Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780208-44466S2

Date of Document: 1999-04-28

عبور از بحران به قلم: آيت الله هاشمي رفسنجاني مقدمه: بسم الله الرحمن الرحيم اخيرا براي يادآوري بعضي از حوادث مهم سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب، به يادداشت هاي روزانه آن روزها مراجعاتي داشتم. آنها را براي خودم كه در متن كار بودم، جالب و آموزنده يافتم. و فكر كردم احتمالا براي ديگران هم، چنين است; چه آنها كه خودشان در آن زمان در حوادث حضور داشتند و چه آنها كه بعدا آمده و يا خواهند آمد. مراجعات فراواني هم از طرف كساني كه به نحوي، از اين يادداشتها مطلع شده بودند، دارم كه تاكيد بر انتشار اين اسناد تاريخي دو دارند سه بار گوشه هائي از اين نوشته ها به مناسبت هائي، در رسانه ها منتشر شده مانند خاطرات جنگ يا موضوعات ديگر كه مورد توجه قرار گرفت و شايد انتشار همان چند صفحه، باعث هجوم درخواستها و اصرارها شد. با چند نفر از دوستان اهل نظر مشورت كردم كه به اتفاق، تاكيد بر چاپ و نشر اين يادداشتها داشتند. و بالاخره از رهبر عظيم الشان انقلاب، آيت الله خامنه اي نظر خواستم و معظم له با مطالعه دوره يك ساله از اين يادداشتها، تشويق و تاكيد بر انتشار فرمودند و با دريافت نظر ايشان، كه خودشان هم از نزديك شاهد و يا در متن حوادث بوده اند، بر ترديد پيروز شدم. توفيق ثبت بخشي از خاطرات و حوادث مهم تاريخي دوران انقلاب اسلامي را از الطاف الهي مي دانم; كاري ساده و آسان براي اينجانب بود، اما مطمئنا براي تدوين تاريخ پربار انقلاب، مي تواند سرمايه خوبي باشد. متاسفانه دو سال و 38 روز از تاريخ بعد از پيروزي انقلاب را يادداشت نكرده ام. شايد آن غفلت حسرت آور، معلول روحيه اي باشد كه در دوران مبارزات پيش از پيروزي انقلاب داشتيم و رسوبات آن تا مدتي بعد از پيروزي وجود داشته است. قبل از انقلاب، يادداشتهاي سياسي، ممكن بود به دست عوامل رژيم بيفتد و مورد سوءاستفاده آنها و دردسر براي انقلابيون بشود و خيلي ها به همين دليل، از نوشتن مطالب و خلق مدارك، خودداري مي كردند. حوادث اين دو سال و دو ماه بسيار مهم است و اگر يادداشتهاي دقيقي از دست اندركاران دست اول امور انقلاب وجود داشته باشد، خيلي روشنگر است. مسائل مربوط به شوراي انقلاب، بازگشت و ورود امام، سقوط رژيم پهلوي، تشكيل دولت موقت، تشكيل حزب جمهوري اسلامي، تدوين پيش نويس قانون اساسي، تشكيل اولين مجلس خبرگان، اقامت امام راحل در قم، تشكيل كميته هاي انقلاب و امداد امام و تشكيل جهاد سازندگي و سپاه و بسيج و دادگاههاي انقلاب، درگيريهاي درون دولت موقت و شوراي انقلاب، تعطيلي دانشگاهها و تاسيس ستاد انقلاب فرهنگي، تحركات گروههاي ملي گرا و ضدانقلاب، شروع ترورها و شورشها، تسخير لانه جاسوسي، استعفاي دولت موقت، مسئوليت اجرائي شوراي انقلاب، تجديد ساختار شوراي انقلاب، اختلافات و درگيريها ميان مسئولان كشور، اولين انتخابات مجلس و شكل بندي مجلس اول، كودتاي نوژه، آغاز جنگ تحميلي با تجاوز وسيع عراق، مواضع كشورها و دولتها و احزاب، وضع جنگ در زمان فرماندهي بني صدر، مشكلات همكاري سپاه و ارتش و خيلي موضوعات ديگر فرازهاي مهمي از تاريخ اسلام و ايران اند كه سزاوار بررسي و تحليل اند. اينجانب، اكنون متاسفم كه چرا در همان زمان، روزانه يك صفحه كارنامه و خاطرات، براي اين همه موارد تاريخي و تاريخ ساز ننوشته ام كه اكنون مجبور باشم، خاطرات را از سال 60 شروع كنم. سال 60 را با بحرانهاي شديد سياسي نظامي امنيتي و اقتصادي آغاز كرديم. با مراسم 14 اسفند براي 59 بني صدر در دانشگاه تهران اختلافها شديدتر شد و فضاي سياسي را متشنج و دولت را مواجه با اشكال كرد و در جبهه ها تحركي نبود و نيروهاي عراقي، مواضع خود را براي ادامه اشغال