Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780125-44343S1

Date of Document: 1999-04-14

كتابهاي بدون صاحب را تجديد چاپ مي كنند! نيم نگاهي به بازار كتاب در سال 77 * در سال گذشته بارها شاهد تجديد چاپ كتابهاي بدون صاحب و همچنين كتابهايي بوديم كه پديدآورندگانشان تمامي حقوق مادي و معنوي اثر را به ناشر واگذار كرده بودند * برخي از ناشران شرط چاپ برخي كتابها را واگذاري امتياز دائم چاپ و نشر از سوي نويسنده يا مترجم به خود قرار داده اند * مشكل كاغذ نيز سال گذشته همچون سال هاي پيش، فراروي ناشران قرارداشت * در سال 77 كتابهاي گران قيمت و نفيس كه خريداران خاصي دارد، بازار پررونقي داشت انجام بعضي كارها، هم فال است و هم تماشا. مثلا وقتي از يك نويسنده يا شاعر سئوال شود كه كدام اثرش را بيشتر مي پسندد، جواب (با مختصر تفاوتي در عبارات ) چنين است كه: همه آثارم چون فرزندانم هستند و نمي توانم تبعيضي بين آن ها قايل شوم. اما وقتي همين پرسش در برابر ناشران قرار بگيرد، پاسخشان تفاوتي آشكار با پاسخ نويسندگان كمااينكه دارد وقتي در واپسين روزهاي سال گذشته، از برخي ناشران خواستيم تا بهترين كتاب خود در سال 1377 را مشخص كنند، اغلب از كتابهايي ياد كردند كه پرفروش تر بوده است وهنگام جمع بندي نتايج آن همه پرسي!! كه قرار بود به صورت گزارشي تنظيم شود و نشد، اين نتيجه به دست آمد كه ناشران طرف گفتگو كتابهايي بهتر از آنچه نام برده اند نيز منتشر ساخته اند. اما به دلايلي آن ها را جزو عملكردهاي موفق خودشان به حساب نمي آورند ودليلش هم پرواضح است. زيرا به گفته يكي از همان ناشران، هيچ تفاوتي بين توليد يك هزار جفت كفش و يك هزار جلد كتاب وجود ندارد. يعني اينكه توليد كتاب هم نوعي فعاليت انتفاعي است كه در آن برگشت سريع سرمايه، به اضافه سودي مناسب، يك اصل به حساب مي آيد و چاپ و نشر كتابي كه اين ويژگي را نداشته باشد، كاري عبث است! كه صد البته، اين حكم كليت ندارد و تمامي ناشران را شامل نمي شود. زيرا در طول سال 77 شاهد فعاليت ناشراني هم بوديم كه كتابها را بر مبناي تندفروش بودن يا پرفروش بودن آن ها براي چاپ انتخاب نكردند و بيشتر به ارزش علمي و فرهنگي كتابها نظر داشتند. راهكارهاي اقتصادي اگر چه دشوار است كه ناشر بتواند خود را به جاي خواننده قرار دهد و تشخيص دهد چه كتابي سريع تر در بازار جذب خواهد شد، اما اغلب ناشران، با توجه به تجارب حاصل از سال هاي فعاليت خود به سه راهكار مفيد براي فروش بهتر توليداتشان دست يافته اند: - 1 كتاب بايد ارزان تمام شود تا عده بيشتري از مردم تمايل و توان خريد آن را داشته باشند. - 2 كتاب بايد آسان ساده و همه پسند باشد. - 3 كتاب بايد لوكس و كلكسيونري باشد تا خريداران اهميت زيادي به قيمت پشت جلد آن ندهند. ازبين راهكارهاي ياد شده، ارزان از كار درآوردن كتاب كاري است هم محال و هم ممكن به، اين معنا كه با انتشار كتابهاي بلاصاحب، تجديد چاپ كتابهاي پرفروش، پايين نگهداشتن سطح دستمزد موءلف ومترجم، با خريد امتياز چاپ كتاب از موءلف يا مترجم مي توان تا