Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780211-44497S1

Date of Document: 1999-05-01

جلوگيري از خروج فرش توسط مسافر نفعي ندارد شنيده مي شود گويا يكي از نهادهاي دلبسته و نگران صنعت فرش دستباف ايران پيشنهادي به پيشگاه رياست محترم جمهوري تقديم كرده است كه يكي از راهكارهاي بازگشت رونق به اين صنعت را در عدم خروج فرش توسط مسافر ديده است. حال اگر خداي نكرده اين طرح مورد موافقت قرار گيرد چندين ايراد اساسي و حقوقي بر آن وارد مي شود: الف: شايد بتوان گفت از هر يكهزار نفر مسافر تنها يكنفر ممكن است حداكثر تا 12 مترمربع فرش با خود همراه ببرد. اين رقم در برابر حجم صادرات توسط تجار محترم فرش، هيچ مي نمايد و نمي تواند بهانه ركود بازار فرش ايران در خارج از كشور باشد. ب: بهانه ديگر اين است كه چون مسافر ايراني از فرش هيچ شناختي ندارد، لاجرم فرش هاي نامرغوب را به خارج مي برد و باعث سرخوردگي خريداران فرش ايران مي شود. پاسخ اين است كه: چه كسي بهتر از ايراني فرش هاي دستباف ايران را ؟ مي شناسد ايراني اگر فرش آنهم چند مترمربع با خود به خارج از كشور مي برد به 3 دليل است: - 1 ره آورد مي برد تا پيشكش كرده باشد به دختر و پسرش يا برادر و خواهرش كه در خارج از كشور زندگي يا تحصيل مي كنند. - 2 مي برد براي خودش چون نياز دارد زيرا نيمي از خانه و زندگيش به دلايلي در كشور ديگر است. - 3 و سرانجام به ندرت ممكن است يك مسافر ايراني (يا خارجي ) قاليچه اي براي فروش به خارج از كشور ببرد زيرا، يا از او نمي خرند يا مفت مي خرند بنابراين نه سودآور است و نه به زحمت حمل و نقلش مي ارزد. ج - با شناختي كه ايراني از فرش دستباف سرزمينش دارد قطعا نوع مرغوب و خوش بافت آنرا براي خود يا بعنوان سوغات به خانواده اش در آن سوي مرز برمي گزيند و اين مي تواند معرف ارزشمندي اين كالا در نزد خارجيان و مايه تشويق آنان به خريد فرش هاي ايران شود نه ركود آن، اين سودجويانند كه انبوه انبوه فرش هاي نامرغوب را با تسهيلات گمركي به خارج صادر مي كنند نه مسافران. د: آيا از ديدگاه حقوق شرعي، مي توان مانع شد كه مسافر ايراني و تابع كشور ايران يك تخته فرش كه ملك طلق اوست و به هر دليلي در خارج از كشوربراي مدتي اقامت مي كند به همراه خود؟ نبرد ه -: يك مسافر يا جهانگرد خارجي هنگامي كه از ايران خارج مي شود اگر يك تخته قاليچه 3 متري به همراه خود ببرد نه تنها به سود صنعت فرش دستباف ما خواهد بود كه باعث رونق آن نيز مي شود زيرا يا ارز كشور خود را در مبادي ورودي به پول ما تبديل كرده است كه در اين صورت حقوق بانكي و دولتي ما را نقدا پرداخت نموده است و يا با %پرداخت 5 بها و خدمات بانكي هنگام پرداخت ارزي به فروشنده ايراني به سود سيستم بانكي و اقتصاد به شدت نيازمند ارز خارجي ما اقدام كرده است. و - هنگامي كه مي شنويم: كشور فرانسه يا اسپانيا بخشي عظيم از بودجه كشور خود را از طريق درآمدهاي حاصل از توريسم كسب مي كنند، پيداست كه توريست ها تنها به تماشاي اماكن ديدني نمي پردازند، كه خريد هم مي كنند و آنچه خريده اند مي توانند به كشور خود ببرند و اين خريد قطعا ترن و هواپيما نبايد باشد بلكه صنايع دستي را شامل حال مي شود ما چگونه مانع شويم كه توريست خارجي كه با پاي خودش به كشور ما آمده است و از همان ابتدا با هر خريدي كه كرده است ماليات و عوارض و حقوق ملي را نقدا و بدون فوت وقت پرداخته و اگر قاليچه اي هم خريده بگوييم حق عبور آنرا؟ نداري بيماري صنعت فرش دستباف ما دردها و زخم هايي دارد كه قطعا راه درمانش اين نيست. ز - نزديك به دو ميليون نفر (با احتساب خانوار ) از طريق درآمد حاصل از مغازه داري و خرده فروشي فرش در كشور ما زندگي مي كنند يعني قسمت مهمي از شاغلين و ماليات دهندگان كشور. با كاهش يا ممنوعيت خروج فرش توسط مسافر از حدي كه هم اكنون مجاز است اگر چه به سود تاجران فرش خواهد بود مالا منجر به زيان و نابودي تك فروشان مغازه دار خواهد شد و افراد زحمتكش چون من بافنده را كه با دست خودم فرش مي بافم و با دست خودم بدون حضور دلال و واسطه فرش به خريدار مي دهم ساقط خواهد ساخت. همه مي دانند كه آنچه از فروش يك تخته فرش دستباف ايراني نصيب بافنده زحمتكش آن مي شود بسيار ناچيز است و اين دلالان و سودجويان واسطه هستند كه بيشترين سود را مي برند. اميد است نهادهاي ذيربط در اين مورد مسئولانه و دلسوزانه اقدام نمايند نه شتابزده. مشهد مقدس - رحيم محمدزاده