Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780126-44364S7

Date of Document: 1999-04-15

استفاده از اتومبيل شخصي نياز يا؟ تجمل گرايي * عقل سليم حكم مي كند كه چنانچه وسايل آمد و شد عمومي كارايي در اختيار مردم قرار گيرد، آنها با رضايت خاطر اتومبيلهاي شخصي را در خانه بگذارند اشاره استفاده از اتومبيل شخصي، عليرغم هزينه بالاي خريد و نگهداري آن، امروزه به صورت يك اشتياق عمومي درميان شهرنشينان درآمده است. اين امر به مردم كشور ما منحصر نمي شود، بلكه پديده اي عمومي و جهاني است. دلايل استفاده از اتومبيل شخصي، برخي به راحتي و سرعت آن برمي گردد كه دو ويژگي عمده هر سفر به شمار مي رود و برخي به موقعيت و پرستيژي كه اين وسيله نقليه براي صاحبش به دنبال دارد. در زمانهاي دور نيز كه مردم پياده و يا با اسب به اين طرف و آن طرف مي رفتند، اسبسواران خود را از پيادگان برتر مي شمردند. در مقاله زير كه به قلم كنت س اورسكي نگاشته شده، علل استفاده از اتومبيل شخصي در ايالات متحده امريكا بررسي شده نويسنده است رئيس شركت جابجايي در مناطق شهري كه يك شركت مشاوره حمل ونقل است، مي باشد. وي پيش از آن از مسئولان ارشد وزارت حمل و نقل ايالات متحده امريكا بوده است. به رغم سرمايه گذاري قابل توجه در حمل و نقل عمومي طي سال 20 گذشته و با وجود تلاشهاي هماهنگ در جهت تغيير عادات آمدوشدكنندگان به محل كار، امريكاييها امروز بيش از هر زمان ديگر سوار اتومبيل شخصي مي شوند. در فاصله سالهاي 1983 تا 1990 سفر با اتومبيل شخصي به ميزان 25 درصد و مايلهاي پيموده شده از اين طريق به ميزان 40 درصد افزايش يافت. رويهمرفته 87 درصد كل جابجاييهاي شهري با اتومبيل شخصي انجام مي گيرد كه نمايانگر افزايشي به ميزان 5 درصد از سال 1983 تاكنون مي باشد. در مقابل، تعداد استفاده كنندگان از وسايل نقليه عمومي /6 4از درصد كل آمدوشدها در سال 1980 /5 3به درصد در سال 1990 كاهش پيدا كرد. سهم حمل و نقل شهري عمومي از مجموع جابجايي ها همچنان روندي نزولي داشته و /2 4از درصد همه سفرهاي شخصي در سال 2/2 1977 به درصد در سال 1983 و 2 درصد در سال 1990 كاهش داشته است. اين وابستگي مداوم امريكاييها به اتومبيلهايشان را چگونه مي توان توجيه؟ كرد قيمت پايين سوخت مطمئنا يكي از عوامل اين تعلق خاطر است. به رغم افزايشهاي اخير، در مقايسه با ساير نقاط دنيا، بنزين در امريكا، چنان كه در جدول نيز مشاهده مي شود، به قيمت نازلتري به فروش مي رسد. گرچه اتومبيلهاي اروپايي و ژاپني كم مصرف ترند و درنتيجه استفاده از آنها ارزانتر تمام مي شود (متوسط مصرف سوخت اتومبيلهاي مورد استفاده در اروپا و خاور دور 25 15 تا درصد پايين تر از اتومبيلهاي امريكايي است ) مع هذا، رانندگان امريكايي برحسب خودرو - كيلومتر مسافرت 40 30 تا درصد كمتر از رانندگان ساير نقاط جهان هزينه سوخت مي پردازند. با وجود اين، وابستگي امريكاييها به اتومبيلهايشان را نمي توان صرفا به دليل قيمتهاي پايين تر سوخت دانست. مطالعات به عمل آمده حاكي از آن است كه استفاده از اتومبيل در سرتاسر جهان موتوريزه در برابر قيمت نسبتا غيرحساس است و چه سوخت به قيمت بالايي عرضه شود و چه به بهايي نازل، مردم حدودا به همان ميزان از اتومبيل خود استفاده مي كنند. از اين روي، براي توجيه كامل اين وضع در امريكا بايد عواملي وراي ملاحظات اقتصادي را مدنظر داشته باشيم. تراكم پايين الگوي توسعه مناطق مادرشهري ( متروپوليتن ) در امريكا را مي توان ازجمله دلايل كليدي از بابت تداوم