Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780130-44400S7

Date of Document: 1999-04-19

چشم انداز پيام آن ظهر خونين دوردست سالها پيش حكيمي گفته بود، جفايي كه بر بيشتر بزرگان پيشين رفته، به فراموش سپردن نام آنها نبوده است، بلكه اين بوده كه در پشت ديوارهايي از هياهو و قال و مقال مردم را از انديشه واقعي آنها دور نگه داشته ايم. آنچه كه در محرم بر انديشه عاشورا مي گذرد، شايد مصداقي بر اين ادعا باشد. سالهاست كه مي شنويم (و در اين چند ماه شايد بسيار افزون تر ) كه پيام عاشورا چكاچك شمشيرها است و اينكه خاطره آن ظهر خونين دوردست برمي تابد كه تا ابد مهياي جنگ و جنگاوري باشيم. شايد هم همين تصور بوده كه ماجراي بس آموزنده و بنيادين عاشورا را در قلمرو شيعه محدود كرده است، زيرا اين تصور نه با واقعيت تاريخي عاشورا منطبق است و نه با خواست قلبي انسان كه از آرمان هاي بزرگ عشق و تقدس و ايثار مي طلبد، نه جنگ و خشونت. آيا به راستي، پيام عاشورا، آنچنانكه تبليغ مي شود، خشونت است، يا اينكه ناكامي شكست نيست. واماندگي و سرسپردگي به آرمان هاي گمراه كننده شكست است. آنها كه به خشونت دست مي يازند و پيروزي را در كوتاه ترين زمان مي خواهند، واقعيت آن است كه به حقيقت آرمان خود اعتقاد ندارند. آيا جز اين است كه حسين ( ع ) با برافراشتن بيرق عاشورا براي هميشه به جهانيان مي گويد كه: آرمان هاي بزرگ تنها با عشقي بي خدشه برجا مي مانند، يعني توانايي تحمل رنج بيكران، زيرا تنها با عشق است كه انسان مي تواند از شر دوري جويد. زيرا شر هر ناپاكي را پاك جلوه داده و دست يازيدن به هر وسيله ناپاكي را براي رسيدن به هدف توجيه مي كند. در عاشورا انديشه نيكخواهي حسين ( ع ) بر انديشه برتري جويي و شقاوت دشمنانش پيروز مي شود، تا او به روشني نشان دهد كه در نهايت تفوق بر گناه بسيار مهم تر از استيلاي بر گناهكار است، و اين رمز يك جامعه متعالي ست. هيچ چيز بدتر از انديشه و آرماني كه به قهقرا رفته و عشقي كه از ريشه واقعي خود جدا شده باشد، نيست. آينه عاشورا را پيش روي خود بگذاريم و آنچه را كه تاكنون از سر گذرانده ايم، مرور كنيم. لازم است هر از گاه برگرديم و به پشت سر نگاه كنيم. ببينيم كجا بوده ايم، چه مي خواسته ايم، به كدام سوي حركت كرده ايم، اكنون كجا هستيم و چه در كف داريم. ناصر كرمي