Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780205-44457S1

Date of Document: 1999-04-25

باز اين چه شورش است... بازشناسي فرهنگ عاشورا و تسلسل عزاداريها در محرم هر سال، تجلي رفتاريست كه مبناي جهت گيري شيعيان و پيروان سيدالشهداء (ع ) را مشخص مي كند. بدين واسطه، طبقات مختلف اجتماعي، مجرد از منزلت و جايگاهي كه دارند، در پرتو يك آزمون و يك انديشه و يك واقعه مجتمع مي شوند. همچنانكه امت اسلام - و از جمله شيعيان - هر سال بر گرد خانه كعبه فراهم مي آيند و سمينار عظيم حج را برگزار مي كنند، شيعيان نيز منظومه اي در دل اين كهكشان دارند كه كعبه آن حسين ( ع ) است و حسين و يارانش، كه هنگامه حج را با هجرت خونين خويش تفسيري تازه كردند، نماد سه اصل امامت، امر بمعروف و نهي از منكر، و برائت اند. اين تفسير عيني و عملي، چنان وسعت و ژرفايي داشت كه جاي را بر هر نگرش انحرافي و منحطي تنگ مي كرد. زيرا در غوغاي بيان، هزاران راه گريز و نافرماني و توجيه فرار و قرار مي گيرد، اما در متن واقعه و بطن رخدادها، جز يك انتخاب و يك نتيجه برجاي نخواهد ماند. سيدالشهداء و يارانش، در شاهراه تفسير عملي دين، به آخرين دوراهه انتخاب رسيدند. ماندن و تن به انحطاط و جور حاكم سپردن يا رفتن و طومار عشق رادر نوشتن. حج الهي كه رجم شيطان و برائت از شرك را همچون ستاره اي در آسمان خويش روشن ساخته، چگونه مي تواند در سايه تاريك حكومت يزيد متحقق شود. روح توحيد، معناي كعبه و صيرورتي كه از طواف خانه حاصل است يكباره با نام خليفه فسق و فساد و بدعت و انحطاط، از ميان برداشته مي شود و پوسته اي شكننده و تهي برجاي مي ماند. اين روح و اين معنا و اين استعلاي خدايي مي بايد بازگردانده و در ذهن و ضمير اهل ايمان جاي گيرد. هجرت خونين حسين بن علي ( ع ) در اين نقطه به اوج مي رسد و در ماندن و نماندنش تفاوتي نيست، بلكه در كدام صف بودن است كه ماهيت هر فرد و هر عقيده را روشن مي سازد! بازتابهاي پي درپي حركت حسين ( ع ) از، همان آغاز به لرزاندن پايه هاي اشرافيت منحط اموي توفيق يافت. حج ناتمام حسين (ع ) پرسشي، عظيم در برابر امت اسلامي نهاد. سپس تنزيه و تصفيه ياران حسين تا رسيدن به برترين نقطه خلوص و پاكي، نمادي از برترين موءمنان و ياران حق را به تصوير مي كشد. در اينجا خورشيدي از پس كوهها در سينه آسمان مي درخشد كه خاموش ساختن آن محال خواهد بود. بي ترديد، چه حسين ( ع ) به حكومت مي رسيد و دست جائر و پليد امويان را از دامان سياست كوتاه مي ساخت و يا آنچه كه در تاريخ رخ داد و همراه با يارانش به شهادت رسيد و خاندانش به اسيري رفتند، نتيجه يكسان بود. ايستايي و ماندگاري حقيقت دين محمد ( ص ) مي بايد تضمين مي شد كه شد. پيامهاي از يادرفته مي بايد فرياد مي گرديد كه صلازده شد و انسانهاي بازمانده از طريق مي بايد به خويشتن خويش بازگردند كه راه آن نشان داده شد. پس چه جاي طرح سئوال كه حسين ( ع ) براي حكومت رفت يا؟ شهادت حسين (ع ) به دنبال تحقق تكليف بود. رسالتي كه بر دوش خاتم الانبياء ( ص ) از سوي خداوند قرار گرفت، بي قرار شانه اي تازه است. شانه اي استوار و رشيد چون شانه هاي پسران علي بن ابيطالب ( ع ) كه طاقت كشيدن بار سنگين امانت الهي را دارند. از اين نقطه تا رستگاري مطلق و وقوف بر ظرائف حقيقت راهي نمانده است. بي ترديد نهضت عاشورا را مي بايد از نقطه نظر احياي احكام الهي و سنن نبوي نگريست. كساني كه نگرشي فرقه اي به آن واقعه را دنبال مي كنند و تصادم گروهي اندك با لشكري بسيار را در مركز حادثه قرار مي دهند، از درك ابعاد عظيم آن خود را عاجز زيرا مي كنند روح اين قيام، پيوندي سترگ با ماهيت تحولات امت اسلامي دارد. آنچه از دست رفته و در پرده تزوير و ستم پسر و نوه و خاندان ابوسفيان پوشيده مانده است، اينك مي يابد عيان و آشكار گردد. نهضت سيدالشهداء، همان شمشير بلند و برنده اي بود كه اين پرده تزوير را از ميان دريد و درخشش حقيقت و رستگاري را به سرزمين ايمان بازگرداند.