Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780212-44508S1

Date of Document: 1999-05-02

برداشتهاي فردي و ذهني غلط، استقلال را به بي راهه برد دلايل شكست استقلال در جام قهرماني باشگاههاي آسيا گروه ورزشي: فوتبال با ايجاد چشم اندازي پيچيده، با وجود اين كه قواعد ساده و عامه فهمي دارد، تاكيدي نمادين بر اين مطلب است كه بهترين و ماهرترين افراد مي توانند در بازي برنده شوند و اين كه مديريت، آموزش، تكنيك و كمي شانس مي تواند پيروزي بيافرينند و بالاتر از همه اينكه قواعد بازي براي همگان يكسان است. از اين زاويه فوتبال، مدرسه دموكراسي و مساوات طلبي هم است زمين فوتبال عرصه هنرنمايي بازيكناني است كه در فنون فوتبال نسبت به بقيه برتريهايي محسوس دارند. آنها در واقع هنرمندان و يا نوازندگان اركستر بزرگ و جهان فريال امروزند. ذات فوتبال، انسان هاي باهوش و با استعداد را به جامعه معرفي مي كند و در ميداني با نيرو وعده برابر به مقابله مي فرستد، امروز در فوتبال ما عدالت برقرار نيست. ثروت، پول و سرمايه هاي بي رويه بر آن حاكم شده است. حتي در فوتبال آماتور و نيمه آماتور نيز مقابله و مبارزه برابر رنگ باخته است. مثل آن مي ماند كه دو گلادياتور را به ميدان بفرستيم، يكي با تجهيزات و سلاحهاي مختلف و يكي با دست خالي، بدون زره و كلاه خود. در همين فوتبال خودمان كه مانند پاندول ساعت سرگردان و در نوسان است تبعيض بيداد مي كند، مديريت غلط اعمال مي شود و نحوه صحيح تيمداري گم شده است. مسئله اي كه شامل استقلال هم شد تا به راحتي قهرماني در آسيا از دست برود. فوتبال تدوين يافته كه پشتوانه تاريخي تثبيت شده اي نيز داشته باشد با فوتبال جرقه اي و لحظه اي تفاوت هاي بسياري دارد. تداوم در پيروزيها و كسب مقام در فوتبال نيازمند برنامه ريزي درازمدت و داشتن سيستم مشخص و روشني در بخش كلان است. موفقيتهاي زودگذر ريشه در جامعه ورزشي درخششهاي ندارد فصلي و لحظه اي هرگز در چارچوب منسجم از بين نمي رود و آنچه به فوتبال و موفقيت هويت مي بخشد، شكل و سيستم اداري آن است تيمهايي به موفقيت مي رسند كه توجه كافي به اصول جامعه شناسي ورزشي دارند و داراي سيستم اداري و تدوين برنامه ريزي مشخص هستند. اما متاسفانه استقلال در زمانيكه به مانع و حريفي برخورد كرد كه از مديريت و نوع بازي اصولي و منطقي برخوردار بود دچار نزول و شكست شد و از رسيدن به جام قهرماني باز ماند. در چنين شرايطي نه مي توان شخص مشخصي را متهم كرد يا با بدشانسي، اشتباه ونداشتن امكانات به توجيه عدم موفقيت پرداخت. بايد ريشه يابي دقيق و بدور از حب و بغض داشته باشيم و به حقيقت موجود در ذات آن پي ببريم. شايد ريشه اصلي نرسيدن قهرماني به استقلال، خلع سلاح كردن اين تيم به دست خودش باشد. براي استقلال اصل و هدف چه بود. آيا مسئولان و مربيان اين تيم از ظرفيت جام قهرماني باشگاههاي آسيا بي خبر بودند كه براي رسيدن به اهداف مالي بازيكناني چون پاشازاده، تيموريان، يزداني، منصوريان و... راآسان از دست دادند و بدون جايگزين راهي اين ميدان هاي سخت رسيدن شدند به قله آسيا راهي بسيار طولاني و سخت بود كه خود استقلاليها آن را دشوارتر كردند. اين تيم بدون توجه به نيازهاي يك تيم بين المللي، بازيكنان درجه اول خود را از دست داد كه در اين خصوص در روزهاي آتي به تفصيل خواهيم نوشت. از بعد فني نيز استقلال مشكلات بسياري داشت. رسيدن به يك مرز متعالي و داشتن يك تيم منسجم در درجه نخست نيازمند روح همكاري، هماهنگي و پايين آمدن از سكوي كبر، غرور و برنامه ريزي مشترك است. هيچ فردي بطور انفرادي حاكم مطلق در مسئله اي نيست و قادر نخواهد بود براساس ذهنيت فردي خود با پديده اي بنام فوتبال مقابله متاسفانه كند ناصر حجازي مربي استقلال پس از سه سال زندگي فضاي استقلال را به آنگونه نشناخت و راه راست را گم كرد. در اينكه حجازي يك بازيكن بزرگ بود و در ميان مربيان داخلي در صف اول قرار دارد ترديدي نيست اما ذهنيت منفي او نسبت به بازيكناني كه داراي اسم و يا هوادار مي شوند باعث شد تا او براي خود فضاي ناامني را تداعي كند. شايد مرور اين چند سال مربيگري در استقلال، حجازي را براي آينده در مسيري هموار قرار دهد. منصوريان، قلعه نويي، غلامپور، اختر، اكبريان، غفوريهاي اصل، راستي، مهرانپور، كعبيانپور، رضايي، ملك احمدي و تعدادي ديگر و همچنين اكثر بازيكنان كنوني نيز در اين فضاي ناامن روحي، تواناهايي فني اشان كمرنگ شد. بعضيها رفتند، تعدادي اخراج شدند و بقيه هم در اضطراب ماندند تا شايد استقلال را بر بام آسيا قرار دهند كه متاسفانه در گام آخر به بن بست رسيدند. سيامك قليچ خاني