Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780131-44412S1

Date of Document: 1999-04-20

تعزيه در ايران گفت وگو باصادق همايوني درباره سير تعزيه در ايران ( ) 1 جستار گشايي: ايرانيان پس از گرويدن به اسلام و آن گاه كه رخداد غمبار و خونين كربلا به وقوع پيوست، ياد و خاطره فداكاريها، دلاوريها و ايثارگريها و اسلام خواهيهاي سالار شهيدان و ياران گراميش را به ناخودآگاه تاريخي خويش سپردند ونمايشهاي آييني در سوگ اين بزرگمردان برگزار كردند. تعزيه به شكل و نمود امروزي آن، پس از اسلام رخ نمود و تحول چشمگيري يافت و با نمودهاي ديگر هنري مانند شعر، موسيقي به همكنشي ويژه اي رسيد. به انگيزه فرا رسيدن سوگواري سالار شهيدان; امام حسين (ع ) گفت وگويي داشتيم با صادق همايوني، پژوهشگر فرهنگ مردم و تعزيه شناس ايراني كه تاكنون در اين زمينه و زمينه هاي مشابه به چاپ كتابهاي تعزيه در ايران، شيراز، خاستگاه تعزيه تعزيه، و تعزيه خواني توجه، شما خوانندگان گرامي را به اين گفت وگو جلب مي كنيم. گروه معارف * تعزيه چه تعريف مشخصي دارد و شما آن را چگونه تعريف ؟ مي كنيد - تعزيه از نظر لغوي بطوري كه در فرهنگها آمده است به معني عزاداري كردن است. لغات تعزيت، سوگواري و تعزه نيز همين معني را افاده مي كنند ولي و اصطلاحا به طور كلي برپا كردن مجلس عزاداري براي امام حسين ( ع ) و به نمايش گذاشتن حوادثي را كه در كربلا رخ داده است تعزيه خواني شبيه مي گويند خواني نيز نام ديگر تعزيه خواني است. ضمنا اين را هم بايد يادآوري كنم كه تعزيه خواني اصطلاحي فقط در بردارنده نمايش حوادث خونبار وغم انگيز و تكان دهنده صحراي كربلا نيست بلكه اين امر در اثر گذشت هر زمان آنچنان گسترشي يافته است كه از يك سو علاوه بر مصائب كربلا، مصائبي را كه بر ساير ائمه وحتي خاندان و اهل بيت حضرت محمد ( ص ) و حضرت علي ( ع ) در برمي گيرد و گاه شامل حوادث تاريخي و گاه قصه ها وحكايات مذهبي نظير يوسف و زليخا و يا حضرت اسماعيل و حضرت ابراهيم نيز مي شود و گاه كليتي مي يابد كه درقالب تعزيه هاي شاد و حوادث جالبي كه دربردارنده سبكسري و بدي و شكست مخالفين دين و پيامبر و اسلام و ائمه مي شود شامل مي شود. گاه در بعضي از تعزيه ها حوادث اسطوره اي رخ مي دهند و تعزيه هايي نيز وجود دارند كه شامل اسطوره اند، ولي به طور كلي تعزيه هاي شاد دربردارنده تمسخر معاندين، حقارت آنان، شكست وگرفتاري و زبوني آنانست و در حقيقت جنبه ديگري از تعزيه را ارائه مي دهند. * آيا به نظر شما مي توان تعزيه را تحول يافته نمايشهاي آييني؟ دانست - البته تعزيه با جريان و سيرتكاملي خاصي كه داراست نمي تواند استمرار ومداومت نمايشهاي مذهبي يا تاريخي پيش از اسلام تلقي شود زيرا اولا پديده اي است كه بر مبناي حوادث واقعي تاريخي رخ داده، ثانيا در طي روزگاراني دراز تطور وتكامل يافته است ثالثا، در تاريخ و اسطوره شناسي نمي توانيم پديده اي را بيابيم كه با گذشت زمان تعزيه را به نحو و شكلي كه مورد نظر ماست ارائه بدهد و از طرف ديگرتاريخ و اسطوره شناسي ايران زمين نيز از سوگواريهاي بسيار غم انگيز بعضي از قهرمانان محبوب