه مربي و ورزشكار به ثبات خود اطمينان ندارند، وقتي كه تيراندازان سلاح اختصاصي ندارند و كل موجودي پايتخت 3 اسلحه از رده خارج شده است وقتي اردوهاي شبانه روزي كوچكترين امكانات تفريحي ندارند و تجهيزات تيم دو هفته قبل ازمسابقه بدست ورزشكار مي رسد، وقتي كه تيرانداز درگير مسائل حاشيه اي شده است و ازآينده خود بيمناك است، سبد مدالهايمان در سيدني هم وزن تايلند خواهد بود. تا دو سال ديگر در سيدني، صدها حادثه مي تواند وضعيت ورزش ايران را متحول كند. شايد دست اندركاران فعلي نخواهند يا نتوانند تا آن زمان موقعيت خود را حفظ كنند ولي آنچه مسلم است اين است كه تيراندازان، مربيان و مسئولين رده هاي مختلف در برابر جامعه ورزش اين كشور تعهداتي دارند كه يكي از آنها افزايش سهميه ايران در المپيك است. كارنامه هشت ساله تيراندازي نه درخشان است و نه تاريك ولي نكته چشم گير كه براي هر كم تجربه و بي تجربه اي قابل لمس است پس رفت تيم در 2 سال گذشته است. دليل اين جا ماندن هر چه كه باشد، در ماهيت نتيجه تغييري نمي دهد. در جايي كه تنها چند تيرانداز نماينده ورزش يك ملت هستند، كسب نتيجه خوب نشان دهنده حس وظيفه شناسي و تعهد نسبت به اعتبار يك ملت است ملتي كه ورزشكارانش به دليل پوشش برتر پيشتر در مركز توجه و تجزيه و تحليل هستند. فائزه هاشمي كه به گمان عده زيادي طلايه دار ورزش بانوان است، خطاب به ورزشكاران اعزامي تايلند مي گويد: شما بايد سفيران خوبي براي جمهوري اسلامي باشيد، اگر مقام نياورديد مهم نيست. بايد براي تبليغ حجاب و اسلام نمونه خوبي باشيد. ناگفته مي دانيم زن ورزشكار ايراني سفير شايسته اي براي ايران و جهان اسلام است ولي ايستادن در پائين ترين نقطه رده بندي نشان مي دهد كه نماينده شايسته اي براي ورزش ايران نيست. وظيفه تمام دست اندركاران تيراندازي سنگين هم است بايد تيم فعلي را در بيرون از مرزها مطرح كنند و هم براي سالهاي آينده تيرانداز تربيت كنند. اما مقطعي فكر كردن گاهي مقطعي هم جواب نمي دهد. تيم فعلي در بازيهاي آسيايي به هيچ جا نرسيده و براي المپيك سيدني هم راه فراخي پيش رو ندارد. استعداد ورزشكاران ايراني نقابي شده است براي ناديده گرفتن تيمي كاستي ها كه روي جوانها سرمايه گذاري نمي كند، تضميني براي پيشرفت و نتيجه گيري براي ده سال آينده ندارد. اگر جوانان بي تجربه امروزهم به عنوان تيم دوم پوشش داده شوند و به اردوهاي مفيد و سفرهاي خارجي راه پيدا كنند به زودي مي توانند در تركيب اصلي جا بگيرند و شايد به مدال هم برسند. از 12 جوان تازه كاري كه به كاروان تيم ملي پيوستند فقط يك نفر پس از پشت سرگذاشتن مراحل پر اضطراب در تركيب اصلي قرار گرفت و امتياز ورودي به المپيك را هم بدست آورد. پس چرا به جوانانمان اطمينان ؟ نمي كنيم چرا رابطه را به جاي ضابطه؟ نشانده ايم با بودجه اي كه فدراسيون آلمان پس از ارزيابي كارايي تيم ايران براي بورسيه دو ساله يك تيرانداز، پيشنهاد داده است، مي توان از مربي آلماني براي رهبري تيم در ايران دعوت كرد يا با قراردادن اسلحه و مهمات مرغوب - نه فشنگهاي سال - 1343 در اختيار تيم و مربي داخلي تمام اعضاي تيم را در موقعيت پيش آمده كه حاصل تلاش گروهي آنها بوده است، سهيم كرد. فدراسيون آلمان اين بودجه را با توجه به استعداد و توانايي هاي بالقوه و بالفعل چند نفر از تيراندازان هزينه كرده است، آيا قراردادن تمام آن در اختيار يك فرد و محروم كردن سايرين مخصوصا جوانترها از اين موقعيت انصاف؟ است اگر اين فرد به مدال جهاني هم دست پيدا كند بازهم دردي از مقام متزلزل تيمي ايران درمان نخواهد شد. بار ديگر از خود بپرسيم; هدف واقعي از ورزش قهرماني و اعزام برون مرزي؟ چيست