حدي هزينه هاي توليد كتاب را پايين آورد. به همين جهت، در سال گذشته به كرات شاهد تجديد چاپ كتابهاي بلاصاحب و همچنين كتابهايي كه پديدآورندگانش تمامي حقوق مادي ومعنوي اثر را به ناشر واگذار بوديم كرده اند، ودر موارد متعددي ديديم و شنيديم كه ناشران شرط چاپ برخي كتابها را واگذاري امتياز دائم طبع و نشر از سوي نويسنده يامترجم قرار داده اند وچون اين شرط تقريبا عموميت داشت و از سوي بسياري از ناشران عنوان مي شد، بسياري از پديدآورندگان آثار ادبي در برابر آن سرتسليم فرودآوردند. اما همان گونه كه مي دانيم، هزينه هاي توليد كتاب، فقط در دستمزد نويسنده يا مترجم خلاصه نمي شود و به قول يكي از ناشران، وقتي راهي براي مهار ساير هزينه ها وجود ندارد، اين كار تنها مي تواند درصد ناچيزي از قيمت بكاهد. وگرنه، عمده ترين مشكل توليد كتاب كاغذ است كه سال گذشته نيز مانند سال هاي پيش، فراروي ناشران قرار داشت. و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت بازرگاني، فقط به كتابهاي مورد تاييد وزارت ارشاد، آن هم درحد امكانات و نه به اندازه نياز واقعي ناشران، كاغذ تخصيص دادند و از اين رو، برخي ناشران فقط بر حسب سهميه كاغذ خود مبادرت به چاپ كردند و بقيه ناچار به تهيه كاغذ از بازار آزاد و با قيمت هايي به مراتب گران تر از نرخ رسمي آن شدند و البته، عده اي هم كه كتابي مورد تاييد وزارت ارشاد نداشتند و نمي توانستند از بازار آزاد كاغذ تهيه كنند، كتابهايشان همچنان در نوبت انتشار ماند و لطمه اصلي اين امر به نويسندگان و خوانندگاني خورد كه از ارتباط با همديگر محروم ماندند. مشكل اما، فقط به گراني يا ناكافي بودن كاغذ محدود نبود. زيرا فيلم و زينك نيز از مواد مورد نياز براي توليد كتاب است، كه در سال گذشته قيمت آن ها به اضافه گالينگور افزايش چشمگيري نسبت به سال پيش يافت. علاوه بر اين هزينه هاي غيرمستقيم نشر نيز از مسابقه افزايش قيمت ها عقب نماند و اين هزينه هاي نامحسوس كه دستمزد ويرايش، تصحيح، طراحي جلد، صفحه آرايي و... را شامل مي شود نيز بالا رفت و به اين ترتيب، اغلب ناشران كه از نخستين راهكار، يعني ارزان از كار در آوردن كتاب نتوانستند طرفي ببندند، به سراغ دو راهكار ديگر، يعني انتشار كتب عامه پسند وكتابهاي كلكسيونري چون رفتند تجربه ثابت كرده كه در مورد اين دو نوع كتاب، عامل قيمت نقش چندان تعيين كننده اي ندارد. زيرا طرفداران كتابهاي آسان و ساده فراوانند و اگر عده اي علاقه مند به خريد آن ها نباشند، باكي نيست. زيرا حتما گروه ديگري وجود دارند كه خريدار آن ها باشند. به همين جهت، در بين كتابهايي كه در سال به 77 بازار عرضه شد عناوين متعددي از كتابهاي عامه پسند وجود داشت كه تعداد زيادي از آن ها نيز تجديد چاپي بود و ناشران، به قول معروف، با يك تير دو نشان زدند. يعني هم كتابي منتشر كردند كه خريداران بيشتري در انتظارش باشند وهم بابت حروف چيني، ويرايش، تصحيح، فيلم، زينك و... هزينه اي نپردازند و جالب اينكه از نويسنده اي نيز كه دقيقا بيست سال بود هيچ كتابي از وي منتشر نشده بود، اما