Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780211-44488S2

Date of Document: 1999-05-01

اشتغال زنان و فشارهاي ناشي از نقشهاي متعدد اشاره: دانش و ظرفيت علمي نيروي انساني هر جامعه مهم ترين عامل در بهره برداري بهينه از منابع مادي و معنوي و اساسا توسعه فرهنگي و اقتصادي آن جامعه است. بنابراين، جامعه اي كه قصد دارد در مسير توسعه گام بگذارد، بايد بتواند از نيروي انساني خويش اعم از زن و مرد به نحو احسن استفاده كند. زيرا تنها عاملي كه سرعت و آهنگ رشد و توسعه اقتصادي - اجتماعي هر كشوري را تعيين مي كند، منابع انساني آن جامعه است. جامعه انساني متشكل از زنان و مرداني است كه در روابط متقابل اجتماعي قرار گرفته و هر يك از دو جنس، در عين وابستگي متقابل به يكديگر، نقش و كاركرد ويژه اي برعهده گرفته اند. بي ترديد زنان به عنوان نيمي از جمعيت تاثير مستقيمي در پيشرفت توسعه جامعه دارند و استراتژيهاي يك جامعه توسعه يافته بايستي حتما بر مبناي مشاركت هرچه فعالتر بانوان در امور اقتصادي، سياسي و اجتماعي طراحي گردد. درديدگاه اسلام و مقررات مربوط به آن ميزان، مسئوليتهاي سياسي اقتصادي و اجتماعي بانوان نسبت به مردان به نحو اصولي وواقع بينانه اي داراي تفاوتهايي است كه رعايت نكردن آن باعث بروز مشكلات جدي در ساختار جامعه بويژه خانواده مي شود همانطور، كه تلقي تفاوت بين زن و مرد به عنوان در تبعيض، جامعه مشكلات و فشارهايي را بر زنان، بويژه زنان شاغل تحميل مي كند، كه نهايتا باعث كاهش كارايي و انگيزه در زنان مي گردد. * نابرابري شغلي نابرابري شغلي براساس جنسيت مقوله تازه اي نيست. يكي از پاياترين جنبه كار، نابرابري جنسي براي پاداش است. صرف نظر از تمام مسائل مربوط به شيوه محاسبه دستمزد مهارت، كيفيت و ساعات كار و غيره، تجربه نيز تفاوت زن و مرد را نشان مي دهد. تبعيض در زمينه شغلي بين زن و مرد را در طول تاريخ و در تمامي جوامع مي بينيم. در بخش صنايع كه بيشتر زنان را به استخدام در مي آورد دستمزدها پايين است حتي زناني كه مدارج تخصصي رسمي را نيز گذرانيده اند نسبت به مردان همتاي خود به طور %متوسط 12 كمتر حقوق مي گيرند. مردان كارمند غالبا به مديران و روءسا نزديك ترند و امكانات و تسهيلات آموزشهاي تخصصي مورد نياز با سهولت بيشتري در اختيارشان قرار مي گيرد. در كشور سوئد اختلاف قابل توجهي ميان زن و مرد وجود دارد به طوري كه ميانگين درآمد %زنان 90 دستمزد مردان است. در آلمان غربي در شرايط مساوي در سال 1988 درآمد خالص ماهانه زناني كه تمام وقت كار %مي كنند 76 همكاران مردشان است. زنان در جامعه امريكا با صورتهاي مختلف تبعيض از جمله نابرابريهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي روبرو هستند. تبعيض اقتصادي شامل دستمزد كمتر، محدوديت شغلي و ميزان بالاتر بيكاري است. اين آمارها بيانگر آن است كه زنان در شرايط مساوي كاري با تخصص و تجربه مساوي كمتر از مردان حقوق دريافت مي كنند و فرصتهاي شغلي كمتري در انتظار آنان است. جامعه شناسان نظرات متفاوتي در مورد اين تبعيضات بيان مي كنند محافظه كاران عموما زنان را از نظر جسمي و بيولوژيكي ضعيف تر دانسته و معتقدند كه آنچه زنان به دست مي آورند، همان است كه سزاوار آن هستند. جامعه شناسان ليبرال معتقد به برابري زنان و مردان از نظر هوش و استعداد هستند و علت دستمزد كم زنان را ناشي از نابرابري در تعليم و تربيت مي دانند. راديكالها، نه تبعيض پيشين و ريشه دار و نه بينش غيرعقلاني كارفرمايان و اتحاديه ها را نفي نمي كنند اما بر اين حقيقت تكيه دارند كه نظام سرمايه داري از تبعيض جنسي بهره مند مي شود و سرمايه دار بالاترين بهره را از اين رهگذر نصيب خود مي كند. بررسي آيات قرآن شريف نشان مي دهد، زن و مرد از نظر خلقت و آفرينش هيچ تفاوتي با يكديگر ندارند و