تاريخي آن روزگاران مضامين و موضوعاتي را دربردارد كه استمرار آنها در بين ايرانيان قابل نفي و انكار نيست. نظير سوگ كه سياوش در تاريخ بخاراي ابوبكر محمدبن الزشخي بدان اشاره شده اين كتاب در سال 333 ه -. ق برابر قرن دهم ميلادي تاليف شده كه اصل آن به زبان عربي است وابونصر قبادي آن را به پارسي برگردانده است كه ريشه ماجرا را به حدود سه هزارسال پيش مي كشاند و به ويژه مردم بخارا اين ماجرا را سخت گرامي داشته و با اصرار فراوان برگزار مي كردند و نظامي نيز هنگام برشمردن سرودهاي دربار خسروپرويز از آن يادمي كند و نيز مراسمي ديگر به نام كين ايرج كه دربردارنده سرگذشت غم انگيز ايرج پادشاه ايران زمين است و كشته شدن او به دست مسلم و تور ودر اين مورد نيز نظامي اشارتي دارد: چو كردي كين ايرج را سرآغاز جهان را كين ايرج نوشدي باز همچنين از نمايشهايي شاد چون مرگ گئوماتاي مغ نيز سخن به ميان آمده است و نيز نشان دادن پيروزي سورنا سپهسالار ايراني در جنگ كراسوس و نيز نمايشهايي نظير ميرنوروزي يا كوسه ميرنشين و يا جشن سده كه به روايتي آن را يادگار شكست وگرفتاري ضحاك مي دانند و نيز داستان فرود در شاهنامه و نيز يادگار زريران كه به ويژه شباهتي عجيب دارد با رشادت برادر جوانمرد امام حسين ( ع ) حضرت، عباس در دشت كربلا البته نمونه هاي اين حوادث و نمونه هاي اين قضايا در بين ساير اقوام و ملل به صور ديگر و با خميرمايه هاي ديگر كم و بيش مشاهده مي شوند كه خود مي تواند زمينه تحقيقاتي بسيار جالب در مقايسه اسطوره ها از حيث ويژگي هاي تاريخي و جغرافيايي و ملي و حتي نژادي باشد. * البته برخي از ايرانشناسان، اسطوره شناسان و فرهنگ پژوهان تعزيه را تحول يافته همان نمايشهاي آييني دانسته و بن مايه هاي اسطوره اي را در آن بازشناسي مي كنند و البته از اين نكته مهم نيز غافل نيستند كه تعزيه پس از اسلام آوردن ايرانيان و رخداد خونبار كربلا نزد ايرانيان جنبه هاي اسلامي يافت و در سوگ سالار شهيدان و ياران وي برگزار مي شد. حال درباره تكامل و سير تعزيه در ايران پس از اسلام توضيح بدهيد. - متاسفانه به اين موضوع يعني تعزيه از طرف مورخين و نويسندگان و تذكره نويسان توجهي نشده است و همين تحقيق و بررسي نسبت به اين موضوع را دشوار مي كند. من در زماني كه مي خواستم كتاب تعزيه و تعزيه خواني را كه اولين كتاب در موضوع تعزيه است بنويسم براي دريافت نحوه ايجاد و سير تكامل و تحول آن به سفرنامه هاي خارجيان متوسل شدم، زيرا اين سفرنامه ها بودند كه در طي روزگار دراز و با توجه به تاريخ نگارش آنها و با توجه به اينكه عزاداري هاي ماه محرم براي آناني كه بيگانه بوده اند سخت جالب بوده، مي توانستند كه نحوه عزاداري ها را نشان دهند و اتفاقا از همين مسير بود كه تا حدي توفيق دست داد زيرا با توجه به تاريخ سفر جهانگردان به وضوح مي شد نحوه عزاداريها را در نقاط مختلف ايران بالاخص پايتخت هايي نظير شيراز يا اصفهان يا در دوره قاجاريه در تهران را خواند و مشاهده كرد و با استعانت از تاريخ، پادشاهان و سياست حكومت ها در هر زمان اين تطور و تكامل را مشاهده كرد و اتفاقا وجود حكومت ها در نحوه