Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780129-44386S6

Date of Document: 1999-04-18

چشم انداز يكي داستان بسيار پر آب چشم! ديروز خبرگزاري ها اعلام كرده بودند رشد صنعت گردشگري در ايتاليا به حدي رسيده كه فقط طي شش ماه گذشته موجب ايجاد شصت و هفت هزار فرصت شغلي تازه در اين كشور شده است. اين آمار در كنار آنكه موفقيت برنامه ريزي هاي سياحتي را در ايتاليا نشان مي دهد، بيانگر ظرفيت فوق العاده صنعت گردشگري براي رشد است، زيرا دست كم در كشور ايتاليا كه سالهاست از جمله پنج كشور نخست توريستي جهان به شمار مي رود و اغلب سرمايه گذاري هاي موجود در اين بخش عمري چند دهه اي دارند، انتظار نمي رود روند رشد توريسم در چنين مدت كوتاهي، تا به اين پايه سريع باشد. اما بهانه اين نوشتار، نه مقايسه وضعيت صنعت گردشگري در ايران و ايتاليا، بلكه برشمردن نكاتي تاسفبار از وضعيت رو به قهقراي آن دسته از منابع ملي، اعم از طبيعي و انساني، است كه قاعدتا مي بايست اتكاي معيشت نسل هاي آتي ما منابعي باشند كه از جمله، رنگ باختگي شان، زمينه براي توسعه صنعت توريسم را به عنوان فراخ ترين عرصه ايجاد اشتغال، در كشوري با بيشترين درصد جوان جوياي كار نسبت به اغلب كشورهاي ديگر جهان، منتفي مي كند. مي دانيم كه در مدتي كمتر از دو دهه مساحت جنگل هاي كشور نصف شده است. نيز شنيده ايم كه در ايران هر دقيقه سيصد و نود متر مربع به مساحت بيابان هاي كشور افزوده مي شود، معلوم نيست همين حالا هم از تالابهاي بين المللي ايران چند تا هنوز از شرايط زيستي پيشين برخوردار باشند، اكنون ديگر به جرات مي توان گفت در ايران حتي يك رودخانه وجود ندارد كه زادآوري زيستي آن مطلوب و مثبت باشد. آنچه كه از جنگل هاي زاگرس باقي مانده بلوطزاراني پراكنده است كه با هر زمستان شمار افزون تري از درختان آن روانه اجاق هاي محقر روستاييان و كوچ نشينان مي شود. البرز نيز به تدريج در حال تبديل به وسيع ترين كوهستان مسكوني جهان است (اگر آن آزاد راه ساخته شود، حتي شايد البرز وسيع ترين كوهستان شهري جهان لقب بگيرد ) درباره نابودي زيستگاه هاي طبيعي و حيات وحش ايران نيز لابد خوانندگان محترم بسيار شنيده اند. به اعتقاد كارشناسان محيط زيست شايد حداكثر تا دو دهه ديگر حيوان گوشتخواري در طبيعت ايران باقي نماند، از ميان گربه سانان احتمالا آخرين يوزپلنگ ها تا يكي دو سال ديگر و باقي مانده پلنگ ها تا حداكثر ده سال ديگر به آنجا خواهند رفت كه پيش از اين شير ايران و ببر مازندران رفته است. رفتار ما با ميراث فرهنگي، يكي داستان است بسيار بيشتر پر از آب چشم. چندي پيش مدير عامل سازمان ميراث فرهنگي گفته بود بودجه سالانه اي كه در اختيار اين سازمان قرار مي گيرد حتي در حدي نيست كه بتوان با آن به ديدار از ميراث فرهنگي كشور رفت و اصلا بسياري از يادمان هاي فرهنگي كشور ممكن است سالي بگذرد و متوليان ميراث داري آنها حتي توان يك بار ديدن شان را نيابند! وضعيت ميراث فرهنگي در حوزه مردم شناسي از اين هم تاسف بارتر است. سازمان متولي ساماندهي كوچ نشيني بهترين چاره براي حل دشواري هاي كوچندگان را يكجانشيني آنان دانسته و تصميم گرفته است با پاك كردن صورت مسئله هم خود و هم كوچندگان را راحت كند! با مهاجرت روستاييان، فرهنگ روستانشيني با همه سنت ها و پشتوانه چند هزار ساله تاريخي آن سرنوشتي جز اضمحلال ندارد. تقريبا در هيچ سازماني نمي توان نشاني يافت از توجه به شيوه هاي بومي معيشت و زندگي. توجه به اينگونه دستمايه هاي فرهنگي كه به علت انطباق شان با هنجارهاي طبيعت و اقليم در ديگر نقاط جهان با حياتي نو روبه رو شده اند، در كشور ما بسيار اندك و بي اثر است. و شگفت آور است كه زمينه اين قهقرا، در وهله اول نبود هيچ طرح جامعي براي رفتار با منابع ملي است. چندين وزارتخانه و سازماني كه به طور مستقيم در زمينه بهره برداري از اين منابع فعاليت مي كنند، هر كدام براي خود سياستگزاري و خط مشي جداگانه و متفاوتي دارند. خط مشي هايي كه نه تنها در اصطكاك با سازمان هاي موازي است، بلكه اغلب به دليل نبود هماهنگي هاي لازم به تضاد با هنجارهاي حياتي براي حفظ منابع ملي مي انجامد. برنامه سوم توسعه كشور در حال تدوين است و شايد به زودي سر فصل هاي آن اعلام شود. لابد اين برنامه براي تامين اهداف اساسي آن، همچون تامين رفاه هشتاد ميليون جمعيت سال هزار و سيصد و هشتاد و پنج، متكي به منابع ملي خواهد بود. اما آيا باز برنامه ريزي ها به گونه اي خواهد شد كه بهره برداري از اين منابع تنها با توجه به در دسترس ترين مقاصد صورت پذيرد و آنچه كه به ناچار در ساليان نه چندان دور رخ خواهد داد ناديده انگاشته؟ مي شود آيا اين برنامه نيز از مواد و اجزايي در تضاد با يكديگر و بي بهره از نگاه آمايش ملي خواهد؟ بود انديشه كنيم كه التزام به توسعه پايدار موجب شده است در ايتاليا يكي از پر تراكم ترين كشورهاي شلوغ ترين قاره، توريسم، اين صنعتي كه بيش از هر چيز به چشم انداز ملي و برآيند مجموع عوامل و عناصر موجود در آن متكي است، همچنان بالندگي و گسترش خود را حفظ كند. و مي دانيم كه چقدر ما نيز براي تامين معيشت اين خيل چند ميليوني جوانان جوياي كار محتاج توريسم هستيم. از خاطر نبريم كه در جهان هيچ پديده اي كه در تعامل با محيط پيرامون خود نباشد، وجود ندارد از، اين روبراي رفتار با گستره محدودي كه بستر حيات دور ماست، انديشانه تر برنامه ريزي كنيم. ناصر كرمي