همه انسانها از هر صنف خواه زن و خواه مرد از يك ذات و گوهر خلق شده اند. همچنين از نظر خداوند همه مردم، خواه زن و خواه مرد در مقابل تكاليف الهي مسئول بوده و بخاطر كارهاي نيك و بدشان مورد ثواب و عقاب قرار مي گيرد و با توجه به همه شواهدي كه ذكر شد به نظر مي آيد كه زنان شاغل جامعه اسلامي ما با مشكلات و فشارهاي فراوان و گوناگوني روبرو براي هستند بررسي جايگاه زن در محيط كار بايد به نكاتي فراوان و حساس توجه شود. * شرايط واگذاري كار به زنان در اسلام در واگذاري كار به زنان در يك جامعه اسلامي، بايد به نكات زير توجه كرد: - 1 مصلحت جامعه: بايد به پيامدهاي واگذاري شغل به زنان در جامعه توجه كرد. يعني تاثيرات مثبت و منفي آن بررسي شود. - 2 مصلحت خانواده: از آنجائي كه خانواده واحد بنيادي جامعه اسلامي است اشتغال زنان و مادران در خارج از خانواده بايد در راستاي تحقق پاسداري از قداست و استواري آن باشد. - 3 شرايط و مصالح فردي: بايد شغلي كه به زنان سپرده مي شود در جهت رشد آنان باشد نه عقب ماندگي و با قابليتها و توانمندي هاي زنان سازگاري و هم خواني داشته باشد. - 4 اولويتها در واگذاري كار به افراد: بايد ديد چه كسي مناسبتر مي باشد و به راندمان و امكانات و توانايي ها توجه شود. مهم ترين مسئله اي كه در اشتغال زنان بايد مورد توجه قرار گيرد، وجود نقش هاي متعددي است كه زنان بايد به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده، به عهده گيرند. نقشهايي كه در جامعه ما به صورت سنتي به آن نگريسته مي شود و گاهي با نقش مدرن زن به عنوان يك فرد شاغل در خارج از خانه در تعارض است. * نقشهاي متفاوت زنان هر فرد بر حسب موقعيت خويش در گروه و جامعه بايد الگوهاي عملي خاصي را رعايت كند، كه به آن نقش مي گويند. مجموعه حقوق و تكاليف هر نقش انتظارات نقش نام دارد. به نظر جامعه شناسان، اشخاص نقشهاي خود را مطابق انتظارات جامعه ايفا مي كنند و در انجام امور مربوط به خود روشي را در پيش مي گيرند كه خواست نظام اجتماعي در آن منظور شده باشد. انتظارات فرد از عامل نقش نيز براساس الگوهاي تثبيت شده فرهنگي قرار گرفته و در واقع فرهنگ راهنماي عمل اجتماعي بوده و كنش فرد را مطابق با ارزشهاي اجتماعي شكل مي دهد. بنابراين انجام وظايف نقشها به چند عامل وابسته است: - 1 انتظارات ميان عاملها. - 2 ارزشهاي هنجاري بر رفتار عاملها. - 3 ضمانت اجرايي بر پاداش و تنبيهي كه افراد در صورت برآوردن يا عدم برآوردن انتظار متقابل، از آن بهره مند مي شوند. فرانس بواس (Boas France) نقش شرايط اجتماعي را در تكوين شخصيت افراد بيشتر از عامل غريزي مي داند. و گولدنر زمينه هاي اجتماعي را عامل بروز رفتارهاي خاص مي داند: هنگامي كه انسانها اسير خواسته هاي مشخص فرهنگي مي شوند، به انگيزه هاي دروني خود پاسخ نمي دهند، استعدادها و تمايلات ويژه خود را نمي شناسند و زندگي آنها به يك تراژدي مبدل مي شود. بنابراين زنان، موجوداتي احساسي نيستند، بلكه در شرايط اجتماعي چنين تربيت مي شوند. رفتار افراد تحت تاثير نظام ارزشي قرار گرفته و ارزشهاي اجتماعي از خرده نظامهاي ديني، حقوقي، سياسي و اقتصادي تاثير مي پذيرد. چنانچه گفته شد عامل ديگري كه در تداوم نقشها موءثر است، ضمانت اجرا يا پاداش و تنبيهي است كه فرد در صورت ايفاي نقش يا عدم ايفاي آن از آن برخوردار مي شود. وقتي زنها نقشهاي زنانه را كنار مي گذارند و فعالانه در زندگي اجتماعي شركت مي كنند، نه تنها از طريق سيستم اجتماعي تشويق نمي شوند بلكه در داخل جامعه زنان نيز مورد حمايت قرار زنان نمي گيرند در جامعه نقش هاي متعددي دارند كه هم در داخل خانواده و هم در خارج آن بايد به آن بپردازند: الف ) نقش زن در تغذيه و رشد: جهت پرورش انسان به ويژه در دوران كودكي نياز به مراقبتهاي ويژه مي باشد كه اين امر