Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780131-44408S6

Date of Document: 1999-04-20

گامي به پيش اما ناكافي و نادقيق... نگاهي به كتابهاي درسي زبان وادبيات فارسي 3 و 4 نظام جديد; اشاره: كتابهاي درسي درسال هاي پس از انقلاب اسلامي همواره مورد نقد و نظر كارشناسان قرار گرفته اند. در بسياري از اين سال ها، كتابهاي درسي به ويژه كتب زبان و ادبيات فارسي چنان از نظر محتوا، شيوه نگارش و ارائه و نيز سليقه هاي انتخاب كنندگان مطالب درضعف بوده اند كه شايد جايي براي نقد آنها نبوده است. از يادنبرده ايم دوراني را كه يكي از بزرگان كه مسئول تشكيلات تهيه و تدوين كتابهاي درسي بود خود، بنا به سليقه خويش، بيش از كتاب 1510 درسي را تاليف كرده بود و البته كه انتقاد هم راه به جايي نمي برد. مطلب حاضر، گوياي اين امر مهم است كه هر اقدام مثبت در زمينه تاليف كتابهاي درسي از چشم كارشناسان دورنمي ماند و... در پي انتشار دو كتاب زبان فارسي و ادبيات فارسي 1 و 2 در سال گذشته امسال نيز در ادامه همان شيوه شاهد تغيير درسي متون و نگارش فارسي 3 و 4 هستيم; به طوري كه اين كتاب را نيز همانند كتاب سال اول به دو كتاب بخش كرده اند: - 1 زبان فارسي - 2 ادبيات فارسي كتاب زبان فارسي در برگيرنده مباحثي چون: زبان وگفتار، دستور، آشنايي با انواع ديگر نوشته، مرجع شناسي، روش تحقيق، بايدها ونبايدهاي املايي، بياموزيم ها و... ودرس پاياني ويرايش است. در كتاب ادبيات فارسي، آثاري از نويسندگان و شاعران بلندمرتبه اي چون: جمال زاده، بزرگ علوي، سيمين دانشور، هوشنگ ابتهاج (ه -. ا. سايه )،، اخوان دكتر شفيعي كدكني، دكتر محمدجعفر محجوب و... به چشم مي خورد. و در بخش ادبيات جهاني نيز، دانش آموزان با آثار نويسندگان وشاعراني چون: پابلونرودا، ا. هنري، آندره ژيد، ويكتورهوگو و... آشنا مي شوند. در سال هاي گذشته دو مشكل اساسي در خصوص درس ادبيات وجود داشت: نخست از ديدگاه محتوايي و انتخاب نثرهاي ناهمگون و همچنين در آميختن مطالب نگارش و متون، دوم از نظر وجود خطاهاي زباني و يك دست نبودن رسم الخط مطالب. از سال گذشته، محتواي كتاب ادبيات در سال اول دبيرستان تغييرات نظرگيري پيدا كرد و از نظر موضوعي نيز اقدامي شايسته به عمل آمد و آن اينكه مباحث زبان و ادبيات به صورت جداگانه به دانش آموزان عرضه شد، البته زبان و ادبيات با يكديگر پيوندي ناگسستني دارند، ولي درآميختن آن ها بي هيچ شناخت قبلي از زبان براي دانش آموزان مفيد نبود و جاي بسي اميدواري است كه از زبان، آن هم از ديدگاه زبان شناسي، چهره اي علمي، فراروي دانش آموزان قرار داده شد. شايد در نظر برخي از صاحبنظران، فهم ودريافت دانش آموزان از مطالب درسي ادبيات فارسي به دشواري صورت پذيرد، ولي اين واقعيت را بايد بپذيريم كه سطح هوش و شعور افراد هر جامعه اي، با ميزان بهره مندي آنان از مسائل فكري و موضوعات موجود در اطرافشان، ارتباط تنگاتنگي دارد، در خصوص مطالب درسي نيز همين گونه است، دانش آموزان هر كشوري متناسب با مطالب درسي كشور خود رشد مي كنند. سرزنشم مكن در اين چمن به خودرويي چنان كه پرورشم مي دهند، مي رويم و در اين ميان مفاهيمي نظير رشد، هوش، استعداد، خلاقيت، ابتكار و... در هر كشوري، فراخور شرايط موجود آن كشور متغير مي شود بنابراين، كسي را كه درجامعه اي، با هوش و با استعداد مي ناميم، در محيط و شرايط گوناگون، شايد همان