برگزاري مجالس عزاداري خاص آل عبا فوق العاده موءثر بوده است. به همين خاطر است كه ما مشاهده مي كنيم اولين تجليات عزاداري ها در زمان حكومت ديالمه كه 336 ه -. ق است با حمايت حكومت وقت برپا شده است و اينان حدود يك قرن اختياردار كشور و سرنوشت خلفا بودند و چون شيعه مذهب بودند نه تنها موجد و مشوق عزاداري هاي حسيني شدند بلكه آنرا گسترش و نضج دادند. در سال 351 هجري قمري معزالدوله تعرض سياسي خود را عليه خلافت آشكار ساخت و كتيبه هايي بر سر در مساجد بغداد بياويخت و طي آنها معاويه و ستمگران ديگري را كه بر خانواده پيامبر ستم كرده بودند نكوهش و تقبيح كرد و سال بعد مراسم رسمي عزاداري برپا شد و جالب اين است كه صاحببن عباد وزير و شاعر دربار آل بويه قصائدي در مراثي امام حسين پرداخته است در قصيده اي، گويد: خون دوستان محمد نبي جاري شد باران اشكهاي ما فراوان مي ريزد لعنت و نكوهش بيشمار باد بر دشمنان او در گذشته و آينده پريشان كنيد خود را در مصائب سختي كه بر سر اولادانش آمد پس بشنويد حديث شهادت را كه چگونه آب را از حسين دريغ داشتند و در حالي كه او در كربلا مجاهد بود بر او بخل و ستم ورزيدند در زمين آتشين، سرفرزند پيغمبر را از تن جدا كردند اما زنده است امام پا در ركاب و سوار به اسب او كشته نمي شود... عبدالجليل رازي در كتاب النقص كه در ه 560سال -. ق نوشته شده اسامي بسياري از وعاظ را در اين زمينه ارائه مي دهد و شرح سوگواريهاي آن زمان را بيان مي كند. نخستين كتاب كاملي كه موجد عزاداري و روضه خواني است روضتالشهدا است كه در قرن نهم هجري به وسيله ملاحسين واعظ كاشفي نوشته شده است. در آن كتاب واقعه كربلا به صورت شعر و نثر نوشته شده و به اندازه اي مورد توجه قرار گرفته بوده كه در مجالس با صداي بلند خوانده مي شده و مردم با شنيدن آن مي گريسته اند و با گذشت زمان خواندن آن با دگرگوني هايي از حيث نحوه خواندن شعر و متن دگرگوني مي يابند و از همانجاست كه اصطلاح روضه خواني پديدار مي شود و روضه خوانان نيز با به كارگيري هنر آواز آن را دلچسبتر و مطلوبتر مي خوانند و همين سرآغاز پيدايش عزاداريهاي مفصل و سينه زدنها و انجام مراسم گوناگون و بروز ذوق جمعي از نظر مراسم دهه محرم و ايجاد صحنه هاي بسيار پرشكوه عزاداري و دسته گرداني شد. حركت دستجات با علم و كتل، خواندن نوحه، استفاده از اسب و شتر و طبل و كرنا و ساختن حجله هاي قاسم بر رونق سينه زني افزود چلچراغها، روشن مي شد و اسبها و اشتران را با استفاده از پارچه ها و ابزار و وسائل به صحنه عزاداريها كشانده شدند. حمايت بي دريغ صفويه نيز در گسترش اين نوع سينه زني ها و دسته گردانيها فوق العاده موءثر بود چه اين امر هم جنبه شديد ديني و مذهبي داشت و هم تا حدي جنبه سياسي در برابر عثمانيان. از اين به بعد در سفرنامه هاي كساني نظير شاردن كه در سال 1667 ميلادي به ايران آمده و تاورنيه كه او نيز در همان سال كه مقارن 1078 ه -. ق است و سالامون و سرهنگ گاسپاردروويل همه دسته گردانيها و سينه زدن ها و مراسم پرشكوه عاشورا را ديده و از آنها مشروحا گزارش داده اند. نخستين سفرنامه نويسي كه از تعزيه نام برده است