كتابهاي گذشته اش به صورت زيرا كسي فروش فوق العاده و قيمت بالايي داشت، دو كتاب جديد به بازار عرضه شد و هر دو هم، بااستقبال خوبي روبرو شد. و بالاخره بايد نگفته نگذاشت كه در سال 77 كتابهاي گران قيمت ونفيسي هم كه خريداران خاصي دارد كه فقط آن ها را براي آرايش ويترين هاي قيمتي خانه هاي گران قيمت خود مي خرند و اهميت چنداني نيز به بهايش نمي دهند، بازار پررونقي داشت و مجموعه كتابهاي عكس، كتابهاي خوشنويسي شده و... با كاغذ گلاسه مرغوب و چاپ هاي چهاررنگ نفيس، بخشي از فعاليت هاي ناشران را تشكيل داد كه البته، فعاليت سودمندي!! بود. در رابطه با اين نوع كتابها، يكي از ناشراني كه در سال گذشته عمده فعاليتش محدود به توليد كتابهاي لوكس بود، گفت: چاپ فقط پنج هزار جلد از كتابي گران قيمت، در يك سال، به مراتب بهتر از چاپ چندين كتاب متفرقه است. زيرا فروش رفتن اين نوع كتابها قطعي است و خريداران اعتنايي به قيمت آن ها ندارند، در حالي كه فروش رفتن كتابهاي ديگر احتمالي است و تازه، به فرض فروش رفتن، سود چنداني از چاپ آن ها عايد نمي شود. پيش فروش كهنه ها يكي ديگر از شگردهايي كه در سال گذشته برخي ناشران به كار بردند و هدف از آن را بيشتر بايد افزايش نقدينگي دانست، پيش فروش كردن كتاب دانست. به اين معنا كه عده اي از ناشران با چاپ فرم هايي در مطبوعات و اعلام يك شماره حساب بانكي، از خريداران خواستند تا ابتدا وجوهي را به حساب ناشر واريز كنند تا كتاب بعد از انتشار به آدرسشان فرستاده شود. يعني پيش فروش كالايي كه خواننده از كيفيت آن هيچ اطلاعي ندارد. البته، اين شيوه قبلا هم در ايران اعمال شده و در مواردي كه چاپ كتابي مستلزم سرمايه گذاري كلاني بوده، از مشاركت هاي مردمي براي سرمايه گذاري استفاده به عمل آمده. يا گاهي كه احتمال داده شده كتابي داراي مخاطبان محدود است، با استفاده از شيوه پيش فروش، كتاب فقط به تعداد خريداران چاپ شده و در نتيجه ناشر ضرر و زياني نديده است. اما در سال در گذشته، چند مورد، ناشراني مبادرت به پيش فروش كتابهاي چاپ قديم و به اصطلاح در انبار مانده خود با قيمت هاي جديد كردند و در چند مورد نيز كتابهاي پيش فروش شده اي كه چاپ و به آدرس خريداران ارسال شد، از خطر حجم و كيفيت تناسبي با مبلغي كه از خريدار اخذ شده بود، نداشت و خريداران مغبون شدند و چه بسا كه عده اي اعتماد خود را به پيش خريد هر نوع كتاب ديگر در آينده، از دست دادند. و حرف آخر اينكه; در سال گذشته خريداران واقعي كتاب ثابت كردند به ارزش فرهنگي كتاب بيش از قيمت آن اهميت مي دهند و به همين اعتبار نيز همين گرايش به كتابهاي خوب، چاپ برخي كتابها را به ناشران قبولاند كه اميد است در سال جديد نيز اين رويه ادامه يابد و ناشران نيز چون خريداران كتاب، اصل را برارزش فرهنگي كتاب قرار دهند و به موازات اين امر، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تسهيلات بيشتري براي ناشرين قايل شود تا براي پيشگيري از ضرر و زيان، ناچار به كاستن از كيفيت كتابها يا انتشار كتبسطحي و عامه پسند نشوند. پروانه آبكناري