خطير، در درجه اول به عهده مادران مي باشد و مراحل آن از قبل از تولد بچه در دوران جنيني، بعد از تولد نوزاد در دوران شيرخوارگي، زمان خردسالي و.. مي باشد و نقش زن در ارتباط با چنين امر حياتي، فوق العاده حائز اهميت است. ب ) نقش زن در تعليم و تربيت: از لحظه تولد، نوزاد با مادر و سپس با محيط اطراف خود آشنا شده و در حقيقت زمينه براي يادگيري آماده مي گردد. نقش زن در ارتباط با چگونگي شكل گيري شخصيت كودك و پذيرش او براي مسئوليتهاي آينده در جامعه مي توان گفت به مقدار زياد بستگي به دوران رشد، در مراحل اوليه زندگي و يا به اصطلاح در تحصيلات ابتدايي و سپس در اين دوره و در نهايت در دوره متوسطه دارد. در خانواده هايي كه نقش زن در اين مراحل در تعليم و تربيت به درستي انجام مي پذيرد، با مساعد شدن زمينه فرزند خانواده با داشتن آمادگي كافي از جنبه هاي جسمي و روحي و تربيتي به سمت آموزشهاي عالي هدايت مي گردد. و شانس رسيدن به مراحل عالي علمي بيشتر نصيب كساني مي گردد كه نقش زن به عنوان مادر توانسته باشد پاسخگوي انتظارات جامعه باشد. پ ) نقش زن به عنوان همسر و شريك زندگي: بعد از مراحل فوق، نقش زن بصورت همسر و شريك زندگي متجلي مي گردد. با دقت در زندگي مردان موفق، به آساني مي توان دريافت كه آنان به علت برخورداري از محيط خانوادگي آرام و با فداكاريهاي صادقانه و تشويق در جهت تداوم كار از طرف همسران خود، توانسته اند به ساحل موققيت برسند. با بررسي نقش زنان متوجه مي شويم كه مهمترين الگوهاي كاري لزوما با مسئوليتهاي اصلي خانوادگي در ارتباط هستند. گلدروپ و پاركين استدلال مي كنند كه جايگاه زنان به وضعيت طبقه آنها در ميان خانواده بستگي دارد كه در حقيقت به طبقه رئيس خانواده برمي گردد. بدين لحاظ موفقيت طبقاتي زنان به وسيله همسر و شريك زندگي شان تعيين مي گردد. در سيستم سرمايه داري زنان را به واسطه ضعف جسماني و اعمالي چون بچه دار شدن و شير دادن و غيره فاقد قدرت مي دانند و لذا حضور زن در مسائل اجتماعي و سياسي را در توان آنان نمي بينند و سلطه پدرسالاري را ناشي از آن مي دانند كه مردان قدرتمند هستند و بايد زنان را تحت سلطه داشته باشند. سلطه پدرسالاري و سيستم سرمايه داري حضور زنان را دركار مانع شده و آنجا كه زنان به كار مشغولند به انواع تبعيضات از نظر دستمزد، نحوه استخدام، بازنشستگي، تسهيلات رفاهي وامكانات ارتقاء دچار مي شوند. در سيستم سرمايه داري زنان به واسطه اشتغال به نوع خاصي از مشاغل ( معلمي، پرستاري و خدمات ) دستمزد كمتري دريافت مي دارند. كارفرمايان آنجا كه نيروي غيرماهر مي خواهند از ميان زنان با دستمزد پايين انتخاب مي كنند. نيروي غير متخصص به واسطه اينكه امكان كار و اشتغال برايش كمتر است و تعداد متقاضي در اين بخش زياد است، لذا به دستمزد كمتر قانع مي شود و اينگونه نيروها براي بخشهاي كمتر تخصصي بسيار مناسب هستند. اما اسلام با تفكر عادلانه و همه جانبه خويش چهره سازنده اي از زنان ترسيم مي كند. زنان را پرورش دهندگان افراد و قدرتمندان و رجال علمي و سياسي جامعه معرفي مي نمايد، سلامتي اركان فرهنگي جامعه را در سلامت نفس آنان مي داند. ارزشهاي فراواني به آنها مي دهد. از بررسي آيات قرآن كريم چنين بر مي آيد زنان، دوشادوش مردان مورد خطاب الهي قرار گرفته اند. به نظر مي آيد كه در درجه اول اين خود زنان هستند كه بايد با توجه به مشكلاتي كه برايشان ملموس و عيني است، راهكارهاي مناسب براي حل اين مشكلات و يا لااقل كم كردن آنها، ارائه دهند. مهمترين مسئله اي كه براي زنان شاغل امروز كشورمان وجود دارد، چگونگي ايفاي نقشهاي سنتي كه فرهنگ، عرف و شرع ما بر دوششان نهاده و هماهنگي اين نقشها با نقشي كه مسئوليت هاي اجتماعي و اقتصادي زنان در دنياي امروز ايجاب مي كند. صديقه مسعوديان ادامه مطلب يكشنبه منتشر مي شود