Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780125-44354S4

Date of Document: 1999-04-14

اينها همه حكايت است و شكايت از دوست نيست! براي راهنمايي خواستن و اطلاع هم ميهنان عزيز موضوع گرفتاري خودم را در ادارات كه براي مفقود شدن گواهينامه رانندگي ام دوره يكماهه اي را گذراندم مي نويسم و قبلا عرض كنم كه همه اينها حكايت است و شكايت از دوست نيست! - 1 پس از سرقت يا گم شدن گواهينامه ام براي اطلاع به پليس كه جنبه فوريت دارد در دو محل دو روز معطل؟ شدم بماند. سپس دو روز در دادگاه قضايي اين هم بماند. به شهرك آزمايش قسمت صدور گواهينامه ها مراجعه كردم. در تابلوي بزرگ شرايط صدورالمثني را نوشته بودند و به اضافه شماره حسابهايي كه بايستي وجوه مختلف به حساب خزانه منظور شود و در ذيل اين تابلو نوشته اند (گواهينامه هاي شهرستان به پستخانه مراجعه كنند ) از اين يادداشت اينطور استنباط مي شود كه گواهينامه هاي صادره شهرستان مدارك بالا را به پستخانه؟ بدهند! - 2 پس از پرداخت 40000 ريال به دو حساب به پستخانه مراجعه كردم. گفتند (شما بايستي اين پولها را به حساب مشهد بگذاريد )! - 3 با پرس وجو و مراجعه به بانك ملي كه پول را پرداختم گفتند ما مسئول دريافت هستيم، به حسابها توجه نداريم!؟ و با اينكه در متن رسيد نقدي نام خودم و شماره گواهينامه صادره مشهد را نوشته بودم معذالك اشتباها به حساب تهران منظور شده بود. پس از سئوال و جواب و چه؟ بكنيم - 4 به بانك مركزي مراجعه و فيش هاي نقدي را ارائه دادم. مجددا مرا به همان شعبه بانك ملي راهنمايي كردند كه شماره فهرست را؟ بنويسند! - 5 به بانك مراجعه و شماره فهرست را نوشتندو به بانك مركزي دادم كه از پرداخت وجوه مطمئن شدند سپس مرا به وزارت دارايي راهنمايي؟ كردند! - 6 به وزارت دارايي قسمت حسابهاي بانكي رفتم و شرح بالا پس ازروزمرا 10 به وزارت كشور راهنمايي؟ كردند! خوان هفتم - 7 به وزارت كشور طبقه 2 قسمت حسابهاي بانكي رفتم و به شرح بالا. با اينكه صاحب /741 09حساب خزانه مال خود وزارت كشور است و مثل حساب جاري يك شخص، با مدارك كافي مي تواند وجوهي را برداشت و يا اقلا به حسابي ديگر برگشت دهد. يعني از حساب سير به حساب پياز بگذارد! معذالك مرا به راهنمايي و رانندگي ارجاع داد. كه خدا قسمت كافر نكند زيرا غير از شلوغي در 16 سال قبل سقف هاي ساختمان را كوتاه ساخته اند و خفه و تاريك؟ است - 8 به شهرك آزمايش مراجعه و داستان هفت خوان رستم را گفتم. مسئولين محترم با دلسوزي فرمودند خودتان بايستي با يك نفر كه مي خواهد در تهران پول براي گواهينامه بپردازد صحبت كنيد و فيش خودتان را به او؟ بدهيد! - 9 دو روز به شهرك آزمايش رفتم و در كنار باجه بانك ملي ايستادم ولي قبول نمي كردند و حق هم با آنها بود - 10 نتيجه من از بس كه معطلي كشيدم از اين 40000 ريال گذشتم. آيا اين كار اشتباه چه از راهنمايي چه از من و چه از شما مگر همشهري اين همه صرف وقت و تاكسي و مراجعه و صرف وقت درست؟ است و آيا پس از محرز شدن اينكه اين وجه به حساب وزارت كشور رفته و غير از فيش موجود از بانك مركزي هم مي توانند تاييد بگيرند و سپس اين وجه را به حساب مشهد منتقل كنند. آيا اين كار مدلي لازم؟ دارد يا ممالك خارج بايستي به ماياد؟ بدهند بحمدالله از نظر بانكي اطلاعات زيادي داريم.؟ ! اين داستان را براي درج در ستون آزاد نوشتم و فتوكپي فيش ها را هم تقديم كردم. فقط براي اطلاع مردم عزيز و مسئولين محترم.! در خاتمه چون من بحمدالله از لحاظ قواي فكري و عمل اسلامي وانساني سالم هستم و داراي 4 هنر هستم براي اينكه خوانندگان محترم همشهري خسته نشوند 4 بيت تقديم شما مي كنم. به همشهري نوشتم شرح حالم رساند بر همه حال و مقالم عجائب كار كوچك بين چها كرد به همشهري حكايت را رها كرد كشيدم داستان را بر حكايت ندارم قصد آزار و شكايت من از بهر خدا دردم نوشتم كه مالم را زناچاري به هشتم محمدحسين عطار