تحكيم مي كردند. افكار آقاي بني صدر كه اختلاف ميان ارتش و سپاه به وجود آورده بود، امكان تحرك مناسب، براي عقبراندن اشغالگر را از دسترس بيرون برده بود. بين مجلس و رئيس جمهور، اختلاف شديد بود و نيروهاي ضدانقلاب كه پشت سر آقاي بني صدر موضع گرفته بودند، به آتش اختلاف دامن مي زدند. امنيت كشور در مرزها و به خصوص در كردستان، سيستان و بلوچستان، آذربايجان، دشت آزادگان و مركز آسيب داشت. با سلب كفايت سياسي از بني صدر و عزل او، به اوج بحران رسيديم. شورش وسيع مسلحانه 30 خرداد ترور آيت الله خامنه اي فاجعه 7 تير و شهادت هفتاد و دو تن و يك تن ترور و شهادت جمع زيادي از استوانه هاي بسيج كننده انقلاب و كسالت زجردهنده امام امت نمونه هائي از آثار بحران است و علائم ياس در بسياري از نيروهاي انقلاب به چشم مي خورد. وضع من كه بسياري از بهترين همرزمان دوران انقلاب و همراهان و همكاران را در كنار خود نمي ديدم، قابل توجه است; با احساس مسئوليتهاي بسيار سنگين و تعدد جبهه هاي كاري و محدوديت امكانات و ابزار كار. در سال 59 هم اختلاف و مشاجرات سياسي داشتيم و بحران هاي سال 60 نتيجه طبيعي همان اختلافات است. تفاوت بين سالهاي 60 59 و در موضع گيري هاي روشن تر امام است كه در اثر واضح شدن اهداف دو طرف اختلاف و ياس ايشان از ايجاد وفاق بوجود آمده بود و كار توضيحي ما هم تاثير زيادي در تصميم امام براي اتخاذ مواضع صريح داشت. در اين مدت در ملاقات ها و پيامها و نامه ها بخشي از واقعيت ها را به عرض امام رسانده بوديم. در اين خصوص دو سند مهم منتشر نشده قابل توجه است. دو نامه تاريخي كه در فاصله يك سال به امام نوشته ايم ( /11/58 28/11/59 25و) اهميت اين دو سند از اين جهت است كه بسياري از مسائل مهم تاريخي سال 59 را نشان مي دهند. نامه اول به امضاي آيات بهشتي، خامنه اي، اردبيلي، باهنر و من است و نامه دوم فقط امضاء من را دارد و توضيحي درباره نامه اول و شرايط بعد از نامه اول و هر دو نامه به خط من است. نكته قابل توجه اينكه، قرار بود در ملاقات دسته جمعي مان در بيمارستان قلب، من نامه را به امام تقديم من كنم با ديدن حال امام و شنيدن حرفهاي ايشان منصرف شدم و مجال مشورت با همراهان هم نبود. وقتي كه از اتاق بيرون آمديم، دوستان از من بازخواست كردند و نمي دانم با توضيحات من قانع شدند يا؟ نه و پس از آن تاريخ ياد آن تصميم تك روانه رنجم مي داد و سرانجام با مشاهده ادامه مجادلات و احساس نياز به انجام وظيفه النصيح لائمه المسلمين پس از مشورت با دوستان با نوشتن نامه اي ديگر و تقديم دو نامه به امام از رنج ملامت وجدان راحت شدم، بخشي از مضامين اين دو نامه را در يك جلسه تاريخي شفاها به خدمت امام عرض كرده بوديم; در آن تاريخ امام براي رفع اختلافات يا اتمام حجت، جمعي از شخصيتهاي موءثر دو طرف را به دفترشان احضار كردند و با حالت جدي و تاثر، نصايح مهمي فرمودند. من اجازه گرفتم و مطالب صريحي مطرح كردم، كه از طرف دوستان و بخصوص شهيد بهشتي مورد تشويق و تحسين فراوان قرار گرفت. در سال 59 با عبور از بخشي از مشكلات دولت شهيد رجائي تشكيل شده بود. سرعت حوادث ما را مجبور به انتخاب ديگر رجائي كرد به مسئوليت رياست جمهوري مي رود و با دولت شهيد باهنر احساس هماهنگي بين همه ارگانهامي كنيم: (مجلس و دولت و قضا و ارگانهاي انقلابي. ) با فاجعه 8 شهريور اين وضع مطلوب از دست مي رود. بالاخره با انتخاب آيت الله خامنه اي به رياست جمهوري، عليرغم نقاهت شديد ناشي از سوءقصد منافقان، دوره آرامش و استقرار را در نيمه دوم سال 60 تجربه مي كنيم. در اين شرايط است كه امكان توجه به جبهه ها و دفاع را به دست مي آوريم. خوشبختانه، تحرك مطلوبي با عمليات كوچك ولي الهام بخش دارخوين آغاز مي گردد و عمليات تهاجمي نيروهاي رزمنده، براي عقبراندن