Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780212-44501S1

Date of Document: 1999-05-02

تغيير نقش و مشكلات اشتغال زنان اشتغال زنان و فشارهاي ناشي از نقشهاي متعدد (بخش پاياني ) از نظر جامعه شناسان فونكسيوناليست، تنها نقش اساسي زنان در جامعه برآوردن نيازهاي جنسي مردان و فرزندزايي است ونبايدتغييري در اين نقشها ايجاد گردد. رابرت لين در كتاب زندگي سياسي مي گويد: مشاركت زنان در امور سياسي، يا هر نوع وابستگي خارج از خانه، به معني دزدي از فرصتهاي خانوادگي است. و از نظر تالكوت پارسنز، زنان نبايد در زندگي شغلي از الگوي مردانه پيروي نمايند، و در رقابت مستقيم با مردان طبقه خويش برآيند، زيرا تغيير در فرصتهاي شغلـ -ي وايجاد بـــرابـــري، مـــ -وجب از هم گسيختگي ساخت خانواده خواهد شد. همچنين هر گونه تغيير در نقش زنان خطرات زيادي در پي دارد، و واگذاري نقش به زنان در امور اقتصادي و سياسي، سبب تخريب كاركردهاي كنوني جامعه مي شود. بنابراين، ضعف مشاركت زنان درامور سياسي و اجتماعي و اقتصادي در عصر حاضر را، با اطمينان به اينكه جامعه صاحب زناني مستعد پرورش رهبران وتداوم نسل است، مي پذيريم. اما محدود كردن فعاليتهاي زنان به امور خانه داري و پرورش فرزند وفرزندآوري در حالي كه اينان نيمي از جامعه بشري را تشكيل مي دهند و هر دو بايد براي ايجاد يك جامعه فعال و سالم همكاري كنند قابل قبول به نظر نمي رسد. زنان زماني وظايف مادري و همسري و مستحكم كردن پايه هاي خانواده را به خوبي انجام مي دهند كه رشد اخلاقي و آگاهي و معرفت علمي يافته باشند و اين جز با مشاركت اجتماعي - اقتصادي زنان ميسر نخواهد شد. * مشكلات زنان درزمينه اشتغال مقايسه آمار فعاليتهاي شغلي، آموزشي ومديريتي بين زنان ومردان حاكي از نابرابري شديد بين آنان است. پايين بودن درصد اشتغال زنان نسبت به عدم مردان، حضور زنان درشاخه هاي مختلف فعاليت و تجمع آنها در مشاغل معلمي و پزشكي، عدم حضور زنان در رديف مديران عالي رتبه اداري، كارفرمايان و مشاغل بالاي اداري، حاكي از اين نابرابري است. حال آن كه درصد زنان با تحصيلات بالا در مقايسه با مردان كم نيست. در حاليكه حضور زنان در مقامات بالاي مملكتي و مديريتي و قانونگذاري و اجرايي، جهت تصويب سياستگزاريها به نفع جامعه زنان، لازم و ضروري است. * زنان وكار خانگي با آن كه انجام اموركارهاي خانه توسط زنان به انرژي، وقت و زحمت زياد، احتياج دارد، اما اين كارها به صورت غيرمولد ارزيابي مي شوند. و اين مسئله براي زنان شاغل استثماري دوگانه است. زن در نقش مدرن و امروزي خويش كه مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي - اقتصادي و سياسي است، ساعاتي از روز را درخارج از خانه به سر مي برد، اما همان نقش فرهنگي و سنتي سابق در خانه در انتظار اوست، تمامي كارهاي معمول زنان خانه دار غيرشاغل، به علاوه رسيدگي به تحصيل فرزندان، مديريت در خانه و غيره. زنان شاغل ما اغلب خسته اند، خستگي جسمي و روحي. و در مقابل تمامي اين زحمات نه تنها در خانه پاداشي دريافت نمي دارند، بلكه هميشه سرزنش اعضاي خانواده درانتظار آنان است. شوهران ناراضي و فرزندان طلبكار، تنها