فرد، بي استعدادترين فرد قلمداد گردد و يا اينكه نابغه معرفي شود. وقتي سطح فهم جامعه اي بالا مي رود، به تناسب آن نيز بايد نوع برخورد با آن ها نيز تغيير يابد و تدوين مطالب درسي نيز متناسب با رشد فكري و نياز آنان انجام شود. وقتي كه در جامعه ما مطالب دوره راهنمايي در دبيرستان و مطالب دوره دبيرستان در دانشگاه مطرح مي شود، در واقع از وجود دانشگاه به مفهوم واقعي بي بهره خواهيم ماند و بازتاب آن نيز خيل فارغ التحصيلاني است كه اطلاعات و تخصص كافي و لازم را ندارند. اگر نظام آموزشي كشور به طور جدي در طرح و برنامه ريزي مطالب درسي مدارس و سرفصل هاي آموزشي دانشگاه ها اهتمام ورزد و افراد را مطابق رشدفكري و علوم زمانه تربيت كند، نتيجه مطمئنا بهتري خواهيم گرفت. زماني كه شاهد يك چنين تحولي در درس ادبيات دوره دبيرستان هستيم، به طوري كه به دانش آموزان هم تصوري شيرين و جذاب از ادبيات ارائه مي شود و هم همراه با تقسيم بندي هايي اقسام ديگر نيز معرفي مي شود و از آن نيز فراتر مي رود و ادبيات معاصر و ادبيات جهاني را نيز به دانش آموزان معرفي مي كند، پس تغيير ودگرگوني در رشته زبان وادبيات فارسي دانشگاه ها نيز ضرورت مي يابد. به طوري كه پيشنهاد مي شود، براي رشته زبان و ادبيات فارسي، گرايش هاي زير در نظر گرفته شود: رشته زبان و ادبيات قديم، رشته زبان وادبيات معاصر; رشته سبك شناسي، رشته تاريخ ادبيات، رشته علوم و فنون ادبي، رشته ادبيات داستاني (ادبيات داستاني ايران، ادبيات داستاني جهان )، رشته دستورشناسي زبان فارسي (دستور تاريخي - دستور معاصر )، رشته تصحيح متون و... به موضوع اصلي باز گرديم، در خصوص آشفتگي رسم الخط و وجود خطاهاي زباني، از سال گذشته شاهد اقدامات ارزنده اي بوده ايم ولي اين مشكل، گويي همچنان باقي است و بايد در اين زمينه دقت وتامل بيشتري را صرف كرد. در كتاب زبان فارسي 3 و 4 ضمن طرح مطالب درسي در فاصله دروس به نكاتي با عنوان بياموزيم اشاره شده است كه هدف آن، آشنايي دانش آموزان با خطاهاي رايج زباني است و به دانش آموزان توصيه مي شود از كاربرد عبارت ها و تركيبهاي نادرست و نامناسب بپرهيزند كه اين نيز از اقدامات شايسته و بجاست، ولي رعايت آن ها نبايد فقط به درس زبان فارسي و ادبيات فارسي اختصاص يابد. بلكه بايد گونه هاي ديگر زبان را نيز در ساير كتابهاي درسي در برگيرد و زماني كه به دانش آموزان رعايت نكات نگارش توصيه مي شود و از آن ها انتظار داريم، از كاربرد خطاهاي زباني بپرهيزند، دانش آموز بايد شاهد يك وحدت رويه در مجموعه كتابهاي درسي باشد. ولي جاي بسي تاسف است كه مسئله رسم الخط هنوز مشكلاتي دارد و درباره آن اختلاف نظر و تشتت آرا بسيار است و هر جايي براي خود شيوه نامه اي دارد و هر نويسنده اي براي خود روشي و هر ويراستاري نيز ضوابطي. خوش بختانه فرهنگستان زبان و ادب فارسي در سال گذشته، در پي تشكيل جلسه هاي متعدد، رسم الخطي را به تصويب رساند كه اساس آن برپايه جدانويسي است كه هنوز به تمامي دستگاه هاي آموزشي و نهادهاي دولتي ابلاغ نشده است و در خصوص آموزش و پرورش نيز بايد گفت اين شيوه رسم الخطي را در همه كتابهاي درس اعمال نكرده اند و اين چنين به نظر مي رسد كه تنها كتابهاي زبان فارسي و ادبيات فارسي 2 1 و و 3 و 4 و همچنين كتاب فارسي و تاريخ سال اول راهنمايي با شيوه رسم الخطي فرهنگستان نگاشته شده اند. در كتاب زبان فارسي 3 