Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780123-44325S8

Date of Document: 1999-04-12

چشم انداز ما نبايد اشتباه كنيم چندي پيش برنامه اسكان سازمان ملل ( هابيتات ) اعلام كرده بود رشد فزآينده شهرنشيني و دشواري هاي همزاد با آن بزرگترين چالش رودرروي بشر در قرن بيست و يكم است و از هم اكنون براي مقابله با اين چالش كشورهاي جهان مي بايست به دركي نو از مديريت شهري دست يابند. دركي كه متاسفانه در حال حاضر اغلب نارسا و بازدارنده است. درباره نارسابودن قصورمراجع ذيربط از وظايف و كاركردهاي اصلي مديريت شهري در كشور ما نشانه ها و نمونه ها بسيار و متعدد است. اما قطعا ترين تيپ آنها، طرح واگذاري روزنامه همشهري به سازمان مراكز فرهنگي و هنري تهران است. از ابتداي دهه هفتاد با توجه به كمبود شديد مراكز فرهنگي در تهران، شهرداري ايجاد و گسترش اينگونه مراكز را به عنوان يكي از سرفصل هاي اساسي پروژه نوسازي شهر قرار داد. كه حاصل آن راه اندازي طيف گسترده اي از فرهنگسراها، خانه هاي فرهنگ، آموزشگاهها و... با حوزه هاي فعاليت متفاوتي همچون ورزش، هنر، بهداشت، تفريح و... بود. فارغ از مسائل سياسي اين فكر كه هدايت و راهبري اين مراكز نيازمند سامانه اي با مديريت متمركز است، قطعا به دور از منطق نبوده و از اين نظر تشكيل سازمان مراكز فرهنگي و هنري قابل اعتناست. اما به ظاهر اصلا توجه نشده است كه روزنامه همشهري با ديگر مراكز فرهنگي ايجاد شده توسط شهرداري تفاوت ماهوي دارد و اين روزنامه در مرحله نخست ابزار اطلاع رساني خود شهرداري و عامل ارتباط آن با شهروندان است و اصولا نمي توان آن را مركزي فرهنگي به شمار آورد كه فعاليت آن مبتداي به خود باشد. پيچيدگي مديريت كلان شهرها ايجاب مي كند كه امروزه شهرداري هاي تمامي شهرهاي بزرگ جهان داراي ابزارهاي ارتباطي قوي، حتي كانال هاي بيست و چهار ساعته تلويزيوني باشند. (براي مثال شهرداري استانبول داراي چندين كانال تلويزيوني، راديويي و روزنامه كثيرالانتشار است كه محتواي اغلب آنها گوشزدكردن وظايف شهروندان در قبال موقعيت توريستي اين شهر است و به همين رو با وجود ازدحام و تراكم جمعيت در استانبول، اين شهر تميزترين شهر تركيه و شايد يكي از تميزترين شهرهاي جهان به شمار مي آيد )اما شهرداري تهران براي ارتباط مستقيم با حدود ده ميليون شهروندي كه در قبال حيات آنها مسئوليت مستقيم دارد، فقط متكي به يك ابزار ارتباطي، روزنامه همشهري است و بس. آيا مي توان پذيرفت تهران تنها كلانشهر جهان باشد كه مديريت آن هيچ ابزار ارتباطي در اختيار؟ ندارد اگر تناسب برقرارشده ميان روزنامه همشهري و سازمان مراكز فرهنگي و هنري تهران را درست بدانيم، مي بايست مركز خدمات موتوري شهرداري نيز به وزارت صنايع، سازمان پاركها و فضاي سبز آن به سازمان جنگل ها و مراتع، معاونت ترافيك آن به نيروي انتظامي و معاونت فني و عمراني آن به وزارت مسكن و شهرسازي واگذار شود. عقل سليم چنين چيزي را؟ مي پذيرد محتواي غالب روزنامه همشهري در هفت سال فعاليت آن پرداختن به محيط زيست و فرهنگ شهرنشيني و مسائل مربوط به آن بوده است. هم از اين رو اصولا اين روزنامه تنها ارگان هواداران محيط زيست در كشور به شمار آمده و در هر دو دوره برگزاري مسابقه محيط پاك به عنوان رسانه زيست محيطي برتر ايران انتخاب شده آيا است در افكندن اين روزنامه به ورطه مجادلات سياسي تنها صداي سبزخواهان كشور را خاموش نخواهد؟ كرد تجربه ناموفق دوستان مدعي تصاحب همشهري در اداره رسانه هاي جمعي، كه ذكر موارد آن پرتفصيل و طولاني است، اين نگراني را بسيار دامن مي زند. يكي از مشهورترين شهرسازان دنيا مي گويد: من در دلم هيچوقت نگفته ام شهر، هميشه مي گويم اجتماع ميليون ها قلب، شهر هرگز براي من ملغمه آهن و سيمان نيست، اجتماع ميليون ها قلب نگران است كنار يكديگر به همين خاطر من حق ندارم حتي يك قدم اشتباه بردارم... اميدوارم دوستاني كه براي تنها سبزخواني صداي كشور تصميم مي گيرند، يك بار ديگر گفته هاي اين شهرساز را مرور كنند. ناصركرمي