Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780212-44507S1

Date of Document: 1999-05-02

انتقاد سازنده را تحمل كنيم و مخالف خود را دشمن نپنداريم بدنبال تجربيات گوناگوني كه در درازمدت بزرگان اهل فلسفه و سياست راجع به مردم و حكومت بدست آوردند، اين فكر قوت پيدا كرد كه حكومت براي مردم است نه بر مردم، حكومت صلاحيت و اقتدار خود را از توده افراد كسب مي كند، به اين ترتيب ملت حاكم و حاكمان به عنوان مسئولين اجرايي اراده ملت تعريف مي شوند كه امروز اين ايده در فرهنگ مشترك جوامع مختلف پذيرفته شده است و مسلم است كه اين باور در آغاز تشكيل اجتماعات بشري يا وجود نداشته و يا اگر وجود داشته به اين واضحي نبوده بلكه در طي قرون متمادي به تدريج شكل گرفته و از نسلي به نسل ديگر منتقل شده است. انسانها در عمل و صحنه به اين واقعيت آگاهي پيدا كردند كه حكومت اصل و هدف نيست بلكه ابزاري است كه مي بايست در خدمت تامين سعادت و رفاه جامعه قرار بگيرد و اين مشروعيت و حقانيت امروزه از طرف مخالفان و موافقان نيز مورد تائيد قرار گرفته است. زماني مشروعيت و برحق بودن نظامهاي سياسي جنبه حقيقت پيدا مي كند كه آن نظام سياسي قاطعيت و كارائي خودش را در جهت خواسته ها و اهداف اكثريت تامين كند، يعني برحق بودن مشروعيت يك نظام سياسي زماني واقعا برحق است كه اكثريت توده هاي مردم پشتيبان آن نظام بوده و به اين نتيجه رسيده باشند كه اين نظام و حكومت قادر است به خواسته هاي اكثريت مردم جواب مساعد بدهد و لذا تجارب ارزنده سياسي عملا به نظريه پردازان سياسي اين درس را آموخته است كه زماني حكومت قادر به تداوم است كه جامعه و مردم با ميل و رغبت قوانين و دستورهاي صادر شده از طرف زمامداران را بپذيرند و احساس كنند آنچه حكومت انجام مي دهد در جهت منافع جامعه است، در غير اين صورت واكنشهاي مردم در مقابل حكومت ممكن است گاهي بي حفاظ و آشكار باشد و گاهي نيز پنهان و خاموش كه خاموش و پنهان بودن براي يك نظام خطرناك است و هرچه درجه سختگيري از طرف حكومت كه از افكار عمومي جدا شده سخت تر باشد بر عمق نارضايتي ها و ناخرسندي ها اضافه مي شود و تداوم اين روابط بين مردم و حكومت مقدمه شروع مشكلات و يا اضمحلال حكومتها خواهد بود و رضايت عمومي مردم هنگامي تحقق مي يابد كه اكثريت مردم جامعه چنين تصوري را از حكومت داشته باشند و به اين باور برسند كه تصميمات هيات حاكمه و قدرت حكومت ناشي از اراده خود آنهاست و به درستي آن ايمان بياورند. پس كليه افراد جامعه حتي پائين ترين طبقات اجتماعي و آنها كه در دشوارترين شرايط زندگي مادي بسر مي برند حقوق و امتيازاتي دارند كه دولت با همه قدرت نمي تواند به آن حقوق تجاوز كند. اصولا هر جامعه اي براي ترقي و تعالي نياز به شرايط مساعدي دارد كه از مهمترين شرايط آزادي است. بعضي از دولتها به حكم قدرتشان ميل به اين دارند كه آزادي را محدود كنند و يا تحت نفوذ خود در آورند، بنابراين ضرورت دارد كه قدرت دولتها با وسيله اي مطمئن كنترل شود كه از جمله اين وسائل قانون اساسي و دادرسي در دادگاههاست. بايد بپذيريم كه يكي از علل عقب ماندگي كشورهاي جهان سوم عدم پذيرش انتقاد سازنده است. و همچنين بايد پذيرفت كه حاكميت قانون ايجاد ثبات را بدنبال دارد و جائي كه ثبات وجود داشته باشد توسعه اقتصادي و رفاه را به همراه خواهد داشت و در اين صورت است كه مي توان براي آيندگان برنامه ريزي و پيش بيني هاي لازم كرد. طبيعي است يك ايده و نظر دارايي يك شخص نيست كه تنها براي صاحب او ارزشمند باشد بلكه خاموش كردن بيان يك ايده و نظر ضررش به همه بشريت مي رسد، هم به نسل حاضر و هم به آيندگان نظرات افراد ممكن است تماما حقيقت داشته باشد يا بخشي از آن حقيقت داشته باشد يا تماما نادرست باشد اما گفتگو حتي درباره موضوعي كه كلا خطا و نادرست است مي تواند به شناساندن بهتر حقيقت به ما كمك كند. بايد بپذيريم كه تا اختلاف نظر نباشد تكامل وجود ندارد و كشور يكدست پيشرفت ندارد. بايد سليقه هاي مختلف را كه مخرب نباشد بپذيريم و انتقاد سازنده را تحمل كنيم و مخالف خود را دشمن خود نپنداريم. بايد بپذيريم كه كشور با ثباتي مثل ايران با طرح و بيان چند ايده دچار مشكل نمي شود بلكه باعث شكوفائي افكار همگان بوده و مردم با شناخت بهتر حقيقت بيش از پيش و با ميل و رغبت در برنامه هاي حال و آينده دولت مشاركت خواهند نمود. اينك وظيفه آحاد ملت خداجو - مومن - صبور و انقلابي اين است كه با توجه به آيه شريفه قرآن كه مي فرمايد اطعيوالله و... ضمن تبعيت از مقام معظم رهبري يار و ياور معظم له بوده و دولت خدمتگزار جناب آقاي خاتمي را كه دچار مشكل مالي است ياري نموده و بيش از گذشته براي سربلندي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران گامهاي مفيد و سودمند برداريم. محمود