Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780201-44426S1

Date of Document: 1999-04-21

عزاداري در سيره ائمه ( س ) و رهبران مذهبي بهترين نوع عزاداري همان عزاداري سنتي مرثيه سرايي، نوحه خواني، ذكر مصيبت، مجالس وعظ و خطابه، سينه زني، گريستن و گرياندن و تباكي است كه در سيره همه ائمه ( س ) به وضوح نمايان است. اساسا هر عملي كه ما به نام اسلام و مذهب انجام مي دهيم بايد براي درستي و نادرستي و صحت و سقم آن به مصداق حديث شريف ثقلين به ملجا و مرجع آن يعني به نسبت و سيره ائمه (س ) مراجعه نماييم. در عزاداري اهل بيت ( ع ) بويژه مجلس سوگواري امام حسين ( ع ) هم بايد تابع سيره امامان و علماي سلف و آيات عظام و مراجع تقليد باشيم و به آنها اقتدا نماييم. كساني كه با تاريخ زندگاني پيشوايان اسلام آشنا هستند بخوبي مي دانند كه در هيچ جاي زندگاني حضرتشان نشاني از اعمال خرافي نظير قمه زني و صورت خراشيدن و.. كه امروز به نام مذهب انجام مي دهند وجود ندارد ( ) 1 و حتي يك حديث ضعيف هم در تاييد اين اعمال وجود ندارد. در سيره عملي فقها و علماي عالي مقام نيز در هيچ كتابي نوشته، ديده و يا شنيده نشده است كه آن بزرگواران در عزاي يكي از ائمه (س ) چنين اعمالي كه ذكرش گذشت شخصا انجام دهند. اين اعمال وهن آور و خرافي ( قمه زني، سينه خيز رفتن براي زيات امامي، صورت خراشيدن و.. ) را عوام هر شهر و قريه هر يك به سليقه خود و متاثر از سنتهاي رايج در همان شهر و قريه بعدها (بويژه در عصر صفويه و قاجاريه ) وارد دستجات عزاداري نمودند. حتي در كلمات امام خميني (ره ) كه ما را به اقامه هر چه باشكوهتر مجالس عزاداري تشويق و ترغيب فرموده اند. بيش از همه بر تشكيل مجالس روضه خواني (كه عاري از جهالت خلاف شرع باشد ) راه افتادن دستجات عزادار، سينه زدن شكوهمند تاكيد شده و در هيچ جا سخن از حتي دستجات زنجيرزن نيست چه رسد به اعمال خرافي كه برخي علاقه مندان به اباعبدالله آن را به نام مذهب انجام مي دهند. ( ) 2 لذا مي بينيم آنچه از اين مراسم ها بين همه عزاداران در سراسر ايران مشترك و با روش ائمه ( س ) هم سازگار است همان ذكر مصيبت و مرثيه خواني و تباكي و سينه زني است و از اخبار معتبر استفاده مي شود كه خداوند در روز قيامت براي عزاداران به سبك مزبور اجر و پاداش خواهد. ( ) 3 در اين زمينه آيت الله جناتي پيرامون بدعت ها و خرافات در مجالس عزاداري ائمه اطهار ( س ) چنين مي گويد: آنچه باعث تاسف و تاثر مي شود اين است كه برخي از شيوه ها و كارهاي ناپسند را در مراسم عزاداري به حساب شرع مي آورند و به عنوان عبادت و از اسباب تقرب به خدا مطرح مي كنند. در حالي كه هيچگونه دليلي بر مشروعيت آنها وجود ندارد. زيرا نه در تاريخ و نه در هيچ روايتي وارد نشده كه امامان، اصحاب و يارانشان، انجام چنين كارهايي را اجازه داده و يا خود ايشان آنها را انجام داده باشند و يا در زمان آنها، پيروان امام حسين (ع ) دست به چنين كارهايي در مراسم حسيني زده باشند، علاوه مي بينيم كه كارهاي ياد شده نه موافق با سيره عقلا و نه