قاضيان زنان شاغل هستند. زنان در كار خارج از خانه نيز كمتر از مردان فرصت ابراز وجود وموفقيت دارند زيرا: ترك موقتي بازار كار: مسئوليتهاي خانوادگي و به ويژه بچه دار شدن زنان، آنان را به ترك موقت كار مجبور مي كند. مرخصي زايمان كه آن هم ناكافي و محدود است، دوره شيردهي مادران، و يا دست كشيدن از كار براي تربيت فرزندان خردسال، از ادواري است كه زنان را از دنياي كار دور مي كند. و كارفرمايان كمتر گرايش به استفاده از نيروي كار زنان دارند و نيروي كار زنانه را گران مي يابند. اين هزينه ها بيشتر به علت كاركرد مادري زن است. هزينه ايجاد مهدكودك و حمايت از حاملگي و مادري براي كارفرما كه در دوران مرخصي مادر جايگزيني براي او بايد در نظر بگيرد و همچنين اين پيشداوري كه زنان بيش از مردان غيبت غيرموجه و ترك و يا تغيير شغل دارند، سبب مي شود كه تقاضاي كلي جهت زنان كارگر كاهش يابد. تعلق كارخانه به زن به ويژه تربيت فرزندان، حتي وقتي كه زنان بيرون از خانه كار مي كنند چيزي است كه دركشورهاي صنعتي هم ديده مي شود. مردان از زماني كه وارد بازار كار مي شوند معمولا تا هنگام بازنشستگي در نيروي كار باقي مي مانند، در صورتي كه زنان مشاركتشان ناپيوسته وقطعه قطعه است. آنها بارها در طول زندگيشان وارد بازار كار شده و الگوي مشاركتشان تحت تاثير تغييرات زندگيشان مانند وضعيت تاهل تعدادبچه و غيره... است كساني معمولا كه فعاليت اقتصادي منظمي دارند زناني هستند كه يا ازدواج نكرده اند يا بچه ندارند و اغلب در مشاغلي هستند كه تداوم نقش خانه آنهاست مثل تدريس، پرستاري و غيره. نظريات طرفداران حقوق اجتماعي زنان نشان مي دهد كه چگونه موقعيت زنان دربازار كار بخشي از سيستم جامع اجتماعي است كه زن در آن، مقام پايين تري دارد. در بيشتر كشورهاي جهان، هم پيشرفته و هم در حال توسعه، زنان در بعضي از مشاغل بيشتر تمركز دارند: مانند معلمي، مدرسي، پزشكي، دندانپزشكي، اينگونه پرستاري مشاغل، از آنجا كه اگر نيروي انساني در يك بخش متراكم شود نيروي كار ارزان مي شود و رقابت براي كسب آن حرفه بيشتر مي گردد. لذا امكان دست يابي به شغل براي همه زنان موجود نيست و اغلب دچار ياس شده و در خانه مي مانند. * مشكلات عاطفي فرزندان حضور فعال زنان در بازار كار، تا حدي به ارگانيزم بدني و روحي آنان لطمه وارد مي سازد. در اين ميان كودكان وضع اسف بارتري دارند، مادري كه اوقات زيادي از وقت خود را در خارج از خانه مي گذراند بايد فرزند خود را به دست ديگران كه بسپارد، معمولا مهدكودك ها اين وظيفه را به عهده مي گيرند. در اين مهدها، اغلب مربيان آمادگي و آگاهي لازم را براي نگهداري كودكان كسب نكرده اند و حتي به فرض كه چنين نباشد نمي توانند جايگاه عاطفي مادر را براي كودك پر كنند. مسلما عاطفه و محبت مادر نسبت به فرزندش بيش از ديگران بسياري است از امر و نهي ها و نصايح مادران، در پوشش عاطفه آنان نافذ است. اگر مادر فرزندان خود را به كانونهايي كه فاقد اين ويژگي است تحويل دهد، اميدي بر تربيت و رشد مطلوب آنان نيست. ساعتها دوري فرزند از مادر، از ميزان جاذبه آن دو خواهد كاست و در برخي از موارد با طولاني شدن اين مدت