Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780201-44426S2

Date of Document: 1999-04-21

نمادهاي مدني و تكثرگرايي پيدايش و رشد تكثرگرايي، كشاكش طولاني و ناتمام براي دستيابي به سه هدف است: - 1 محدود كردن قدرت حكام - 2 نهادن قوانين و مقررات عقلايي و عادلانه بجاي مقررات اقتدارگرايانه - 3 سهيم شدن اقشار مختلف جامعه در تصميم گيري ها. يكي ازشرايط تكثرگرايي اين است كه حكومت بانظر اكثريت كه بايد از طريق يك سيستم انتخاباتي سنجيده شود، انتخاب گردد و خط سيركلي سياست آن معين اين شود آزادي، آزادي دموكراتيك در عزل و نصب حاكمان است. علاوه بر اين اكثريت در نظام تكثرگرا براي اقليت نيز حقوقي قائل است. اكثريت، حقوق اقليت را زيرپا نمي گذارد مقصود از حفظ حقوق اقليت اين است كه اكثريت وجود اقليت را لازم شمرده، آن رامحترم بشمارد و به انتقاداتشان گوش دهد و آنها را از ابراز عقيده و مخالفت با نظر اكثريت محروم نكند. نظام دموكراتيك از اقليت و اكثريت هر دو حمايت مي كند اقليت بيش از اكثريت محتاج حمايت است و دموكراسي اين حمايت را تامين مي كند. در دموكراسي اقليت و اكثريت بطور مساوي حق اظهار عقيده دارند و اگر تنها يك نفر عقيده اي مخالف عقيده تمام مردم داشته باشد، بازهم حق دارد كه عقيده خود را آزادانه بيان كند. مذهب يك اقليت كوچك در حكومت تكثرگرا همان اندازه از تعرض مصون است كه مذهب اكثريت. احترام به آزاديهاي اساسي انسان (آزادي عقيده، قلم، بيان، مطبوعات و اجتماعات ) از ديگر اصول دموكراسي است. در دموكراسي آزادي انتخاب براي افراد جامعه وجود دارد و نيزآزادي فعاليتهاي سياسي براي احزاب مختلف به اين معني كه پيشرفت دموكراسي هميشه بستگي داردبه بحث آزاد درباره مسائل سياسي، حق وجود اختلاف نظر پيرامون مسائل سياسي و رفع اختلافات از طريق محاسبه آراء نه از طريق اعمال زور. معناي دموكراسي اين است كه زور هيچ گاه بر ضد افكار و عقايد به كار نرود. در حكومت تكثرگرا، جريانات خارج از جريان حاكم مي توانند آزادانه سياست و خط مشي حكومت را موردانتقاد قرار دموكراسي دهند يعني اينكه هر كس بتواند هر عقيده و نظري درباره حكومت دارد آزادانه بيان كند و در عين حال ملزم است در چارچوب قانون عمل كند. هرگاه افراد يك جامعه، توسل به زور را براي پيش بردن هر مقصودي جايز شمارند يا با گروهي و حزبي كه اين روش را پذيرفته اند همگام شوند از قبول شرط اصلي دموكراسي (آزادي ) شانه خالي كرده اند. كثرت گرايي در دموكراسي يعني اينكه گروههاي ذينفع مختلف در همه شئون زندگي بتوانند آزادانه و در چارچوب مقررات جامعه تشكيل گرديده، تقاضاها و خواستهاي خود را بيان كنند. نظامهاي دموكراسي، نظامهاي كثرت گرا و مردم سالاري هستند كه مبارزه سياسي در آن آزادانه جريان دارد. دراين رژيمها بيش از هر چيز چندين حزب سياسي (حداقل دو حزب ) وجود دارد. در زمينه مطبوعات و وسايل بيان عقايد و اخبار نيز مبارزه عمومي و باز است. نظامهاي دموكراسي نظامهايي آزادمنش هستند. اگر حكومت با نظارت بر تبليغات با تهديد و ارعاب و با توسل به اعمال ديگر، سعي كند عقيده سياسي خاصي را حفظ و از انتقاد جلوگيري نمايد چنين روشهايي با اصول دموكراسي مغاير است. در سيستمهاي دموكراسي، حكومت كارگزار مردم مي شود و مردم از آن حساب پس مي گيرند. در دموكراسي، جامعه رسما تفوق خود را بر دولت و حكومت برقرار مي سازد. در جامعه دموكراتيك، مردم به حكومت قدرت بخشيده اما در مقابل اين قدرت، حقوقي نيز براي خود محفوظ داشته اند و از اين حيث قدرت دولت را محدود ساخته اند. هرگونه انحصار قدرت، مخرب دموكراسي خطرناكترين است انحصارها براي دموكراسي، انحصار وسايل نشرافكار يا وسايل ارتباط جمعي است زيرا از نشر بيشتر عقايد و پرورش افكار جلوگيري مي كند. قدرت بي مسئوليت و قدرتي كه در مقابل مردم پاسخگو نباشد، آزاديهاي دموكراتيك را پايمال مي كند. هر قدردر جامعه اي دموكراسي بيشتر نفوذ كند مردم آن جامعه از وحدتي حقيقي يعني وحدتي كه همه در آن شريك و سهيم باشند بيشتر برخوردار خواهند شد. نظام سياسي دموكراسي بر پايه افكار عمومي قرار دارد. اين امر باعث تناوب قدرت در دموكراسي مي گردد يعني اين احتمال وجود دارد كه متعاقب يك انتخابات، اليتي جانشين اليت ديگر شود. اگر ما از حكومت راضي نباشيم همواره اين احتمال وجود دارد كه با راي دادن به ساير كانديداهاي احزاب ديگر، حكومت راعوض كنيم يا آنكه در صورت رضايت آنرا مورد تاييد قرار دهيم. نظام دموكراسي زمينه را براي مشاركت مردم در امور سياسي فراهم مي كند. مردم دولت را انتخاب مي كنند و دولت درجهت منافع و خواسته هاي مردم عمل مي كند، دولت جوابگوي تقاضاهاي جامعه است. يكي ديگر از مشخصات دموكراسي، برابري همه شهروندان در مقابل قانون صرف نظر از مشخصات نژادي، قومي، طبقاتي و... است. ازديگر مشخصات دموكراسي، تساهل و مدارا است زيرا در شرايط برخورد آزاد نظرهاي گوناگون است كه انسان قادربه پيشرفت مي شود و فكر و انديشه انسان تكامل پيدا مي كند. در دموكراسي، مردم بايد تحمل شنيدن عقايد مخالف را داشته باشند و عقايد خود را براي برخورد منطقي با نظرهاي ديگران آماده نمايند. وقتي افكار و عقايد، آزادانه در مقابل يكديگر قرار گرفتند و مردم نسبت به نظرهاي مخالف بردباري نشان دادند طبعا از قدرت عقايد جزمي كاسته مي شود. دموكراسي به تدريج نمو مي كند و شايد مدتها طول بكشد تا بتوان جامعه را دموكراتيك دموكراسي ناميد نياز به تمرين و ممارست دارد. دموكراسي آموختني است. عليرضا حيدري