موافق با سيره متشرعه است و بايد دانست اگر عملي را بدون دليل شرعي به دين نسبت دهيم آن، بدعت و حرام محسوب است و بزرگترين گناه اين است كه انسان بدعت را بجاي مستحب به حساب آورد. نظر x بعضي از فقهاي پيشين نسبت به كارهاي ممنوع ما اين را مي پذيريم كه برخي از فقهاي پيشين (كه شرايط و ويژگيهاي خاص زماني آنها غير از شرايط و وضعيت خاص زماني ما بوده است ) در مراسم عزاداري انجام بعضي از شيوه ها و كارهاي عصر خود را به دلايل خاصي اجازه داده بودند ولي در زمان كنوني، آن شرايط و ويژگيها به يقين تغيير كرده و لذا نمي شود اذن و اجازه اي كه براساس آن شرايط پديد آمده امروز استمرار پيدا كند. زيرا موضوع آن از نظر ويژگيها و شرايط متحول شده است از اين روي اگر آنها هم در اين زمان بودند هيچگاه آن شيوه ها را در مراسم عزاداري اجازه نمي دادند. بايد توجه داشت زمان و شرايط آن، در همه مسائل و رويدادهاي فردي، اجتماعي، اخلاقي ديني و مذهبي داراي نقش مي باشند زمان و شرايط امروز با شرايط زمان پيش متفاوت است پس نبايد سطحي نگران و ظاهربينان، براي توجيه اعمال و شيوه هاي ناپسند خود در مراسم عزاداري در اين زمان كه شرايط تغيير كرده به گفته و يا نوشته بعضي از بزرگان كه آن را مطابق شرايط زمان خود مي دانستند تمسك جويند و بايد بدانند فقهاي شيعه در راستاي تاريخ هر عملي را كه باعث وهن مذهب و يا دين باشد حرام دانسته اند و نيز بدانند هر عملي را كه دشمـ -ن بتواند از راه آن چهره نوراني مذهب را لكه دار كند بايد از آن بپرهيزند. ( ) 4 * نمونه اي از سيره ائمه ( س ) و اهل بيت آنان در عزاداري شهدا و امام حسين (ع ) پس از غزوه احد كه حمزه سيدالشهدا در آن جنگ به طرز فجيعي به شهادت رسيد مسلمين هر يك براي شهداي خود مراسم سوگواري و مرثيه خواني برپا در نمودند اين هنگام وقتي حضرت رسول (ص ) به خانه حضرت حمزه تشريف آوردند و مشاهده نمودند كه از هر خانه اي صداي شيون و مراسم عزاداري برپاست جز خانه حمزه، فرمودند: ولكن حمزه بواكي له يعني: حمزه در اين سرزمين سوگوار و گريه كننده اي ندارد از آن پس زنان انصار هر وقت مي خواستند بر شهيد خود گريه و سوگواري كنند ابتدا در خانه حمزه سوگواري مي نمودند و سپس براي شهداي خود مراسم عزاداري برپا مي كردند و پيامبر به عنوان صاحب عزا به آنها مي فرمود: خداوند از شما راضي باشد. پس از واقعه عاشورا نيز زينب كبري (س ) اولين كسي بود كه مجلس عزا برپا نمود و اهل بيت و خويشان برادر شهيد خود را به اقامه مراسم عزا و سوگواري فراخواند. مصقله طحان مي گويد: از امام صادق (ع ) شنيدم كه فرمود: چون حسين (ع ) شهيد شد همسر او براي آن حضرت اقائمه ماتم نمود و گريست و زنان نيز گريستند و خدمه نيز گريه كردند تا اينكه اشك چشمانشان خشك شد و در ميان آنها جاريه اي بود كه مي گريست و اشكش جاري بود به او گفتند: ترا چه شده كه اشكت تمام؟ نمي شود گفت: مرا چون جهد اصابت كند (به سختي و مشقت افتم ) شربتي از سويق (شربت مخصوصي ) بنوشم. پس همسر امام نيز امر كرد كه طعام و سويق حاضر كردند و از آن خورد و نوشيد و اين كار را كردند بر اينكه طاقت گريستن بر امام حسين ( ع ) پيدا كنند. ( ) 5 حسين بن زيد از فرزند علي بن الحسين ( ع ) نقل كرده است كه چون حسين بن علي (ع ) كشته شد زنان بني هاشم لباس سياه به تن كرده و ديگر از سرما و گرما شكايت نمي كردند و علي بن الحسين ( ع ) براي آنها غذا مهيا مي نمود تا اينكه ماتم حسين ( ع ) بپا دارند و خود آن حضرت سالها به طور مستمر به عزاداري پرداخته و مجالس سوگواري برپا مي نمود. ( ) 6 عبدالله بن سنان مي گويد: روز عاشورا بر امام صادق (ع ) وارد چهره شدم آن حضرت را گرفته و آثار حزن در صورتش نمايان و دانه هاي اشك بر گونه هايش جاري بود، عرض كردم: علت گريه؟ چيست فرمود: آيا در غفلت هستي تو نمي داني حسين بن علي ( ع ) در چنين روزي شهيد شد. به آن حضرت عرض كردم: درباره روزه آن چه؟ مي گوييد فرمود: از خوردن غدا خودداري كن اما روزه مگير و بعد از نماز عصر با شربت آبي افطار كن در آن هنگام بود كه حسين ( ع ) و يارانش شهيد گشتند. ( ) 7 دعبل خزايي ( ) 148246 مي گويد: در يكي از روزهاي محرم بر مولايم علي بن موسي الرضا وارد شدم و ديدم آن حضرت به شكل اشخاص اندوه زده و غصه دار نشسته و اصحاب آن بزرگوار در حضور وي اندوهگين نشسته اند. چون حضرت مرا ديدند فرمودند: مرحبا به تو اي دعبل به تو كه با دست و زبانت ما را ياري مي كني. آنگاه فرمود: اي دعبل دوست داري كه قطعه شعري براي من بخواني! زيرا اين ايام، ايام حزن و اندوه ما خاندان و موسم سرور و شادماني دشمنان ما به ويژه بني اميه است آنگاه حضرت رضا ( ع ) برخاسته و پرده اي ميان ما و حرم شريف خود آويختند و اهل بيت و خاندان خود را پشت پرده جا دادند تا همگي بر مصائب جدشان حسين (ع ) گريه كنند. سپس رو به من كرده و فرمودند: اي دعبل! مرثيه بگو بر حسين (ع ) چه، آنكه تو تا زنده اي ياور و مدح كننده مايي. پس تا تواني از نصرت و ياري ما كوتاهي مكن دعبل مي گويد: در اين هنگام گريه كردم و قطرات اشك از چشمم فرو ريخت و اين اشعار را انشاء كردم. افاطم لوخلت الحسين مجولا و قدمات عطشانابشط فرات اذا للطمت الخد فاطم عنده و اجريت دمع العين في الوجنات ( ) 8 از مطالب فوق نتيجه مي گيريم كه در هيچيك از عزاداريهايي كه ائمه براي شهدا و اجداد بزرگوار خود برپا مي نمودند اثري از علم و كتل و زنجير و قمه و... نبوده و به هيچيك از ياران خود نيز چنين دستوراتي را ابلاغ و احيانا تاييد نكرده اند و اين چيزها را بعدها علي رغم مخالفت بعضي فقها و مراجع، عوام از روي سادگي و خلوص نيت در اعصار گذشته به عزاداري افزودند كه جز قمه زني (كه بحمدالله دارد برچيده مي شود ) تا امروز پابرجاست. پي نوشتها: ) 1 درسي كه حسين (ع ) به انسانها آموخت شهيد هاشمي نژاد ص 407 ) 2 روزنامه جمهوري اسلامي ش 4637 ) 3 رك. روزنامه كيهان ش 15610 ) 4 تاملي در باب مداحي رنجبر گل محمدي ص 36 مقاله آيت الله جناتي ) 5 اصول كافي. شيخ كليني ج 1 ص 464 ) 6 بحارالانوار علامه مجلسي ج 45 ص 188 ) 7 سفينتالبحار شيخ عباس قمي ج 2 ص 196 ) 8 بحارالانوار ج 45 ص 257 گودرز نجفي