وابستگي به اتومبيل در آن كشور دانست. طي نيم قرن گذشته، شهرهاي امريكا مسير تكامل متفاوتي را در مقايسه با شهرهاي اروپايي و ساير نقاط جهان درپيش گرفته اند. از سالهاي دهه 1930 به اين سو امريكاييها وسيعا باپاي خود به نفع زندگي درشرايط تراكم پايين مناطق حومه اي راي عواملي داده اند چند اين مهاجرت انبوه به حومه ها را تسهيل مي كرده است; فراهم بودن زمين ارزان و فراوان در حاشيه شهرها، افزايش درآمدها كه افراد بيشتري را به تهيه اتومبيل شخصي قادر ساخته، سياستهاي مالياتي مساعد دولت فدرال و دسترسي به خانه هاي توليدشده به صورت انبوه و با قيمت مناسب از اين جمله اند. اين مهاجرت سكونتي به بيرون شهرها، مهاجرت شغلي را نيز در طول دهه 1990 به دنبال داشته است. شركتها استقرار در جوار كاركنان خود را ارزانتر يافتند و توسعه مخابرات و ارتباطات نوين، از اهميت عوامل مرتبط با محل جغرافيايي كاست. تا سال 1988 تعداد مشاغل در حومه هاي مادر شهري از مشاغل واقع در مراكز شهرها پيشي گرفت و اين روند هم اينك نيز ادامه دارد. انتقال مشاغل به حومه ها با پيچيدگي بسيار امر حمل و نقل عمومي ملازم بود. مادام كه بخش اعظم مشاغل به مركز شهر مربوط مي شد، حمل و نقل عمومي مي توانست به صورت نسبتا كارسازتري عمل كند، بدين معني كه اتوبوسها و قطارها، مسافران راهي محل كار را جمع آوري كرده، مستقيما به محل كارشان در هسته مركزي شهر انتقال مي دادند. امروزه، در شرايطي كه نسبت عمده اي از اين گروه مسافران در محلهاي پراكنده اي سوار يا پياده مي شوند، اصولا انبوه مسافران كافي براي اداره يك سيستم حمل و نقل انبوه كارآمد وجود ندارد. سفر به مركز شهر براي كار، ديگر شكل غالب آمد وشد به محل كار نيست. درعوض، حدود دو سوم تا سه چهارم آمد و شدهاي به محل كار در نقاط مادرشهري، از حومه اي به حومه ديگر صورت مي گيرد. عملا همه، اين سفرها با استفاده از اتومبيل شخصي انجام مي شود. دليل ديگر وابستگي فزاينده به اتومبيل شخصي در امريكا را بايد در طبيعت درحال تغيير محل كار در آن كشورها جستجو برنامه هاي كرد زماني كار، انعطاف هرچه بيشتري پيدا مي كنند، به طوري كه بسياري از مردم ديگر نمي توانند از خدمات حمل و نقل معطوف به آمد و شد شاغلان به محل كار، كه تنها در ساعات پيك فعاليت دارند، استفاده كنند. بالاخره، مطالعات به عمل آمده در محلهاي اشتغال حومه اي نشان مي دهد كه بسياري از مردم، حتي در صورت دسترسي به وسايل ديگر، براي رفتن به محل كار از اتومبيل شخصي استفاده مي كنند. برخي از آن جهت اين كار را مي كنند كه راحتي و خلوت اتومبيل شخصي برايشان ارزش دارد، لكن بعضي ديگر ناگزير از استفاده از اتومبيل شخصي هستند. اينان براي پياده يا سوار كردن كودكانشان در مهدكودكها، انجام امور شخصي، رسيدن به قرارهاي پزشكي در طول روز يا حضور در كلاسهاي شبانه، به اتومبيل خود احتياج دارند. براي شاغليني كه فرزندان خردسال يا پدر و مادر سالمند دارند، همراه داشتن اتومبيل به معناي آن است كه درصورت پيش آمدن فوريتهاي خانوادگي قادر خواهند بود به موقع محل كار را ترك كنند. درحالي كه عقل سليم حكم مي كند كه چنانچه وسايل آمد و شد كارايي دراختيار مردم قرار گيرد، آنها بي هيچ ترديدي و با رضايت خاطر، اتومبيل هاي شخصي شان را در خانه خواهند گذاشت. واقعيت موجود حكايت از آن داردكه براي شمار فزاينده اي از امريكاييها، رانندگي به نوعي تجمل گرايي كه يك نياز است، تبديل شده است. مقايسه قيمت سوخت در امريكا با ساير كشورهاي جهان (دلار امريكا در ليتر )