و 4 نظام جديد موءلفين محترم بعد از هر درسي بخشي را با عنوان بياموزيم در نظر گرفته اند كه ضمن آن به دانش آموز توصيه مي شود تا در گفتار و نوشتار از كاربرد خطاهاي زباني بپرهيزد، ولي همين بخش با متن كتاب هم خواني ندارد و بعضا شاهد كاربرد خطاهاي زباني يا عبارات نامناسب در متن كتاب هستيم. به چند نمونه در زير اشاره مي شود: در هاي بياموزيم صفحات 25 و 48 توصيه شده است از كاربرد حروف اضافه مركب به وسيله ي، از سوي و به منظور بپرهيزند، ولي در متن كتاب رعايت نشده است. - 1... به منظور تسهيل آموزش هر يك از دو مقوله - زبان و ادبيات... مقدمه به جاي: ... براي تسهيل آموزش... - 2.. البته اين تفكيك به منظور روشن شدن مباحث فوق است. مقدمه -... به 3 منظور تحقق اين هدف مهم.. مقدمه -به 4 منظور اعتبار بخشي پيش نويس مطالب تهيه شده قبل از چاپ به نظر عده زيادي از دبيران زبان و ادبيات كشور رسيده.. مقدمه - 5 واژه سازي به منظور هرچه غني تر كردن واژگان زبان و رفع كمبودهاي واژگاني آن است. ص 160 - 6 به منظور يادآوري و بازآموزي يك بار ديگر نكات نگارشي و ويرايشي دو كتاب زبان فارسي امسال و سال پيش را مرور مي كنيم. ص. 192 - 7... اشتباه و خطا در گفتار رخ مي دهد و رفع و اصلاح آن به وسيله زبان صورت مي گيرد. به جاي: ... اشتباه و خطا در گفتار رخ مي دهد و رفع و اصلاح آن را زبان انجام مي دهد. يا: ... زبان، اشتباه و خطا در گفتار را رفع و اصلاح مي كند. -... انجام 8 تمرين نيز به يادگيري اساسي درس كمك مي كند. مقدمه به جاي: .. انجام دادن تمرين... - 9 عوامل مختلف از جمله روشن بودن بيش از حد يا عدم اهميت ممكن است باعث حذف جزئي از جمله شود. ص. 24 به جاي: عوامل مختلف از جمله روشن بودن بيش از حد يا بي اهميتي ممكن است باعث حذف جزئي از جمله شود. - 10 عدم مطابقت موصوف و صفت در فارسي ص. 192 به جاي: موصوف و صفت در زبان فارسي مطابقت نمي كند. يا: مطابقت نداشتن موصوف و صفت - 11 مواد لازم براي نوشتن اين مقاله كه در قالب زندگي نامه است، مطالعه منابع پيرامون شخصيت مورد نظر و يادداشت برداري است. ص. 30 به جاي: براي نوشتن اين مقاله كه در قالب زندگي نامه است، مطالعه منابع درباره شخصيت مورد نظر و يادداشت برداري ضروري است. - 12 و... اطلاعات و آگاهي هاي مورد نياز را از طريق مشاهده و تجربه عملي به طور مستقيم جمع آوري كرده ثبت مي كنيم. ص. 66 به جاي: و... اطلاعات و آگاهي هاي مورد نياز را با مشاهده و تجربه عملي به طور مستقيم جمع آوري و ثبت مي كنيم. ادبيات فارسي 3 و 4 - 1 به منظور تحقق بخشيدن به... (مقدمه ) - 2 به منظور فعال شدن دانش آموزان (مقدمه ) -به 3 منظور تقويت مهارت پژوهشي... (مقدمه ) - 4 در مصراع اول بساط مفهومي است كه در عين وجود هستي آن به وسيله بقيه جمله نقض مي شود (ص ) 159 به جاي: در مصراع اول بساط مفهومي است كه در عين وجود، بقيه جمله هستي آن را نقض مي كند. - 5 انتظار مي رود دانش آموزان طي اين بياموزيم ها آرام آرام مجموعه اي از دانش هاي ادبي و بلاغي را فراگيرند. (مقدمه ) به جاي: انتظار داريم يا اميدواريم دانش آموزان... زبان تكيه گاه انديشه است و برقراري ارتباط، مهم ترين ويژگي آن به شمار مي رود و انديشه اي پويا و استوار است كه تكيه گاهي محكم داشته باشد، بنابراين، اين عنصر لطيف را ارج بنهيم تادر بيان انديشه و پويايي آن خللي وارد نشود. * مجتبي قاسملو