ويليام فرانكلين است كه در كتاب مشاهدات سفر از بنگال به ايران براي اولين بار به تعزيه و نحوه تعزيه خواني اشاره مي كند. اين شخص در زمان سلطنت زنديه ميلادي 1787 برابر 1166 شمسي به ايران آمده و از تعزيه اي كه در شيراز خوانده مي شد نام برده است. و اين خود موجب شد كه من موفق شوم در سال گذشته كتابي با نام شيراز خاستگاه تعزيه بنويسم و با دلائل متعددي كه در كتاب آمده است شهر شيراز را خاستگاه تعزيه بدانم كه البته در آن زمان تعزيه ناقص و خام بوده است و بالاخص در دوره قاجاريه به حد اعلاي تكامل و زيبايي و تنوع خود مي رسد كه البته موجبات زوال تعزيه و سقوط آن نيز در همان دوره قاجاريه فراهم مي شود. * به عقيده شما نقش تعزيه در تحولات اجتماعي و روانشناختي ايرانيان تا چه حد بوده؟ است - اگر به دوران نضج و تكامل تعزيه از حيث وضع سياسي ايران بنگيريم مشاهده مي كنيم كه دوش به دوش ستمگريهايي كه از ناحيه پادشاهان و حكام نسبت به مردم اين سرزمين صورت مي گيرد، تعزيه و عوامل آن كلا رشد مي يابند، گويي مراسم عزاداري بستريست كه نه تنها عزاداري ديني را در بردارد بلكه صداي خاموشي و دردمندانه ملتي را كه زير بار فشار و ارعاب و ظلم و جور و خودكامگي خم شده به گوش مي رساند. ملتي كه ستمگريهاي سبعانه را مي بيند و قدرت نفس كشيدن ندارد در متن عزاداري هاي مذهبي و بويژه حوادث جالب تعزيه هاست كه اين ملت به صدا در مي آيد; بر ظلم و جور نفرين مي فرستد. ستمكار زمانه را محكوم مي كند. از مظلوم حمايت مي نمايد، از حق پاسداري مي كند و آنچه را كه لازمه ادامه حيات و استمرار روح زنده بودن و بالنده بودن و مقاومت كردن است در خود پرورش مي دهد. تعزيه تا بدان حد در مسائل زمان از لحاظ اجتماعي رسوخ مي كند كه شاه و گدا را در كنار هم مي نشاند و جالب اينكه حتي شاه را وادار به لعنت فرستادن بر ظالم و ستمگر و جبار مي كند اتفاقا اين بعد از تعزيه از جالبترين و غني ترين و باارزش ترين جنبه هاي اجتماعي آن است. بنابه روايت گوبينو در دوره پادشاهي ناصرالدين شاه در حدود سيصد محل براي تعزيه خواني اعم از ميدان و تكيه و حسينيه وجود داشته. در كمتر شهر و بخش و روستايي بوده كه محلي به تعزيه خواني اختصاص نداشته باشد. تكاياي فراوان در شهرهاي بزرگ نظير اصفهان، تبريز، شيراز، كاشان، قزوين وجود داشته و تنها جايي كه امكان حضور همگان در آن بوده شركت در اين مجالس بوده است البته خود تعزيه ها از حيث ابزار كار، شعر و موسيقي و تاريخ مذهب و از همه بالاتر انگيزه ظلم ستيزي فوق العاده غني بوده اند و همه اينها سبب مي شده كه موج جمعيت را به سوي خود جذب و جلب كند. تنوع موضوعات تعزيه ها تنوع ابزار، كار، به كاربردن رنگهاي بسيار زيبا در لباس ها و علم و كتل ها، استفاده از بهترين خوانندگان، توجه بسيار دقيق به رموز موسيقي آوازي ايران و نيز در عين حال جنبه هنري و سرگرمي داشتن توامان آن همه و همه موجب آن بوده است كه تعزيه را نه تنها يك نمايش سوگوارانه بلكه نمايشي چند بعدي و حيرت انگيز و جذاب تلقي كنند. نمايشي كه هنوز هم مي تواند خمير مايه هاي بسيار غني و حيرت انگيز و جالب هنري را در عرصه