Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780129-44391S1

Date of Document: 1999-04-18

مرشد طريقت حق رويكردي اخلاقي به حادثه كربلا و شهادت امام حسين (ع ) ( ) 1 محرم و عاشورا در فرهنگ شيعي ارزش و اعتباري فراتر از روز و زمان دارد. گرچه همچنان سيطره مراسم و مناسك - كه ضروري بودن آن بر كسي پوشيده نيست - بر فهم عالمانه و عاقلانه از اين حماسه عظيم سايه افكنده است و رويكردهاي اخلاقي و عرفاني مستتر در اين حادثه عظيم همچنان در حاشيه مانده اند، (چه رويكرد اخلاق فردي و چه اخلاق جمعي و حكومتي ) اما كوششهاي دين ورزاني چون مرحومان مطهري و شريعتي و نيز مورخان و اسلام شناساني چون مرحومان استاد آيتي و استاد راشد و نيز دكتر جعفر شهيدي و... توانسته است زاويه هاي تازه اي از اين قيام ارزشمند و تاريخي را در ذهنها بازنمايد و ابعاد نويني از سيره و سلوك امام حسين و ياران گرامي اش را در معرض نظر علاقه مندان و تشنگان دانستن در باره آن امام همام بگذارد. تفسيرهاي تك ساحتي از حركت امام همانند دستيابي به حكومت اسلامي، رسيدن به درجه رفيع شهادت امر به، معروف و نهي از منكر و هكذا.. شايد تا حدي معرف بعضي از اهداف مستتر در قيام و حركت آن بزرگوار باشد اما گوياي تمامي آنچه كه امام به پاس و احترام آن حركت خويش را آغازيد و در نهايت جان خويش برسر آن گذاشت جامعه اي نيست كه پس از 60 سال از هجرت پيامبر اكرم ( ص ) اخلاقيات و آرمانهاي آن محتشم را به بازي مي گيرند و نزاع بر سر دنيي دون به مسئله اصلي آنها بدل مي شود، براي بيرون آمدن از اين پوسته محتاج تحرك و انفجاري در اخلاقيات خويش بودند تا سر از گريبان تغافل برآورند و پاي در وادي تعامل نهند. امت و حاكماني كه تقيد به مباني اخلاقي نداشته باشند سراشيبي تمدن و فرهنگ خود را به انتظار نشسته اند و امام حسين رسالت داشت و بر همين بنياد قيام كرد تا گرد تحريفاتي كه از ناحيه غافلان و عاملان بر دامن دين نشسته و در سايه اين غبارآلودگي، رياكاران و چاپلوسان، مزوران و متملقان، دروغ زنان و ضايع كنندگان حقوق مردم تا صدر مناصب حكومتي بركشيده شده و دين محمدي (ص ) را ملعبه وساوس خود ساخته بودند را نهيب زند و مردم را نيز از خواب غفلت به در آورد. گر چه شخصيت امام در تاريخ امت اسلامي و در افواه عامه بيشتر به عنوان يك شخصيت مجاهد و مبارز و مظلوم مطرح و در مراسم و آيينهاي ايام عزاداري نيز بر ويژگيهايي چون مظلوميت اهل بيت و مبارزات و شجاعتهاي آن بزرگوار و ياران وي تاكيد مي شود اما اگر كسي دعاي عرفه آن عزيز را بخواند، در مي يابد كه در وراي آن چهره مبارز و مصمم، سيمايي لطيف، روح نواز و عرفاني باز نموده همين مي شود ذووجوهي و نگاه همه جانبه به دين است كه آن بزرگوار را در جايگاهي فراتر از عارفان بزرگ تاريخ مي نشاند، چرا كه امام گوشه نشيني و عزلت را با جهاد و مبارزه در منافات نمي بيند و معتقد است حق هر كدام را به اندازه و سهم خود بايد پرداخت و جايگاه هر يك را محفوظ داشت. حركتهاي آن بزرگوار بر فطرت انسانها استوار است، فطرتي كه از سوي خداوند در وجود آدمي نهاده شده و مغفول نهادن بخشي از آن در واقع ناديده گرفتن آن چيزي است كه در نهاد آدمي به وديعت نهاده شده سخن است امام در دعاي عرفه اوج صعود روح يك انسان به مقامات عاليه است جايي كه در نياز با خداي خويش مي فرمايد: تو كسي هستي كه در همه چيز خود را به من نشان داده اي و من تو را در همه چيز آشكار ديده ام و يا هنگامي كه در كمال فروتني مي فرمايد خدايا آن حقايقي را كه اهل قرب به آن رسيده اند، مرا هم به آنها واصل كن و به آن راهي ببر كه اهل جذبه رفته اند اين چنين روحي هنگامي كه پاي احقاق حقوق فروگذارده مردم به ميان مي آيد نيز خروش بر مي دارد و مي گويد: مملكت را سرخود (و به راي و دلخواه خويش ) زير و زبر كنند و به پيروي از تبهكاران و جسارت بر خداي جبار، رسوايي هوسرانيهايشان را به دل خويش هموار دارند (و از آنها پروا نكنند. ) به هر شهري سخنراني زبان باز و نعره پرداز بر منبر دارند و تمام سرزمين اسلام، بي دفاع زير پايشان افتاده، و دستشان در آن همه جا باز است و مردم برده وار در اختيار آنانند، دست ظلمي را كه بر سرشان خورد دور نتوانند كرد. برخي زورگوي سرسختند و بر ناتوان به سختي حمله برند، و پاره اي فرمانروايي هستند كه مبداء و معاد (و خدا و قيامتي ) نمي شناسند. شگفتا! و چرا در شگفت نباشيم كه زمين از آن ستمگري دغل پيشه و باجگيري ظالم و حاكمي (شرور ) است كه بر موءمنان رحم نيارد، پس خدا در كشاكشي كه ما داريم، حاكم و به حكم خود در مشاجره اي كه ميان ماست داور باد. (ترجمه تحف العقول، برگردان استاد پرويز اتابكي، فرزان روز ص ) 239