Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780209-44474S1

Date of Document: 1999-04-29

تحريفات عاشورا استاد شهيد مرتضي مطهري * تحريفي كه در اصل حادثه رخ داد اين بود كه گفتيم امام ] [حسين كفاره گناه امت را بدهد و سنگر گنهكاران باشد، بيمه كند معصيتكاران را. * تحريف دوم اين بود كه اين حادثه جنبه خصوصي و فردي دارد، يعني آن را به آسمان برديم و غيرقابل پيروي قرارداديم تحريف از ماده حرف است و به معني منحرف كردن و كج كردن يك چيز از مسير و مجراي اصلي است. تحريف بر دو نوع است: لفظي و قالبي و پيكري، ديگر معنوي و روحي; همچنانكه صنعت مغالطه نيز بر دو قسم است: لفظي و معنوي. تحريف و مغالطه سابقه تاريخي دارد. قرآن كريم از تحريف كتب آسماني گذشته سخن مي گويد كه در ورقه هاي تحريف كلمه يادداشت كرديم. تحريف همانطور كه از نظر نوع بر دو قسم است: لفظي و معنوي، از نظر عامل يعني منحرف نيز بر دو قسم است: يا از طرف دوستان است يا از طرف دشمنان. به عبارت ديگر يا منشاش جهالت دوستان است و يا عداوت دشمنان. تحريفات لظفي: الف - داستان شير و فضه كه متاسفانه در كافي نيز آمده است. ب - داستان عروسي قاسم كه ظاهرا خيلي مستحدث است و از زمان قاجاريه تجاوز نمي كند. (از زمان ملاحسين كاشفي است. ) ج - داستان فاطمه صغري در مدينه و خبر بردن مرغ به او. د - داستان دختر يهودي كه افليج بود و قطره اي از خون اباعبدالله به وسيله يك مرغ به بدنش چكيد و بهبود يافت. ه - - حضور ليلي در كربلا و امر حضرت به او كه برو در يك خيمه جداگانه موي خود را پريشان كن، و شعر: نذر علي لئن عادوا و ان رجعوا لا زرعن طريق الطف ريحانا و اشعاري از اين قبيل: ليلي ز غم اكبر... خيز اي بابا از اين صحرا رويم نك به سوي خيمه ليلا رويم و - داستان طفلي از ابي عبدالله كه در شام از دنيا رفت و بهانه پدر مي گرفت و سر پدر را آوردند و همانجا وفات كرد. (رجوع شود به نفس الهموم ) ز - آمدن اسرا به كربلا در اربعين و اينكه به دو راهي عراق و مدينه رسيدند، از نعمان بن بشير خواستند كه آنها را به كربلا ببرد; و اينكه آنچه در اربعين حقيقت دارد زيارت جابر است و عطيه عوفي. اما عبور شهدا از كربلا و ملاقات امام سجاد با جابر افسانه است. ح - هشتصد هزار نفر بودن لشكر عمرسعد بلكه يك ميليون و ششصد هزار نفر، هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا، به اين تحريفها بعضي مربوط است به قبل از حادثه نظير آب آوردن حضرت ابي الفضل در كودكي براي امام، بعضي مربوط است به بين راه مثل خروج امام از مكه با زي پادشاهان، بعضي مربوط است به روز عاشورا مثل داستان ليلي، عروسي قاسم، آمدن زينب در حين احتضار به بالين اباعبدالله، اسب حاضر كردن زينب براي امام، افتادن سكينه روي سم اسب، بوسيدن زيرگلو، آمدن هاشم مرقال، آمدن زعفر جني، وعدد مقتولين، و بعضي مربوط است به بعد از ] اين [حادثه مثل حادثه اربعين، بيهوش شدن امام سجاد، افتادن امام صادق در كفشكن. تحريف معنوي: تحريف معنوي يعني منحرف كردن روح و معني يك جمله يا يك حادثه، و چون بحث در اطراف حادثه است پس تحريف معنوي يك حادثه يعني اينكه علل و انگيزه ها و همچنين هدف و منظورهاي آن حادثه را چيز ديگر غير از آنچه هست معرفي كنيم. مثلا شما به ديدن شخصي مي رويد، يا شخصي را به خانه يا مجلس خودتان دعوت مي كنيد، ديگري مي آيد و مي گويد: مي داني منظور فلاني از آمدن به خانه تو؟ چيست (يا از دعوت تو؟ چيست ) مي خواهد مثلا دخترش را به پسر تو بدهد; در صورتي كه شما چنين منظوري هرگز نداريد. تحريف در جمله ها سه مثال دارد كه قبلا اشاره كرديم. در بسياري از حوادث تاريخي جهان، از نظر تفسير و توجيه، تحريف شده يا عمدا يا جهلا كه فعلا وارد آنها نمي شويم. حادثه بزرگ و با عظمت عاشورا گذشته از تحريفهاي لفظي و شكلي مربوط به حوادث و جرياناتي كه بوده است، دچار يك سلسله تحريفهاي مهمتر در ناحيه روح و معني و تفسير و توجيه گرديده است. مي دانيم امام حسين نهضتي كرده است كه شرايط سه گانه عظمت را دارا بوده است: الف - مقدس بودن هدف و شخصي نبودن آن، به خاطر انسانيت بودن آن كه توام با فداكاري و گذشت از منافع فردي بوده است. به همين دليل بشريت اينگونه افراد را كه مرز ميان خود و ديگران را شكسته اند از خود مي داند و خود را از آنها مي داند، او را فداي امت و مصالح امت مي بيند. ب - اينكه توام بوده با يك بصيرت قوي و نافذ، و آنچه ديگران در ظاهر نمي ديدند او در پشت پرده مي ديده است. آنچه ديگران در آينه نمي ديدند، او در خشت خام مي ديده است. به عبارت ديگر از محيط خودش پيش بود. ج - اينكه نوري بوده كه در ميان يك ظلمت كامل درخشيده است به شرحي كه قبلا گفته ايم. از طرف ديگر اولياء دين سخت توصيه كرده اند به مردم راجع به اخبار اين حادثه و عزاداري دائم و زيارت تربت او. در اينجا سخن اينست كه امام چرا نهضت كرد و بعد چرا پيشوايان اسلام توصيه كردند كه اين حادثه زنده بماند. تحريفي كه در اصل حادثه رخ داد اين بود كه گفتيم امام ] [حسين كفاره گناه امت را بدهد و سنگر گنهكاران باشد، بيمه كند معصيتكاران را. تحريف دوم اين بود كه اين حادثه جنبه خصوصي و فردي دارد، يعني آن را به آسمان برديم و غيرقابل پيروي قرارداديم و از مكتب بودن و درس بودن خارج كرديم، آن را در اوضاع و احوال عصر و زمان خود از يك طرف و دستورهاي اسلام در اين زمينه ها از طرف ديگر قرار نداديم كه بتواند مكتب و مدرسه و الهام بخش باشد. پس دو كار به سرش آورديم. اول آن را از مكتب بودن - از راه خصوصي كردن - خارج كرديم. دوم اينكه به علاوه آن را به صورت يك مكتب گنهكارسازي درآورديم و گفتيم هر گناهي بكنيم سينه سه ضربه آن را جبران مي كند. تحريف ديگر در موضوع دستورها درباره فلسفه عزاداري است. در اينجا گاهي گفتيم براي تسلي خاطر حضرت زهرا است چون ايشان در بهشت هميشه بي تابي مي كنند و هزاروچهارصدسال است آرام ندارند، با گريه هاي ما ايشان آرامش پيدا مي كنند. پس آن را يك خدمت خصوصي به حضرت زهرا تلقي كرديم. دوم اينكه به چشم يك آدم نفله شده كه حداكثر مقامش اينست كه بي تقصير به دست يك ظالم كشته شد پس بايد برايش متاثر بود به امام نگاه كرديم، فكر نكرديم كه تنها كسي كه نفله نشد و براي هر قطره خون خود ارزش بي نهايت قرار داد او بود. كسي كه موجي ايجاد كرد كه قرنها كاخهاي ستمگران را لرزاند و مي لرزاند و نامش با آزادي و برابري و عدالت و توحيد و خداپرستي و ترك خودپرستي يكي شده چگونه هدر رفته ؟ است! ما هدر رفته ايم كه عمري را جز درپستي و نكبت زندگي نكرده و نمي كنيم. هدف نهضت امام را خود امام از همه بهتر بيان كرده است. هدفش همان هدف پيغمبر بود. خطبه هاي امام مبين هدف نهضت امام است. امام هدف نهضت خود را اصلاح امت اسلاميه معرفي كرد; خواست عملا درسهاي اسلام را بياموزد و به جهان بفهماند كه خاندان پيغمبر اسلام كه نزديكترين مردم به او هستند، از همه مردم ديگر به تعليمات او بيشتر ايمان دارند و اين خود دليل حقانيت اين پيغمبر است. اكنون ببينيم مقصر؟ كيست هم خواص يعني علما مقصرند و هم عوام يعني غيرعلما. اما علما از آن نظر كه در دوران شريعت ختميه آنها هستند كه هم بايد مانع تحريف و هم رافع و زائل كننده تحريف باشند: اذا ظهرت البدع فعلي العالم ان يظهر علمه و الا فعليه لعنتالله. ايضا در حديث كافي است: وان لنا في كل خلف عدولا ينفون عنا تحريف الغالين و انتحال المبطلين. اولين وظيفه علما اينست كه با نقاط ضعف مردم مبارزه كنند نه آنكه از آنها استفاده كنند. مثلا در جريان مجالس عزاداري و وعظ و خطابه، امروز دو نقطه ضعف در مردم هست; يكي اينكه علاقه شديد دارند كه در مجالس، اجتماع و ازدحام زياد شود، ديگر اينكه مي خواهند از لحاظ گريه، مجلس بگيرد و شور بپا شود و كربلا شود. اينجا است كه يك خطيب، سر دوراهي قرار مي گيرد: ازدحام را زياد كند و مجلس را كربلا كند، يا حقايق را بگويد كه احتمالا نه ازدحام مي شود و نه شور و واويلا. علما بايد با عوامل پيدايش تحريفات مبارزه كنند، جلو تبليغات دشمنان را بگيرند، دست دشمنان را كوتاه كنند، با اسطوره سازي ها مبارزه كنند. مثلا كتاب لوءلوءومرجان حاجي نوري يك نوع قيام به وظيفه به نحو شايسته است كه اين مردبزرگ كرده است و ما امروز از نتيجه كار اين مرد بزرگ استفاده مي كنيم. علما بايد فضائح و رسوائي دروغگويان را ظاهر كنند. (لهذا مي گويند از موارد جواز غيبت جرح راوي حديث است. ) علما بايد متن واقعي احاديث معتبر، سيماي واقعي شخصيتهاي بزرگ، متن واقعي حوادث تاريخي را در اختيار مردم بگذارند و به دروغ بودن دروغها اشاره و تصريح كنند. نگاهي به زبان حال هاي امروز كافي است كه بفهميم چقدر شخصيتها تحريف شده اند. بعضي زبان حال ها است كه واقعا آينه شخصيت امام است، مثل اشعار اقبال لاهوري و بعضي اشعار بر حجتالاسلام تبريزي ولي بعضي زبان حال ها است كه تحريف شخصيت است، مثل: افسوس كه مادري ندارم... اي خاك كربلا تو به من مادري نما... اينها نه تنها زبان حال امام حسين با آن شخصيت عظيم و بي نظير نيست، اساسا زبان حال يك مرد پنجاه و هفت ساله نيست كه در اين سن دنبال آغوش مادر اين بگردد سن، سني است كه برعكس، مادر به فرزند پناه مي برد. امام حسين از مادر ياد كرده است اما به صورت حماسه و افتخار: انا ابن علي الطهر من آل هاشم... و فاطم امي.. يابي الله دلك لنا و رسوله و حجور طابت و طهرت و نفوس ابيه و انوف حمي - و امثال اينها. اما تقصير عوام و وظيفه آنها اولا يك اصل كلي كه حاجي نوري در لوءلوءومرجان ذكر كرده اند ذكر كنم و آن اينكه: چيزي كه گفتنش حرام است، ( عموما يا غالبا ) استماع و شنيدنش نيز حرام است; مثل غيبت، تهمت، سب و دشنام به موءمن يا اولياء حق، آوازخواني به باطل و استهزاء. پس اگر دروغ گفتن در روضه و ذكر مصيبت حرام است، شنيدن و استماع آن هم حرام است. ثانيا خداوند در قرآن مي فرمايد: واجتنبوا قول الزور (سوره حج آيه ) 30 والذين لايشهدون الزور (فرقان ) 72 سماعون للكذب سماعون لقوم آخرين (مائده ) 41 سماعون للكذب اكالون للسحت (مائده ) 42 وقد نزل عليكم في الكتاب ان اذا سمعتم آيات الله يكفربها و يستهزء بها فلا تقعدوا معهم حتي يخوضوا في حديث غيره انكم اذا مثلهم. (النساء/) 140 به طور كلي عامه مصرف كننده اين كالا هستند. اينها اگر اين كالاها را كه غالبا خودشان مي دانند كالاي تقلبي است مصرف نكنند، عرضه كننده، آنرا عرضه نمي كند.