نمايشهاي جهاني در برداشته باشد. چه، هنوز هم تعزيه آنچنان كه شايد و بايد شناخته نشده است. * برپايه آنچه گفتيد، تعزيه در ايران همگاه و همگام با تحولات اجتماعي، فكري وفرهنگي و روانشناختي قومي ايرانيان، ساختارها وكاركردهاي ويژه واشكال خاصي را پذيرفته است، جناب آقاي همايوني، تعزيه ها را از حيث موضوع و مضمون چگونه مي توان دسته بندي كرد و اصولا پرداخت اين تنوع موضوعات و درون مايه ها چگونه صورت گرفته؟ است - موضوعات تعزيه هاي ايراني شامل سه دسته اند; يكي موضوعات مربوط به حوادث غمبار صحراي كربلا و مصائبي كه بر خاندان پيامبر گرامي رفته است و سرگذشته و زندگي ائمه اطهار وبه ويژه سرگذشت آنان و ديگر موضوعات تاريخي است كه گاه گوشه اي از تاريخ مذهبي يا غيرمذهبي را به ويژه بر مبناي قصص بيان مي كند وموضوعات ديگر عبارتند از استفاده از اساطير و سودجستن از آنها در پرداخت تعزيه. گذشته از اينها تعزيه هاي شاد كه گفتم بيشتر لعن معاندين و تمسخر آنان را در برداشته نكته بسيار مهم وجالب، تنوع در پرداخت آنها كه در عين حالي كه همه تعزيه ها ساخته و پرداخته يك يا دو نفر نيست و تعداد تعزيه پردازان فوق العاده زياد است هرگز تكرار در موضوع يا مطالب ديده نمي شود. تناقض بين تعزيه هاي واحد اصلا وجود ندارد. همه آنها روي خط مستقيم وموازي يكديگر حركت مي كنند، بدون آن كه با هم تلاقي البته كنند ابزار كار و نحوه تعزيه خواني با توجه به امكانات و موقعيت و وضعيت جغرافيايي و اقليمي متفاوتند كه امري طبيعي است. ولي در كل از وحدتي حيرت انگيز از نظر قصد وغايت كار بهره ورند. * رابطه موسيقي و شعر با تعزيه چگونه؟ است و موسيقي چه كاربردي در آن يافته؟ است موسيقي و نواها چه نقشي در تكامل آن داشته؟ است - تعزيه هنري ملي و آييني است كه از تلفيق عناصر متعددي شكل پذيرفته است و شعر و موسيقي از اساسي ترين اركان آن است. اگر شعر را از تعزيه بگيرند، ديگر آن معني و مفهوم را القاء نمي كند، كم و بيش ديده شده كه تعزيه هايي به صورت نثر به اجراء در آمده است كه من آنها را تعزيه نمي دانم. شايد نوعي نمايش خاص مذهبي تلقي شوند ولي تعزيه پنداشتن آنها درست نيست و نكته مهم ديگر در شعر تعزيه موسيقي و آهنگ آن است، زيرا بيان حالات كه جز در موسيقي نمي تواند به نحو مطلوب منعكس شود تنها در آهنگهاي اين تعزيه هاست نظر را بايد پذيرفت كه بستر موسيقي در ايران تعزيه بوده است، زيرا تنها تعزيه ها بوده اند كه توانسته اند آهنگها و نواها ودستگاهها و حتي گوشه هاي موسيقي ايران را احياء نمايند. ما اگر تعزيه نداشتيم معلوم نيست چه نمودي موسيقي را حفظ مي كرد. اين حرفي است كه صبا به زبان آورده و نوشته است. شما در تعزيه شادترين نواها و غم انگيزترين نواها را مي توانيد بيابيد. بسياري از تعزيه خوانان از بهترين خوانندگان ايران بوده اند از آن، گذشته در تعزيه خواني مقام ها ونواهايي نهفته است كه داراي اسامي واصطلاحات خاص مي باشند. جالب اين است كه بسياري از تعزيه خوانان هنگام توضيح و تبيين و شرح شعري مكالمات فقط، از دستگاهها و گوشه ها و اصطلاحات موسيقي نام مي برند. چه هر آهنگي مقامي خاص و