احساس غربت و بيگانگي بين آن دو را بيشتر مي كند و چنين كودكاني مسلما آن گونه كه ما مي خواهيم سالم و متعادل رشد نخواهند كرد. تعداد مهدكودك ها براي تمامي كارهايي كه در جامعه توسط زنان انجام مي شود و فرزنداني كوچك دارند، بسيار كم است. تعداد مربيان اين مهدكودك ها اندك است و تعداد زيادي طفل كوچك تنها بدست يك يا دو مربي سپرده مي شوند. معمولا فاصله مهدكودك تا محل كار مادر بسيار زياد است (اين امر در آموزش و پرورش، به جهت آنكه خود من شاهد آن بوده ام، خيلي ديده مي شود ).مادر عملا تا پايان ساعت كار نمي تواند به ديدن فرزندش و حتي شير دادن به نوزادان برود. ساعات كار مهدكودك ها معمولا با ساعت كار مادران هم خواني ندارد (به ويژه مادران دبير ) مادر زماني كه كودك در ساعت مقرر ( معمولا 7 صبح ) تحويل مهدكودك مي دهد اگر فاصله محل كارش دور باشد به هيچ وجه نمي تواند خود را سر ساعت به محل كار برساند. از سرويس هم نمي تواند استفاده كند چون در اين ساعت سرويسها رفته اند. بيشتر مهدكودك ها يك شيفت هستند و حداكثر تا ساعت كودكان 14را نگهداري مي كنندو مادران به هيچ وجه نمي توانند از فاصله هاي دور، سر ساعت مقرر، كودك خود را تحويل بگيرند. چه كسي به فكر اين مشكلات و نهايتا حل آن خواهد؟ بود * مشكلات تحصيلي فرزندان ظاهرا به نظر مي رسد كه فرزندان مادران تحصيلكرده و شاغل به ويژه فرهنگي بايد از نظر تحصيلي مشكلي نداشته باشند، ولي عملا چنين نيست. زيرا مادران شاغل به علت كار زياد در منزل و خارج از منزل، كمتر فرصت رسيدگي به وضعيت تحصيلي فرزندانشان را دارند. معمولا نمي توانند در مجامع عمومي مدارس شركت كنند و فرصت ارتباط با اولياي مدارس فرزندشان را ندارند. * شوهران ناراضي تعارض نقشهاي سنتي و مدرن زنان شاغل، باعث خستگي زياد استرس هاي مداوم و نهايتا افسردگي آنان مي شود. در اين ميان شوهران كه با ديد فرهنگي سنتي به نقش زن و همسر خويش مي نگرند، بيشتر احساس نارضايتي مي كنند. با آنكه شبانه روز براي همه انسانها 24 ساعت است اما اين زنان بايد وقت براي همه كارها داشته باشند. در حالي كه عملا غيرممكن است. بعد مسافت و دوري راه خانه تا محل كار نيز مقدار زيادي از وقت زنهاي شاغل را مي گيرد. اين مشكلات تا زماني كه مردها برنامه ريز و سياستگذار در همه سطوح جامعه هستند وجود خواهد داشت، زيرا تا به طور محسوس و واقعي مشكلي لمس نشود راهكارهايي هم كه ثمر بخش باشد ارائه نخواهد شد. * راهكارها - 1 به گفته رهبرمان: درباره مساله زن حقوق زن رفع ستم از زنان فراهم كردن زمينه هاي مناسب براي زنان كشورمان، لازم است كار فرهنگي بزرگي انجام گيرد. نخست بايد يك تغيير نگرش فرهنگي نسبت به نقش زن در جامعه صورت از گيرد طريق رسانه هاي گروهي، خطبه هاي نماز جمعه، كتابهاي درسي دانشگاهها. - 2 ايجاد اعتقاد و باور جدي به لزوم حضور زنان در صحنه هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي كشور و ضرورت ارتقاء سطح دانش آنان از طريق تعيين اهداف و سياستهاي خاص در برنامه هاي توسعه و الزام اجرايي وزارتخانه ها و سازمانها و نهادهاي فرهنگي و آموزشي. - 3 تعيين اهداف كمي و كيفي براي جذب نيروي