Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780124-44339S7

Date of Document: 1999-04-13

شهري... كه بسيار كس جست و آن را نيافت نگاهي به شهر آرماني در شعر نظامي شهر آرماني در نگاه شاعر و انديشمند ايراني پديده اي است آن جهاني و مثل صورت هاي ديگر انديشه ورزي، پررمز و راز جلوه مي كند. اگر در شهر آرماني غرب، سخن از اندازه و شمار و جا و مكان مي رود شهر ايراني از جنس ديگري است. پر از شادي و رنگ و بو است، بوستاني از بهشت است. رود و جوي در همه شهر جاري است و آب آن روشن و خوش گوار است. نه گرماي شهرگرم است و نه سرماش سرد. هواي آن هميشه بهار نظم است كائنات هم در اين شهر قرار ديگري دارد، خورشيد و ماه و ستارگان فقط سالي يك بار غروب مي كنند. اگر شهر آرماني، عالمي ديگر است ساكنان شهر نيز آدمياني ديگرند. از دروغ مي پرهيزند، نه سخن چيني مي كنند و نه فتنه جويي. در غم و شادي شريكند و چيزي را از هم دريغ نمي ورزند. چنان پاك و پرهيزگارند كه شهر نياز به شحنه و پاسبان ندارد. همه راست كردارند و عمرشان طولاني است. آرمان شهر در انديشه شاعر ايراني بااسطوره و خيال در آميخته است. شهر آرماني نظامي، نمونه اي برجسته از آرمان شهرهاي اسطوره اي ايراني است. * زندگي و هنر حكيم نظامي (حدود 535 تا 604 هجري ) حكيم جمال الدين ابومحمد الياس بن يوسف بن زكي بني مويد معروف به نظامي گنجوي از شاعران بزرگ داستان سراي ايران است كه در حدود سال 535 هجري در گنجه به دنيا آمدو بيشتر عمر خود را در اين شهر گذراند. نظامي از ابتداي جواني به تحصيل پرداخت و در تمام رشته هاي علوم متداول مانند علوم طبيعي و الهي و طب و نجوم مهارت يافت. بزرگ ترين اثر نظامي خمسه يا پنج گنج است كه به طرز مثنوي سروده و در حدود بيست و هشت هزار بيت دارد. خمسه شامل پنج كتاب است: مخزن الاسرار، ليلي و مجنون، خسرو و شيرين، هفت پيكر، اسكندرنامه. نظامي نوع شعر تمثيلي را به حد كمال رسانده است. او به سبب داشتن ذهن خيال پرداز و آشنايي با علوم مختلف، مفاهيم و تشبيهات را با قدرت تمام در شعر خود به كار مي برد. نيروي تخيل نظامي در وصف بسيار قوي است و در داستان سرايي مهارت خاصي دارد. بي دليل نيست كه پژوهشگر روسي، پيتر چلكوفسكي، عقيده دارد نظامي يكي از بنيانگذاران اصلي نمايشنامه براي خواندن در ادبيات فارسي است. در نمايشنامه هايي كه نظامي براي خواندن نوشته، زنجيره رويدادها با دقت تنظيم شده است تا پيچيدگي روان شناختي داستان را افزايش دهد. پژوهشگران غربي گرايش دارند به اين كه تكوين طرح داستان و شخصيت پردازي در ادبيات داستاني جديد ايران را به تاثير رمان هاي غربي نسبت دهند. اما اگر فردوسي و نظامي و همتايان آنان و نيز سنت تئاتر عاميانه ( تعزيه ) را در نظر بگيريم در آن صورت مي توان گفت كه اين موضوع ريشه هاي بومي هم دارد. * شهر آرماني در شعر نظامي نظامي شهر آرماني را در بخش پنجم از پنج گنج خويش، يعني اسكندرنامه روايت اسكندر مي كند به روايت نظامي هم پادشاه است و هم پيامبر و هم كشورگشا; البته از عيش و نوش هم روي گردان نيست. او پس از شكست دادن دارا بر تخت پادشاهي مي نشيند. روشنك را به زني مي گيرد و با نوشابه به بزم مي پردازد. اسكندر نظامي از پادشاهي گذشته، پيامبر و پيشواي بلند اختران است: به دانستن علم هاي نهان تمامي جز او را نبود از جهان سروش آمد از حضرت ايزدي خبر دادش از خود در آن بيخودي چنين گفت كافزون تر از كوه و رود جهان آفرينت رساند درود برون زان كه داد او جهانباني ات به پيغمبري داشت ارزاني ات اما نظامي كه فرجام نمايشنامه اش را از پيش پرداخته است بيش از پادشاهي و پيامبري، اسكندر را كشور گشا و جهان جوي مي داند. او همه جا را زير پا مي گذارد. به كوه البرز مي رود و به دعاي زاهدي، دز دربند را مي گشايد: چو لشكر سوي كوه البرز راند به هر ناحيت نايبي را نشاند در آن تاختن كارزومند بود رهش بر گذرگاه در بند بود ز خشم خدا منجنيقي رسيد دز افتاد و ناگاه درهم دريد سر از غار كيخسرو درمي آورد و به ري و گيلان و نيشابور و