جايي ويژه را داراست كه يك تعزيه خوان متبحر بايد آن را بداند و بشناسد و از همه بالاتر تعزيه خوان خوب كسي بوده است كه بيش از هر چيز داراي صداي خوش باشد. موسيقي و آهنگ موسيقي روح و جان اين هنر شگرف و جالب مذهبي و ملي است. درباره اينكه چه كساني و چه نقش هايي بايد از چه آهنگهايي استفاده كنند آن قدر گفته شده ودرمقالات وكتابها آمده كه نياز به تكرار آن ها نمي بينم. تنها اشقيا خوانان هستند كه باصداي اشتلم مي خوانند و بايد داراي صداي قوي و خشن و تكان دهنده باشند. از همين رو و جهات بوده است كه به ويژه در زمان ناصرالدين شاه و در تكيه دولت كودكان را كه صداي خوش داشته براي تعزيه خواني به كار مي گرفتند و ضمن آموزش بدانها دستگاههاي موسيقي را به آنها نه يادمي دادند تنها در آوازخواني دستگاهها رعايت و حفظ مي شد بلكه در نواختن طبل و كرنا نيز از همان آهنگها و نواهايي استفاده مي شد كه بيشتر در زمان جنگ هاي گذشته در برخوردها و تلاقي ها و يورش ها و از خواب برخاستن ها يا به خواب رفتن ها و آرامش ها استفاده مي شد. ما مي بينيم كه در آهنگهاي تعزيه گاه نواي لالايي ها، گاه نواهاي ويژه كه مراسم عروسي گاه نواي عزاداري و ماتم ها وگاه از دستگاههاي غني و پرمايه به نحو كامل بهره گرفته بنابراين مي شود مي توان ادعا كرد كه روح وجان تعزيه در موسيقي آن است و از طرفي تعزيه ها و عزاداريها و نوحه خواني ها بوده اند كه موسيقي آوازي ما را حفظ كرده اند. * آيا مراسم تعزيه خواني به نحوي كه در ايران وجود دارد و شناخته شده و مورد نظر است در ساير كشورها هم وجود دارد يا؟ خير و اگر وجود دارد در كدام كشور و چگونه؟ است - تعزيه با فرم و شكل و توضيح و تبييني كه از آن صحبت شد در هيچ جا جز در كشور ايران وجود نداشته و ندارد، اشتباه نشود، نمايشهاي مذهبي در اكثر كشورهاي اروپايي وجود داشته و هنوز هم بارقه ها و جلوه هايي از آن ديده حتي مي شود دسته گرداني مذهبي در بعضي از كشورهاي اروپا نظير اسپانيا وجود دارد و در روز عيد پاك، تنديس عيسي مسيح و مريم را با تشريفات و شكوه و مراسم بسيار زيبا و جالبي از كليسا بيرون آورده و در خط سير معيني آن را حركت مي دهند و بعد به جايگاه خود برمي گردانند در حالي كه گروههاي موسيقي كر و دسته مردمان شمع بدست و بزرگان با لباسهاي پوشيده و كلاههاي بلند كه فقط چشمها پديدارند آنرا همراهي مي كنند يا نمونه هاي نمايش هاي مذهبي البته نه به صورت بسيار پر شكوه ولي به صورتهاي ساده ديده مي شود ولي تعزيه پديده اي خاص ايران است. پديده اي است سخت مذهبي و ملي كه برپايه شعائر و عقائد تشيع بوجود آمده است البته از، نظر ريشه يابي و اسطوره شناسي يا تعاطي و تقاطع فرهنگها ممكن است جلوه هايي از آن در ساير كشورها به چشم بخورد يا تاثيراتي دانسته و نادانسته بر آن داشته باشند ولي اينگونه تاثير و تاثرات در خور امعان نظر و توجه و دقت نيست علت آن هم روشن است زيرا نمايشهاي آييني كه بر مبناي شعائر مردم شيعه مذهب بوجود آمده و نضج و تكامل پذيرفته است و از سوي ديگر كم و بيش ويژگي هاي اين آب و خاك در تار و پود آنها نهفته است. گفت وگو از: محمدرضا ارشاد