متخصص زن و رفع تبعيضات شغلي براي زنان تحصيلكرده و بهره برداري بهينه از استعداد و توانايي هاي زنان. - 4 آموزش مديران و سرپرستان و توجيه و تغيير نگرش آنان نسبت به كارآيي زنان و سپردن پستهاي حساس و سطح بالا به زنان. - 5 ايجاد تشكلهايي در قالب سازمانهاي رسمي و غيررسمي براي بهبود كار و دفاع از حقوق زنان توسط خود زنان. - 6 آگاهي دادن به زنان براي شناخت حقوق خود و تميز بين قوانين، برپايه مسائل حقوقي و اسلامي با مسائل سنتي و تغيير خرافات مطلوب در رفتار، شناخت موقعيت خود چگونگي، بهره برداري بهتر از سازمانها و نهادهاي حمايت كننده از حقوق زنان. - 7 رفع محدوديتها و موانع آموزشي و استخدامي در مورد زنان و تشويق و حمايت زنان موفق و استفاده بيشتر از زنان شايسته در سطوح برنامه ريزي و مديريت. - 8 آموزش ضمن خدمت براي افزايش كارآيي و بالا بردن توان علمي و تخصصي زنان. - 9 بايد محتواي موضوعات آموزشي و تربيتي به شكلي تنظيم شوند كه اذهان كودكان و نوجوانان را درباره نقش زن به درستي شكل دهند و زن علاوه بر نقش ها و قابليت هاي سنتي، عنصري فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و موءثر معرفي شود. - 10 تلويزيون مي تواند نقش بسيار نافذ و موءثري در انتقال ارزشها به جامعه داشته باشد و بهتر است به جاي پرداختن به چهره هاي غيرانتزاعي و غيراسلامي و غيرانساني از زن در فيلمها و سريالهاي خود سيماي واقعي زن مسلمان ايراني را ترسيم كند. - 11 بهتر است در دانشگاهها واحدهايي در زمينه ديدگاههاي اسلامي در مورد زنان، احياي شخصيت زنان، حقوق زنان، نقش زن در توسعه و... اضافه شود. - 12 برگزاري سمينارها و كنفرانس ها و نشست هاي مداوم صاحبنظران پيرامون مسائل زنان و انعكاس نتيجه گيري هاي اين مجامع به مسئولان سياستگذار و اجرايي، صدور بخشنامه هايي به سازمانها و موءسسات دولتي براي حمايت از حضور زنان در جامعه و بكارگيري رسانه هاي گروهي در اين جهت. - 13 از طريق تدوين و اجراي طرح بيمه زنان خانه دار رفع نارسايي هاي حقوق مدني در باب مسائل زنان، ايجاد و تقويت مراكز دولتي ارائه دهنده خدمات روانشناسي و مشورتي به خانواده ها، اصلاح قوانين شغلي و نظارت بر حسن اجراي آنها مانند: (مرخصي هاي زايمان، كار نيمه وقت بانوان با برخورداري از حقوق كامل و مزايا، دادن مرخصي هاي مختلف، ايجاد فرصتهاي شغلي و حرفه اي برابر با مردان، رفع تبعيض در اخذ حقوق و وام، تعيين مستمري براي فرزندان در صورت فوت مادر شاغل، حق اولاد ) ايجاد مراكز مشاوره و تحقيق در باب كاريابي زنان و مسائل و مشكلات ناشي از كار، ايجاد امكانات مناسب براي نگهداري فرزندان. - 14 هر نوع برنامه ريزي و سياستگذاري براي بهينه كردن موقعيت زنان شاغل بايد با فرهنگ مردم به ويژه ارزشهاي اسلامي مطابقت داشته نوآوري ها باشد نبايد در تضاد با فرهنگ و دين ملت باشد. - 15 هدايت و گسترش تحقيقات مربوط به زنان در جهت احياء و اعتلاي ارزشهاي زن مسلمان در جامعه و تاسيس مراكز تحقيقاتي و پژوهشكده هاي تحقيق مسائل زنان در سطح ملي و بين المللي. - 16 تاسيس بانك اطلاعاتي و اطلاع رساني ويژه زنان. صديقه مسعوديان كارشناس ارشد علوم اجتماعي