بعثيان روند تكاملي خود را ادامه مي دهد كه پس از عمليات ثامن الائمه و بيت المقدس و سپس فتح المبين، بخش عظيمي از خاك مقدس كشورمان، آزاد مي شود و غنايم فراواني، به دست مي آيد و نيروهاي متجاوز بعثي آن چنان منهدم مي شوند، كه براي راست كردن كمر، احتياج به زمان طولاني و امكانات فراوان داشتند و نتوانستند، نيروهاي اشغالگرشان در خرمشهر را هم حمايت كنند. خوانندگان عزيز، در مورد اين مسائل، نكات قابل توجهي در اين كتاب مي خوانند، البته تا آنجا كه به كار من مربوط مي شود و يا به دليلي، من در مسير آنها قرار گرفته ام. خوب است، به نكاتي در مورد مطالب اين سلسله خاطرات يا كارنامه توجه شود: - 1 از روز اول سال 1360 ( تاكنون ) بدون استثناء براي هر روز مطالبي نوشته ام. - 2 اين نوشته ها همگي در تقويمهاي مربوط به همان سال و در صفحه همان روز درج شده است. - 3 گاهي مطالب موردنظر بيش از يك صفحه بوده كه معمولا در صفحات ديگر همان تقويم، كه جاي خالي داشته، نوشته شده; با توضيح در ارتباط تاريخي مطلب. - 4 معمولا هر شب بعد از كارهاي روزانه خاطرات را يادداشت مي كردم. مواردي هم هست كه با تاخير يك يا چند روز، انجام مي شد، كه معمولا يادآوري تاخير هم شده و در اين صورت، ممكن است نوشته ها ناقص تر باشد. - 5 چون مطالب آخر شب و با خستگي نوشته شده قلم رسا نيست و آثار خستگي را نشان مي دهد و گاهي اختصارها و نارسائي هاي نابجائي دارد. - 6 طبيعي است همه مطالب مربوط به موضوعات درج نشده است و چه بسا مطالبي كه از قول اشخاص، يا در مورد افراد و يا خودم آمده، ناقص باشد و گاهي باعث نقص كار; البته سعي كرده ام كه اصل مطلب يا بخش مهم موضوع را ولو با اشاره بنويسم. در عين حال ممكن است; اشخاصي كه مطلب به آنها مربوط مي شود، اشتباهي يا نقص مهم، يا نياز به توضيح تشخيص دهند كه اگر تذكر بدهند، ممكن است در چاپهاي بعدي جبران شود. به همين جهت در چاپ اول، كمتر از ميزان موردتقاضا، چاپ مي شود كه با تذكرات خوانندگان رفع نقص شود. - 7 در هنگام تنظيم نهائي يادداشتها اصلاحات جزئي لفظي يا معنوي انجام شده، ولي اصل بر اين بوده كه كمترين تغيير باشد; البته متن اصلي، محفوظ است و ممكن است، در شرايطي ديگر، بدون تغيير چاپ شود. - 8 از چاپ بعضي از مطالب كه جنبه اسرار كشور يا افراد را دارد، خودداري شده و براي اين منظور، با چند نفر از دوستان اهل نظر و رازدار مشورت شده است. - 9 خوشبختانه با تلاش فرزندم ياسر تمامي يادداشتها در رايانه ضبط شده كه از حوادث روزگار مصون تر بماند. - 10 بنا دارم جلد بعدي را پس از دريافت نظرات و انتقادات خوانندگان، منتشر كنم كه بي شك از اين طريق، از اشكالات كار كاسته خواهد شد. - 11 مي دانم كه انتشار خاطراتي اين چنين در زمان حيات خود صاحباثر و حيات بسياري از افراد و خانواده هاي مذكور در كتاب، خالي از مشكل و آثار منفي هم نيست، ولي فكر مي كنم كه نتايج مثبت و سازنده آن، خيلي بيشتر باشد. - 12 از خوانندگان محترم تقاضا دارم كه ما را از تذكرات و انتقادات و ارسال اسناد و عكسها و.. كه مكمل كار است، محروم نكنند و اميدوارم اين كار، باعث رواج انتشار آثاري از اين قبيل باشد. - 13 معمولا در يادداشتها اشاره به مصاحبه ها سخنرانيها و مدارك مشخص ديگري شده كه مجموعه آنها در پاورقي ها، يا به صورت مستقل، چاپ و منتشر مي شود. كساني كه نياز به توضيح بيشتر داشته باشند، مي توانند به آنها مراجعه كنند. - 14 با توجه به محدوديت فضاي يادداشت و وقت اينجانب كاستي ها و مبهم گوئيها و نيامدن بسياري از مطالب قابل ذكر، توجيه پذير است و استحقاق غمض عين و چشم پوشي دارد. - 15 معمولا در يادداشتها عناوين و القاب شخصيتها نيامده و نخواستيم در موقع تنظيم نهائي، از اين جهت تغييري بدهيم. اكبر هاشمي رفسنجاني /10/1377 2