خراسان لشكر مي كشد: به گرد خراسان برآمد تمام به هر شهر آورد لختي مقام خراسان و كرمان و غزنين و غور بپيمود هريك به سم ستور اسكندر پس از ايران زمين، به هندوستان و چين و روس مي رودو با روسيان به نبرد مي پردازد. سرانجام پس از هفت جنگ برروسيان چيره مي شود: سكندر در آن حرب چون شير مست يكي حربه پهلواني به دست سوي روس آورد يك تركتاز چو تند اژدهايي دهان كرده باز برآورد پيروزي شاه دست به قنطال روسي درآمد شكست اسكندر در ادامه جهان گردي اش به مردماني مي رسد كه از آزار و اذيت قومي ياجوج نام در عذاب او هستند سد اسكندري را براي جلوگيري از هجوم آن قوم مي سازد: بدان گونه سدي ز پولاد بست كه تا رستخيزش نباشد شكست چو طالع نمود آن بلند اختري كه شد ساخته سد اسكندري اسكندر پس از آن همه عالم روي هنوز سرگردان است. نظامي نيز نگران از گذران عمر، اسكندر را شتابان به سوي شهر آرماني خويش مي راند: از آن مرحله سوي شهري شتافت كه بسيار كس جست و آن را نيافت اسكندر يك ماه در كوه و دشت مي تازد. به جايي مي رسد آراسته و زيبا. راهي است پرباغ و باغ هايش بي در و ديوار. آب، روان است و كار و كشت برقرار، همه چيز خبر از جايي ديگر مي دهد: پديدار شد شهري آراسته چو فردوسي از نعمت و خواسته دري بر دروازه شهر نيست و بر در دكان قفلي نيست. اسكندر از آن حيرت مي كند و از مقيمان شهر مي پرسد: بدين ايمني چون زييد از گزند كه بر در ندارد كسي قفل و بند همان باغبان نيست در باغ كس رمه نيز چوپان ندارد ز پس شباني نه و صد هزاران گله گله كرده بر كوه و صحرا يله چگونست و اين ناحفاظي زچيست حفاظ شما را تولا به كيست مردم شهر در پاسخ به اسكندر از رسم و راه زندگي خويش مي گويند: چنان دان حقيقت كه ما، اين گروه كه هستيم ساكن درين دشت و كوه در كجروي بر جهان بسته ايم ز دنيا به دين راستي رسته ايم دروغي نگوييم در هيچ باب به شب باژگونه نبينيم خواب ندارد ز ما كس ز كس مال بيش همه راست قسميم در مال خويش شماريم خود را همه همسران نخنديم بر گريه ديگران ز دزدان نداريم هرگز هراس نه در شهر شحنه نه در كوي پاس نداريم در خانه ها قفل و بند نگهبان نه، با گاو و گوسفند سخن چيني از كس نياموختيم ز عيب كسان ديده بردوختيم تجسس نسازيم كاينكس چه كرد فغان بر نياريم كان را كه خورد كسي گيرد از خلق با ما قرار كه باشد چو ما پاك و پرهيزگار اسكندر سرگشته فرو مي ماند و با خود مي گويد: نخواهم دگر در جهان تاختن به هر صيد گه دامي انداختن فرستادن ما به دريا و دشت بدان بود تا بايد اين جا گذشت و آن جا شهري بود ناكجا همان كه نظامي درباره آن گفت: از آن مرحله سوي شهري شتافت كه بسيار كس جست و آن را نيافت * نتيجه گيري نظامي در روزگاري مي زيست كه بخش وسيعي از جهان درگير جنگ هاي صليبي بود و در سرزمين ايران نيز جنگ و ناامني حاكم بود. زادگاه نظامي يعني شهر گنجه در ناحيه اران قرار داشت كه سرحد قسمتي از دنياي اسلام با دنياي مسيحيت بود. مسيحي هاي روس و گرجي و ارمني از سر تعصب ديني يا به تحريك امپراتوري بيزانس، شهرهاي اطراف و از جمله گنجه را گهگاه غارت مي كردند. در ايران هم دولت متمركز و قدرتمندي وجود نداشت. سلجوقيان، اتابكان و حاكمان محلي در هرگوشه اي از ايران حكومت مي كردند. علاوه بر اين ها، فقط چندسال پس از مرگ نظامي، سرزمين ايران و گنجه دستخوش غارت و هجوم ويرانگر مغول ها شد. بنابراين تصوير دلنشيني را كه نظامي از شهر آرماني خود مي آفريند كاملا مغاير با واقعيت هاي روزگار مي بينيم. ناكجاآباد نظامي به راستي بازآفريني ذهني شاعر از جامعه آرماني اوست. ناصر برك پور * فهرست منابع - 1 اصيل حجت الله آرمان شهر در انديشه ايراني نشر ني چاپ اول. 1371 - 2 چلكوفسكي پيتر نظامي: نمايشنامه نويس چيره دست نشر دانش سال دهم شماره اول. 1368 - 3 خانلري ( كيا ) زهرا فرهنگ ادبيات فارسي دري انتشارات بنياد فرهنگ ايران. 1348 - 4 زرين كوب عبدالحسين پيرگنجه در جست وجوي ناكجاآباد انتشارات علمي چاپ اول. 1372 - 5 نظامي گنجه اي كليات خمسه چاپ چهارم انتشارات اميركبير. 1366