Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780131-44417S1

Date of Document: 1999-04-20

حر و انديشه ضدخشونت رويكردي اخلاقي به حادثه كربلا و شهادت امام حسين (ع ) ( ) 3 ماجراي حر و سير تطور روحي آن محتشم و ميل وي به سوي سيدالشهداء و يارانش از جمله وقايع نغز و لطافت زا در حادثه كربلا به شمار مي رود گرچه در تمامي تفسيرها حر را نماد انتخاب بين حق و باطل كه در نهايت راه حق را برمي گزيند معرفي كرده اند اما حركت اين فرمانده شجاع را مي توان از زاويه ديگري نيز بر رسيد و آن پرهيز وي از خشونت و تحليل عقلاني ماجراي كربلا و تشويق طرفين ماجرا به مداراي با يكديگر است. ماجراي حر از زماني آغاز مي شود كه وي به همراه تن 1000 از لشكريانش بر سر راه امام حسين ( ع ) و اصحاب آن بزرگوار قرار مي گيرند. سواران و ستوران حر، همه تشنه اند و محتاج آب، در اين سو امام مي تواند با دريغ آب از آنان هدف حر و سپاهش را عقيم بگذارد و حتي با يورش و حمله به آنان آنها را از پاي درآورد اما، امام حسين (ع ) براي آن به كربلا نيامده كه آب از دشمن دريغ دارد بلكه مي خواهد سنت و سيره نبوي را كه سالها مخدوش شده، زنده نمايد. لذا بدي و درشتي را با درشتي پاسخ نمي گويد، در مقابل دشمن مقابله به مثل نمي كند و به قول مولانا: گر تو با بد بدكني پس فرق تفاوت چيست يك انديشه الهي و انسان ساز با انديشه هايي كه صرفا براندازي و نابودي حريف را پيش چشم دارد و به انتظار مي نشيند، در همين گره گاههاي ظريف نمودار مي شود. انديشه حسين ( ع ) تبديل دشمن به مخالف و مخالف به دوست است. حسين ( ع ) گرچه در اصول كوتاه نمي آيد اما يك دشمن را از هزار دوست بيشتر مي داند و سعي دارد با شفقت و مهرورزي و نيز رفتار كريمانه و انساني دلها را بربايد و تصويري لطيف از دين ارائه كند. لذا عليرغم سخن ياران كه ذخيره آب بسيار اندك است، دستور مي دهد تا كام تشنه سواران و حتي ستوران حر را با آب سيراب سازند. حركتهاي ظريف و پيامبرگونه امام در همين اندازه باقي نمي ماند و وقتي سپاهيان حر در مقابل يارانش مقاومت مي كنند. به طرف آنها رفته و بدون هيچگونه پرخاشي مي گويد من به اينجا نيامدم، مگر پس از رسيدن نامه هاي شما.. اگر شما به من اطمينان دهيد كه عهد خود را حفظ كنيد من به شهر شما مي آيم و اگر نكنيد و آمدن مرا ناگوار بدانيد من منصرف مي شوم و به جاي اولي خود كه از آن آمدم برمي گردم... در ادامه اين سخنان امام ضمن برحق دانستن خود رو به سپاهيان حر كرده و مي گويد: ما خاندان پيغمبر به اين حق اولي و احق مي باشيم كه اين كار به ما سپرده شود نه به مدعيان آن كه با شما به جور و ستم و تعدي رفتار مي كنند و در ادامه با بزرگواري تمام اختيار انتخاب را به سپاهيان وامي گذارد و بار ديگر تاكيد مي كند كه اگر شما ما را نخواهيد و اكراه داشته باشيد و عقيده شما غير از آن است كه نامه شمامتضمن آن شده و نمايندگان شما گفته و خواسته اند من از شما منصرف شده و بر مي گردم از همين زمان است كه حر عليرغم فرماني كه از كوفه گرفته است در برخورد با امام تسامح به خرج مي دهد و هنگامي كه سواران ابن سعد درمي رسند و روز نبرد آغاز مي شود وي پشيمان از عملي كه انجام داده است او ( حسين (ع )) را در جاي بي آب منزل داد و مجبور و محصور كرد كه نه آب بود و نه آباداني شگفت زده به سمت عمربن سعد مي رود و از وي مي پرسد كه آيا هيچ اميدي به صلاح نيست و پاسخ نه مي شنود. از اين نقطه تزلزل روحي و نزاع بر سر حق و باطل در ذهن اين سپاهي آزاده نهاد جان مي گيرد. حر كه گمان مي كرد از طريق گفت و گو با طرفين مي تواند، ماجرا را به خير و خوشي به انجام رساند وقتي پاسخ محكم پسر سعد را مي شنود از كرده خود نسبت به امام پشيمان مي گردد، و به سمت خيمه گاه امام اسب را هي و مي كند شرمنده از عملي كه انجام داده رو به امام حسين مي گويد: من گمان نمي كردم كه اين قوم پيشنهاد تو را رد كنند و كار آنها به اينجا بكشد. و سپس از امام مي خواهد كه توبه اش را بپذيرد و وي را در زمره ياران خود قرار دهد و حر در برزخ بين حق و باطل حق را انتخاب مي كند و سر بر اين راه مي نهد، حقي كه خشونتها را روا نمي دانست و هيچگاه پيشقدم در جنگ و نبرد نمي شد و حتي مردم را مخير گردانيد كه هر عقيده اي را كه مي پسندند، به كار برند. اما كوفيان كه بدعهدي آنان در زمان پدر امام به عينه بر وي روشن شده بود، و از دين تنها به پوسته اي اكتفا كرده بودند، اين بار نيز پيمان شكستند وفاجعه اي را موجب شدند كه خسران دنيا و آخرت را براي آنان در پي داشت.